خدمت آقا دوربینی به کشور

بسیاری از ما آقا دوربینی رو می‌شناسیم، همان مردی که شکارچی زاویه دوربین‌های صداوسیما بود و سال‌ها با زحمت خاصی خودش رو به مراسم‌ها می‌رسونه و درست جایی قرار می‌گیره تا فیلمبرداران گریزی از گرفتن تصویرش نداشته باشن.

هر وقت هم از آقا دوربینی می‌پرسیدن آخه چرا این کار رو می‌کنی، با خنده می‌گفت دوست دارم شب‌ها توي تلویزیون خودم رو ببینم.

اتفاقا چند وقت قبل من توي همین ستون از آقا دوربینی حلالیت طلبیدم که ببخشید ما اگه یه وقتی خندیدم و حرفی زدیم، چون این بنده خدا با دعوا و سختی تلاش می‌کرد تا خودش رو توي کادر دوربین‌ها جا بده. اما الان اینقدر آقا دوربینی زیاد شده که این بنده خدا رو دیگه باید به تاریخ و فراموشی سپرد.

قدیما توي کنفرانس‌های خبری این‌طوری بود که بیخ‌تابیخ، یه سری روزنامه‌نگار با قلم و کاغذ بودن و ته مجلس هم یه تک دوربین بود که فیلم می‌گرفت.

اما چند وقت پیش که رفته بودم نمایشگاه الکامپ یه چیزی توجهم رو حسابی جلب کرد. توي یکی از کنفرانس‌های خبری دیدم یکی یا نهایتا دو تا خبرنگار با قلم نشستن پشت میزها و در عوض بیخ‌تابیخ دوربین به دست‌ها هم در حال تهیه گزارش تصویری بودن.

در واقع این روزها ظاهر ترکیب نشست‌های خبری دیگه در حال تغییره و ته مجلس یکی دو تا خبرنگار هم با قلم مشغول به کار تهیه خبر هستن.

حالا اینکه چرا این‌طور شده خب دلایل زیادی داره. واقعیت اینه که خیلی از مدیرا اعم از خصوصی و دولتی عاشق دوربین هستن و خیلی‌هاشون این روزا پول می‌دن که جلوی دوربین بشینن. خروجیش هم حالا کجا پخش می‌شه مهم نیست، از شبکه‌های اجتماعی تا اینترنت پر شده از فیلم‌هایی که بعضیاشون 10 تا هم بیننده ندارن و اکثر اونایی هم که مثلا هزارتا بیننده دارن هم پول دادن و بیننده جعلی کنتور انداخته براشون.

از طرفی بعضی خبرنگارای مکتوب هم دیدن خب حالا که این‌طوره و خیلی از مدیرا عاشق دوربین هستن، چی از این بهتر که قلم و کاغذ رو بذارن کنار و با یه موبایل یا دوربین عکاسی، همه چیز رو بفرستن روی اینترنت و پول خوبی هم بگیرن. مدیرا هم چون دوربین هست حتما مصاحبه می‌کنه باهاشون. ادیت هم دیگه در کار نیست و کار پول در آوردن به مراتب آسون‌تر شده.

خلاصه می‌خوام بگم آقا دوربینی بالاخره برنده شد و تونست بساط قلم و کاغذ که اتفاقا خیلی هم کمیاب و گرون شده رو توي کشور جمع کنه. البته این اتفاق یه خوبی‌هایی هم داره.

حداقل دیگه کاغذ توي این مملکت برای مزخرفات خیلی‌ها حروم نمی‌شه و تکلیف همه روشن می‌شه که حرفای بی‌خود رو سرازیر می‌کنن تو سطل آشغالی به نام اینترنت و یه سری حرف حساب هم می‌مونه که کاغذ براشون اسراف نشه.

عزت زیاد

آق فری

تقویم تاریخ ICT ایران

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه