توضیحی بر یادداشت «666هراسی و سمت نهایی توسعه فاوا»

تصور آینده قادر مطلقی فاوا، بزرگ‌ترین آسیب فاوا است!

آسیب‌شناسی، حوزه مطالعه علمی نشانه‌های نابهنجاری روندها و جریان‌هاست. ما، نوعا نیاز داریم، فاوا را آسیب‌شناسی کنیم، چه مقامی که می‌گوید: اینترنت موهبت الهي است، چه کاربری که کسب‌وکاری روی اینترنت راه‌اندازی کرده یا خدمتی ارایه می‌کند (و کیست که روی اینترنت تاکنون خدمتی ارایه نکرده باشد!) همه ما باید اینترنت و سایر دستاوردهای فاوا را آسیب‌شناسی کنیم!

دو، سه هفته از انتشار یادداشتم درباره « 666هراسی؛ بیانگر سمت و سوی نهایی راهبرد توسعه فاوا» می‌گذرد. مطالب آن یادداشت، نوعی فاوا‌شناسی آسیب‌شناختی بود اما به هر حال ابهام‌ها و نگرانی‌هایی برای خوانندگان محترم ایجاد کرد. نگران شدن خیلی هم بد نیست. نگرانی، ارزشی انسانی است. نگران بودن یعنی نگریستن و تامل کردن. نگرانی، حالت و فعل روزمره و همیشگی انسان است. اما بعضی از بازخوردها که درمورد یادداشت مورد بحث ابراز شدند، از جنس نگرانی نبودند، بلکه بیشتر ابهام‌هایی بودند که نوشته‌ام برای بعضی از دوستان ایجاد کرده بود. ابهام، ناخواسته همزاد همه نوشته‌هایم هست. مشکل فقط از قلم و طرز فکرم نیست. اغلب امور و مسایل مبتلا به عصر پیچیده ما، ابهام‌زا است.

در این یادداشت می‌کوشم به چند ابهام ایجاد شده برای خوانندگان «666هراسی؛ بیانگر سمت و سوی نهایی راهبرد توسعه فاوا» پاسخ دهم، به‌رغم آنکه می‌دانم نخواهم توانست برای هر خواننده در همه موارد زیر، ابهام‌زدایی کنم.

1- مرجع مورد استفاده‌ام: کتاب Machtwechsel auf der Erde «جابه‌جایی قدرت روی زمین» از آرمین ریسی (و با تلفظ سوئیسی: آرمین ریزی) بود. این کتاب (با شابکِ: ISBN 978-3-906347-81-3) در اواخر قرن بیستم نوشته شده اما در قرن بیست و یکم تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده (با چاپ اول، روی هم‌رفته پنج بار). روی چاپ ششم آن دارد کار می‌شود و اگر تا انتشار این یادداشت، روانه بازار نشده باشد، تا آخر سال میلادی 2019 منتشر خواهد شد.

2- پیام نویسنده کتاب «جابه‌جایی قدرت روی زمین» این است: بنیان‌گذاران آمریکایی رایانه، برنامه‌های کاربردی اولیه و اینترنت، همه باید بنیادگرایان مسیحی بوده باشند. آنها حدس می‌زدند یا یقین داشتند و در هر صورت هشدار می‌دادند: با فناوری اطلاعات، فاوا و هوش مصنوعی، فناوری به خودآیینی می‌رسد یعنی به  God formula.

بنابراین، آنها از پایان یافتن عن‌قریب انسان و کره زمین، متوهم و متوحش بودند و ترس خود را با رمزی انجیلی بیان و در دستاوردهای مهم فاوا پنهان کرده‌اند: رمز 666! زیرا 666هراسی، اصطلاحی‌ است که ممکن است برای ما ایرانی‌ها غریب باشد، اما برای عموم مسیحیان، دیرآشنا و ملموس است: مسیحیان حدود دو هزاره است که با «DCLXVI» به لاتین، معادل عدد 666 آشنا هستند؛ رمزی که در متون آرامیِ عهد جدید به معنی شیطان، دجال و نشانه آخر زمین و زمان آمده است و ما اکنون آن را در متن مهم‌ترین دستاوردهای فاوا باز می‌یابیم.

3- آیا «666هراسی» «فیک» است؟ - خیر! فیک‌پنداری مثل توطئه‌پنداری، واکنش عمومی کاربرانی است که هر آن با حجم عظیمی از داده‌ها و اطلاعات نو به نو رو‌به‌رو هستند. همه نوشته‌های یک کتاب ممکن است درست نباشند اما ارایه گزارش از نوشته‌های یک کتاب به هیچ‌وجه فیک نیست. «666هراسی» (یعنی هراس از شیطان، از دجال و از خبر به‌زودی به پایان رسیدن دنیا) از جنس فیک و خرافه نیست، موضوعی مذهبی در دین مسيحیت است که عده‌ای در پایان هر هزاره، به آن سخت باور دارند و اگر هم خرافه در نظر گرفته شود، خرافه‌ای بی‌دلیل و مدرک نیست؛ لذا قابل تعبیر است!

4- آیا نشانه‌«666هراسی» در فاوا یافت می‌شود؟ -آری! در بارکد، در نام کامپیوتر و درWWW. نشانه نخست 666، در بارکد مشاهده می‌شود، درحالی‌که در بارکد می‌شد از هر علامت (یا هر عدد) دیگری استفاده کرد. پس چرا 666؟ از نظر نویسنده کتاب مزبور، قصد واضعان بارکد به این شیوه، هشدار بوده است. تا اواخر قرن بیستم چه کسی به شبکه می‌گفت تار عنکبوت؟ پس به جای شبکه، یکدفعه بیاییم بگوییم «وب» (تار عنکبوت) و منظورمان شبکه باشد، غیرمنتظره است. مگر اینکه قصدی در میان باشد. از منظور نویسنده کتاب مزبور، قصد واضعان «وب»، گنجاندن رمز 666 در اصطلاح جعلی WWW است. همین‌طور، تا اواسط قرن بیستم، کسی اصطلاح کامپیوتر را از انگلیسی‌زبانان نشنیده بود! انگلیسی‌زبانان به چیزی که فرانسوی‌زبانان می‌گفتند «اُردیناتور» (و ما می‌گوییم «رایانه»)، ککولیتور می‌گفتند. پس چرا به جای آن، اصطلاح من‌درآوردی «کامپیوتر» ضرب شد؟ پاسخ نویسنده این است: جعل اصطلاحی جدید برای تغییر نام وسیله‌ای موجود، به‌منظور گنجاندن رمز 666 در نام این نوع پایانه و هشدار به معاصران و آیندگان.

5- آیا نشانه‌«666هراسی» در صنعت فاوا هم رد پایی از خود به جا گذاشته؟- باز هم آری! [این پرسش در مقاله من، مورد بحث قرار نگرفت ولی اکنون اضافه می‌کنم که] نویسنده کتاب «جابه‌جایی قدرت روی زمین» تاکید می‌کند که: کوشنرها (داماد ترامپ) در منهتن، ساختمان مرتفعی دارند به شماره 666 که خیلی هم به اصطلاح: «تو بورسه!» – خوب. این چه ربطی دارد به فاوا؟ - ربط دارد: در ساختمان 666 در منهتن نیویورک، شرکت «لوسنت» مستقر است. لوسنت، نامش از ترکیب  LUCIFER ENTERPRISE, به معنی «بنگاه شیطان» درست شده! این شرکت بزرگ‌ترین نوآور و تولیدکننده تجهیزات مخابراتی و یکی از مهم‌ترین فراهم‌آوران راه‌حل‌های فاوا در آمریکا و جهان است. آن هم در وسط منهتن در ساختمان شماره 666 ! این مورد در ویکی‌پدیا آمده است: https://en.wikipedia.org/wiki/666_Fifth_Avenue.

6- آیا تاکنون از فاوا استفاده‌های غیرمتعارف شده است؟- پاسخ نویسنده کتاب فوق، مثبت است! نویسنده کتاب «جابه‌جایی قدرت روی زمین» تصریح می‌کند که: از سال 1974 به بعد، جراحان مغز در اوهایو (آمریکا) و استکهلم (سوئد)، تراشه‌هایی به بزرگی یک دانه برنج را درون جمجمه چندین کودک، بدون اجازه والدین‌شان، ایمپلنت کرده بودند تا کارکرد مغزشان را از دور پایش کنند. پیش از آن، همین جراحی در ایالات متحده به دستور ارتش روی حیوانات انجام گرفته و برای کنترل رفتار حیوان با موفقیت استفاده شده بود. 50 سال پیش (در زمان نوشتن کتاب: 30 سال پیش از آن) در رادیوگرافی‌های برگرفته از جمجمه دارندگان ایمپلنت‌، برای نخستین بار تراشه کارگذاشته شده در جمجمه هویدا شد. نویسنده کتاب مورد بحث تاکید می‌کند که امروزه تراشه‌ها به قدری ریزنقش و تخصصی شده‌اند که در هر جراحی و در هر کجای بدن بیمار می‌توانند نصب شوند، حتی بی‌اجازه بیمار!

این تراشه‌ها آنقدر ریز هستند که با ابزارهای متعارف نه قابل رویت هستند و نه قابل بیرون کشیدن از بدن بیمار. اغلب «سوژه»‌های دارای این نوع ایمپلنت، زندانیان، توان‌یابان، ناتوانان و کم‌توانان ذهنی، سربازان مزدور، کودکان بی‌سرپرست و سالمندان هستند. [امروزه حکومت‌ها در پی قانونی کردن کارگزاری تراشه‌های تشخیص هویت مادام‌العمر در بدن همه نوزادان هستند.]

به قول دکتر کارل سندرز  (Dr. Carl Sanders): در آغاز اشغال عراق توسط آمریکایی‌ها، این نوع جراحی روی عراقی‌ها آزمایش شده است. خیلی پیش از آن نیز جراحی و نصب تراشه‌هایی به نام Rambochip  در بدن سربازان شرکت‌کننده در جنگ ویتنام انجام شده بود تا جریان آدرنالین را در خون تسریع کنند. اکنون این فناوری چنان پیشرفت کرده که دورپایش صوتی و تصویری سربازان و کنترل رفتارشان ممکن شده است. سامانه‌های مرکزی دورپایش هم به قدری هوشمند شده‌اند که می‌توانند میلیون‌ها نفر را از دور کنترل کنند. فضانوردان نیز تحت همین جراحی قرار می‌گیرند تا هیجانات‌شان 24ساعته در ناسا ثبت شود. واشنگتن‌پست در می 1995 نوشت: در بدن پرنس ویلیام 12 ساله (شاهزاده بریتانیا) تراشه‌ای نصب شده است تا همه‌جا ردیابی شود.

در نتیجه نصب چنین تراشه‌هایی در بدن فرد، حریم خصوصی او دیگر از میان می‌رود و بسته به نوع تراشه و محل نصب، اراده فرد نیز مخدوش می‌شود. در این حالت، فرد می‌تواند برای هر کاری برنامه‌ریزی شود.

7- این‌ها، توانایی‌های 20 سال پیش فاوا را منعکس می‌کنند؛ تا چه رسد به اکنون و سال 2045! تصور آینده قادر مطلقی فاوا، تصور بزرگ‌ترین آسیب فاوا است!  این تصور، مشکل نیست اما هولناک است. همین هولناکی است که مانع از پذیرش آنها از سوی شما خواننده عزیز، می‌شود. درستش هم همین است: باید این سناریوهای هولناک را تغییر داد. چگونه؟ با آسیب‌شناسی و آگاهاندن! آیا آگاهی، کافی است؟ البته که نه! اما واجب است. جز آگاهاندن کار دیگری واقعا نمی‌دانم و نمی‌توانم! امیدوارم شما بهتر از من عمل کنید.