چهار دسته از آینده‌پژوهان

آینده‌پژوهی از جان ما چه می‌خواهد؟

آینده‌پژوهان در نگاه اول خل‌وضع به نظر می‌رسند. اما همه‌شان از یک قماش نیستند. برخی ثروتمندان مرفهی هستند که دلشان می‌خواهد بدنشان را منجمد کنند تا یک روز در آینده به زندگی بازگردند، بعضی نگران آن هستند که یک هوش مصنوعی برتر انسان‌ها را زیر سلطه خود بگیرد و برخی دلمشغول همین آدم‌های معمولی‌ای هستند که گرفتار سیستم‌های دیجیتال شده‌اند. اما اگر مساله صرفا بر سر قدرت و ثروت باشد چه؟

کتی اونیل، بوستون ریویو - آیا شما هم شنیده‌اید؟ روزی ما در جامعه‌ای کامل تحت رهبری یک هوش مصنوعی همه‌کاره زندگی خواهیم کرد؛ هوشی که اثبات شده مطلقا خیرخواه نوع بشر خواهد بود؛ یعنی اگر آن روزی که ماشین‌ها صاحب آگاهی می‌شوند، زمام امور را به دست می‌گیرند و ما را می‌کشند، همه‌مان نمرده باشیم، در چنین جامعه‌ای خواهیم زیست.

صبر کنید، درواقع آنها قرار است برخی از ما را با خودشان ببرند و ما به سطح دیگری از هستی فرا خواهیم رفت، یا حداقل این قضیه برای همسان‌های ژنتیکی۱ ما رخ خواهد داد، یا آن دسته از همسان‌های ژنتیکی ما که به‌دلیل گناهان کنونی ما تحت شکنجه‌ای ابدی قرار ندارند.

همه اینها نتایجی است که امروزه آینده‌پژوهانی با نگرش‌های مختلف به آنها باور دارند. آینده‌پژوه فردی است که مقدار قابل‌توجهی از وقت خود را، چه با حقوق چه بی‌حقوق، صرف نظریه‌پردازی درباره آینده جامعه می‌کند. ریشخندکردن آنها هرچند به‌خاطر پیش‌بینی‌های علنا ماورایی و به‌ظاهر احمقانه آنها می‌تواند سرگرم‌کننده باشد، اما ما باید آینده‌پژوهان را جدی بگیریم؛ زیرا در کانون جنبش آینده‌پژوهی، پول، نفوذ، قدرت سیاسی و دسترسی به الگوریتم‌هایی نهفته است که به‌طور روزافزون بر زندگی حرفه‌ای، سیاسی و خصوصی ما حکمرانی می‌کنند‌.

گوگل، آی‌بی‌ام، فورد و وزارت دفاع آمریکا، همگی آینده‌پژوهان را به خدمت می‌گیرند. خود من هم آینده‌پژوه هستم، اما تضادها و اختلاف نظرهای عمیقی را در این حوزه دریافته‌ام که مرا واداشته است تا در سطور زیر چهار «نوع» اصلی از آینده‌پژوهان را ترسیم کنم. امیدوارم با فهم بهتر انگیزه‌ها و پس‌زمینه‌های افراد دخیل در این حوزه، هرچند به‌طور غیرعلمی، بهتر بتوانیم خودمان را برای کشمکش‌های سیاسی آتی آماده کنیم و بدانیم که از کدام روایت از آینده باید پشتیبانی کنیم: روایت قدرتمندان دنیای تکنولوژی که می‌خواهند خودروهای پرنده داشته باشند و برای همیشه زندگی کنند، یا روایت کارگران اقتصاد کار موقت۲ که می‌خواهند روزی از نظام سلامتی‌ای متناسب با بضاعت مالی خودشان برخوردار باشند.

با توجه به مساله فوق، اجازه دهید من دو بعد آینده‌پژوهی را معرفی کنم که با دو محور نشان داده می‌شود؛ یعنی دو شیوه برای اندازه‌گیری و ترسیم آینده‌پژوهان روی یک نمودار، که سپس می‌توانیم آن را با دقت بیشتری بررسی کنیم.

نخستین ملاک سنجش یک آینده‌پژوه آن است که تا چه میزان به تکینگی۳ باور دارد. به‌طور کلی، تکینگی لحظه‌ای است که تکنولوژی آن‌قدر پیشرفت می‌کند، و سرعتی نمایی و چنان فزاینده می‌یابد که به دگرگونی تکنولوژیک بنیادی و معنادار زندگی می‌انجامد، به‌نحوی که از هدف و حتی طبیعت نخستین خود فرا می‌رود. در بسیاری از افسانه‌های تکینگی، رایانه یا خودآگاه می‌شود یا باهوش، محتملا به‌شیوه‌ای خوب اما گاهی به‌شیوه‌ای ویرانگر یا حتی انتقام‌جویانه. در افسانه‌های دیگر، آدم‌ها و ماشین‌ها با هم پیوند می‌خورند و درمجموع به موجودی جدید تبدیل می‌شوند. نکته کلی این است که برخی آینده‌پژوهان عمیقا به تکینگی باور دارند، در‌حالی‌که برخی دیگر باور ندارند.

روی محور دوم، اجازه دهید میزان نگرانی آینده‌پژوه را بسنجیم هنگامی که درباره آینده نظریه‌پردازی می‌کند. آیا هیجان‌زده هستند یا هراسان؟ محتاط هستند یا مسرور؟ انتخاب‌های آینده‌پژوهان اغلب تحت‌تاثیر عواطفشان است. خوش‌بین‌ها عموما بر خوبی‌های تکنولوژی تمرکز می‌کنند؛ و در ابزارهای بدیع و جدیدترین دستاوردهای هوش مصنوعی امید را می‌بینند. بدبین‌ها بنابر تعریف روی ضرر و زیان تمرکز دارند، بنابراین درباره جنبه‌های کاملا متفاوتی از تکنولوژی می‌اندیشند. نوع تکنولوژی‌هایی که این دو گروه در نظر می‌گیرند، تقریبا مجزا از هم هستند، و حتی آنجا که با هم تلاقی دارند، برداشت‌های این آینده‌پژوهان کاملا متضاد است.

بنابراین اکنون که دو محور در اختیار داریم، ما می‌توانیم چهار ربع بسازیم و گروه آینده‌پژوهان را در هر ربع بررسی کنیم. تفاوت‌های آنها روشن می‌کند ارزش‌هایی که در پی آنند چیست، مخاطبانشان کیستند و چه محصولاتی عرضه می‌کنند.

ربع اول

گروه نخست: افرادی که به تکینگی باور دارند و درباره آن نگران نیستند. آنها نام پیشرفت روی آن می‌گذارند و با آغوش باز آن را می‌پذیرند. نمونه‌هایی از افراد این ربع عبارتند از ری کورزویل، مخترع و نویسنده عصر ماشین‌های جان‌دار۴ (۱۹۹۹)؛ اختیارگرایانی که در «جنبش سی‌اِستدرز»۵ می‌خواهند شهرهای شناور خودمختار خارج از حوزه حاکمیت هر دولتی ایجاد کنند؛ و افرادی که می‌کوشند تا هوش را بهبود بخشند و برای همیشه زندگی کنند.

این آینده‌پژوهان مشتاقانه به قانون مور باور دارند؛ گوردون مور، یکی از بنیان‌گذاران اینتل گفته است که تعداد ترانزیستورها در یک مدار تقریبا هر سال دو برابر می‌شود، و آنها همچنین به رشد نمایی تمام چیزهای جلوی چشم ما باور دارند. اندیشکده «سینگیولاریتی یونیورسیتی»۶، که کورزویل آن را بنیان نهاده است، حداقل دوازده بار واژه «نمایی» را در ‌سایت خود ذکر می‌کند و شعارش «نمایی باش»۷ است.

به‌طور کلی، این آینده‌پژوهان افرادی سرگرمی‌طلب هستند، آنها فرصت لازم برای پرداختن به این نظریه‌ها را دارند، زیرا از نظر ثروت پیشاپیش جزو ۰/۱ درصد بالای جامعه هستند. آنها تا حدود زیادی به آینده به‌منزله شیوه‌ای برای سرمایه‌گذاری ثروت خود می‌اندیشند و حتی به این فکر می‌کنند که ثروتمندتر شوند. آنها درحال‌ حاضر صاحب صندوق‌های پوشش ریسک یا شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر و شرکت‌های مستقر در سیلیکون‌ولی هستند یا آنکه زمانی در آنها کار می‌کرده‌اند و آموخته‌اند که خودشان را افرادی عمیقا باهوش در نظر بگیرند، یا حتی خردمند. آنها درباره شایسته‌سالاری، شراب‌های گران‌قیمت یا داروهای مدنظر خودشان (میکرودوزینگ۸، کسی امتحان کرده است؟) سخن‌پردازی می‌کنند.

