وقتی سهم تحلیلگری و اطلاع‌رسانی به منابع بیگانه واگذار می‌شود

معماهای قطع برنامه‌ریزی شده اینترنت

اینکه فن‌سالاران ایرانی چگونه، در چه ابعادی، با چه آمادگی قبلی، طی چه فرصت زمانی، به چه سرعت و تا چه حد موثر توانستند اینترنت داخل را از اینترنت خارج از کشور قطع کنند؛

اینکه میزان خسارات وارده به کاربران شبکه ملی اطلاعات در طی دوران قطع دسترسی شهروندان به اینترنت خارج، چقدر محاسبه می‌شود؛

اینکه منافع حاصل از این قطع چه بود؛ 

اینکه فراهم‌آوران خدمات اینترنت به‌هنگام وصل مجدد اینترنت داخل به اینترنت خارج با چه مشکلاتی روبه‌رو شدند؛

اینکه فراهم‌آوران خدمات اینترنت مجبور بودند چه زیانی را تحمل کنند؛

اینکه چرا قطع اینترنت داخل از اینترنت خارج، صددرصد صورت نگرفت؛ و

اینکه آن باریکه‌ای 5 درصدی از کل پهنای باند بین‌المللی اینترنت کشور که شبکه ملی اطلاعات را نسبت به اینترنت جهانی، برخط نگه می‌داشت دارای چه کارکردها و ضرورتی بود؟ این‌ پرسش‌ها و پرسش‌هایی مشابه، موضوع‌هایی هستند که هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند در حالی که پاسخ مجاب‌کننده به آنها نیاز به تحقیقات میدانی در دانشگاه‌های کشور دارد و تا هنگامی که پاسخی مستدل به این پرسش‌ها داده نشود، درس‌های قطع تقریبا سراسری دروازه‌راه‌های بین‌المللی اینترنت کشور در پس حجاب جهل می‌مانند و درنتیجه:

 نگاه محافل روزنامه‌نگاری زرد، به واگویه‌هایی حاشیه‌ای و برداشت‌هایی ناقص از منابع بودار و سودارِ بیگانه منحرف می‌شود. 

این در حالی است که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات که توپ معرکه قطع اینترنت در زمین این وزارتخانه افتاد، خود نیازمند تحلیلی همه‌جانبه از ماوقع اقدام خود است؛ ولی سهم تحلیلگری و اطلاع‌رسانی خود را ادا نمی‌کند و احتمالا هیچ گزارش رسمی از ابعاد و چگونگی قطع اینترنت داخل از اینترنت خارج، تهیه و منتشر نخواهد کرد، بنابراين پژوهندگان و تحلیلگران این رویداد نادر و مهم، محکوم به گمانه‌زنی‌اند.

 

انحرافات ناشی از گمانه‌زنی در عین بی‌خبری

در این مخمصه گمانه‌زنی در عین بی‌خبری یا کم‌اطلاعی، خبرگزاری‌های وطنی نیز به بازگویی ناقص جعلیات نشریات خارجی روي می‌آورند و بر شبهات، می‌افزایند. 

برای مثال، تابناک به نقل از نشریه برخط آمریکایی‌اینترنتیِ slate.com می‌پرسد: «آیا سوییچ قاتل اینترنت فقط مخصوص ایران است؟»، انگار ایران به‌طور اختصاصی، یگانه کشور دارای ابزاری موسوم به «سوییچ قاتل اینترنت» در جهان است، در صورتی که در متن اصلی مقاله مورد اشاره تابناک که عنوانش «How Iran turned off the internet?» است و روز 22 نوامبر 2019 (مصادف با 1/9/1398) منتشر شده، اصلا چنین گزاره‌ نادرستی نیامده و پرسش «آیا سويیچ قاتل اینترنت فقط مخصوص ایران است؟» از جعلیات تهیه‌کننده گزارش مذکور است؛ زیرا تاکنون ابزاری به نام «سوییچ قاتل اینترنت» (از لحاظ واژگانی، اصطلاحش ضرب شد، اما) طراحی و اختراع نشده است که مختص و «مخصوص ایران» باشد یا نباشد!

نمونه‌ای دیگر از انحراف‌ها در مورد قطع اینترنت کشور، عنوان اصلی روزنامه «هفت صبح» در روز پنج‌شنبه 28 دی‌ماه 1398 است: «آمریکایی‌ها هاج و واج قطع اینترنت ایران»، با سوتیتر «افشاگری لس‌آنجلس تایمز از فعالیت تیم 20 نفره در سیلیکون‌ولی برای دور زدن قطعی اینترنت در آبان‌ماه»؛ در صورتی که اگر اصل مقاله لس‌آنجلس تایمز را (تحت عنوانِ: When Iran blocked the internet, tech experts in the U.S. tried to hack a solution. Here’s why they couldn’t) بخوانید، مشاهده می‌کنید که سه نفر ایرانی  مطالب آن را سرهم‌بندی کرده‌اند و جعلیات و گمانه‌زنی‌های خود و گلایه‌های کاربران خارجی را در قالب گزارش، در روزی‌نامه «لس‌آنجلس تایمز» منتشر کرده‌اند: در میان آن سه تهیه‌کننده مقاله، یکی هم‌وطنی مقیم ایران است و دو دیگر، ایرانی‌های مقیم آمریکا.

تازه، فعالیت آن «تیم 20 نفره در سیلیکون‌ولی» را اغلب ایرانیان کاربر فیلترشکن، از پیش می‌شناسند: این تیم هم عمدتا توسط چند ایرانی مقیم ایالات متحده اداره می‌شود و فعالیت‌شان، تولید نرم‌افزار برای دور زدن سانسور اینترنت و توسعه تدریجی نسخه‌های جدیدتر فیلترشکن‌های جایگزین است بنابراين از قبل معلوم است که چنین تیمی ماهیتا قادر به درک ماجرا نیست و هاج و واج ماندنش هم بدیهی است زیرا قادر به پل زدن بر قطع تقریبا کامل دروازه‌های بین‌المللی اینترنت ایران نیست!

 

نبود زمامداری بین‌المللی اینترنت در عین نبود مطلق جرات لازم برای قطع واقعی اینترنت

اینترنت، در اصل بزرگ‌ترین حربه «پنتاگون» و کارآمدترین ابزار مالی‌تجاری بازی‌گردانان «وال‌استریت» است؛ اما از نظر پاپ فرانسیس، رهبر سریر مقدس و رییس دولت واتیکان: موهبت الهی است.

برای آنکه این حربه فنی «پنتاگون» بدون ایراد قانونی (یعنی بدون تعارض با مفاد قانون اساسی ایالات متحده آمریکا) صادر شود و به «موهبت الهی» تعبیر شود تا جهان غیرآمریکایی نیز کاربر و معتاد و محتاج آن بشود، چند سیاست پنتاگون باید اعمال می‌شدند:

- ‌نخست باید میل‌نت (Milnet) که در اصل ریشه اینترنت و اینک اینترانتِ ارتش ایالات متحده آمریکا است از بدنه اینترنت، جدا و مستقل می‌شد؛

- سپس باید استانداردهای اینترنت و پروتکل‌های آی.پی، غیرمالکیتی (non‌proprietary) اعلام می‌شدند؛ به این معنی که استفاده از این استانداردها رایگان است و احدی نباید بابت بهره‌مندی از آنها، پولی پرداخت کند؛

- سوم باید بازار فراهم‌آوری خدمات اینترنتی، مقررات‌زدایی می‌شد؛ با این هدف که با شگرد «مقررات‌زدایی» از این بازار بزرگ در خاک ایالات متحده آمریکا، هم شرکت‌های فراهم‌آور خدمات اینترنتی ("آی.اِس.پی"ها) بدون اخذ مجوز از مرجع مقررات‌گذاری فدرال (موسوم به اِف.سی.سی) بتوانند تشکیل شوند و هم اینکه هر «آی.اِس.پی» غیرآمریکایی که در خارج از کشور آمریکا (بی‌مجوز یا با مجوز از کشور متبوع) تشکیل می‌شود، بتواند بدون اخذ مجوز از مراجع آمریکایی به دروازه‌های اینترنتی آمریکا و «بُردِرگیت‌وِیِ سامانه خودآيینِ آی.اِس.پی»های آمریکایی متصل شود. (منظورم از «سامانه خودآیین» همان AS یا Autonomous System  است که هم اکنون نزدیک به ‌100 هزار فقره از آنها، بدنه جهانی اینترنت را تشکیل می‌دهند و چندصد فقره از آنها در خاک ایران فعال هستند).

با اعمال سیاست‌های مذکور در اوایل آخرین دهه قرن بیستم، اینترنت در خارج از خاک آمریکا، با سرمایه‌گذاری مادی و معنوی میلیاردها غیرآمریکایی(در کنار سرمایه‌گذاری مادی و معنوی چند میلیون آمریکایی) شکل گرفت و توسعه یافت!

حال با این تناقض چه می‌توان کرد: اینترنت، مایملکی جهانی است اما نه تنها Governance بین‌المللی ندارد و فاقد زمامداری جهانی است، بلکه «پنتاگونی» اداره می‌شود و نهادهای مقررات‌گذاری اداره اینترنت در خارج از خاک ایالات متحده، زیرمجموعه‌های دولت فدرال در ایالات متحده آمریکا هستند!

 

ایران، رکورددار سریع‌ترین وگسترده‌ترین قطع اینترنت داخل از اینترنت خارج!

از آغاز نوآوری اینترنت تاکنون، قطع موردی، مقطعی، محلی و محدود اینترنت بارها در گوشه و کنار یک کشور اتفاق افتاده اما قطع صددرصدی، کامل و سراسری اتصالات بین‌المللی اینترنت در هیچ کشوری تاکنون رخ نداده است. اینترنت به دلیل ساختاری و به علت فلسفه شبکه‌سازی گسترده و غیرمتمرکزش، تاب‌آورترین رسانه الکترونیکی جهان در برابر انواع حوادث فاجعه‌بار است. به همین دلیل، قطع سریع بخش ملی اینترنت از بخش جهانی آن، اصلا ساده نیست! روال این قطع در هر کشور، یگانه است و بستگی به پیکربندی  ASها در داخل هر کشور و شگردهای بومی‌سازی امنیت و کنترل آنها دارد.

حال فرض کنید که اتحادیه بین‌المللی مخابرات با همکاری یونسکو بخواهد طی رزمایشی جهانی، میزان گسترده‌ترین و سریع‌ترین عملیات قطع سراسری اتصالات بین‌المللی اینترنت یک کشور را طی آزمونی جهان‌شمول بسنجد.

درنتیجه، بین دولت‌ها، مسابقه‌ای جهانی برای قطع عمدی اتصالات بین‌المللی اینترنت کل یک کشور درمی‌گیرد.

به عقیده شما، کدام دولت، رکورد سریع‌ترین و گسترده‌ترین قطع سراسری اینترنت را خواهد شکست؟

* پاسخ، روشن است: دولت ایران در میان حدود 225 دولت متصل به اینترنت جهانی، جایزه سریع‌ترین و گسترده‌ترین قطع سراسری اینترنت را می‌رباید!

* اما چرا؟

پاسخ به این «چرا؟»، نوشتار حاضر را بیش از حد طولانی می‌کند. اندیشه در این مورد را به شما واگذار می‌کنم تا خود «معماهای قطع اینترنت کشور» را حل کنید و من  نیز پاسخ‌هایم را به فرصتی دیگر موکول می‌کنم.