فناوری‌های پنهان در پسِ حمله‌های پهپادی پنتاگون

پرسش گزارش حاضر این است: سازمان جنایتکار قاتلان شهید قاسم سلیمانی، چه ابزار فنی برای اجرای حملات پهپادی خود در گذشته، حال و آینده دارند؟

پاسخ این پرسش را باید «پنتاگون» بدهد، اما شیطان پاسخ نمی‌دهد یا اينكه به‌ندرت و به‌طور ناقص، جزيیات مربوط به ابزار و فناوری کشتارهای خود را افشا می‌کند. [در مورد اطلاق «شیطان» به پنتاگون، باید درنظر داشت که لوگوی پنتاگون، یک «ستاره پنج‌پر» است و این لوگو، در نمادشناسی دارای دو نوع استقرار و دو نوع تفسیر است: اگر این ستاره پنج‌پر، طوری استقرار یابد که یک پر آن، یعنی سرش بالا و دو پر، شبیه دو پا، پايین باشد،

فناوری‌های پنهان در پسِ حمله‌های پهپادی پنتاگون

نشانه قدرت مطلق است ولی اگر دو پر، بالا و یک پر، پايین قرار گیرد،

فناوری‌های پنهان در پسِ حمله‌های پهپادی پنتاگون

 

چون دو پر بالایی شبیه به دو شاخ شیطان می‌مانند؛ معنی ستاره پنج‌پر، تغییر می‌کند و از قدرت مطلق به پلیدی و غرور مخرب تبدیل می‌شود. سازمانی که لوگوی پنج‌پر را برای معرفی خود انتخاب کرده است، به‌طور عمد خواسته هر دو ویژگی پنتاگون را برجسته کند: قدرت مطلق در عین غرور و پلیدی مخرب!

چون پنتاگون از جزيیات این تازه‌ترین جنایت خود خبر نمی‌دهد، من مجبورم در زمینه فناوری‌های پنهان در پس آخرین حمله پهپادی پنتاگون که منجر به شهادت سردار سلیمانی و همراهان ایشان شد، به گمانه‌زنی بپردازم.

من در تحلیلم از ماوقع، از داده‌هایی استفاده می‌کنم که از اوایل قرن بیست‌ویکم تاکنون در زمینه تحرکات نظامی/فنی پنتاگون و ناتو در کشورهای همسایه؛ در افغانستان، پاکستان، امارات، بحرین، عراق، سوریه و ترکیه، گردآوری کرده‌ام.

برای درک گستردگی این تحرکات، نگاه کنید به تعداد پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه که در en.wikipedia.org/wiki/List_of_United_States_military_bases منتشر شده و به آمار حمله‌های پهپادی آمریکا در افغانستان:

en.wikipedia.org/wiki/List_of_drone_strikes_in_Afghanistan با بیش از 5 هزار و 300 کشته که حدود 400 نفرشان، از شهروندان عادی بودند، یا به آمار حمله‌های پهپادی در پاکستان: en.wikipedia.org/wiki/List_of_drone_strikes_in_Pakistan با بیش از 4 هزار کشته که حدود هزار نفرشان شهروند عادی بودند، و یا به‌طور کلی، به آمار کشته شدن مردم عادی در حملات پهپادی آمریکا که در نشانی en.wikipedia.org/wiki/Civilian_casualties_from_U.S._drone_strikes گزارش شده است.

ابزار جنایات پنتاگون، دانش فنی و دستاوردهایی از فناوری اطلاعات و ارتباطات، هوش مصنوعی، روباتیک، غبار هوشمند، اینترنت چیزها، شبکه حسگرها و مکاترونیک (رشته‌ای علمی ترکیب‌یافته از «مکانیک + الکترونیک») هستند، علوم و فناوری‌هایی که به‌نحوی در مهندسی پهپاد گرد آمده و به‌خدمت گرفته می‌شوند.

 

نگاهی به پیشینه پهپاد

نخست باید در نظر داشت که صورت باز اختصار «پهپاد»، «پرنده هدایت‌پذیر از دور» است، اصطلاحی که حدود سه دهه پیش در ستاد نیروهای مسلح معادلِ unmanned aircraft system, UAS پیشنهاد و واژه‌گزینی شد.

پیشینه پهپاد نشان می‌‌دهد که نمونه‌های اولیه پهپاد در اروپای اوایل قرن بیستم اختراع شد و سپس در نبردهای جنگ جهانی دوم عمدتا به‌عنوان وسیله باربری هوایی بدون سرنشین، مورد بهره‌برداری قرار گرفت. بعدها در دوران جنگ سرد، ناتو از پهپاد برای شناسایی مناطق و تحرکات پشت «پرده آهنین» استفاده ‌کرد.

با نوآوری‌های فناوری اطلاعات و رشته مهندسی مکاترونیک در قرن بیست‌ویکم، پهپادهای بسیاری اختراع شدند برای مصارف متنوع: برای حمل شلنگ آبپاش‌های آتش‌نشانی به ارتفاع چندصد متر بالای زمین، برای نجات غریق، برای پایش و حسگری دود و آتش، برای عکس‌برداري و فیلم‌برداری، و ریزپهپادهای (چند سانتیمتری) تولید شدند برای گرده‌افشانی در مزارع پرورش گل و باغ‌های میوه، پهپادهای تحقیقات اقلیمی، یا برای مراقبت و پایش سرزمینی، برای تجسس، و برای پايین‌آوردن کارگران و مهندسان از بالای دکل‌های مرتفع برق و مخابرات به روی زمین، برای حمل و بالابردن ورزشکاران رشته اسکی روی برف به بالای قله‌ها و نشاندن ورزشکاران رشته اسکی روی آب بر سطح خلیج یا سطح اقیانوس، و پهپادهایی برای توزیع نامه و مرسوله پستی و برای بسیاری دیگر از کاربردها.

آنچه پهپادهای قرن بیست‌ویکمی را از پهپادهای قرن بیستمی جدا می‌کند، عبارتند از:

- تعداد لینک‌های ارتباطی پهپاد به ماهواره و پهپاد به مراکز داده، مراکز داده‌پردازی خودکار و پایگاه‌های کنترل و فرمان، بیشتر شده

- استفاده از رادار برای اندازه‌گیری فاصله‌ها جای خود را به رادارهای لیزری یا «لیدار»ها (LiDAR) داده

- میزان سوخت مصرفی آنها کاهش یافته، در حالی که سرعت پروازشان افزایش یافته

- کیفیت حسگری آنها بهبود یافته؛ براساس اطلاعات وبگاه dji.com از شرکت DJI، فاصله لازم برای تفکیک دو شی نمونه روی زمین از یکدیگر، از سال 2013 تاکنون نصف شده.

- چگالی نقطه‌ای افزایش یافته: در سال 1996، خروجی «لیدار»ها به‌طور متوسط يك نقطه در فاصله 2 تا 5 متر را به دست می‌آورد. اکنون، پهپادهای مجهز به لیدار در حال دستیابی به 100-500 نقطه در هر متر هستند.

- کاهش اندازه حسگرها: در سال 1997، میانگین وزن دستگاه لیدار موجود در هواپیما، بیش از 81 (یعنی 81.6) کیلوگرم بود. امروزه، براساس اطلاعات وبگاه velodynelidar.com، لیدار پهپاد ساخت این شرکت، کمی بیشتر از نیم کیلو یعنی 590 گرم وزن دارد.

- افزایش قدرت پردازش داده در عین کاهش قیمت خدمات پردازشی! برای مثال: قیمت استفاده از خدمات ابری شرکت آمازون بین سال‌های 2008 تا 2014 کاهشی چشمگیر یافته.

- افزایش طول مدت پرواز پهپاد برای ضبط داده‌های حسگری: پهپادهای نوع DJI's Phantom 4 می‌توانند 200درصد بیشتر از فانتوم يك (در سال 2013) پرواز کنند.

- اکنون می‌توان ده‌ها ریزحسگر مختلف را در بدنه هر پهپاد نصب کرد، داده‌های دریافتی آنها را از راه دور به ده‌ها سرور مختلف فرستاد؛ بیگ‌دیتای حاصله را در آنِ واحد توسط ده‌ها کارشناس تحلیل‌کاوی مستقر در مکان‌های مختلف، تجزیه و تحلیل کرد و نتایج حاصل را در اختیار تصمیم‌سازان و فرد تصمیم‌گیر ارشد قرار داد.

- از سوی دیگر، فناوری غبار هوشمند (Smart Dust) برای ساخت ریزحسگرهایی در ابعاد میلیمتری یا حتی نانویی، به‌سرعت در حال پیشرفت است. این حسگرها، بر دو نوع‌اند: آنهایی که خود را حرکت می‌دهند (مانند حشرات «دست‌آموز») و آنهایی که ثابت می‌مانند (مثل سنگ و شن). حسگرهای پیشرونده و حرکت‌کننده نیز بر دو نوع هستند: حرکت دسته‌ای از حسگرهای پیشرونده قابل کنترل و فرمان دادن برای تغییر مسیر است و دسته‌ای دیگر، خود‌آيین و مستقل حرکت می‌کنند.                                                                                                                                                                                                                                                                     

جمع‌بندی

بیش از 15 سال از عمر طرح به‌کارگیری فناوری غبار هوشمند در عراق توسط پنتاگون می‌گذرد. من در مرداد ماه 1398 در شماره 912 همین هفته‌نامه (عصر ارتباط) صفحه 3،  به استفاده از فناوری غبار هوشمند در ایران توسط جاسوسان پنتاگون اشاره‌ای کردم (نگاه کنید به گزارشِ: «سنگ هوشمند» اولین نمونه چیزنت جاسوسی «سیا» در ایران، اما نه آخرین!). ابعاد حسگرهای ساخته و پرداخته این فناوری، اکنون بسیار ریزتر از پیش شده‌اند: شن هوشمند، ماسه هوشمند، گرد و غبار هوشمند تا «نانوذرات» هوشمند! 

 اکنون که آخرین ماموریت شهید قاسم سلیمانی، به نظر می‌رسد همسوسازی سیاسی تصمیم‌گیران کشورهای منطقه علیه دشمن مشترک، اجماع‌سازی پارلمان‌ها برای تصویب قانون بیرون راندن ارتش آمریکا از منطقه و همدلی مردمان منطقه برای خلع ید از جاسوسان خارجی است، باید توجه داشت که آنچه پس از برچیده شدن پایگاه‌های نظامی آمریکایی‌ها در کشورهای همسایه و بعد از خروج ارتشیان به همراه تسلیحات جنگی‌شان از این کشورها، در کشورهای منطقه ممکن است به جا بماند، احتمالا حسگرهای هوشمند، شبکه‌های هنوز فعال اینترنت اشیا و اینترنت چیزها است که در غیبت فیزیکی ارتش آمریکا در منطقه، تا مدت‌های مدید می‌توانند به فعالیت خود ادامه ‌دهند و با استفاده از شبکه‌های ملی اطلاعات در هر کشور منطقه، سیگنال‌های خود را به نحوی نامشهود برای نیروهای امنیت کشورهای منطقه، برای اتاق‌های فکر پنتاگون در کشورهای خلیج فارس منتقل کنند! راه‌اندازی نسل پنجم مخابرات و ارتباطات در هریک از کشورهای منطقه، نیز کار این جاسوسان نامرئی را روان‌تر و نامشهودتر می‌سازد.

فرصت اخراج فیزیکی نظامیان دشمن از کشورهای همسایه، دستاورد بزرگی است؛ اما بزرگ‌تر از آن، فرصت خنثی‌سازی آثار به‌جامانده از آنها در قالب فناوری‌های ضد غبار هوشمند است!