ادعایی که رسانه‌های آمریکا مطرح کردند

حمله سایبری محرمانه آمریکا به ایران

جنگ‌های سایبری در دنیا همچون جنگ‌های سنتی آثار بلافاصله و روشنی ندارند و رسانه‌هایی هم که اخبار حملات سایبری به دستشان می‌رسد، اصولا عکس یا فیلمی از جزییات این حملات و خسارات ناشی از آن برای انتشار ندارند.

به همین دلیل در حملات سایبری، مجال برای طرح اتهامات و بلوف‌ها نیز زیاد است و کشف حقیقت ماجرا برای طرف‌های بیرون از این حملات و رسانه‌ها به سادگی امکان‌پذیر نیست.

ماجرای خصومت آمریکا و متحدانش و حملات سایبری و متناوب آنها به ایران که یکی از نقاط اوجش حمله استاکس‌نت بود، مساله جدیدی نیست. اما حالا برخی رسانه‌های غربی مدعی هستند که آمریکا موفق به انجام یک حمله سایبری محرمانه و گسترده سایبری به ایران شده که بنا به ادعای برخی مقامات آمریکا، این حمله منجر به تخریب توان حملات سایبری ایران شده است.

چهاردهم مهرماه بود که سردار غلامرضا جلالی، رییس سازمان پدافند غیرعامل کشور با اشاره به اقدامات و تهدیدات سایبری آمریکا علیه کشورمان، اظهار داشت: «آمریکایی‌ها بار‌ها تهدید و اقدام سایبری علیه ما داشته و طبیعتا هم تبعات حقوقی آن متوجه آنهاست که ظرفیت‌های بخش حقوقی و بخش وزارت خارجه ایران این موضوع را به‌صورت جدی پیگیری می‌کنند.»

اگرچه جزییات زیادی از دلیل بیان این اظهارات و جزییاتی از وقوع یک حمله سایبری به کشور باز نشد، اما این موضوع در رسانه‌های خارجی بازتاب‌های زیادی پیدا کرد و این رسانه‌ها خبر از پیگیری حقوقی ایران نسبت به این حملات دادند.

اما پیگیری ماجرای حمله سایبری آمریکا به ایران، موضوعی بود که کمی قبل‌تر در برخی رسانه‌های بزرگ دنیا بازتاب‌هایی داشته است.

در همین راستا اما نشریه فوربس آمریکا به نقل از مقامات آمریکایی گزارشی داشته و مدعی شده این حمله محرمانه سایبری آمریکا موفق بوده و با هدف تخریب سامانه‌هایی بوده است که به ایران امکان اثرگذاری بر شریان اقتصادی خلیج‌فارس را می‌داده است.

بر اساس تحلیل فوربس، جنگ سایبری ایران و آمریكا این روزها تبدیل به یك رقابت جدی بین این دو كشور شده است كه حكم یك مسابقه را دارد. رقابت سایبری این دو كشور اكنون از سویی در شبكه‌های كامپیوتری و از سویی دیگر در رسانه‌ها در جریان است.

فوربس مدعی شده جنگ سایبری كه در ماه ژوئن آمریكا علیه نیروهای اطلاعاتی ایران انجام داده چنان اثر مخربی برجای گذاشته كه باعث شده تلاش ایرانی‌ها برای جبران خسارات همچنان ادامه داشته باشد.

آن‌طور كه مقام‌های آمریكایی به رسانه‌هایشان گفته‌اند هدف حملات سایبری آمریكا، دستیابی به اطلاعات كشتی‌های تجاری ایران در خلیج‌فارس بوده است. آمریكایی‌ها مدعی‌اند كه در نتیجه حملات آنها توان ایران برای انجام حملات سایبری بیشتر نیز به شدت كاهش یافته است.

به گزارش فوربس، حمله سایبری مورد نظر به منابع اطلاعاتی ایران در ماه ژوئن اتفاق افتاده که برخی حملات به تانکرهای نفتی انجام شد و به ایران نسبت داده شد.

به ادعای مقامات آمریكایی، ایران همچنان در تلاش است كه داده‌های از دست رفته خود را بازیابی كند. به عقیده رسانه‌های غربی، جنگ سایبری ایران و آمریكا حال وارد مرحله جدیدی شده است و حداقل آگاهی عمومی در خصوص خطرات یك جنگ سایبری بین این دو كشور افزایش یافته است.

