به مناسبت سخنرانی گِرِتا تو‌نبرگ در سازمان ملل

علیه یادگیری در پایان راهی مرگبار

همیشه دیرتر از آن است که فکر می‌کنیم! تازه، این در صورتی است که فکر می‌کنیم به‌موقع فکر می‌کنیم تا بعد به‌موقع عمل کنیم! چه رسد به زمانی مثل اکنون که وادار به فکرکردن شده‌ایم، زمانی که سرمان به سنگ خورده و به فکرکردن مجبور شده‌ایم.‌

اقلیم‌شناسان و کنشگران حفظ محیط زیست سبز، حداقل نیم‌قرن است که در مورد ضرورت کاهش گازهای گلخانه‌ای و بسیج بین‌المللی علیه گرمایش جهانی هشدار می‌دهند.‌

به‌رغم این هشدارها، خوش‌باوران فاوا، بدون آنکه آثار مخرب ذاتا انقطاعی و interruptive بودن فناوری اطلاعات بر محیط زیست را چاره کرده باشند به سبز بودن فناوری‌های‌شان می‌بالند.‌ این در حالی است که فناوری‌های ناسخ در پی هم می‌آیند و از فناوری‌های منسوخ، کوهی از خطرناک‌ترین پسماند مخرب محیط‌ زیست به جا می‌ماند.‌ شهرهای هوشمند، در معرض چنین خطری هستند.‌ توسعه بی‌رویه فناوری‌های دَکت (دفاتر کل توزیع‌شده)، تعدد مزارع استخراج بیت‌کوین، تولید فراتر از شمار انسان‌ها گوشی همراه، همه و همه متکی به برق نیروگاه‌های تولیدکننده‌ گازهای گلخانه‌ای هستند!  

اکنون جدیدترین و شاید جوان‌ترین کنشگر حفظ محیط زیست، «گِرِتا تونبرگ» به ما هشدار می‌دهد.‌ 

گرچه روی سخن گرتا تو‌نبرگ در آخرین اجلاس اقلیم سازمان ملل، سیاستمداران بود، کسانی که در مورد کاهش گازهای گلخانه‌ای حرف می‌زنند و عمل نمی‌کنند؛ اما روح سخن او، همه مهندسان، پژوهشگران و برنامه‌نویسان فاوا به‌علاوه 7 میلیارد کارگر دیجیتالی (کاربران شبکه‌ها و خدمات صنعت فاوا) را نیز مورد خطاب قرار می‌دهد.‌

 گرمایش جهانی بیشتر یعنی آغاز انقراض حیات

 گرتا تونبرگ، نوجوان 16ساله‌ سوئدیِ کنشگرِ مُبلغ مبارزه علیه گرمایش جهانی، روز دوشنبه 23 سپتامبر 2019 (برابر با اول مهر 1398) در اجلاس اقلیم امسال سازمان ملل در نیویورک شرکت کرد و پس از ملاقات و گفت‌وگو با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در برابر بیش از 60 نفر از روسای دولت‌ها و نمایندگان کشورها سخنرانی آتشینی درباره دروغگویی و کم‌کوشی سیاستمداران در مورد حفظ محیط زیست كرد و گفت: در اثر گرمایش جهانی، مردم رنج می‌برند و می‌میرند؛ جهان در آغاز انقراض گسترده است و تنها مباحثی که سیاستمداران درباره آن حرف می‌زنند پول است و افسانه‌های رشد اقتصادی پایدار! 

آیا تنها سیاستمداران مقصران گرمایش جهانی هستند؟

بدیهی است که سیاستمداران، تنها مقصران گرمایش جهانی نیستند، بلکه اکثریت مطلق معاصران، گناهکار هستند.‌

آیا فعالیت گرتا تونبرگ اثرگذار است؟

آری، اثرگذار است! اما تا چه حد، معلوم نیست! فقط این را می‌دانم که فعالیت گرتا تونبرگ بسیار اثرگذارتر از یادداشت‌های امثال من است.‌ من حدود شش ماه پیش، در یادداشتی (منتشر شده در همین هفته‌نامه، به تاریخِ 24 فروردین 1398) در زمینه فاجعه زیست‌محیطی پیش رویمان نوشتم، اما بازخوردی نداشتم، گویا کسی تکان نخورد.‌ در آن یادداشت، هولناک‌ترین سناریوهای زیست‌محیطی را به تصویر کشیده بودم.‌ برای مثال نوشته بودم:

«فاجعه، آخرین فرصت درس‌آموزی برای شاگردان تنبل مدرسه زندگی است.‌ شیطان اگر می‌خواست مدال افتخار شیطنت را به انسان‌هایی تقدیم کند، چه کسانی را پیدا می‌کرد، لایق‌تر از فرافن‌سالاران خودخواه و دیوان‌‌داران حریص؟ هشدار طبیعت را باید جدی گرفت: قانون طبیعت، بازیچه دست احدی نیست!»

و سپس در مورد اینکه از 500 سال پیش تا کنون، دید انسان نسبت به طبیعت تغییر کرده و انسانِ کاشفِ قوانینِ طبیعت، خود را حاکم بر طبیعت می‌پندارد، در مورد «قانون طبیعت» توضیح دادم که:

«قانون طبیعت، نسبت‌هایی معین میان پدیده‌ها و امور است که محال است، باطل و نقض ‌شوند.‌ این خیال باطل ما است که از عصر نوزایی تاکنون فکر می‌کنیم با مقررات‌گذاری اقتضایی برخلاف قانون طبیعت می‌توانیم طبیعت را تصرف و قوانینش را به میل خود نقض کنیم و با به‌هم‌بافتن ملغمه‌ای از علم و تخیل و کوشش بعدی برای تحقق آنها به یاری فرافن، (به بی‌مرگی و بی‌دردی انسان دست یابیم و) بهشت برین را روی زمین بیافرینیم!"

و برای آنکه نشان دهم همه ما مقصران گرمایش جهانی هستیم، نوشتم:

«مدت‌ها است که وضعیت انسانی (Human Condition) روی کره زمین، جایش را به وضعیت تراانسانی (Trans-human Condition) داده است.‌ نیروی محرکه‌ این گذار و ترادیسی (Transformation) از انسان به تراانسان، «فناوری» است.‌ امروزه اما این نیروی محرکه‌، «ترمز بریده» است.‌

به این «ترمزبریدگیِ» فناوری، فخرفروشانه می‌گویند: تکینگی یا (Singularity) ! معنی این اصطلاح فاخر همان «ترمز بریدگی» است.‌ نمودار قابل رویت تکینگی را فرهنگ‌نامه‌نویسان با یک منحنی نمایی (شبیه منحنی معادله‌  y= exp(x) ) نشان می‌دهند: در این معادله y  مساوی روند رشد و پیشرفت فناوری؛ x مساوی گذشت زمان و exp یا e هم نمادِ «ثابت اویلر» است که عددی حدودا برابر با 2.‌71 است.‌

تکینگی فناوری، در مجموع یعنی بازگشت‌ناپذیری روند رشد فناوری! بازگشت‌ناپذیری تا کی؟ تا فاجعه نهایی و آشوب آخر زمانی! فاجعه‌ای که رومیانِ ترجمه‌کننده عهد عتیق از عبری یا از سُریانی به رومی، آن را آپُکالیپس (Apocalypse)  نام نهادند.‌ این تکینگی (از نظر من: خیالی)، امروزه دارای دانشگاه (و دانشکده‌هایی واقعی) است با نام : Singularity University کجا؟ در ایالات متحده آمریکا به نشانی: Building 20 S Akron Rd MS 20-1, Moffett Field, CA 94035    .‌  با کدام سرمایه؟ با سرمایه عظیم مادی و دانشی گوگل و ناسا! تکینگی فناوری، موسسه پژوهشی هم دارد! به نام Trans-technology Research در بندر پلیموث انگلستان! کنیسه، کلیسا و مذهب هم دارد: مذهب ساینتولوژی!  فیلسوفان تراانسان‌گرا هم تا دلتان بخواهد دارد؛ تعدادی از مشهورترین نظریه‌پردازان فلسفه‌ «تکينگی فناوری» عبارتند از: دامی‌یِن فرانسیس برودِریک (نویسنده آثار علمی/تخیلی - استرالیایی)، هانس موراوِک (ریاضیدان- استرالیایی/کانادایی اتریشی‌تبار)، جان سمارت (فیلسوف استرالیایی/بریتانیایی)، ماروین مینسکی (ریاضیدان و پژوهشگر هوش مصنوعی در ایالات متحده)، نیک بوستروم (فیلسوف سوئدی شاغل در دانشگاه اکسفورد)، ریموند کِرزوایل (کارشناس انفورماتیک در ایالات متحده) و وِرنور وینجی (ریاضیدان، کارشناس انفورماتیک و نویسنده آثار علمی/تخیلی در ایالات متحده).‌

بر این مجموعه، اضافه کنید، (برخی از) دانشجویان مقطع دکترا در جمهوری اسلامی را که برای اخذ مدرک دکترا، پایان‌نامه‌های خود را (ناآگاهانه) محل تبلیغ برای «تکینگی فناوری» و ترانس‌اومانیسم کرده‌اند و خواهند کرد.»‌

 

می‌توانیم هوش مصنوعی فراتررونده از انسانیت را متوقف کنیم؟

سپس، یک هفته بعد از انتشار مطالب مذکور (به تاریخ سی‌ویکم فروردین 1398) نوشتم:

روزنامه گاردینِ منتشر شده در روز هشتم فروردین 1398، در مقاله‌ای زیر عنوانِ “Can we stop AI outsmarting humanity?”   (آیا می‌توانیم هوش مصنوعی فراتررونده از انسانیت را متوقف کنیم؟) خبر داد: حتم داشته باشید تا 30 سال دیگر، (فاجعه آشوب نهایی در اثر گرمایش جهانی رخ خواهد داد و) دستور کار 2045 اجرایی خواهد شد.‌

 خبر، کوتاه و خطر، بزرگ است: جهانِ سال 2045، جهنمی متفاوت خواهد بود! سیاستمداران بسیاری معتقدند که پیشگیری از آشوب فاجعه نهایی، بیهوده است! حُطْمه (بلیه درهم‌شکننده زندگی و نظم این‌جهانی) به‌زودی رخ خواهد داد!

موارد مکرر طغیان رودخانه‌ها، جاری شدن سیلاب‌ها، رانش زمین، تشکیل توفان‌ها و گردبادهای سهمگین، آتش‌گرفتن جنگل‌های کهنسال، زمین‌‌لرزه‌های مخرب، تسونامی، خشکسالی و هجوم ریزگردها به شهرهای بزرگ، نشانه‌های فاجعه‌بار تغییر اقلیمی زمین هستند.‌

پنتاگون از تحلیل این نشانه‌ها، چنین نتیجه می‌گیرد که تغییر اقلیمی نیز، تابع تکینگی فرافناوری ا‌ست: تغییر اقلیمی و فرافناوری، هردو در روندی بازگشت‌ناپذیر پیش‌می‌روند.‌

بدتر از فاجعه آشوب آخرالزمانی، فاجعه انسانی ناشی از دربه‌دری مردم است.‌ انسان در شرایط غیر انسانیِ آشوب آخرالزمانی، برای تصاحب و تصرف منابع حیاتی کمیاب مورد نیاز خود، گرگ انسان می‌شود؛ به‌گونه‌ای که 9 میلیارد نفر از 10 میلیارد نفر جمعیت آینده کره زمین در اواسط قرن بیست‌ویکم برای گریز از مهلکه جهانی، از سرزمین‌های آسیب‌دیده خواهند گریخت، به مناطق « ازما بهتران» هجوم خواهند برد، بسیاری از آنها به دلایل مختلف هلاک خواهند شد و بقیه به کمک هوش مصنوعی (سوپراینتلیجنس) باید طوری معدوم شوند که به حدود نیم میلیارد تراانسان آسیب نرسانند.‌

سازوکار کنترل 9 میلیارد نفر مهاجر و عقب راندن آنها از مناطقِ «از ما بهتران» نیز جزو برنامه‌های 2045 است.‌

اکنون می‌توان درباره دلایل خروج ترامپ از پیمان پاریس: چارچوب پیمان‌نامه سازمان ملل درمورد تغییر اقلیم UNFCCC در خصوص کاستن از انتشار گازهای گلخانه‌ای، بهتر قضاوت کرد و دلیل احداث دیوار مرزی میان مکزیک و آمریکا [و درخواست ترامپ از دانمارک درمورد خرید گرین‌لند] را در پرتو «سناریو مهلکه جهانی 2045» درک کرد.‌

توجه داشته باشیم که سیاستمداران ایالات متحده، مبتکران پراگماتیسم یا عملگرایی انحطاط‌یافته‌ای هستند که تشبث به هر عمل برای رسیدن به موفقیت را، هرچند عمل، ناشایست و موفقیت، غیر اخلاقی باشد، توجیه می‌کنند.‌

به عقیده بانکی‌مون: نسل ما (به همراه نسل گرتا تونبرگ)، اولین نسلی است که باید به‌طور متحد علیه گرمایش جهانی بجنگد و آخرین نسلی است که در این جنگ، شانس پیروزی دارد.‌ اگر دیرتر از این بجنیم، در واپسین روزهای حیات انسان روی زمین درک خواهیم کرد که با خود و با طبیعت چه کرده‌ایم.‌ برای پرهیز از یادگیری در پایان راهی مرگبار، اکنون باید به‌طور متحد جهاد کرد.‌ روزنه امید، بسیار تنگ اما نور تابنده از آن، بسیار قوی است!

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه