دو نقصی که نادیده گرفته شده‌اند

مرکز مدیریت شبکه، هویت‌سازِ شبکه ملی اطلاعات

پیام کوتاه نوشته حاضر، این است: شبکه ملی اطلاعات در ایران، فاقد «مرکز مدیریت شبکه» است! چرا؟ پاسخ به این چرا، شرح و بسط فنی دارد که در زیر می‌آورم، اما شرحی فرهنگی هم دارد که در چند جمله سربسته می‌گویم و می‌گذریم: فرهنگ ایجاد و استفاده از «مرکز مدیریت شبکه» در میان ما وجود ندارد! اگر وجود داشت در و پنجره سالن‌های تهی از متصدیان محلی و پر از تجهیزات را می‌بستیم و همه آنها را به یاری فاوا از یک نقطه اداره می‌کردیم! نکردیم و نمی‌کنیم، چون فرهنگ غالب در کسب‌وکارهای‌مان، متصدی‌محور است!

چرا مرکز مدیریت شبکه نداریم؟

این روزها بازهم بحث در مورد «شبکه ملی اطلاعات» در میان کاربران اینترنت کشور، به‌خصوص اهالی فاوا بالا گرفته است. قالب لغوی عبارت «شبکه ملی اطلاعات» یکی است؛ اما برداشت‌ها از چیستی و الزامات «شبکه ملی اطلاعات»، متفاوت است.

بیش از یک دهه است که درباره شبکه ملی اطلاعات می‌نویسیم، بدون آنکه اجماعی بر سر هویت آن داشته باشیم. وقتی که من می‌نویسم تحقق کامل شبکه ملی اطلاعات، شروطی دارد که تعیین و تاسیس «مرکز مدیریت شبکه "شبکه ملی اطلاعات"» شرط نخست است، منظورم این است که **شرط «مرکز مدیریت شبکه "شبکه ملی اطلاعات"» در حال حاضر برقرار نیست، نه در مورد «شبکه ملی اطلاعات» و نه در مورد دیگر شبکه‌های عمومی کشور! **

برای آنکه منظورم را روشن‌تر بیان کنم، باید اضافه کنم که شبکه‌ خدمات‌رسانی هر فراهم‌آورِ خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در کشور دارای دو لایه است: یک لایه خدماتی که مشترکان به آن دسترسی دارند و یک لایه مدیریتی که مشترکان به آن دسترسی ندارند و فقط متصدیان مرکز مدیریت شبکه به اجزا و مولفه‌های آن دسترسی دارند. این لایه مدیریتی روی لایه خدماتی به‌گونه‌ای طراحی و ساخته می‌شود که جریان‌های ترافیک داده‌ها در کل لایه خدماتی، تحت نظارت و کنترل و راهبری یک مرکز واحد قرار داشته باشد. هر بار که فراهم‌آور خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات، بخشی از لایه خدماتی را توسعه می‌دهد، مجبور است مرکز نگهداری و بهره‌برداری آن بخش را نیز ایجاد کند. با ایجاد مراکز جدید نگهداری و بهره‌برداری، لایه مدیریتی به موازات لایه خدماتی، توسعه می‌یابد. اما لایه خدماتی هرچه متنوع و گسترده رشد می‌کند، لایه مدیریتی باید یکدست، متمرکز و یکپارچه توسعه یابد.

حداقل سه دهه است که به کمک فناوری اطلاعات (اعم از فناوری‌های الکترومکانیکی سابق یا دیجیتالی جدید) می‌توان یک مرکز مدیریت واحد را که هم بر لایه مدیریتی کنترل تام داشته و هم کنترل کل لایه خدماتی را در اختیار داشته باشد، تاسیس کرد.

اکثر فراهم‌آوران شبکه‌های عمومی مخابرات، ارتباطات و فناوری اطلاعات در جهان دارای چنین مرکزی هستند و بدون آن، قادر به رقابت با یکدیگر نیستند!

**اما، هیچ‌یک از فراهم‌آوران شبکه‌های مخابراتی/ارتباطی/ اطلاعاتی ما در ایران چنین مرکزی را سامان نداده‌اند! **

 البته در ساختمان‌های فنی فراهم‌آوران شبکه‌های عمومی، چه بسا اتاق یا اتاق‌هایی هست دارای تابلوی «مرکز مدیریت شبکه»! ما از لحاظ تابلونویسی چیزی کم نداریم! اما وقتی که به درون آن اتاق (یا اتاق‌های) تابلودار می‌نگرید، پنل‌های کنترلی مختلفی را می‌بینید بدون یکدستی و یکپارچگی لازم؛ زیرا که (برای مثال):

- پنل کنترل تجهیزات انتقال خریداری شده از آلکاتل جدای از پنل کنترل تجهیزات انتقال خریداری شده از زیمنس است؛

- متخصص‌ها و مسوولیت‌های مربوطه نیز از یکدیگر جدا هستند!

- همه آنها هم، جدای از پنل کنترل تجهیزات انتقال خریداری شده از هواوی، ZTE و ... هستند.

- مراکز سويیچینگ هم برای خود مرکز نگهداری و بهره‌برداری مجزا دارند!

-  مراکز کنترل پایگاه داده‌ها نیز همین‌طور!

- شبکه‌های صوتی/تلفنی ثابت و همراه و شبکه‌های داده‌رسانی/اینترنتی نیز دارای مراکز کنترلی مجزا هستند.

خلاصه هر مرکز کنترل، هر مرکز نگهداری و هر مرکز به اصطلاح «مدیریتی»، ساز خود را می‌زند. در چنین اوضاع و احوالی، وقتی که شبکه ملی اطلاعات را سامانه سامانه‌های گرانولار (ریز-ریز شده و بالکانیزه) کشور در نظر بگیرید، معلوم است که متولی شبکه ملی اطلاعات هم اتاق‌هایی دارد با تابلوهای رنگارنگ: «مرکز کنترل فیبر نوری»، «مرکز کنترل سامانه‌های انتقال رادیویی»، «مرکز کنترل پایگاه داده‌ها» ، «مرکز نگهداری راهیاب‌ها»، «مرکز بهره‌برداری سرورها»، «مرکز کنترل X...»، «مرکز بهره‌برداری Y...»!

متولیان شبکه ملی اطلاعات همه این‌ها را دارند، بدون یکپارچگی لازم! یعنی بدون همیافت یکپارچه‌سازِ TMN و بدون رویکرد وحدت‌بخشِ eTOM! [در این دو مورد رجوع شود به en.wikipedia.org/wiki/Business_Process_Framework_(eTOM) و به مجموعه استانداردهای سری M.3000 از اتحادیه بین‌المللی مخابرات]

«شبکه مدیریت شبکه ملی اطلاعات» و «مرکز مدیریت شبکه ملی اطلاعات» در رأس شبکه‌های خدمات عمومی کشور، محصول رویکرد یکپارچه‌سازی مراکز کنترلیِ اجزا و مولفه‌های شبکه‌های سراسری در داخل مرزهای کشور است.

ایجاد شبکه مدیریت و استقرار یک مرکز مدیریت شبکه در رأس آن، از لوازم عقلایی‌سازیِ کسب‌وکارهای فاوا، بهینه‌سازیِ کیفیت خدمات و تاب‌آورسازیِ زیرساخت‌های خدمات‌رسانی است.

- با عقلایی‌سازی کسب‌وکارهای فاوا، از هزینه‌های پرسنلی کاسته می‌شود؛

- با بهینه‌سازی کیفیت خدمات، رقابت‌پذیری کسب‌وکار بالا می‌رود؛

-  و تاب‌آورسازی زیرساخت‌های خدمات‌رسانی، انعطاف‌پذیری کسب‌وکارهای فاوا در برابر شوک‌ها و چالش‌ها ارتقا می‌یابد.     

فراهم‌آوران خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در کشور عموما دارای هردو لایه خدماتی و مدیریتی هستند، اما فاقد شبکه مدیریت و محروم از مرکزی واحد برای مدیریت فراگیر! آنها به جای داشتن شبکه مدیریت و یک مرکز مدیریت یکپارچه در رأس آن، دارای تعدد مراکز نگهداری و بهره‌برداری و کنترلی جدا از یکدیگرند.

این نقص، به‌خصوص دامن شبکه ملی اطلاعات را نیز گرفته است.

- شبکه ملی اطلاعات، متشکل از لایه‌های خدماتی متنوع و متعدد، دارای بیش از یک دوجین مرکز نگهداری و بهره‌برداری جدا از یکدیگر است، بدون داشتن یک مرکز مدیریت واحد!

- شبکه ملی اطلاعات در نبود مرکز مدیریت شبکه، فاقد عوامل تعیین‌کننده برای تاب‌آورسازی سامانه‌های شبکه ملی اطلاعات است.

 عوامل تعیین‌کننده برای تاب‌آورسازی سامانه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارتند از:

- وجود راهبری و فرهنگ واحد (Unique Leadership & Culture)،

-  وجود شبکه مدیریت (Management Network) یک‌پارچه

-  داشتن آمادگی برای کنترل هر نوع دگرگونی اوضاع درونی و بیرونی، به یاری مدیریت دگرگونی، مدیریت مخاطره، مدیریت زنجیره تامین (مدیریت آمادوپشتیبانی) مدیریت تداوم کسب‌و‌کار.

**بدون هریک از عوامل مذکور برای تاب‌آورسازی شبکه ملی اطلاعات، مدیریت بحران (مثل مدیریت شوک وارده بر شبکه ملی اطلاعات به‌رغم مسدودسازی بیش از 90 درصد از پهنای باند دروازه‌های بین‌المللی اینترنت کشور طی هفته پایانی آبان 1398) بی‌معنی است!**

خلاصه اینکه:

هویت هر شبکه مخابراتی/ارتباطی/اطلاعاتی وابسته است به دو عامل: نخست به وجود «مرکز مدیریت شبکه» و سپس به حضور «شبکه مدیریت».

اکنون شبکه ملی اطلاعات فاقد این دو عنصر هویت‌ساز است و البته تمام شبکه‌های خدمات مخابراتی/ارتباطی/اطلاعاتیِ عمومیِ کشور از نبود «مرکز مدیریت شبکه» و فقدان «شبکه مدیریت» رنج می‌برند.

شبکه مدیریت، در واقع، آن لایه‌ نظارتی/کنترلی است که روی شبکه‌های خدماتی کشیده می‌شود. کاربران صرفا به شبکه خدماتی نیاز دارند و به آن متصل‌اند؛ ولی مدیریت‌های مخابراتی/ارتباطی/اطلاعاتی نیازمند شبکه دومی هستند به نام شبکه مدیریت!

لذا مدیریت‌های مخابراتی/ارتباطی/اطلاعاتی ما نخست شبکه خدماتی را ایجاد می‌کنند و سپس به جای ایجاد شبکه مدیریت پوشش‌دهنده همه دارایی‌های ارتباطی، به یک حداقل اکتفا کرده و به ایجاد مراکز محلی نگهداری و بهره‌برداری بسنده می‌کنند و در همین رویکرد محدود نیز می‌آیند مراکز مدیریت سامانه‌های انتقال را از مراکز تبادلی/راهیابی جدا می‌کنند. در این صورت، مراکز مدیریت انتقال از یک نقطه مدیریت نمی‌شوند؛ مراکز کنترل شبکه‌های سويیچینگ برای تبادل و راهیابی داده‌ها نیز از یکدیگر مجزا هستند. کاری که شبکه مدیریت می‌کند، نه تنها تجمیع مراکز مدیریت انتقال در یک نقطه و تمرکز بخشیدن به کنترل مراکز تبادلی/راهیابی در آن نقطه است، بلکه یکپارچه‌سازی مدیریت همه سامانه‌های موجود در شبکه خدماتی است.

اگر فراهم‌آوران شبکه‌های خدمات عمومی ما، به هر دلیل، فاقد شبکه مدیریت و مرکز مدیریت شبکه هستند، محل ایراد است اما از بیرون و از منظر کاربری قابل چشم‌پوشی ست. آنچه اما قابل چشم‌پوشی نیست، نبود شبکه مدیریت و مرکز مدیریت شبکه در مورد شبکه ملی اطلاعات کشور است! 

مردم مراقب خود باشند

«شما» پوست موز را دید!

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه