توصیف و توضیح فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی، از منظری دیگر

فیکیسم، جریان اصلی عصر فاوا

فیکیسم (fakeism) شگردی هنرمندانه برای شبیه‌سازی است، به‌طور عمده برای شبیه‌سازی برندها! اما درک من از آن، «صنعت قلبِ» همه‌جانبه همه‌چیز است به‌منظور حاکم‌سازی جریان‌های تصنعی و باوراندن سامانمند «امر نادرست» به‌عنوان «امر درست».

 

فرق میان انسان 1.0 و انسان 2.0

بین نخستین انسانی‌هایی که داروین، فرآورده فرگشت (evolution) از طریق انتخاب طبیعی و بقای اصلح می‌دانست، و انسان متمدنِ چند ده هزار ساله اخیر، از لحاظ ژنتیک، فرق چندانی مشاهده نمی‌شود، اما از لحاظ ذهنی و رفتاری، کلی تفاوت است.

صددرصد ذهنیت انسان اولیه (بخوان: انسان 1.0)، منبعث از داده‌های زیستی موجود در ژنش بود. انسان متمدن (بخوان: انسان 2.0)، صدها هزار بار بیشتر از اطلاعات و داده‌های حیاتی موجود در ژن خود، از طریق رسانه‌ها، داده‌ و اطلاعات جذب و کسب می‌کند. داده‌های زیستی موجود در ژن انسان متمدن، هنوز هم توانایی‌بخش رفتارهای هورمونی، خلق‌و‌خو و بروز انواع بیماری‌های موروثیِ «انسان 2.0» هستند اما حجم عظیم داده و اطلاعات جذب و کسب شده از نهادهای آموزشی و از رسانه‌ها، تحقق‌بخش فردیت و شخصیت انسان متمدن و توصیف‌كننده و توضیح‌دهنده رفتار اجتماعی‌اش است.[این دگرگونی از انسان 1.0 به انسان 2.0، هزاران سال پیش با اسکان جماعت‌هاي انسانی صورت پذیرفت و دگرگونی از انسان 2.0 به انسان 3.0 با پیشرفت فناوری، هنگامی رخ ‌می‌دهد که نخستین نمونه انسان 3.0 تولید ‌شود؛ یعنی موجودی که هم (نه تنها) ژنش دیگر طبیعی نیست بلکه قابل برنامه‌ریزی است و هم ذهنیت و تفکرش قابل برنامه‌نویسی و کنترل شده توسط اَبَرهوش مصنوعی است. اکنون، جهان فاقد «انسان 3.0» است. وضعیتی که در آن، تعداد جمعیت انسان‌های 3.0 از جمعیت انسان‌های 2.0 پیشی می‌گیرد، آغاز پایان وضعیت انسانی تلقی می‌شود!]

بدبختی انسان، ساده‌لوحی و باورمندی او است! اگر شگرد فیکیسم را بشود جریانی مطلق در نظر گرفت و کامل و جامع اجرایش کرد، تنها دو دسته از انسان‌ها می‌توانند بری از تعرض فیکیسم و تا حدودی به دور از خطای حاصله باشند:

- دسته فیکر‌ها یا جاعلان داده‌های فیک

- و ‌دورماند‌گان و مصون‌مانده‌ها از زهر جعلیات.

مخاطبان مستقیم و غیرمستقیم جعلیات، گمراه‌شدگان هستند، سوژه‌هایی موم‌مانند در دست جاعلان.‌

 

سامانه «ساتر» موم‌کننده انسان‌ها در دست فیکیسم

بر اساس اطلاعات دایره‌المعارف ویکی‌پدیای (انگلیسی و آلمانی)، ساتر (Suter)، یا «سوتر» (بر حسب آنکه چگونه این نوواژه انگلیسی را تلفظ کنیم) سامانه‌ای رایانه‌ای است که توسط BAE Systems برای حمله به شبکه‌های رایانه‌ای دشمن آمریکا و ایجاد اختلال در سیستم‌های لایه سوم ارتباطات (L 3 Communications) موجود در کشور دشمن آمریکا، ساخته و پرداخته شده است.

تا کنون سه نسل از سامانه ساتر تولید شده و مورد آزمایش و بهره‌برداری عملی در سوریه و ایران قرار گرفته‌اند:

- ساتر نسل (1): هدف و کاربرد ویژه ساتر نسل (1) ، دستکاری داده‌های سامانه یکپارچه پدافند هوایی دشمن به طریقی است که پدافند هوایی دشمن را گمراه کند و مثلا هواپیمای مسافربری معمولی را روی صفحه رادار پدافند هوایی، موشک نیروی متخاصم ببیند و متصدی مربوط را چنان شوکه کند که وی را وادارد، شی مشاهده‌شده را ساقط کند.

- ساتر نسل (2)، کنترل شبکه حسگرهای دشمن را در اختیار می‌گیرد و داده‌های دستکاری شده را به سامانه‌های دفاع خودکار دشمن القا می‌کند تا به‌خودی خود عمل کرده و مثلا خودزنی کنند.

- ساتر نسل (3) نیز ویژه ایجاد اختلال در پرتابگرهای موشک و ماهواره‌برها که دارای ماموریت‌های زمان‌حیاتی (time-critical) هستند، تولید شده و به احتمال قوی، نخستین بار در ایران، مورد بهره‌برداری واقع شده است.

این سامانه‌های سه‌گانه ویژه حمله‌های سایبری، توسط واحد «بیگ سفری »(Big Safari)  که بخشی از نیروی هوایی ایالات متحده است اداره می‌شوند و تعدادی از آنها به احتمال قوی به ارتش اسراییل نیز فروخته شده‌اند.

سامانه ساتر در هواپیماهای جنگی از نوع EC-130، RC-135  و F-16CJ نصب و استفاده می‌شوند.

 

حل معمای خطای انسانی یا گول خوردن از دشمن

 اگر علت وقوع حادثه هواپیمای اوکراینی پرواز 752 تهران-کی‌یف، ریشه در کاربرد سامانه ساتر توسط یکی از یگان‌های نیروی‌ هوایی آمریکا مستقر در کشورهای همسایه ما (در ترکیه، عراق یا در امارات) داشته باشد، در این صورت نقش خطای انسانی پدافند هوایی سپاه، منتفی است.

اگر همچون زمستان سال 1397 که ماهواره‌بر ایران در سمنان منفجر شد و کسی سراغ علت آن، یعنی کاربری سامانه ساتر توسط اسرايیل یا نیروی هوایی آمریکا نرفت، این بار هم فرضیه دخالت سامانه ساتر در ساقط شدن هواپیمای اوکراینی به فراموشی سپرده شود، هزینه وحشتناک و بزرگی را پرداخته و خواهیم پرداخت. ولی اگر فرضیه مذکور درست باشد به جای خطای انسانی باید از گول زدن یا گول خوردن سایبری (Cyber Trick) صحبت کرد.

 

خطای انسانی یا گول خوردن، مساله اصلی این است!

 دو اصطلاح مذکور از لحاظ حقوقی، معانی مختلفی دارند.

من نمی‌خواهم آب پاکی روی دست خطاکاران بومی بریزم. گول خودن هم نوعی خطا است.

تفاوت حقوقی میان این دو مفهوم شاید کمکی به جان‌باختگان و بازماندگان نکند (که البته کمک می‌کند!). اما کمک شایان توجهی به متصدیان پدافند هوایی ما نیز حتما می‌کند.

از این گذشته، اثبات گول خوردن متصدیان، وضع حقوقی دولت ایران را در مجامع بین‌المللی دگرگون می‌کند.

اثبات فرضیه مذکور همچنین، دست قاتلان اصلی این جنایات بزرگ را به روشنی رو می‌کند.

اما در نهایت، اثبات این فرضیه، چشم همه ما را به روی سایه/روشن‌های فناوری اطلاعات و جانب غیرانسانی آن: «استعمار فیکسیم» می‌گشاید.

برای راستی‌آزمایی فرضیه به‌کار گرفتن سامانه ساتر، در این زمینه نمی‌توان به حدس و گمان تکیه کرد. بلکه باید به پژوهش در داده‌های موجود، تحقیق و تفحص در نوشتارهای مربوط، بازبینی اخبار گذشته و داده‌کاوی در بیگ‌دیتای‌های دیوان‌داری نظامی کشور پرداخت. اما آیا چنین بیگ‌دیتا‌هایی حفظ و حراست می‌شوند؟ آیا ما متخصصان حقوقی داده‌کاوی برای این منظور پرورانده‌ایم؟

- من شک دارم!

پیش از این، بارها در زمینه ضرورت ایجاد رشته‌های تحلیل‌کاوی (Analytics) و ادله‌شناسی فاوا (ICT Forensics) در همین هفته‌نامه نوشته‌ام. اما دریغ از گوش شنوا!