البته این جنگ تا حدودی از دیدگاه رسانه‌های آمریكایی نامتقارن است زیرا آمریكا به سیستم‌های كنترل اصلی و فرماندهی ایران حمله می‌كند اما نوك پیكان حملات ایرانی‌ها اهداف تجاری در آمریكا را نشانه رفته است.

بر اساس گزارشی كه در نیویورك تایمز منتشر شده یك افسر اطلاعاتی سابق آمریكا ادعا می‌كند كه حملات سایبری علیه ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند كه صرفا رفتار ایران را تغییر دهند بدون آنكه موجب شكل‌گیری اقدامات تلافی‌جویانه یا جنگ شوند. در واقع عملیات آمریكایی‌ها علیه ایران بیشتر حالت پنهانی و مخفیانه دارند.

فوربس در بخش دیگری از گزارش خود نوشته، البته تفاوت‌های زیادی میان حملات سایبری و فیزیكی وجود دارد؛ عدم وجود تصاویر و نشانه‌های قابل نمایش در شبكه‌های خبری تلویزیونی ممكن است باعث شود سرویس‌های اطلاعاتی سعی كنند با اهداف تبلیغاتی، كار خود را بزرگ‌تر از آنچه در واقعیت انجام شده نشان دهند.

 همواره در حملات سایبری تفاوت زیادی در خصوص ادراك رسانه‌ها و مردم از آسیب وارده و آنچه به واقع رخ داده است وجود دارد. تفاوت ادراك از میزان آسیب وارده در جنگ‌های سایبری موجب می‌شود كه تحلیل تحلیلگران در رسانه‌ها اشتباه از آب در بیاید و ابعاد یك جنگ سایبری، بزرگ‌تر یا كوچك‌تر از میزان واقعی نشان داده شود.

در چرخه جنگ‌های سایبری هر كسی نقش خودش را بازی می‌كند و رسانه‌ها نیز بخشی از فرایند نبرد سایبری هستند. پیام سایبری رسانه‌های آمریكایی همواره آن است كه توان سایبری آمریكا به قدری زیاد است كه هیچ كشور و گروهی توان مقابله با آن را ندارد. ساخت

چنین چهره‌ای از آمریكا موجب می‌شود كه كسی جرات حمله سایبری به این كشور را نداشته باشد. در واقع پیامی كه آمریكایی‌ها قصد انتقال آن را دارند این است كه كشورشان یك قدرت بلامنازع جهانی است و هیچ‌كس توان مقابله با آن را ندارد.

چنین رویكردی موجب می‌شود كه هیچ كشوری جرات اقدام سایبری علیه این كشور را نداشته باشد.

اما تحلیلگران آمریکایی معتقدند، حملات سایبری آمریكا علیه ایران، در بلند مدت می‌تواند موجب افزایش توان سایبری ایران شود و مهارت‌های آنها را برای مقابله، دفاع و جبران بالا ببرد.

در همین خصوص تایمز در گزارشی به نقل از یك مقام رسمی آمریكایی آورده است: «ایرانی‌ها در عرصه سایبری بازیگران خبره‌ای هستند. آنها صبر کرده و با دقت بالا عملیات انجام شده توسط آمریكا را رمزگشایی می‌کنند. سپس به كمك مهندسی معكوس، روش‌های نفوذ احتمالی دوباره در آینده را می‌بندند. بنابراین از هر برنامه‌ای برای جنگ سایبری فقط یك بار می‌توان استفاده كرد.»

حملات سایبری اما همیشه به كامپیوترها محدود نمی‌شوند و گاه نمودهایی نیز در دنیای فیزیكی دارند همچنین ممكن است اطلاعات و داده‌هایی كه در حملات سایبری به دست می‌آید صرفا برای بررسی و شناسایی نقاط ضعف و قوت حریف استفاده شود.

طراح هر حمله سایبری تهاجمی به دنبال آن است كه منافع گروه امنیتی و سازمان اطلاعاتی سازنده آن را تامین كند. تفاوتی وجود ندارد كه كره‌شمالی، چین، روسیه یا ایران طرف حمله سایبری آمریكا باشند، دسترسی به اطلاعات از طریق حمله سایبری زمان زیادی می‌برد و به محض انجام نفوذ و برداشت اطلاعات یا انجام هر اقدامی، نفوذ كشف شده و روش مورد استفاده ناكارآمد می‌شود. از سوی دیگر از دیدگاه فوربس همواره این احتمال وجود دارد كه پكن یا مسكو به ایران در شناسایی تهدیدات سایبری و انجام حمله سایبری احتمالی كمك كنند.

فوربس در پایان گزارش خود مدعی شده: آمریكا با نفوذ به شبكه سرویس‌های امن ایران می‌خواسته این پیام را ارسال كند كه اگر بخواهد می‌تواند به امن‌ترین بخش‌های سایبری ایران نیز نفوذ كرده و دسترسی پیدا كند.»

اما کارشناسان عرصه ارتباطات و روزنامه‌نگاری به خوبی می‌دانند که بسیاری از رسانه‌های آمریکا در واقع بخش مهمی در بازسازی چهره آمریکا داشته و از گذشته تا کنون آنها یکی از بازوهای عملیاتی و زیرمجموعه‌های ارتش و قوای نظامی این کشور هستند.

در جریان حملات آمریکا به ویتنام، رسانه‌های آمریکایی سال‌ها از افشای واقعیت‌ها و شکست‌های این کشور خودداری کردند. در جریان حمله به عراق نیز ابتدا رسانه‌های آمریکا بودند که در خط مقدم قرار گرفتند و فضای جهانی را برای انجام حملات آماده کردند.

حالا و در جریان جنگ‌های سایبری نیز رسانه‌های آمریکایی همان نقش سنتی و سابق خود را بازی می‌کنند.

از یک نکته دیگر نیز نباید غافل بود. حفظ وجهه و هیمنه آمریکایی‌ها و ارایه چهره‌ای کلاسیک و همیشگی از شکست‌ناپذیری و مصونیت این کشور از هر گونه تهدید (حتی در برابر موجودات فرازمینی! که هالیوود آن را ترسیم می‌کند) در نگاه مردم سایر کشورهای دنیا، همواره خط قرمز آمریکایی‌ها به شمار می‌رود.

آمریکایی‌ها با ترسیم این چهره قصد ارسال این پیام را به مردم سراسر دنیا دارند که تنها آمریکا است که امن‌ترین نقطه دنیا است و به همین دلیل حتی اگر دنیا در آتش بسوزد، این کشور همواره تنها نقطه دنیا برای سرمایه‌گذاری، پیشرفت و رسیدن به آرزوها است.

با توجه به چنین رویکرد استراتژیکی که آمریکایی‌ها دارند، می‌توان فهمید که سرنگونی پیشرفته‌ترین و سری‌ترین پهپادهای این کشور توسط ایران، چه فاجعه‌ای برای این کشور محسوب می‌شود.

به این موضوع اما باید ماجرای ضربه سنگین سایبری ایران به عمیق‌ترین بخش اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و انهدام بخش قابل ملاحظه‌ای از شبکه جاسوسی CIA که چند سال قبل انجام گرفت و به تازگی رسانه‌ای شد را هم اضافه کرد. (گزارش و جزییات این عملیات در آبان ماه سال 97 و با تیتر «انهدام شبکه جاسوسی سایبری CIA توسط ایران» در هفته‌نامه عصر ارتباط منتشر شد.)

این حمله به قدری برای آمریکایی‌ها گران تمام شد که حتی تا امروز نیز رسانه‌های این کشور در حال تهیه گزارش از ابعاد این ضربه اطلاعاتی، امنیتی و سایبری و فشار به مقامات این کشور برای کشف اطلاعات و جزییات بیشتر هستند.

مخلص کلام اینکه تکه‌های پازل سرنگونی پهپادهای آمریکا در منطقه، انهدام تاریخی شبکه جاسوسان این کشور و سایر موارد مشابه را که کنار هم بگذاریم، آمریکایی‌ها بر اساس اصول استراتژیک خود باید به هر قیمتی که شده نسبت به جبران و ترمیم اقدامی کنند.

ظاهرا یکی از بهترین فضاهای فعلی و باقی‌مانده برای احیای وجهه آمریکایی‌ها، اما فضای سایبری و طرح ادعای حملات و موفقیت‌های بزرگ در این بخش است. وقتی هم حرف از فضای سایبری می‌شود، مجال برای دروغ، بلوف و اغراق آن هم به شکلی نامحدود باز است. لذا در یك جمله می‌توان گفت چه بسا حتی چاپ این گزارش در مجله فوربس و دیگر رسانه‌های آمریکا که عموما هم به نقل از منابع آگاه و بی‌نام و نشان منتشر می‌شود نیز به کل عاری از صحت بوده یا بزرگنمایی بیش از حد باشد تا از فشارها روی قدرت و توانایی آمریکا کاسته شود.