ICT ایرانی در هفته‌ای که گذشت

کابوس آمریکا از سیلی سایبری ایران

فضای سایبری ایران و جهان با گذشت یک هفته از شهادت سردار سپهبد قاسم سلیمانی، همچنان غرق در ابراز احساسات و خشم از اقدام ناجوانمردانه آمریکایی‌ها است. در روزهای گذشته این تنها بورس‌های جهانی و قیمت نفت نبود که در دنیای واقعی دچار شوک‌های کم‌سابقه شد، حتي شبکه‌های اجتماعی و دنیای مجازی نیز از این تکانه‌ها بی‌نصیب نماند.

برای مثال نرخ ارزهای مجازی با افزایش مواجه شد، شبکه‌های اجتماعی آمریکا به ویژه اینستاگرام روزهای سخت و پرکاری برای حذف و سانسور پست‌های مرتبط با شهید سلیمانی را سپری می‌کنند، ایران به ترند اصلی شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده و البته تحلیلگران امنیتی در آمریکا با کابوس احتمالات و گزینه‌های روی میز ایران برای انتقام از آمریکا مواجه هستند و در راس آن سیلی سایبری ایران به آمریکا قرار دارد.

با این مقدمه اما به مرور آخرین تحولات دنیای مجازی پس از شهادت سردار سلیمانی می‌پردازیم.

 

کابوس حمله سایبری ایران

آمریکا مهد تولد اینترنت است، پروژه‌ای نظامی که بعدها کاربری عمومی نیز پیدا کرد. به همین علت آمریکا یکی از وابسته‌ترین کشورها به اینترنت و کاربردهای موجود در آن است. از زیرساخت‌های حیاتی این کشور گرفته تا شبکه‌های اجتماعی این کشور که کار تهاجم فرهنگی غرب را پیش می‌برند.

همین شدت وابستگی به اینترنت و خدمات اینترنتی اما این کشور را با توجه به سابقه طولانی و سیاهی که در استعمار و تحمیل جنگ‌های مختلف به مردمان دنیا دارد، به یکی از اهداف اصلی حملات سایبری نیز تبدیل کرده است و تجربه نشان می‌دهد که اتفاقا آمریکا یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای دنیا در عرصه سایبری است.

همین سوابق اما تحلیلگران امنیتی در کشور آمریکا را با نگرانی‌های عمیقی از احتمال حملات گسترده سایبری به منافع این کشور در اقصا نقاط دنیا مواجه کرده است، زيرا آنها بهتر از مردم و حتی سیاستمداران آمریکا می‌دانند که ضعف‌های سایبری و میزان مقاومت آنها در برابر حملات، نامحدود نبوده و احتمال اینکه با وقوع یک طوفان سایبری گسترده، منافع و زیرساخت‌های سایبری این کشور با صدمات سهمگین و جبران‌ناپذیری مواجه شود بسیار بالا و امکان‌پذیر است.

به همین دليل به فاصله کوتاهی از ترور شهید سلیمانی، یکی از برجسته‌ترین کابوس‌ها و نگرانی‌های امنیتی کارشناسان و اتاق‌های فکر آمریکا، احتمال وقوع و انتقام سایبری ایران و حامیان مقاومت اسلامی در سراسر جهان است.

برای مثال آریانه طباطبایی، محقق سیاسی اندیشکده RAND می‌گوید: حمله سایبری گزینه‌ای در دسترس برای ایران است.

به گفته وی، ایران اگر بخواهد با آمریکا رقابت کند یا این کشور را از رفتار متقابل بترساند، باید در زمینی بازی کند که قدرتی برابر داشته باشد؛ و آن جایی نیست مگر جنگ سایبری.

پیتر سینگر، استراتژیست بنیاد نیوامریکن که در زمینه امنیت سایبری تحقیق می‌کند، می‌گوید: پس از استاکس‌نت، ایران واحدهای متعددی در زیرمجموعه نهادهای دولتی و نظامی مانند سپاه قدس (که شهید سلیمانی فرماندهی آن را به عهده داشت) ایجاد کرده است.

وی می‌افزاید: هکرهای ایرانی تا پیش از این با محدودیت مواجه بودند؛ زیرا باید مخفی می‌ماندند و می‌توانستند اقدامات‌شان را انکار کنند؛ اما حالا شاید ایران بخواهد یک پیام عمومی از این طریق بفرستد. به گفته وی، شاید نیروهای ایران با آمریکا برابری نکند؛ اما می‌توانند آسیب‌های جدی وارد کنند، به ویژه اگر نگران انتساب حمله به ایران نباشند و این چیزی است که ایران الان لازم دارد.

تحلیلگران امنیت سایبری در آمریکا معتقدند: محتمل‌ترین نوع حمله‌ سایبری از سوی ایران، چیزی است که در سال‌های اخیر بارها شاهد بوده‌ایم؛ حمله بدافزاری از نوع Wiper که هدف آن تخریب کامپیوترهای درون شبکه تا حد ممکن است.

جیمی لوئیز، معاون مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن که در زمینه امنیت سایبری فعالیت می‌کند، گفت: «من اطمینان دارم که هکرهای ایرانی فهرستی از عملیات سایبری را (علیه منافع آمریکا) آماده کرده‌اند. اگر آنها بتوانند اهداف درست آمریکایی را شناسایی کنند، حملات سایبری می‌تواند وسوسه‌انگیز باشد.»

میلان پاتل، افسر ارشد فناوری بخش سایبری اف‌بی‌آی نیز می‌گوید نگران است که در گام بعدی چه رخ خواهد داد، زیرا ایران در گذشته نشان داده که به هدف قراردادن زیرساخت‌های حیاتی علاقه‌مند است. «حمله به نیروگاه‌های برق می‌تواند موجب بیشترین خسارت در دنیای واقعی شود.»

حملات سایبری همچنین می‌تواند بر ایجاد اختلال در زندگی میلیون‌ها آمریکایی تاثیر بگذارد. در دنیای متکی به رایانه، هکرها می‌توانند به راحتی موجب بسته شدن بنادر، ایجاد اختلال در شبکه‌های حمل‌و‌نقل و باز شدن سدها شوند.

 

واکنش‌های گسترده به سانسور در اینستاگرام

اما به جز تحلیل‌ها و کابوس رسانه‌ها و تحلیلگران آمریکایی درباره نوع واکنش ایران نسبت به ترور آمریکا، سانسور گسترده صدا و خشم دنیای مقاومت در شبکه‌های اجتماعی آمریکایی از جمله اقداماتی بود که در نخستین لحظات پس از این فاجعه در دستور کار گسترده قرار گرفته است.

در روزهای گذشته مسوولان شبکه‌های اجتماعی از جمله توییتر و اینستاگرام، شاید پرکارترین روزهای کاری عمر خود را سپری کردند و بخش زیادی از تمرکز و فعالیت کارکنان خود را روی حذف تصاویر و پست‌های مربوط به شهید سلیمانی گذاشتند.

این موضوع اگرچه با خشم مردم و مقامات ایرانی مواجه شد، اما با وجود این حجم گسترده از سانسور باز هم نتوانست مانعی برای رساندن احساسات و صدای ایرانیان به سراسر دنیا شود.

حجم حذف پست‌ها و صفحات کاربران ایرانی به حدی بالا بود که شمار آنها تقریبا ناممکن است و شاید بد نباشد مسوولان دولتی، اقدام به تهیه مستنداتی از این تحریف تاریخی و سانسور کرده و آن را به عنوان موج دوم ابراز خشم، در اختیار مردم سایر کشورها قرار دهند.

در همین حال اما مقامات کشور نیز واکنش‌های زیادی به این اقدام شبکه‌های اجتماعی و به ویژه اینستاگرام نشان داده و خواستار برخورد و اقدامی در این خصوص شده‌اند. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز که با حذف پست‌ها و صفحات خود با وجود داشتن کاربران زیاد مواجه شده بودند خواستار فیلترینگ اینستاگرام در ایران بودند.

برخی کاربران نیز خواستار استفاده از پلتفرم‌های داخلی برای انعکاس جهانی صدای ایرانیان شدند. اگرچه در این میان هستند کاربرانی که معتقدند باید در مقابل این حجم سانسور با ایجاد مکرر صفحات جدید ایستادگی کرد و نباید با فیلترینگ اینستاگرام عقب نشست. این دسته از کاربران معتقدند هرچه میزان حضور و فعالیت ایرانی‌ها در این شبکه‌ها افزایش یابد، کار حذف این صفحات نیز سخت‌تر شده و در نهایت صدای ایرانیان به مردم بیشتری در سراسر دنیا خواهد رسید. کمااینکه با وجود تمام تلاش‌ها برای سانسور، هشتگ‌های مرتبط با ایران و شهید سلیمانی، به ترندهای جهانی تبدیل شد و اقدامات ایذایی آمریکایی‌ها را بی‌ثمر گذاشت.

به هر تقدیر آتش خشم جهان اسلام درخصوص ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی، همچنان در فضای سایبری شعله‌ور است و فروکش نکرده. ظرفیتی که باید از سوی ستادهای ساماندهی توان سایبری و عمومی کشور، مورد استفاده قرار گیرد و روش‌های خلاقانه برای مهار سانسور بین مردم ترویج شود.