دره سیلیکون: بازنده نهایی سیاست‌های دولت ترامپ

با تحریم Huawei، دولت ترامپ می‌کوشد تحریم‌های وضع شده علیه چینی‌ها را شدت بخشد. اما شرکت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری، مراکز پژوهشی و تولیدکنندگان تجهیزات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری فعال در شبکه‌سازی مخابرات نسل پنجم و الکترونیک مصرفی کاربران 5G در دره سیلیکون، به دو دلیل، مخالف وضع و عملی‌سازی تحریم علیه شرکت‌های چینی به‌خصوص علیه شرکت Huawei توسط دولت ترامپ هستند:

1. به دلیل از دست دادن منافع‌شان در کوتاه‌مدت؛ و

2. به دلیل سوق دادن چین به سوی خوداتکایی هرچه بیشتر، در بلندمدت! و پس‌زدن نهایی موقعیت راهبردی دره سیلیکون برای همیشه

دره سیلیکون وHuawei : هم‌افزایی نامتجانس

درهم‌تنیدگی منافع غول‌های دره سیلیکون (منطقه‌ای صنعتی در ایالات متحده: در خلیج سانفرانسیسکو در شمال کالیفرنیا) با منافع شرکت‌های بزرگ تایوانی، هُنک‌کُنگی و شرکت‌های مستقر در سرزمین اصلی چین به‌خصوص در شانگهای، به‌قدری زیاد و پیچیده است که درصورت عملی شدن قریب‌الوقوع تحریم شرکت Huawei توسط دولت ترامپ، Huawei  در کوتاه‌مدت ممکن است میلیاردها دلار متضرر ‌شود؛ اما در بلندمدت به‌طور حتم، Huawei  برنده و پیروز اصلی تحریم‌ها خواهد بود؛ به عبارت دیگر: این تایوان و کالیفرنیا (به‌علاوه بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته) هستند که نه تنها در کوتاه‌مدت میلیاردها دلار از دست خواهند داد! بلکه در بلندمدت نیز موقعیت جهانی خود را از کف می‌دهند. در نتیجه، در اواسط هفته پیش اعلام شد: لابی‌ایست‌ها در واشنگتن دی.سی، بی‌سروصدا در حال فعالیت هستند، تا دولت ترامپ را راضی کنند، دست از تحریم Huawei بردارد.

دلیل اول نگرانی غول‌های دره سیلیکون

اکنون موفقیت و موقعیت بازرگانی غول‌های دره سیلیکون و شرکت Huawei در بازار جهانی فروش تجهیزات شبکه‌سازی مخابرات و فناوری اطلاعات، متقابلا لازم و ملزوم یکدیگر و وابسته به هم است: هرقدر Huawei در بازار جهانی صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، بزرگ‌تر و قدرتمندتر شود، شرکت‌های دره سیلیکون هم بزرگ‌تر و قدرتمندتر از پیش می‌شوند. اما در صورت ادامه سیاست‌های غلط و کوته‌بینی نئوکان‌ها (محافظه‌کاران جدید) در دولت ترامپ و به‌هم‌خوردن حسن روابط بازرگانی میان چین و ایالات متحده، این دره سیلیکون و ایالات متحده است که بازنده اصلی ماجرا خوهد بود.

نگرانی اصلی سرمایه‌گذاران و تولیدکنندگان دره سیلیکون در بلندمدت و در درجه اول اهمیت، خطر تک‌روی چینی‌ها و خودکفاسازی هر چه بیشتر شرکت‌های چینی، بریدن نهایی از دره سیلیکون و قبضه کردن بازار جهانی مخابرات نسل پنجم، توسط Huawei است.

دلیل دوم نگرانی غول‌های دره سیلیکون

غول‌های دره سیلیکون، وقتی که به عواقب تحریم‌های وضع شده و عملی‌شونده در اوت سال جاری (2019) علیه Huawei  می‌اندیشند، در درجه دوم اهمیت، نگران کاهش چندمیلیارد دلاری منافع امسال خود هستند. مدیران شرکت‌های دره سیلیکون شاید امیدوارند، ترامپ در انتخابات 2020 از رقیب خود شکست بخورد و دولت دیگری در ایالات متحده بر سر کار آید که تحریم‌های وضع شده توسط ترامپ علیه شرکت‌های چینی را لغو کند.

 Huawei: «ارمغان چین»

36 سال پیش، هنگام نوآوری مخابرات دیجیتالی و آغاز عصر فناوری اطلاعات در غرب، شرکتی دولتی در چین پا گرفت با نام  Huawei، که معنی آن در زبان فارسی: «ارمغان چین» است. زیرا Huawei به زبان چینی، ترکیب یافته است از "هوآ" به معنی سرزمین میانه که منظور همان چین است؛ و "وی" به معنی کار، دستاورد و ارمغان.

اگر مناسبات سرمایه‌داری دولتی حاکم بر طبقه کارگر چین را که قابل مقایسه با بدترین شرایط برده‌داری حاکم در کشورهای غربی در آغاز انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکا است، فراموش کنیم؛ رویکرد کلی چین کنونی به فناوری، علم و مَدنیت نوین، مضمون و مصداق Huawei یعنی «ارمغان چین» است به ملت بزرگ چین و به سایر ملل در جهان، به‌خصوص به ملت‌های در حال توسعه!

سه جابه‌جایی قدرت در جهان

به روایت فرید زکریا (روزنامه‌نگار و سردبیر نشریه‌ای با حدود 24 میلیون خواننده در جهان) تاکنون ما شاهد دو جابه‌جایی قدرت در جهان بوده‌ایم: 1. پیدایش مدرنیته به همراه وقوع انقلاب صنعتی و ظهور «قدرت سرمایه‌داری»؛ و 2. کشف قاره جدید و ظهور قدرت ایالات متحده آمریکا.

فرید زکریا همچنین از ظهور سومین جابه‌جایی در قدرت یاد می‌کند:

اکنون جهان شاهد ظهور سومین جابه‌جایی در قدرت است: «خیزش سایرین» یا Rise of the Rest. خیزش چین و هندوستان، بهترین نمونه‌های ظهور سومین جابه‌جایی در قدرت هستند.

ما، ایرانیان نیز می‌توانیم (یا می‌توانستیم) جزو مصادیق ظهور سومین جابه‌جایی در قدرت باشیم، به شرط آنکه از تهدید تحریم، فرصت رشد و توسعه‌ای هرچه بیشتر خوداتکا بسازیم یا می‌ساختیم.