نشت اطلاعات از منابع انسانی یک موضوع انسانی است!

مدیر اجرایی مرکز نوآوری رفاتک

در پارادایم‌های جدید توسعه فناوری، دیگر نگاه به ماشین به عنوان یک عنصر ماشینی و به مفهوم بدون روح فکری یا مکانیزم مبتنی بر هوش، در حال تغییر است. در واقع آنچه که پیش‌تر صرفا درباره انسان قابل بیان بود، امروز درباره ماشین هم گفته می‌‌شود. رفتارهوشمند و فعل یادگیری دیگر یک مقوله انسانی نیست و ماشین نیز می تواند یاد بگیرد و عمل کند.

درچنین بستری، منطق مبنای محاسبه است و هرمحاسبه‌ای که منطقی نباشد، الزاما محکوم به شکست است. منطق در تمامی حوزه‌‌‌‌‌‌ها از عناصر اصلی استقرار سازمانی است و به هر میزانی که یک ساختار منطقی باشد، به همان میزان نیز تعادل ساختاری، قوام و ماندگاری دارد.

ساختارهای منطقی و در بیان ساده‌تر سازمان‌های منطقی همواره از آنتروپی سازمانی کمتری برخوردارند و همین امر سبب ایجاد پایستگی بیشتر سازمان در مواجهه با محیط متلاطم بیرون مي‌شود. این امر در سازمان‌های نوآور و فناور بیشتر به چشم می‌خورد.

آنچه پیشتر بیان شد دو هدف اصلی داشت؛ به رغم تصورات پیشین، ماشین نزدیک به انسان شده است و فناوری رفتاری انسان‌گونه دارد. در مقابل نیز باید بعضی جنبه‌های ماشینی را برای انسان نیز در نظرگرفت. در واقع مقدمه فوق بیان‌كننده اين است که انسان و ماشین هر دو روز به روز درحال نزدیک‌تر شدن به یک مفهوم میانه هستند و در این میان رفتار و واکنش‌‌های سازمانی نیز باید متناسب با این تحول تعیین و تبیین شوند.

درچارچوب نظری فوق، نگاه به پدیده‌ها و معضلات سازمانی نیز باید نگاه میانی باشد و پیش از آنکه به ایجاد راه‌حل برای معضلات بگردیم؛ بهتر آن است به آسیب‌شناسی آنان و ریشه‌های شکل‌‌گیری این پدیده‌‌ها بپردازیم. نشت اطلاعات سازمانی توسط منابع انسانی نیز پیش از آنکه به پروتکل‌های امنیتی و حفاظتی نیاز داشته باشد؛ به ایجاد فرایند اخلاقی و حرفه‌ای در سازمان نیاز دارد. در واقع مادامی که سازمان در قبال نیروی انسانی خود منفعت متقابل ایجاد کند، رویه‌های درست جذب و به کارگماری افراد را به‌‌کارگیرد، جایگاه و استانداردهای اخلاقی و حرفه‌ای سازمان به نحوی مطلوب چیده شده باشند و در مفهوم کلان، نیروی انسانی از نظر فکری به تعادل رسیده باشد تقریبا بیش از نیمی از هدف حفاظتی رعایت شده است. بخش دیگری از ماجرا فرایند‌‌های دسترسی است که سهم کمتری از عامل انسانی ایفا می‌‌كنند. در واقع نشت اطلاعاتی در سازمان بیشتر یک مفهوم انسانی است و باید از دیدگاه انسانی به آن پرداخته شود. نشت اطلاعاتی درسازمان‌ها به دوصورت عمد و غیرعمد صورت می‌گیرد، این یادداشت به نشت اطلاعاتی عمد می‌پردازد و نگارنده به دو عنصر اصلی برای آسیب‌شناسی آن معتقد است. نخستین مساله به نظام جبران خدمت در سازمان، نظام پیشرفت شغلی و نظام کلان مدیریت منابع انسانی در سازمان‌ها بازمی‌‌گردد. ایجاد اختلال در هریک از این نظام‌های زیرمجموعه مدیریت منابع انسانی می‌تواند مشکلات شگرفی در تعادل فکری منابع انسانی در سازمان ایجاد كند. در واقع نظام درست مدیریت منابع انسانی باید بتواند یک وظیفه اصلی ایجاد کند و آن وظیفه ایجاد ارزش در دارایی‌های معنوی سازمان است.

ایجاد ارزش همواره باید به‌صورت شفاف انجام شده و این ارزش‌ها به هویت کاربران ایجادکننده آن ارزش‌ها از نظر اعتباری گره بخورد. در این میان، فرایندهای حرفه‌ای‌گری و صلاحیت سازمانی برای پاسداشت این ارزش‌های تولیدی، نقشی بسیار مهم ایفا می‌كند. اخلاق حرفه‌ای و اعتباردهی ارزشی مبتنی بر داده‌های تولیدی در سازمان در چنین شرایطی برای منابع انسانی نقش هویت‌بخشی ایفا می‌کند و این هویت‌بخشی، فرای اینکه سازمانی باشد، بیشتر شخصی است. در چنین شرایطی فرد به دارایی‌های معنوی و اطلاعاتی سازمان اعتقاد عملی پیدا کرده و هرگونه نقص در این موارد ولو به جدا شدن از سازمان با ارزش‌های فردی آن نیرو تضاد پیدا می‌کند. در این اکوسیستم، دارایی‌های تولیدی به شخصیت اخلاقی فرد گره خورده و این ارتباط مانع از هرگونه نشت عمدی اطلاعات ولو به ارزش‌های مالی بالا می‌شود.

دومین نکته، نگاه به پروتکل‌های امنیتی بدون جایگاه انسانی است. در واقع پروتکل‌های امنیتی و حفاظتی به جای محدود‌‌سازی فناورانه باید محدودسازی انسانی و اخلاقی و راه‌حل‌‌های پیشگیرانه را مدنظرقرار دهند. پیشگیری در چنین شرایطی به مفهوم صرفا منع دسترسی نیست و در چارچوب ممانعت از فرایندهایی تعریف می‌شود که افکار منابع انسانی سازمان را به تعادل می‌رساند و هرگونه جدا شدن، اخراج، تغییر شغل یا تغییر جایگاه یا تعارضات شغلی را با کاهش هرگونه اثرات سوء‌انتقام از سازمان و حس همدلی با آن همراه می‌سازد.