رابطه بی‌توجهی به فناوری با نارضایتی مدنی

هفته گذشته برای شارژ بلیت اعتباری مترو در ایستگاه میدان جهاد به باجه مربوطه مراجعه کرده و پس از ارایه کارت بانکی و بلیت اعتباری خواهان شارژ آن شدم که مسوول مربوطه اعلام کرد، فقط با دریافت پول نقد می‌تواند اقدام به شارژ کارت اعتباری مترو کند و دستگاه کارت‌خوان برای این منظور ندارد.
این در حالی بود که نه دستگاه خودپرداز در داخل ایستگاه وجود داشت و نه پول نقد در جیب من که بتوانم هزینه یک سفر ساده در پایتخت کشور را پرداخت کنم، به ناچار برای تهیه پول نقد از ایستگاه خارج شدم و مشکلات بعدی که مجال پرداختن به آن نیست.
همانطور که می‌دانید کارکرد کارت‌های بانکی در زندگی شهری ما اکنون به اندازه‌ای رسوخ کرده که قطعا مشابه مشکل بالا برای بسیاری پیش آمده، اما موضوعی که با این مقدمه قصد پرداختن به آن را دارم شکل‌گیری نوعی انحصار در شبکه پرداخت سفرهای درون‌شهری است که برخی شهرداری‌ها برای خود در چند سال گذشته ایجاد کرده‌اند.
اینکه شهرداری‌ها به منظور مدیریت شهری سیستم حمل و نقل شهرها را در اختیار داشته باشند، موضوعی است کاملا منطقی. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که شهرداری‌ها اجازه ورود به سایر بازیگران در بخش‌های مختلف چرخه حمل و نقل درون‌شهری از جمله پرداخت را نمی‌دهند و عملا با تکیه بر شرکت‌های زیرمجموعه خود و بانک شهر به ارایه خدمات انحصاری و ویژه می‌پردازند.
اینکه وضعیت کنونی باعث شده تا سایر پذیرندگان نتوانند در ایستگاه‌های مترو حضور داشته باشند و مهم‌تر از آن امکانات کافی هم در ایستگاه‌های مترو برای شارژ کارت‌های اعتباری وجود ندارد، از جمله مسایلی است که نیازمند مدیریت و مقررات‌گذاری است.
یکی دیگر از موارد آزاردهنده در این زمینه درگیری روزانه شهروندان و رانندگان تاکسی در خصوص پرداخت هزینه سفر است. در این مورد هم اینکه چرا ناوگان تاکسیرانی هنوز نتوانسته از بستر فناوری‌های نوین برای پرداخت استفاده کند سوالی است که قطعا در هفته‌های آتی نیز به آن می‌پردازیم. اما یک نکته جالب دیگر هم در این خصوص وجود دارد و آن اینکه در این وضعیت نابسامان، چرا مدیران شهری در شهرداری و شورای اسلامی‌شهر تهران با تعیین نرخ‌هایی همچون 1400 تومان، 2450 تومان در مسیرهای خطی به این نابسامانی‌ها دامن می‌زنند. کمااینکه احتمالا برای بسیاری پیش آمده که یا خود یا سایر مسافران را مشاهده کرده‌اند که برای بازپس‌گرفتن باقی مانده مبلغ که عمدتا عدد ناچیز 50 تا 100 تومان هست با هم درگیری لفظی پیدا می‌کنند.
جالب است در یکی از مواردی که برای نگارنده عینا اتفاق افتاد راننده‌ای که با مسافری بر سر همین موضوع درگیری لفظی داشت به این نکته پافشاری می‌کرد که مسوولان به عمد چنین می‌کنند تا مردم با هم درگیر شوند!
تصوری که قطعا و به اشتباه در ذهن برخی شهروندان شکل‌گرفته است. اما اینکه چرا دولتمردان ما فضایی را ایجاد کنند که همین تصور اشتباه در ذهن مردم نقش ببندد و هزینه‌های ناشی از آن نیز به عنوان نارضایتی مدنی در کشور روز به روز زیاد شود موضوعی است سوال برانگیز.
البته تمامی‌اینها در حالی است که شهرداری با افتخار از آمار پذیرش روزانه ۵ میلیون تراکنش در شهر تهران در لایه مترو و اتوبوسرانی خبر می‌دهد و اینکه سازمان تاکسیرانی در این چند ساله در بهره‌مندی از این فناوری‌ها مغفول مانده موضوعی است که در هفته‌های آتی به آن خواهیم پرداخت.
از این رو به نظر می‌رسد نهادهای متولی در تصویب قوانین و مقررات رقابتی و ایجاد فضای سالم کاری باید از هم‌اکنون وارد عمل شده و اقدامات لازم را به عمل آورند.