چرا قیمه رو می‌ریزی تو ماستا!

یه لحظه با خودتون فکر کنید دارید یه مسابقه فوتبال می‌بینید که چند دقیقه‌ای نگذشته، یکی از توپ جمع‌کن‌ها میاد وسط زمین و یه گل می‌زنه به یکی از تیم‌ها.

چند لحظه بعد یکی از مامورای پلیس هم می‌پره وسط و یه گل هم اون می‌زنه. بعد یکی از تماشاچی‌ها میاد وسط و توپ رو بر می‌داره و فرار می‌کنه.

دیگه خیالت راحت شده که حتما تموم شد و میشه یه بازی درست و حسابی رو دید که یه دفعه یکی از عکاسای گوشه زمین می‌پره وسط و تور دروازه رو با قمه جر می‌ده و دقایق طولانی گند می‌زنه تو بازی.

این بار مربی یکی از تیم‌ها میاد وسط و از پشت گردن دروازه‌بان تیم حریف رو می‌گیره و تکنیک خفه کردن رو اجرا می‌کنه روش و راهی بیمارستانش می‌کنه.

یهو دوربین می‌ره روی داور چهارم که چند تا مامور پلیس اومدن و دارن می‌برنش. چون چک برگشتی داشته و شاکیش حکم جلبش رو گرفته بوده.

این وسط یک دفعه برق استادیوم به خاطر مشکل زیرساخت‌ها اتصالی می‌کنه و حدود 20 هزار نفر از تماشاچی‌ها کشته می‌شن.

همه خلاصه از این وضعیت بازی کپ کردن و منتظرن ببینن داور چیکار می‌کنه که اونم دست می‌بره تو جیبش و بدون هیچ دلیلی به 7 تا از بازیکنای یکی از تیم‌ها که خوشش نمیاد، کارت قرمز می‌ده!

ناظر بازی هم در حالی دستگیر می‌شه که از اول بازی رفته بود تو رختکن بقیه داورها و داشت جیب اونا رو می‌زد.

میخوام بگم این وضعیت یه جورایی حال و روز این روزای حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعاته که بدجوری قیمه‌ها داره ریخته می‌شه تو ماستا!

بابا جان آخه این چه وضعیتیه. چرا هر کس درست سر پست و مسوولیت خودش نیست. یعنی چی که هر کی هر کی شده.

بدبختی اینجاست که دیگه از جایی و کسی هم امیدی نیست که بتونه بیاد وسط و این وضعیت رو جمع و جور کنه. چون مثل فوتبال نیست که مثلا فیفا دخالت کنه از اون طرف هم سازمان ملل و اتحادیه جهانی مخابرات بیاد وضعیت ما رو سر و سامان بده.

خلاصه خیلی‌ها شروع کردن برای حفظ جان و مالشون از استادیوم، ببخشید از حوزه ارتباطات، خارج می‌شن و فرار رو بر قرار ترجیح می‌دن. منم خیلی وقته چند تا شغل جنبی و جایگزین برای خودم جور کردم و برای خنده اینجا موندم. شما هم به فکر باشید که خربزه آبه.

عزت زیاد

آق فری

تقویم تاریخ ICT ایران

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه