شنیدم اون قدیم‌ها ظاهرا مرسوم بوده کسی که می‌خواسته به دیگران نشون بده خیلی آدم قدرتمندی هست، بچه زیاد داشته که خب داشتن پسر مهم بوده و دوبل حساب می‌شده. یه زمانی هم مثلا هر کس زمین کشاورزی بیشتری داشت قوی محسوب می‌شد و به دیگران پز می‌داد. یه زمانی هم اسب و اسلحه ملاک قدرت و ثروت بود که هر کی بیشتر داشت یعنی آدم گنده‌تری بود.

شاید بچه‌ها بخندن، اما یه زمانی داشتن گوشی موبایل یکی از علایم پولداری بود و توي محله‌ها و خواستگاری‌ها می‌گفتن داماد خونه و ماشین و موبایل داره! یعنی اینقدر با کلاس و دارایی محسوب می‌شد.

القصه می‌خوام بگم خلاصه روزگار می‌چرخه و ملاک‌های قدرت هم هی تغییر و تغییر می‌کنه. مساله اینجاست که حرص و طمع بعضی از آدما تمام نمی‌شه و دوست ندارن کسی رو هم قد خودشون ببینن، برای همین عمدتا یا طرف رو میارنش پایین یا خودشون رو به یه شکلی می‌برن بالا تا بگن ما گنده‌تر هستیم.

خلاصه الان یه طوری شده که بعضی مدیران، دیگه داشتن راننده و محافظ و خدم و حشم هم راضیشون نمی‌کنه. چون اوووووه کلی مدیر دیگه هم از این جور چیزا دارن و خب ما مردم عادی وقتی از بیرون به دو تا مدیر نگاه می‌کنیم، متوجه نمی‌شیم الان کدوم یکی از اینا مثلا گنده‌تر و قوی‌تر محسوب می‌شه.

خب این برای بعضی‌ خیلی آزاردهنده شده و از اونجا که سطح داشته‌ها و دارایی‌های خیلی از مدیرا به هم نزدیکه، باید بگردن دنبال روش‌های جدیدتر.

یکی از این روش‌ها رفتن توي شبکه‌های اجتماعی هست تا نشون بدن چقدر با اقبال عمومی مواجه هستن و معروف‌تر و مهم‌تر از بقیه مدیرا هستن. خب شبکه‌های اجتماعی هم که قربون همه‌شون از دم برم، هر قدر تقلب بخوای بکنی، با مشکل و محدودیتی مواجه نیستی. به این ترتیب یه رقابتی مثل سلبریتی‌ها شروع شده که بیا و ببین. هر کی هر چند تا لایک و فالوئر تونسته خریده انداخته پشت اسمش.

ولی این دارایی‌های مجازی هم یه مقدار خز شده و همه فهمیدن که با این کارا خیلی هم نمی‌تونی شاخ و گنده بشی.

از اینجا به بعد وارد فاز جدیدی داریم می‌شیم که اسمش رو می‌شه گذاشت «دارایی جدیدی به نام پاچه‌خوارها».

به این مفهوم که شما هر قدر رسانه و پاچه‌خوار زیادتر و واقعی‌تر داشته باشی، نشون می‌ده که آدم گنده‌تر و آینده‌دارتری هستی و البته این‌طوری توجه پاچه‌خوارهای بیشتر که مثل کرکس‌ها توي آسمون می‌چرخن و دنبال طعمه می‌گردن هم جلب می‌شه.

به این ترتیب که خلاصه اگه مدیری یه عکس از خودش گذاشت که مثلا به افق خیره شده، فرداش خروار خروار رسانه‌های رسمی و پاچه‌خوارها توي شبکه‌های اجتماعی به خط می‌شن و تحلیل‌ها و تیترها شروع می‌شه. تیترهایی مثل این:

- تنها مدیر کشور که به افق نگاه می‌کند

- عکس جذاب از توجه آقای مدیر به طبیعت

- آقای مدیر همه را غافلگیر کرد

- تنها مدیر کشور که احساس دارد

خلاصه می‌خوام بگم الان این‌طوری شده و یه سری از مدیرا دارایی‌های جدیدی به نام پاچه‌خواران دور خودشون جمع کردن تا بگن ما اینقدر مهم هستیم که حتی اگه به افق خیره بشیم توجه مردم و رسانه‌ها رو به خودش جلب می‌کنه و به همین دليل با بقیه مدیرا فرق داریم.

حالا سوال اینه که پول خرید این جلب توجهات و پاچه‌خوارها و رسانه‌ها از کجا میاد؟ پاسخ اینه که من نمی‌دونم. باور کنید!

سوال دیگه اینکه مطلب حاضر چه ربطی به حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات داره؟ پاسخ اینه که ربطی نداره. باور کنید!

عزت زیاد

آق فری

ساخت روبات عکاس

تقویم تاریخ ICT ایران

تقویم تاریخ ICT ایران

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه