فَدَکت و دیفای: فناوری تأمین مالی نامتمرکز

عصر ارتباط –

خدمات “مالیۀ نامتمرکز”

معادل اصطلاح «مالیۀ نامتمرکز» در زبان انگلیسی: Decentralized Finance  است که معمولاً با اختصار DeFi (و تلفظ “دیفای”) شناخته شده و بیان می شود. نام دیگر دیفای، مالیۀ باز (Open Finance) است.

ما نیز اگر بخواهیم اصطلاح «مالیۀ نامتمرکز» را به ربان فارسی به اختصار بیان کنیم، می توانیم نوواژۀ «مالِنا» (معادلِ DeFi) را از ترکیب هجاهای آغازین “مالیه” (مال) و “نامتمرکز” (نا)، برسازیم و به خدمت بگیریم.

«مالِنا» (DeFi)، تجربۀ جدیدی در بازارهای مالی رمزارزی است. تنها بازارهای مالی یی که تا پیش از راه اندازی پلتفرم های دیفای (یا «مالِنا») شناخته شده بودند همانهایی هستند که توسط یک مرکزیت واحد، ایجاد و مدیریت می شود؛ یعنی توسط بانک مرکزی! جدیدترین نوآوری بانک مرکزی ایران، سوپرمارکت های مالی است که در کنار نهادهای سنتی مثل بانک ملی، بانک های تجاری و مؤسسه های اعتباری در بازارهای مالی کشور تازه فعالیت خود را شروع کرده اند؛ هرچند که نهادهای سنتی فراهم آور خدمات مالی از لحاظ مبلغ دارایی های مالی که در اختیار دارند، بزرگترین نهاد در نوع خود محسوب می شوند؛ مگر این که بانک مرکزی ایران و قانون گذاران گامی بلند پیش و بر نوآوری «مالِنا» در کشور صحه گذارند!

در بسیاری از کشورها با ایجاد پلتفرم های «مالِنا» روی اینترنت، بانک ها دیگر تنها منابع اصلی تأمین اعتبار برای واحدهای تجاری به شمار نمی آیند. در این گونه کشورها، به کمک برنامه های کاربردی نامتمرکز (“برکارنا” یا DApps) پلتفرم های مالِنا شکل گرفته اند که خدمات مالی متنوعی را مطمئن تر از بانک ها و با امنیتی برتر از مؤسسات اعتباری، با کیفیتی بالاتر و بهتر عرضه کنند. اگر بانک ها و مؤسسات اعتباری تاکنون مبالغ معتنابهی را برای سرمایه گذاری و تأمین مالی نیازمندی ها، به اشخاص حقیقی و حقوقی واگذار می کردند؛ آنهم به صورتِ 1) وام بانکی؛ 2) اوراق قرضه دولتی و محلی؛ و 3) اوراق بهادار بازار سرمایه، آنها حالا رقیب سرسختی پیدا کرده اند به نام «مالِنا» یا “دیفای” (DeFi)!

مزیت های «مالِنا»

اگر تا قبل از پیدایش «مالِنا»، افرادی معدود، سیاست های امور مالیۀ یک کشور، یک منطقه یا حتی کل جهان را تعیین می کردند و با تصمیم گیری های بودار و سودار خود، گاه بانی فروپاشی نظام مالی جهان می شدند [آنچنان که آخرین بار در سال 2008 به هنگام بحران و رکود بزرگ مالی بین المللی مشاهده شد] حالا به یُمن حضور پلتفرم های «مالِنا»، در آینده دیگر هیچ گروهی از بانکداران و سیاستمداران نخواهند توانست، تعیین کنندۀ مشیت امور مالیۀ مردم جهان شوند. این امر به خودی خود، مزیتی بزرگ است.

مزیت دیگر خدمات مالِنا، این است که مبلغ کارمزدی که در تراکنش های بانکی از سوی گیرندۀ خدمات مالی باید به بانک پرداخت شود، در تراکنش های مالِنا وجود ندارد و حذف شده است.

مزیت دیگر خدمات مالِنا، جایگزین کردن تدریجی دلار یا یورو از تراکنش های مالی بین المللی و کم اهمیت کردن نقش بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است.  تا کنون اگر حدود ۴۰ درصد از وجوه واسطه های مالی در بانک های تجاری در گردش بوده اند، من بعد پلتفرم های «مالِنا» سهم آنها را اندک و سهم و نقش خود را به مرور زمان برجسته تر از پیش می کنند.

به دیگر مزایای خدمات مالِنا، در ادامه، اشاره خواهد شد.

مصادیق پلتفرم های «مالِنا»

به خاطر این مزایا، از سال 2016 تاکنون تعداد زیادی از پلتفرم های مالِنا براساس قراردادهای هوشمند و مبتنی بر زنجیرۀ بلوکی (بلاک چِین) و فَدَکت (فناوری دفتر کل توزیع شده) در برخی از کشورها راه اندازی شده اند و خدمات مالی خود را به نیازمندان خدمات مالِنا در سطح جهان عرضه می کنند.

شناخته شده ترین رمزارزی که در تراکنش های «مالِنا» مبادله می شود، «اِتِریوم» است.

از جملۀ بهترین پلتفرم های «مالِنا» در بازارهای تأمین مالی در خارج از کشور می توان به eToro، Libertex، capital-com، Plus500، BIANCE، Skilling و coinbase اشاره کرد. یک ویژگی این پلتفرم ها این است که مقر اصلی و محل ثبت شرکت مربوط در کشوری معین است، اما در سراسر جهان فعالیت می کند، مانندِ eToro  که محل ثبت نام و مقر فیزیکی شرکتش، جایی در تِل اَویو است ولی بخصوص به کاربران در کشور آلمان ارائۀ خدمت می کند.

پلتفرم های مالِنا به افراد حقیقی و حقوقی اجازه می‌دهند با ارزهای دیجیتالی وام بگیرند، در برابر مخاطرات بیمه شوند و بهرۀ سود حساب‌های پس‌انداز رمزارزی خود را به دست آورند و ذخیره یا خرج کنند. برخی از پلتفرم‌های مالِنا نرخ‌های بهرۀ بالایی را پرداخت می‌کنند، اما ممکن است در معرض ریسک بالایی هم باشند. تا پایان سال 2019، معادلِ 622.2  میلیون دلار آمریکا و در سال بعد تا اکتبر 2020، حدود 11 میلیارد دلار آمریکا به کارگذاری های مختلف مالِنا واریز شد. همچنین تا پایان سال 2021، تقریباً 20.5 میلیارد دلار آمریکا در مالِنا، مبادله شده بود (مأخذ: https://www.forbes.com/sites/jonathanponciano/2021/01/19/ether-market-value-surges-20-billion-while-bitcoin-prices-slowheres-why/?sh=7a3f17f66569).

به این ترتیب، مشاهده می شود که یکی دیگر از مزایای اِکوسیستمِ جوانِ برنامه های کاربردی نامتمرکر (“برکارنا” یا DApps)، از آنجمله: برنامه های «مالِنا»، برخورداری از رشد سریع است.

شرایط استفاده از پلتفرم های مالِنا

تنها شرایط لازم برای دریافت خدمات مالِنا از هر نقطه از جهان، داشتن یک دستگاه پایانۀ رایانه ای مجهز به اینترنت و دارا بودن یک “کیف پول” یا (وَلِت) است. این “کیف پول” به عنوان نوعی حساب بانکی عمل می کند که ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین یا اتریوم را می توان در آن نگهداری و مدیریت کرد. هر فرد می تواند به تعداد دلخواه “کیف پول” برای خود بسازد و به کمک یک پلتفرم مالِنا، مثلاً MetaMask، در فرآیندهای سرمایه گذاری (Investment) و سرمایه برداری (Divestment) مورد پسند خود، آزادانه و مستقلانه بدون برخورد با مانعی، مشارکت جوید. در همین رابطه، یکی دیگر از مزایای پلتفرم های مالِنا، این است که برای اجرای سرمایه گذاری و سرمایه برداری هیچ آستانۀ کمینه (میزان حداقل) یا بیشنه (مقدار حد اکثر) وجود ندارد.

اما عیب بزرگ پروتکل های توزیع شده چیست؟

یک عیب ذاتی پروتکل های نامتمرکز و توزیع شده یا “برکارنا” (برنامه های کاربردی نامتمرکز) این است که در برابر این پرسش که میزان عدم تمرکز یک برنامۀ کاربردی نامتمرکز چقدر است، هیچ کس پاسخ شفافی ندارد بدهد. به همین دلیل [و البته به علت این که آنها درهر صورت، پروتکل هایی “متمرکز” نیستند] به آنها “نیمه متمرکز” (semi-decentralized)  گفته می شود.

یک عیب دیگر خدمات مالِنا که همچون عیب مذکور، ذاتی نیست، نبود زیرساخت های حقوقی و قانونی آن در بسیاری از کشورها است.

میزان بهره در پلتفرم های مالِنا چقدر است؟

در جدول زیر میزان بهرۀ 9 اُپراتور پلتفرم مالِنا بر حسب نوع خدمتی که عرضه می کنند، نشان داده شده است.

عرضه کنندۀ پلتفرم نام تجاری فراوردۀ پلتفرم  بهره نوع خدمت
Fulcrum SAI 6,63% وام
Nuo ETH 2,32% وام
Nuo Maker 10,95% وام
Aave Synthetix 8,59% وام
Compound Dai 2,21% وام
dYdX USDC 3,88% وام
Bancor BNT 0,21% بورس / نقدینگی
Uniswap Dai Liquidität 12,11% بورس / نقدینپی
Uniswap WBTC 2,39% بورس / نقدینگی

مأخذ جدول: https://f5crypto.com/recherche/was-ist-decentralized-finance/

رگولاتوری بخش اقتصادی مالِنا

اُرگان نظارتی و مقررات گذاری برای این حوزه جدید از فعالیت های مالی و سازمانی، در درجه اول دستگاه دولتی مربوط در بخش خدمات مالی هر کشور است. برای مثال: در  ایالات متحدۀ آمریکا، مقامات خزانه داری و کمیسیون بورس و اوراق بهادار و بنگاه بازرگانی آینده نگری کالاهای اساسی (The United States Securities and Exchange Commission and the Commodities Futures Trading Corporation) اعضای تیم نظارتی در این بخش هستند.

در ایران هنوز نه قانونی برای تعیین مرجع نطارت بر حوزۀ خدمات مالیۀ نامتمرکز وجود دارد، و نه مقرراتگذاری برای صدور مجوز و پروانۀ فعالیت فراهم آور این خدمات تعیین شده است! در صورتی که هر ایرانی مقیم ج.ا.ا شاید بتواند به یکی از شرکت های مذکور وصل شود. لذا قانونگذار باید هم چارچوب حقوق کاربری این خدمات و هم مبانی حقوقی کارگذاران مربوط را معین کند.

«هایپِرلِجِر» و توسعه دهندگان نرم افزارهای پلتفرم «مالِنا»

شرکت های توسعه دهندۀ “برکارنا” و دارندۀ پلتفرم «مالِنا» معمولاً شرکت هایی هستند که به تنهایی و ایزوله فعالیت نمی کنند، بلکه با شرکت فناوری آی.بی.اِم، شرکت رایانه ای اُراکل، شرکت زنجیرۀ بلوکیِ بنگاهیِ “هاسِرا” (    https://www.coindesk.com/ibm-hacera-create-distributed-yellow-pages-for-blockchain-networks) و شرکت فناوری اطلاعات مایکروسافت بده-بستان و همکاری دارند. دلیل این همکاری گسترده، ضرورت استانداردسازیِ زیرساخت های فناوری مالِنا و استفادۀ متقابل از دستاوردهای یکدیگر به روشی اقتصادی است. یک از این دستاورده در حوزۀ فَدَکت، «هایپِرلِجِر» است.

«هایپِرلِجِر» اصطلاحی برساخته به معنیِ «اَبَردفترِکل» است که در واقع یک نوآوری سازمانی در زمینۀ فناوری شبکه­سازی زنجیره­های بلوکیِ متن­باز، به حساب می­آید. شکل سازمانی «اَبَردفتر کل» شبیه به گلخانه­ای است که ذیل آن یک تلاشِ جمعیِ هم­افزا برای اجرای چندین پروژۀ متن­باز (multi-project open source collaborative effort) که به یک­دیگر مرتبط و درهم­تنیده هستند، صورت می­گیرد تا به نتیجۀ مطلوب برسد. مصداق عملی «هایپِرلِجِر»، وحدت­بخشی به فعالیت­های متنوع تعدادی از شرکت­های خدماتی/نرم­افزاری و سخت­افزاری فعال در زمینۀ توسعۀ صنعتی و بنگاهیِ زنجیرۀ بلوکی برای مالِنا در اقصی نقاط جهان است. از این منظر، «هایپِرلِجِر» یک چتر سازمانی، یا به بیان دیگر: یک سازمانِ چتری (  Umbrella Organization) است. مصداق واقعی این چترِ مفهومی، بنیاد لینوکس است که علاوه بر نمایندگی کردن اعضای تشکیل­دهندۀ چترِ سازمانی مذکور، از داده­های فراپروردۀ آنها نیز، میزبانی می­کند.

 


Comments are closed, but trackbacks and pingbacks are open.