چالش "اطلاعات منفی" در اعتبارسنجی و اشتراک منابع

محکومیت پروژه صدور کارت اعتباری به شکست

آیا اطلاعات، منفی می‌شود؟ و اگر اطلاعات، منفی می‌شود؛ اطلاعاتِ منفی چه تاثیری بر اشتراک منابع لازم‌الاجرا میان بهره‌برداران و رگولاتوری دارد؟
به چند دلیل، پرداختن به دو پرسش مذکور ضروری است:
* اولا، بحث پیرامون اطلاعاتِ منفی هم با معنی است و هم این که برای سلامت رفتار فردی و جمعی انسان در عصر اطلاعات، مقوله‌ای مهم است؛
* ثانیا، با جست‌وجو در منابع حقوقی می‌توان دریافت که دیگر کشورها درمورد پردازش قانونی اطلاعاتِ منفی مشتریان بدحساب بانک‌ها، دارای سامانه‌های اعتبارسنجی و ضوابطی روشن هستند، ولی ما قانونی در این خصوص هنوز نداریم؛ چرا؟ شاید به این دلیل که حقوقدان‌های دیگر کشورها درمورد هستی و نیستی، چیستی و چرایی و چگونگی شکل‌گیری «اطلاعات منفی» اندیشیده و روی آن کار کرده‌اند؛ اما تحلیلگران ما هنوز به آن نپرداخته یا خیلی کم به آثار مخرب اطلاعات منفی در اقتصاد و تنظیم مقررات بازار اندیشیده‌اند.
انواع اطلاعات و گونه‌های اطلاعات منفی
برای درک اطلاعات منفی، اول باید فهمید که منظور از "اطلاعات"، کدامیک از انواع اطلاعاتی است که می‌شناسیم. زیرا، طی هفتادواندی سال اخیر که مقوله اطلاعات وارد زبان مردم و متون علم و فناوری شده، اصطلاح "اطلاعات" توّسُع معنایی یافته و حداقل سه جور به کار می‌رود:
**1. اطلاعات، به معنی مورد نظر کلود شانون در نظریه اطلاعات که با فرمولی ریاضی، حاکی از کمینه تعداد بیت‌های مورد نیاز برای انتقال پیام روی شبکه‌های مخابراتی بیان می‌شود،
2. اطلاعات، به معنی محتوای آگاهی؛ مثل اطلاعات جاسوسی و ضد جاسوسی که به آن علاوه بر information، intelligence  هم می‌گویند،
3. اطلاعات، به معنی اسرار درون هر چیز مادی، هر شی و هر موجود، مثل اطلاعات درون ژنوم انسان.**
از میان این سه نوع اطلاعات، اطلاعات نوع اول، عمدتا در میان مهندسان فاوا، رایج و درون سامانه‌های دیجیتالی در جریان است. منظور از "اطلاعات" در "فناوری اطلاعات" نیز، نوع اول اطلاعات است.
اما اطلاعات نوع دوم در کلام انسان‌ها، رواج دارد. برای مثال: هنگامی‌که از «انفجار اطلاعات» صحبت می‌کنیم مقصود ما، اطلاعات از نوع دوم است!
اما اطلاعات نوع سوم وجودی مادی دارد یعنی در طبیعت درج و ذخیره شده و دارای ساختی شیمیایی و فیزیکی است.
اکنون می‌توان در مورد هریک از انواع اطلاعات، مثبت و منفی بودن اطلاعات را تعریف و بررسی کرد.
اطلاعات مثبت از نوع اول، همان نگانتروپی به معنی منفیِ آنتروپی است و در نتیجه: مقدار منفی آن نیز، آنتروپی است. توضیح این که نسبت نگانتروپی به آنتروپی مثل نسبت نظم است به بی‌نظمی. پس در نوع اول اطلاعات، منظور از "اطلاعات منفی" همان آنتروپی است. برای بیان ملموس چیستی اطلاعات منفی از نوع اول می‌توان به این تجربه اشاره کرد که در اثر افزایش اطلاعات منفی (و افزایش آنتروپی) هر موجودی به مرور زمان، کهنه و فرسوده و منسوخ می‌شود و هیچ تضمینی وجود ندارد که امور، طی زمان ثابت بمانند یا پیر و فرسوده نشوند.   
در مورد اطلاعات از نوع دوم، چون ملاکِ مثبت بودن مقدار اطلاعات یا ملاکِ منفی بودن مقدار اطلاعات، به تشخیص فرد وابسته است، می‌توان آن را چنین تعریف کرد:
اطلاعات نوع دوم که با نحو زبان، تولید و ارایه می‌شود، از منظر فرستنده، «اَنفُرماسیون» است؛ ولی از منظر گیرنده، همواره نخست «دِفرماسیون» است. منظور از «دِفرماسیون» نیز وضعیتی از آگاهی فرد است که گیجی لحظه‌ای فرد را باعث می‌شود. این گیجی لحظه‌ای، واکنش تدافعی فرد به اطلاعات دریافتی است. سپس فرد، به سرعت یا به مرور زمان می‌کوشد بر دِفُرماسیون آگاهی خود فائق آید. موجود زنده این کار را با سلسله اعصاب خود و پردازش اطلاعات انجام می‌دهد، چندان که ذهنِ گیرنده به معنی انفُرماسیون مورد نظر فرستنده، پی ببرد. این بدان معنی است که اثر منفی اطلاعات به یاری پردازش، رفع و در نهایت دفرماسیون به انفرماسیون تبدیل می‌شود. این پردازش، کار مغز و سلسله اعصاب گیرنده است؛ با این تفاوت که: اگر گیرنده، انسان باشد، اطلاعات از نوع دوم آن است (چون با نحو زبان بیان می‌شود) و اگر گیرنده، حیوان یا جانور باشد، اطلاعات از نوع سوم آن است (چون با نحو زبان سروکار ندارد). جالب است که دریافت اطلاعات مثبت نوع دوم بر آگاهی و اشراف گیرنده انسانی می‌افزاید ولی دریافت اطلاعات منفی هم می‌تواند به آگاهی بیفزاید و هم از اشراف بکاهد. در جهان ماکرو و در فیزیک کلاسیک، مقدار اطلاعات نوع دوم از سوی فرستنده هیچ‌گاه کمتر از "هیچ" (صفر) نیست، پس مقدار اطلاعات فرستنده، هیچ‌وقت منفی نمی‌شود. اما این اصل، برای گیرنده صادق نیست.
و اما اطلاعات نوع سوم: در اطلاعات از نوع سوم که اطلاعات موجود در طبیعت است، بشر با "بیگ‌دیتایی" بی‌نهایت عظیم رو‌به‌روست. مقدار اطلاعات موجود در این "بیگ‌دیتا" از منظر فیزیک کلاسیک، نه صفر است و نه منفی؛ اما از منظر فیزیک کوانتوم (یعنی در جهان نور و ذرات اتمی) هر اطلاعاتی می‌تواند مثبت و منفی باشد زیرا در فیزیک کوانتوم، پاسخ به مثبت یا منفی بودن اطلاعات، یکی است: «بستگی دارد!»
نمونه‌هایی از اطلاعات منفی از نوع دوم
یک مثال مهم درمورد اطلاعات منفی از نوع دوم، در بانکداری الکترونیکی و دقیقا در سنجش اعتبار مشتریان مطرح است. منشا این اطلاعات، بدحسابی بدهکاران است. اثر این نوع اطلاعات، یا انصراف بانک از صدور کارت اعتباری برای متقاضی دارای اطلاعات منفی است یا مشروط کردن صدور کارت اعتباری به شرایطی است که به ضرر مشتری تمام می‌شوند.
منفی شدن اطلاعات در اشتراک منابع
برای روشن شدن مطلب، رابطه میان بهره‌برداران مخابراتی و رگولاتوری را در نظر بگیرید: میان بهره‌برداران مخابراتی و رگولاتوری، رابطه اشتراک اطلاعات برقرار است. مقدار اطلاعاتی که هر بهره‌بردار از رگولاتوری بخش دریغ می‌کند و با رگولاتوری به اشتراک نمی‌گذارد، همان اطلاعات منفی است که پدیده اطلاعاتِ نامتقارن (asymmetric Information) و گسل اطلاعاتی (Information divide) را موجب می‌شود. در واقع تفاوتِ ارتفاعِ دو لبه این گسل، برابر است با اطلاعات منفی، از منظر لبه پَستِ گسل یعنی جایی که فرضا مقررات‌گذار بخش فاوا مستقر است. هنگامی‌که بهره‌برداران اطلاعات نادرست یا ناکافی عرضه می‌کنند، گسل اطلاعاتی میان رگولاتوری و بازیگران بخش شکل می‌گیرد. دلیل به وجود آمدن این گسل، منافع حاصل از پنهان‌کاری است. در این شرایط، اطلاعات منفی به معنی کسر اطلاعات (یا information deficit) است.
در نابازار فاوای کشور چون رقابت یا محدود است یا امکان‌ناپذیر (زیرا در بخش فاوا، انحصارهای دولتی و خصولتی وجود دارند و دیوانسالاری رگولاتوری دولتی نیز ضعیف عمل می‌کند) مقدار اطلاعات منفی همواره بیشتر می‌شود.
جمع‌بندی
صدور کارت اعتباری مستلزم وجود چند سامانه اعتبارسنجی کارآمد و جامع برای محاسبه میانگین اطلاعات منفی هر مشتری بدحساب است؛ چگونگی معامله با مشتریان دارای اطلاعات منفی نیز توسط قانون‌گذار، مشخص و حل و فصل می‌شود.
**ما اما فعلا هم فاقد سامانه‌های اعتبارسنجی کارآمد و جامع برای محاسبه میانگین اطلاعات منفی مشتریان بدحساب هستیم و هم محروم از قانون تنظیم‌کننده رفتار با اطلاعات منفی مشتریان. **
در چنین شرایطی، می‌توان حدس زد که حجم اطلاعات منفی مشتریان بدحساب به صورتی غیر قابل کنترل رو به افزایش است و این یا آن پروژه صدور کارت اعتباری، محکوم به شکست!

علی شمیرانی

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه