وزیر محترم فاوا در روز دوم داستان اینترنت گفته بود «از ناراحتی مردم از قطع بودن اینترنت و مشکلات آن اطلاع دارم و به خودم نیز در این چند روز اجازه استفاده از اینترنت را ندادم»؛ یاد آن جمله فلسفی کانت افتادم: می‌اندیشم پس هستم... آن عزیز، سنگ‌بنای وجود و موجودیت را اندیشیدن گذاشته بود و ایشان نیز در راستای از خودگذشتگی و همدردی با مردم شریف این کلام را منعقد کرده است.

قبلا جایی خوانده بودم گوگل توانایی حل -تقریبا- هر مشکلی را دارد غیر از قطعی اینترنت: اگر دستگاه مشکلی دارد، ویندوز کند است، برنامه‌ای بازی درمی‌آورد، اطلاع از وضعیت آب‌وهوا، دانلود جدیدترین فیلم‌ها و ... اما وای به‌روزی که آن مستطیل غمگین که گوشه صورتش تاخورده یا آن دایناسور دونده در صفحه ظاهر شوند دیگر کاری نمی‌توان کرد و احتمالا باید به سنت‌ها بازگشت: دنبال دیسک گشت، سری به مغازه‌ها زد، سرکی به بساط دستفروش‌ها انداخت و سرچهارراه‌ها منتظر بود عابری،‌ چیزی آن بسته دلخواه ما را داشته باشد! هرچه فکر کردم و به مغزم فشار آوردم تا بلکه آدرس جویشگر ملی را به یاد آورم نشد که نشد، واقعا می‌خواستم زنگ بزنم 118 و آدرس جویشگر را بپرسم. حداقلش می‌توانستم با پیش‌فرض گذاشتن در مرورگر کمی از بار آلام را کاهش دهم اما خوب نشد.

شنبه‌شب عجیبی بود: بعد از حدود شش ساعت قطعی اینترنت خانگی و موبایل، اولش که اصلا پیام صوتی آی.اس.پی این بود که خط شما در این سرویس قرار ندارد؛ قرار ندارد؟ من سه سال بود از این شرکت، خدمات می‌گرفتم! مدت‌ها در صف پشتیبانی تلفنی معطل شدم و با اپراتور صحبت کردم. گفت بله سیستم مشکل دارد و نمی‌دانیم کی درست می‌شود.

نمی‌دانیم چه نوع مشکلی است و از این صحبت‌ها. یک چت کوتاهی هم با اپراتور موبایلی داشتم. اتفاقا برای آنها هم مشکلی پیش آمده بود و او هم نمی‌دانست مشکل کی مرتفع می‌شود. ريیس دولت نمی‌داند، وزیر فاوا نمی‌داند، اپراتور اینترنت پرسرعت نمی‌داند، اپراتور موبایلی نمی‌داند، شما هم که نمی‌دانید پس که می‌داند؟ کارم شده بود چک کردن چند سایت نشان‌دار! داخلی و صفحه اول گوگل، گوگل عزیزم!

یک روز گذشت و انگار هیچ خبری نشده بود، واقعا انگار خبری نبود. حتي در صداوسیمای مـلی، اینترنت موبایلی و خانگی هم همان دیروزی بود. با ADSL صفحه اول سرویس‌دهنده را باز می‌کردم با اینترنت موبایلی صفحه اول اپراتور موبایلی را. خوب آنجا هم خبری جز اعطای جایزه اول رضایت مشتری و طرح فلان و ... نبود. الحمدلله خبری نیست.

دیدم با اینترنت خانگی، صفحه اول اپراتور موبایلی باز شد. یعنی اینترنت آزاد شد؟ خیر! صفحه اول گوگل کماکان می‌چرخید. صفحات بدون مساله داخلی باز شدند. سایت‌های الف، ب، ج و د کار می‌کردند. دو سایت دانلود نرم‌افزار باز بود. آپارات و نماوا و تماشا و نماشا هم کار می‌کردند. پس احتمالا سایت‌هایی که سرور داخلی داشتند باید باز می‌شدند. با حدس و گمان و کمک از هیستوری مرورگر، سعی کردم چند سایت دیگر را باز کنم و خب غیر از دو، سه مورد، این نظریه‌ام جواب داد. تلوبیون باز نمی‌شد. یعنی سرویس پخش آنلاین و آرشیوی صداوسیمای ملی، سرور داخلی ندارد؟ به همان سایت‌های خبری داخلی باید اکتفا کرد.

از سر بیکاری، سری زدم به مرجع فیلم و سریال تبیان. اتفاقی دیدم بالای سایت نوشته شبکه اجتماعی!

انگار در تاریخ سیر کردم و افتادم به سال‌ها پیش. پیام‌ها، عکس‌ها، شکلک‌های تاریخی. کاربر یک به کاربر دو گفته بود چند روز برایمان پست نگذاشته بودید دلتنگتان شده بودیم. کاربر دو جواب داده بود لطف دارید بله پست نگذاشته بودم. البته که پیشرفت خوب است و از آن بهتر چرخ ساختن. دیگر با دانش چرخ می‌توان هر چرخی ساخت چرخ دایره، چرخ مربع، چرخ نچرخ، چرخ من، چرخ شما، چرخ ایشان.

یک روز دیگر هم گذشت و اینترنت، اینترنت نشده بود. تپسی و اسنپ هم که تا مدتی امکان سرویس‌دهی نداشتند به جرگه داخلی‌ها پیوستند و حتی پیامک راه‌اندازی‌شان هم آمد. اما تلوبیون هنوز داشت مقاومت می‌کرد.

روزهای خوبی در پیش بود. آمار مطالعه خیلی بالا رفته بود. فیلم‌ها و ویدیوهای ذخیره‌شده که روزی آرزو می‌کردم کاش وقتی بشود ببینم‌شان، داشتند تمام می‌شدند. دیدم صداوسیما هم می‌تواند چقدر جذاب باشد. مثلا فیلمی که زمانی در سینما روي اکران بود و نسخه خانگی‌اش را هم دیده بودم یک بار دیگر در شبکه نمایش دیدم. یاد داستان اوشین افتادم که به شوخی می‌گفتند بعد از پخش از تلویزیون، سازنده ژاپنی درخواست خرید مجدد به جام‌جم فرستاده بود.

در خلال یک مکالمه تلفنی، که هنوز شامل دستورالعمل «شاک» واقع نشده بود، به مساله از کار افتادن سرویس‌های ایمیلی اشاره شد؛‌كه باید رفت سمت چاپار. آن سمت مکالمه به خنده گفت آری سوار و اسب و این‌ها. خیلی جدی گفتم نه آن چاپار نه این چاپار! ولی یک سوال پیش آمد. چاپار گیرنده را از کجا پیدا کنم؟

وزیر گرامی ارتباطات در گذشته بارها به مناسبت‌هاي گوناگون و همچنين این بار هم گفت: «شبکه ملی اطلاعات به معنای قطع اینترنت نیست و قطع اینترنت به کارکردهای شبکه ملی اطلاعات ضربه می‌زند».

نمی‌دانم وزیر جوان در این اوضاع و احوال، سعی در تلطیف فضا داشته، شوخی‌اش گرفته، چه بوده: شبکه ملی اطلاعات، «شما»، ش م الف.

اما وزیرم، وقتی گوگل باز نمی‌شود، وقتی ایمیل کار نمی‌کند، وقتی اینستاگرام کار نمی‌کند ولی فقط فلان خبرگزاری و بهمان سایت باز می‌شود یعنی شما کار می‌کنید (یعنی شما کار می‌کند). چه قرابت عجیبی بین شما و شما هست! سردار جلالی هم که چند روز پیشترش در یک برنامه تلویزیونی، تقریبا همین را گفته بود. وقتی چین توانست، وقتی روسیه توانست، یعنی شما هم می‌توانید (یعنی می‌تواند!)