ما و معادلات چند مجهولی

آنها که از نزدیک دستی در بازار ارتباطات کشور دارند، در جریان فشارهای پنهان و پیدا برای برکناری و یا انتصاب یک مدیر در اپراتورها و شرکت‌های ارتباطی قرار دارند. این اتفاق هر چندسال یکبار و عموما با تغییر وزرا و یا در آستانه مجامع اپراتورها رخ می‌دهد و هر طرف نیز با اتکا به ابزارها و داشته‌های خود تلاش می‌کند، نتیجه مطلوب نظر خود را بگیرد. یک طرف از ارتباطات خود بهره می‌گیرد، یک طرف از ابزارهای قانونی که در اختیار دارد.

برای مثال هر چند وقت یکبار بحث سیم‌های مسی و انحصار مخابرات بر آنها یا سرنوشت ودایع مردم به میان کشیده می‌شود و بعد هم بی سر و صدا موضوع کنار گذاشته می‌شود تا روزی دیگر و روزگاری دگر.

از قضا این اختلاف نظرها، جابجایی قدرت و تلاش برای داشتن دست برتر به رسانه‌ها نیز کشیده می‌شود و آب‌ها که از آسیاب افتاد، نه رسانه‌ها و نه آنها که روی مشکلات قدیمی دست گذاشته بودند، دیگر پیگیر چیزی نمی‌شوند و گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته.

ظاهرا همه هم در این سال‌ها آموخته‌اند که این تیپ مسایل، همچون وعده‌های انتخاباتی و تهدیدهایی است که کارکردی مقطعی دارد و نباید پاپیچ و پیگیرش شد. پیگیر هم که شوی می‌گویند در دست بررسی است!

از این استخوان‌های لای زخم در حوزه ارتباطات کشور کم نداریم و خلاصه یا استخوانی پیدا می‌شود یا ساخته.

حرف این است که ظاهرا غرض اصلی خود حوزه ارتباطات و مشکلات و مشترکانش نیستند که اگر چنین بود، برخی‌ها اصلا نباید مسوولیت قبول می‌کردند و آنها که قبول کرده‌اند باید به موارد زیادی پاسخ دهند و آنها هم که در گذشته مسوولیت داشتند، نباید مثل یک شهروند عادی و غیر مسوول به گوشه‌ای رفته و سکوت اختیار کنند که گویی هیچ‌گاه مسوولیتی نداشته‌اند.

حال آنکه اکنون تقریبا همه می‌دانیم مشکل از افراد و مدیران نیست، حوزه ارتباطات کشور از مجریانش گرفته تا مقررات و سهامدارانش، اگر دغدغه توسعه، پیشرفت و رفع مشکلات زیربنایی را دارند، باید یکبار و برای همیشه دور یک میز نشسته و از اساس این معادلات چند مجهولی حاکم بر آن را حل کنند.

در غیر اینصورت به کسانی که از بیرون گود ناظر بر این جر و بحث‌های طولانی هستند، حق بدهیم که این تصور را داشته باشند که همه طرف‌ها مقصر هستند و هر کس دنبال مصالح خود است.

رفتار دولت‌ها

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه