کانال تلگرام هفته نامه عصر ارتباط

درباره مرامنامه اخلاقي فضاي مجازي

  • 19 فروردین 1396
  • عباس پورخصاليان



    بيست و چهارم شهريورماه سال جاري بود که فراخوان تدوين «مرامنامه اخلاقي فضاي مجازي» از سوي مرکز ملي فضاي مجازي کشور رسانه‌اي شد. اگرچه از کم‌وکيف سرانجام اين فراخوان اطلاعي در دست نيست، اما در نگاه نخست و کلي به اين مرامنامه نکاتي قابل ذکر است.

    اول اينکه در مورد عنوان، خطا کرده‌اند. مرامنامه اصطلاحي حزبي است. منظور مولف محترم را شايد واژه «منشور» بهتر برساند. اما من «راهنماي رفتار اخلاقي» را ترجيح مي‌دهم.

    دوم، بايد در کنار اين به اصطلاح مرامنامه، شيوه‌نامه‌هاي يادگيري و آموزش آن نيز تدوين شود. هم مربيان و معلمان نياز به چنين خودآموزي دارند و هم شاگردان.

    سوم، بايد ميان سطوح مختلف يادگيرندگان فرق گذاشت.

    يادگيرندگان به سه دسته تقسيم مي‌شوند و براي هريک بايد منشور و شيوه‌نامه مناسبي را تدوين کرد. اين سه دسته عبارتند از:

    1. مهاجران (immigrants): کساني که از کاروان فناوري جهان امروز عقب مانده‌اند. ممکن است اين افراد در شئون مختلف از فناوري روز استفاده کنند، ولي درک چنداني از چيستي و چرايي آن ندارند و معمولا از همراهي شانه به شانه با پيشگامان پرهيز جدي مي‌کنند؛ مانند افراد 50، 60 ساله و سالمند. استفاده آنها از فناوري‌هاي اين‌چنيني براي مثال به بهره‌مندي از گوشي همراه هوشمند محدود مي‌شود، آن‌هم صرفا براي رفع نيازي محدود؛ به‌طوري که هرگز از اين مرز پا فراتر نمي‌گذارند! اين افراد مهاجران «کشور فناوري» هستند و هر قدر هم تقلا کنند، باز هم يک «مهاجر» به‌شمار مي‌روند!
    2. شهروندان (citizens) و اهالي فضاي سايبر (netizens): يعني کساني که با پيشروي فناوري جهان امروز همراه و همگام و همزمان هستند؛ اين افراد را کسي نمي‌تواند با فناوري روز بيگانه بپندارد!
    3. زي‌ئِرها (Z-ers): اين اصطلاح که هنوز وارد فرهنگ لغات نشده، به کساني اشاره دارد که از فناوري به شکلي افراطي و ديوانه‌وار بهره مي‌گيرند؛ طوري که ديگران، اين ميزان استفاده افراطي از فناوري را نه درک مي‌کنند نه برمي‌تابند. بچه‌هاي دهه هشتادي جزو اين دسته هستند. والدين آنها هم عموما دو دسته مي‌شوند: عده‌اي تلاش مي‌کنند فرزندشان را از دست اين «اعتياد حاد» نجات دهند و طبيعتا با مخالفت و سرپيچي فرزندان‌شان مواجه مي‌شوند، عده‌اي هم ناگزير از مسيري که فرزندشان انتخاب کرده و در پيش گرفته به او آزادي عمل تقريبا تام مي‌دهند.

    حالا برگرديم به اصل مطلب. دغدغه و بهتر است بگويم چالشي که نظام آموزش و پرورش کشور ما اين روزها با آن روبه‌رو است و متاسفانه متوليان آموزشي کشورمان را کاملا منفعل و بي‌اطلاع و بي‌اهميت نسبت به آن مي‌بينم، بي‌حوصلگي و بي‌انگيزگي بچه‌ها سر کلاس است؛ مساله‌اي که بارها شاهد شکايت معلم‌ها درباره‌اش بوده‌ام. به دفعات شاهد بوده‌ام که معلمان از گوش ندادن بچه‌ها به درس سر کلاس، تکليف ننوشتن آنها، مطالعه نکردن‌شان حتي براي امتحان‌هاي مهم و بي‌انگيزگي تقريبا مطلق‌شان شکايت و ابراز نارضايتي شديد مي‌کنند. دلايل اين امر شايد در مورد بيشتر دانش‌آموزان متمول مدارس غيرانتفاعي مثلا اشباع شدن از پول زياد باشد، ولي دانش‌آموزان مدارس عادي چه؟! اگر از من علت را بپرسيد مي‌گويم ريشه اين مشکل در «زي‌ئِر» بودن اين بچه‌ها است. اين دانش‌آموزان با معلمان و والديني سروکار دارند که در خوش‌بينانه‌ترين شکل ممکن «شهروند» جهان امروز محسوب مي‌شوند!

    دیدگاه خود را وارد کنید:

    ثبت دیدگاه

    ویژه نامه

    ویژه نامه الکامپ 2017 (4)

    تبلیغات

    گرین - Green
    SUHD TV SAMSUNG