یه کاری داشتم که یادم نمیاد

اگه از یک مقام مسوول درباره یک کاری که دقیقا به حوزه کاری خودش مربوط می‌شه، سوال کنید و بعد اون سرش رو بخارونه و یه جوابی توي این مایه‌ها بده که: والا به نظرم یه کاری باید در این مورد می‌کردیم اما الان یادم نیست چی به چیه؟ اون‌وقت به قول فامیل دور شما هم نباید رو بکنید به آقای مجری و ازش بپرسید، الان من چه شکلی‌ام؟

ماجرا از این قراره که این چیزی که من نوشتم همچین من‌ درآوردی نبود. اون هفته‌ای که گذشت، یک مقام ارشد در حوزه فضای مجازی در جریان مصاحبه با یک روزنامه این‌طور گفته: «امیدواریم در چارچوب شبکه ملی اطلاعات روی اینترنت کار کنیم ولی هرکس که به آن داخل می‌شود، هویت مشخصی دارد. به ‌نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام می‌شد.»

مجددا به تیکه پایانی جمله توجه کنید: به ‌نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام می‌شد!

آقا این جمله رو هزار جور می‌شه تفسیر کرد، اما خب چون من نگران آینده حرفه‌ای خودم هستم، خیلی همچین نرم از کنارش رد می‌شم. ایشون گفتن به نظرم، یعنی خب قاعدتا مطمئن نیستن. این از دو حال خارج نیست یعنی یا این‌قدر سرشون شلوغه و پروژه و کار ریخته که بنده خدا دقیق یادش نیست یا اینکه اصولا اصلا براشون مهم نبوده که بهش فکرم نکردن.

دوم اینکه وقتی می‌گن به نظرم باید تا پارسال انجام می‌شد، خب این یعنی حالا که انجام نشده، هیچی به هیچی؟

قربونت برم مگه خودتون این رو تصویب نکرده بودین. لابد شما هم میگین ما فقط مسوول تصویب هستیم. اجراش رو یکی دیگه باید بکنه. نظارت رو هم یکی دیگه. حالا این وسط خودتون برید بگردین کی تا پارسال اجرا نکرده، چرا اجرا نکرده، حالا که اجرا نکرده اصلا چی می‌شه، اونی که باید نظارت می‌کرده کجاس و چیکار می‌کرده و کلی از این تیپ سوالای بی‌اهمیت و پیش پا افتاده دیگه.

حالا ما روزنامه‌نگارا که کاره‌ای نیستیم و کسی هم اصلا توجهی نمی‌کنه که ماها چی می‌گیم و چی نمی‌گیم و مرده‌ایم یا زنده. شما فکر نمی‌کنید این برای مدیرا و کارمندای دولتی و غیردولتی بدآموزی داره؟

یعنی اون مدیر و کارمندایی که باید این کار رو می‌کردن به اضافه دیگرانی که کارای دیگه به عهده‌شون گذاشته شده یه لحظه با خودشون اینطوری فکر نمی‌کنن که چه باحال ما هیچ‌کاری نکردیم، بعد اونی که باید به ما نظارت می‌کرد و از ما حساب‌کشی می‌کرد، خودش هم درست یادش نیست چی ازمون خواسته بوده. این خیلی باحاله، پس اگه هیچ‌کاری هم نکنیم، هیچی نمی‌شه!

من یه پیشنهادی دارم. می‌گم حالا که مصوب‌کننده و نظارت‌کننده و اجراکننده کاری به کار هم ندارن، لااقل توي مطبوعات و برای سرگرمی مردم هم که شده یه توپ و تشری به هم بزنید بد نیست. این‌طوری حداقل دو تا کارمند و مدیر جزء توي شهرهای دور و کوچیک یه ذره ترس توي دلشون ایجاد می‌شه و بی‌خیال اجرای کارها و پروژه‌ها نمی‌شن. از من گفتن بود، دیگه خود دانید.

عزت زیاد

آق فری