هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور
هفته نامه عصر ارتباط - اولین و پر تیراژترین هفته نامه iCT کشور

جوانان منتظر دولت نمانند

پدر استارت‌آپ‌های ایران به انگلیس رفت
پدر استارت‌آپ‌های ایران به انگلیس رفت

چند سالی است كه هیچ خبری از او شنیده نمی‌شود، هیچ‌كدام از دو خط موبایلش را هم جواب نمی‌دهد؛ از طریق تلگرام به او پیام می‌دهم و معلوم می‌شود كه از كشور رفته و حالا ساكن انگلیس است. قرار می‌گذاریم از طریق تماس صوتی واتس‌اپ با هم صحبت كنیم. پای صحبتش كه می‌نشینم، با لحن خاكی و افتاده‌ای توضیح می‌دهد دو سالی است كه از ایران رفته. می‌گوید: درست است كه در ایران فرهنگ مردم بالا رفته اما هنوز هم برای خیلی چیزها آدم را مسخره می‌كنند.

صدایش را صاف كرده و اضافه می‌كند: در ایران حمایت نشدم، درآمد آنچنانی هم نداشتم اما با این وجود نوآورانه بودن كسب‌وكارم در كنار ایده‌های متفاوتی كه استفاده كردم باعث شد كه اخبار مرا در 480 رسانه جهان از جمله در نشریات بین‌المللی و معتبری همچون اشپیگل آلمان و گاردین بریتانیا پوشش دهند.

البته با وجود درآمد کم، او کسب‌وکار خود را به‌هیچ‌وجه شکست‌خورده نمی‌داند و فقط می‌گوید درآمد کمی داشت که بخشی از آن به علت پایین بودن نرخ واکس (2 تا 3 هزار تومان)، وجود برخی مشکلات فرهنگی و همکاری نكردن نهادهای ذی‌ربط با او بوده است، وگرنه او با تمام سختی‌هایی که پیش پای او و کسب‌وکار نوپا و ناشناخته‌اش بود، 9 سال پشتکار داشت و ایستادگی کرد.

او در ادامه صحبت‌هایش تاکید می‌کند رفته تا اندکی سرمایه جمع کند و دوباره به ایران بازگردد.

اینها حرف‌های كسی است كه شاید برای اولین بار در كشور در شرایطی كه حرف استار‌ت‌آپ و كسب‌وكارهای نوپا هنوز اصلا مطرح نشده بود، بی‌ادعا و البته با كلی ایده‌های رنگ و وارنگ خشت‌های اولیه استار‌ت‌آپ كسب‌وكارهای نوین امروزی را بنیان نهاده باشد.

آن‌طور كه خودش می‌گوید، از سال 2006 برای اولین بار در ایران كسب‌وكار خود را به‌صورت تلفنی راه‌اندازی كرده است. البته او خیلی زود به فكر ارایه تجارتش بر بستر اینترنت هم می‌افتد و مشتریانش این امكان را می‌یابند تا از طریق ایمیل هم درخواست خدمت كنند. با یك حساب سرانگشتی متوجه می‌شوم 11 سال پیش كه او شروع به ارایه خدمت بر بستر تلفن همراه و بعد اینترنت كرده هنوز بسیاری از كسب‌وكارهایی از این دست نه‌تنها در ایران، چه‌بسا در دنیا هم راه‌اندازی نشده بودند.

به او می‌گویم شما با این حساب كه از سال 85 شروع به‌كار كرده‌اید پدر استار‌ت‌آپ‌های ایرانی محسوب می‌شوید؛ با تواضع و البته كمی دستپاچگی پاسخ می‌دهد: «ما كوچیك شما هستیم.»

در سال‌های اخیر گزارش‌های بسیاری در خصوص «علی حسن‌خانی» یا همان «علی واكسیما»ی مشهور منتشر شده است و البته فیلم‌ها و عكس‌های خودروی كفش‌مانند یا كفش غول‌پیكری كه در خیابان‌های تهران حركت می‌كند هم در شبكه‌های اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

**علی واكسیما درواقع اولین واكسی تلفنی ایران و البته شاید جهان بود كه البته به‌دلیل طرح‌های نوآورانه‌ای كه در ارایه خدمتش داشت خیلی هم مورد توجه قرار گرفت. به‌جز طراحی جالب موتورش به شكل یك كفش غول‌پیكر، شهرت علی دلیل‌های بسیار زیاد دیگری هم داشت كه او را بیش از پیش می‌توان به‌عنوان پدر استار‌ت‌آپ‌‌های ایرانی مطرح کرد. **

علی واكسیما همیشه كت‌وشلوار و كراوات به تن داشت و وقتی دست به كفش می‌شد، روی همان كت و شلوار یك پیش‌بند مرتب می‌پوشید. پخش موسیقی دلخواه با پلیری كه همیشه همراهش بود و عطر زدن به بند كفش‌ها از دیگر نكاتی بودند كه توجه مشتریان این واكسی مشهور تلفنی و اینترنتی را به خود جلب می‌كرد.

آن‌طور كه خودش می‌گوید، او هنوز هم 1700 شماره ثبت‌شده از مشتریانش در ایران دارد كه هر از چند گاهی از طریق شبكه‌های اجتماعی با آنها در تماس است.

**مانند خیلی از استار‌ت‌آپ‌های دیگر، علی واكسیما نیز برای كسب‌وكار خودش یك شعار داشته: «حتی اگر لباس پاره می‌پوشی، كفش‌هاتو واكس بزن.»**

جالب است بدانید آن‌طور كه خودش می‌گوید، او حتی برند علی واكسیما را با شماره ثبت 158 در ایران ثبت كرده است و قصد دارد پس از چند سال كار در انگلیس و جمع كردن پول حتی این برند را ثبت جهانی كند.

موفقیت علی حسن‌خانی در جا انداختن برند علی واكسیما به‌قدری بوده كه به گفته این استار‌ت‌آپ كهنه‌كار سخنرانان انگیزشی همچون علیرضا آزمندیان و احمد حلت هم در خصوص چگونگی موفقیتش با او صحبت كرده‌اند.

از دیگر نكات جالب در خصوص پدرخوانده استار‌ت‌آپ‌های ایرانی، این بوده كه مشتری‌های او هم گاه از میان رده‌های بسیار بالا بوده‌اند و در چند سفارتخانه هم به ارایه خدمت به سفرا و كاركنان سفارتخانه‌ها پرداخته است.

از او می‌پرسم چه شد كه از ایران رفتید؟ كمی تامل می‌كند و بعد می‌گوید: در ایران حمایت نمی‌شدم. قصدم این بود كه در كشور واكسی‌ها را ساماندهی كنم و پس از شركت آنها در كلاس‌های آموزشی كه طراحی می‌كنم برایشان كارت شناسایی صادر كنم تا بتوانند تحت نظارت برند علی واكسیما كار كنند. اما برخورد مسوولان شهرداری و سایر مسوولان مرتبط خوب نبود. می‌گفتند تو برو واكست را بزن.

از من می‌پرسد تا حالا تركیه رفته‌ای، پاسخ منفی می‌دهم. ادامه می‌دهد: جالب است بدانید كه در تركیه صندوق‌های خاصی هست كه واكسی‌ها باید از شهرداری اجاره كرده و با آن كار كنند؛ به این ترتیب كه هركس می‌خواهد كفشش را واكس كند آن را روی صندوق‌ می‌گذارد و یك نوع ساماندهی وجود دارد كه در كشور ما نیست.

بر خلاف بساط‌های کلاهبرداری که این روزها به اسم برگزاری رویدادهای آموزش استارت‌آپ‌ها و منتورهای تقلبی که حتی در کارنامه خود سابقه راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک هم ندارند، واقعیت این است كه علی واكسیما خوب صحبت می‌كند و اطلاعات خوبی هم دارد كه نشان از سال‌ها تجربه برای محقق كردن ایده‌های بلندپروازانه اوست.

در حالی كه در دل تحسینش می‌كنم، از او می‌پرسم كه آیا در انگلیس هم همین كار واكسی را انجام می‌دهد، پاسخ منفی داده و می‌گوید:** اینجا مانند ایران نیست، اگر بخواهید كنار خیابان كار كنید ابتدا باید از محل مورد نظر عكس گرفته و رضایت مغازه‌های اطراف را جلب كنید؛ البته بعد از آن هم نیاز به پرداخت پول نیست و صدالبته كه مانند ایران هم نمی‌ریزند بساطتان را به یكباره جمع كنند. ** الان دارم كار دیگری اینجا انجام می‌دهم، اما قصد دارم پول جمع كرده و به ایران برگردم و با قدرت بیشتری كار سابقم را در سطح جهانی ادامه دهم.

برایش توضیح می‌دهم كه این روزها در ایران تب و تاب شروع یك كسب‌وكار از صفر و با یك ایده خیلی داغ شده است و جوانان بسیاری با ایده‌های جدید پا به عرصه تجارت می‌گذارند؛ از او می‌خواهم تا باتوجه به سابقه طولانی فعالیت استار‌ت‌آپی‌اش راهنمایی به این جوانان داشته باشد. صدایش را صاف كرده و لحنش را جدی‌تر از قبل می‌كند و سپس با طمانینه می‌گوید: **جوان‌ها از دولت نخواهند برای آنها كاری كنند، بلكه كاری كنند كه خودشان الگوی دولت شوند.**

پس از كمی مكث ادامه می‌دهد: در كشور ما فضایی هست كه جوان‌ها كسر شان خود می‌دانند برخی كارها از جمله واكس‌زدن را انجام دهند كه البته نباید این‌گونه باشد.

به نظرم علی واكسیما به‌عنوان كسی كه از صفر شروع كرده مشكلات راه‌اندازی یك كسب‌وكار نوپا را بهتر از بسیاری از به‌اصطلاح منتورهای امروزی می‌داند و نقدهایش را در خصوص حمایت نكردن دولت از ایده‌های نو و بلندپروازانه و مغرور بودن جوانان كشور كاملا وارد می‌دانم.

تصور می‌کنم شاید اگر فضای برخی از كافه‌های استار‌ت‌آپی فعال كشور به جای تبدیل شدن به محفلی برای خوردن نوشیدنی، تماشای فیلم و ذكر صحبت‌های كلیشه‌ای و تكراری به‌گونه‌ای باشد كه امثال علی واكسیما هم بتوانند تجربه‌های واقعی (و نه در حرف و بر كاغذ) خود را به جوانان صاحب ایده منتقل كنند، روزهای آفتابی و بهتری در انتظار كسب‌و‌كارهای نوپای ایرانی باشد و در حالی كه در همین افكار غرق شده‌ام با علی واكسیما خداحافظی می‌كنم.

درج دیدگاه

بررسی بازی