فعالان بخش فاوا پلاسکو را فراموش نکنند!
عصر ارتباط - اولین و پر تیراژ ترین هفته نامه ict کشور

فعالان بخش فاوا «پلاسکو» را فراموش نکنند!

  • 200


    نشست خبری هیات ویژه بررسی حادثه پلاسکو با شعار “پلاسکو را فراموش نکنیم” روز شنبه 96.01.19 در سالن جابربن‌حیان دانشگاه تربیت مدرس تهران برگزار شد و در آن، رییس این هیات ویژه، به خبرنگاران و دانشجویان حاضر در نشست خبری گفت: «یک نارسایی انباشته شده در سال‌های اخیر» در این حادثه نقش داشته است.

    پرسش نگارنده یادداشت حاضر این است: آن «یک نارسایی انباشته شده» از منظر بخش فاوا چه می‌تواند باشد؟ و معنای ملموسش برای کاربران خدمات بخش فاوا چیست؟

    تفصیل آن «یک نارسایی انباشته شده»

    1‌- 14 سال پیش هنگامی که 44 کشور، کمک‌های انسان‌دوستانه خود را برای حادثه‌دیدگان زلزله بم فرستاند، سگ‌های جستجوگرشان دارای گردنبند ردیابی دیجیتالی و اعضای یارگان نجات دارای دستبند شناسایی رادیویی (RFID) بودند و هر یک از اعضای یارگان امداد و نجات، اعم از سگ یا انسان، در درون شبکه‌ای محلی (Area Network)   پایش می‌شد. اما آتش‌نشانان ما در عملیات پلاسکو فاقد چنین ابزاری بودند. این است یکی از آن «یک نارسایی انباشته شده»!

    2‌ - 14 سال، امدادگران خارجی مستقر در بم، مجهز به نقشه ماهواره‌ای نشان‌دهنده وضعیت پیش و پس از زلزله بودند، اما مدیریت بحران آتش‌نشانی پلاسکو فاقد یک نقشه ساختمانی از محل حادثه بود و در نتیجه غافل از وجود یک منبع سوخت در زیرزمین ساختمان و حجم سوخت درون آن (انفجار همین منبع، باعث فروپاشی ساختمان و کشتار ناشی از آوار شد). در حالی که امروزه نقشه‌های ساختمانی سه‌بعدی که نشان‌دهنده تمام جزییات ساختمان است، دیجیتالی تولید و نگهداری می‌شوند و برای تصمیم‌گیری در دسترس کارشناسان قرار می‌گیرند. این است یکی دیگر از آن «یک نارسایی انباشته شده»!

    3‌ - سازمان ملل متحد از سال 2010 تا 2015 کارزار تاب‌آورسازی شهرها را در سطح جهان، ساماندهی کرده و تحت عنوان United Nations International Strategy for Disaster Recovery وبگاهی به نشانیِ:   unisdr.org/campaign/resilientcities را به منظور آماده‌سازی شهرداری‌ها برای اجتناب از حوادث ناگوار، بالابردن تحمل‌پذیری شهرها در شرایط مواجهه با بلایا و بازیافت‌پذیری سریع آنها به شرایط بهنجار، راه‌اندازی کرده بود. نمایندگان و ماموران شهرداری‌های بزرگ ایران، ازجمله شرکت‌کنندگان در نشست‌های کارزار UNISDR بودند. در نتیجه (برای مثال) شهرداری‌های تهران و مشهد چند همایش را به همین مناسبت برگزار کردند و در آنها بر لزوم آماده‌سازی شهرداری‌ها، به خدمت گرفتن مدیریت تغییر برای اعمال موفق مدیریت مخاطره فناوری به کمک «بیگ‌دیتا»، چیزنت (IoT) و گفتمان‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در شهرها تاکید ورزیدند. اما در صحنه پلاسکو، خبری از فاوا و فناوری‌های نوین نبود، اثری از آماده‌سازی برای مدیریت بحران دیده نمی‌شد و چون کمتر کسی از اصطلاح اقتصاد مقاومتی، پلی به رزیلینس و تاب‌آوری می‌زند، سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، آرمانشهری گفتمانی و برنامه‌ای بر نامه و روی کاغذ باقی‌ ماند. این هم یکی دیگر از آن «یک نارسایی انباشته شده» است!

    4‌ - در حالی که تعدادی از کسب‌وکارهای مستقر در ساختمان پلاسکو بیمه بودند و نهاد بیمه خودبه‌خود، بهترین و عمده‌ترین عامل تاب‌آورسازی استاندارد اماکن است، استانداردها و معیارهای ایمن‌سازی فیزیکی ساختمان پلاسکو توسط کارشناسان بیمه رعایت، کنترل و تامین نشده بودند. این است نمونه‌ای دیگر از آن «یک نارسایی انباشته شده»                                                                                                                                                                     

    5‌ - در بیگ‌دیتای شهرداری تهران، حداقل یک ویدیو وجود داشت و پس از واقعه به سراغش رفتند و در رسانه ملی آن را پخش کردند که نشان می‌داد: شهردار محترم تهران ظاهرا آن حادثه ناگوار را آینده‌نگری و پیش‌بینی کرده بود، بی آنکه شورای محترم شهر، از آن نتیجه‌گیری کند و تصمیمی یا کاری در قبال آماده‌سازی مدیریت شهری برای تجهیز، اجتناب و بازیافت‌پذیرسازی (تاب) انجام دهد، **تو گویی ویدیوگرفتن از مذاکرات شهردار و شورای شهر و تهیه آرشیو دیجیتالی فقط کارکرد و کاربرد توجیه دارد و بس!** 

    چرا فعالان بخش فاوا نباید پلاسکو را فراموش کنند؟

    اگر بقا در عین سلامت، ازجمله اهداف عالی‌ هر انسان و هر مدیر است، تدبیری که پایداری و بقای سلامتی نظام را در هر شرایطی تضمین می‌کند، عالی‌ترین اندیشه‌ای است که انسان مدرن به‌ آن دست یافته است. نام این تدبیر را در سیاست‌های کلی نظام، «اقتصاد مقاومتی» گذاشته‌اند و ‌ قبول می‌کنم که – از دال یا صورت واژگانی آن نمی‌توان مدلول‌های متعالی و متکثرش را حدس زد، مانند: تاب‌آورسازی قلیمی، تاب‌آورسازی سرزمینی، تاب‌آورسازی اجتماعی، تاب‌آورسازی شهری، تاب‌آورسازی سازه‌ها و ساختمان‌ها، تاب‌آورسازی سازمان‌ها، تاب‌آورسازی سامانه‌های فاوا، تاب‌آورسازی نظامات ملی و تاب‌آورسازی نظام بانکداری جهانی. اگر نیک بنگریم: در دومین سال اقتصاد مقاومتی، همه این مدلول‌ها (به‌جز آن آخری) برای ما مطرح و موضوع مهندسی و مدیریت‌اند؛ اما هریک، metrics  و شاخص‌های اندازه‌گیری ویژه مربوط به همان موضوع را دارد. این درحالی است که از چند سال پیش تاکنون، مقوله اقتصاد مقاومتی و تدبیر رزیلینس در مدیریت‌های اجرایی ما مطرح است، اما کار چندانی در سطح دستگاهی و ملی حتی در قبال اجماع‌سازی برای درک درست آن انجام نداده‌ایم. بدیهی است: تا موضوعی به این مهمی، درک نشود، فعالیتی درست بعید است در قبال تاب‌آورسازی نظام در شرایط مواجهه با بحران و مدیریت موفق بحران، صورت پذیرد.

    حادثه پلاسکو نشان داد اگر طراحان سامانه‌های فاوا، استانداردهای تاب‌آورسازی سامانه‌ها را از بدو برنامه‌ریزی رعایت و پیاده نکنند، دیگر دیر است و تنها با صرف هزینه فراوان می‌توانند تاحدودی غفلت اولیه خود را جبران کنند! **اگر متولیان سازمان‌ها، مدیریت تغییر را جدی نگرفته‌اند، اگر کاری در قبال کیفیت مدیریت مخاطره انجام نداده‌اند، اگر مدیریت زنجیره تامین را فراموش کرده‌اند و زنجیره تامین، کورانه و خودبه‌خود جفت و جور می‌شود، هرچه برای مدیریت بحران در شرایط مواجهه با بحران بکوشند، دیر است و نتیجه‌ای معکوس خواهد داد: خسارات مادی و ضایعات انسانی در فقدان آمادگی، بیشتر می‌شوند! پس در چنین شرایطی، عقل سلیم حکم می‌کند که مدیران به اصل کمترین مقاومت (principle of least resistance)  و «مدیریت کمینه بحران» روی آورند.** برای مثال: اگر مدیریت بحران در فرایند آتش‌سوزی پلاسکو اصلا خبر و فراخوانده نمی‌شد و حضور نمی‌یافت، و فقط منطقه خطر را از سکنه، مراجعان، مالکان و نگهبانان تخلیه می‌کردند، فروپاشی ساختمان رخ می‌داد، ولی بدون قربانی شدن جان‌های شریف.

    **تا زمانی که مدیریت بحران، گمشده ما است، گمراه‌کننده ما نیز هست.**

    مدیریت بحران، نهایت مدیریت است. فرق میان سرپرستی (administration) و مدیریت (management) همین است: سرپرستی، روالی مشروط به شرایطی ثابت و تکراری است ولی مدیریت، اداره دگرگونی‌های پی در پی، در شرایط ساخت‌نایافته و بی‌نظیر یا کم‌نظیر است. آری، مدیریت بحران، نهایت مدیریت است و این اولا یعنی: تا وقتی که بحرانی رخ نداده، مدیر و مدیریت هم امتحان رزیلینس خود را هنوز پس نداده است؛ و ثانیا: هرکجا که در امر مدیریت بحران به هیچ‌یک از استانداردهای مدیریتی حتی نزدیک هم نشویم و نهایتا شکست بخوریم، آنجا درخت تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری ما بی‌ریشه و خشک است.

    پس، مدیریت‌های فاوا، دومین سال اقتصاد مقاومتی را با شعار هدر ندهند و وظایف و تکالیف جاری مدیریت خود را همچون سال پیش (95)، به عنوان برنامه اجرای اقتصاد مقاومتی در سال 96 معرفی نکنند.

    هستی همه ما به درک دقیق و درست اصول تاب‌آورسازی ساختارها، سامانه‌ها، سازه‌ها و سازمان‌های‌مان و اجرا و رعایت آنها در عمل بند است. 

    دیدگاه خود را وارد کنید:

    ثبت دیدگاه

    هفته نامه

    هفته نامه عصرارتباط شماره 805

    تبلیغات

    SUHD TV SAMSUNG