با ثروت‌های عظیم و نگرانی‌های دنیوی بسیار اندک، این آینده‌پژوهان کوشش‌های خود را بر یگانه چیزهایی متمرکز می‌کنند که عملا می‌تواند آنها را تهدید کند: مرگ و بیماری.

آنها در انظار عموم درباره افزایش هوش با کمک روباتیک یا بهبود کیفیت زندگی از طریق نوآوری‌های پزشکی سخن می‌گویند، اما در دنیای خصوصی‌شان علاقه‌مند به راه‌حل‌های تکنیکی برای مسایل فیزیکی هستند و از تشکیلات پزشکی ناخرسندند، زیرا بیش از حد محتاط است و از نوآوری کافی برخوردار نیست. آنها به‌شدت روی سرماپژوهی۹، روی تکنولوژی رابط ذهن-رایانه که هنوز ماهیت چندان مشخصی ندارد، روی راهبردهای پزشکی برای زندگی جاودان (سرگئی برین و لری پیج در این‌باره سخن می‌گویند)، و احتمالا حتی روی خون جوانان سرمایه‌گذاری می‌کنند.

این آینده‌پژوهان آماده و مشتاق هستند تا در مغز خودشان سخت‌افزار نصب کنند، زیرا از آنجا که اکثر آنها مردان سفیدپوست جوان یا میانسال هستند، هرگز سرکوب نشده‌اند. بدترین سناریو برای آنها آن است که زندگی آینده خود را به‌عنوان نرم‌افزارهای آپلودشده در فضای ابری۱۰ بگذرانند؛ فضایی که می‌توانند نقشه بی‌نظیر واقعیت مجازی را کنترل کنند (اگر این حرف‌ها مثل خیال‌پردازی‌های علمی-تخیلی برای نوجوانان شهوت‌پرست به نظر می‌رسد، شگفت‌زده نشوید. آنها اغلب این ایده‌ها را همچون نوجوانان شهوت‌پرست، از نویسندگانی مانند رابرت هاین‌لاین و آین رند اقتباس کرده‌اند).

البته مساله در اینجا، نقطه کور «من برنده می‌شوم» است، یعنی این باور که اگر این سیستم برای من کار می‌کند، پس باید سیستم خوبی باشد. این آینده‌پژوهان معتقدند که نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، تبعیض طبقاتی و سیاست، مسایلی هستند که باید با تکنولوژی حل شوند. اگر قرار باشد آرزویشان برآورده شود، از آنها خواسته خواهد شد تا دولت بعدی را برنامه‌ریزی کنند. البته آنها آن را انحصاری در اختیار خود خواهند گرفت، تا توده مردم نتواند سیستم را به بازی بگیرد.

و مساله اینجاست: آینده‌پژوهی با این رنگ و بو، چه ماهیت زندگی در حباب ابرثروتمندان باشد و چه چیزی کاملا مدرن و معطوف به رایانه، ذاتا نخبه‌گرا، دارای وسواس نبوغ و نادیده‌گیرنده گستره جامعه است.

پی‌نوشت‌ها:

‌ این مطلب را کتی اونیل نوشته است و در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷ با عنوان «Know Thy Futurist» *در ‌سایت بوستون ریویو منتشر شده است و سایت ترجمان در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۹۶ آن را با عنوان «آینده‌پژوهی از جان ما چه می‌خواهد؟» و ترجمه علی برزگر منتشر کرده است.

‌ کتی اونیل (Cathy O’neil) **متخصص داده و دارای درجه دکتری ریاضی از دانشگاه هاروارد است. او نویسنده کتاب پرفروش سلاح‌های کشتار جمعی: چطور داده‌های بزرگ نابرابری را افزایش می‌دهند و دموکراسی را تهدید می‌کنند (Math Destruction: How Big Data Increases Inequality and Threatens Democracy) است.

‌۱] clone: موجودی که از نظر ژنتیکی کپی کامل موجودی دیگر است و به روش غیرجنسی تولید می‌شود{ [مترجم].

۲] gig economy: اقتصادی که در آن کار تمام وقت و مادام‌العمر با کار موقت و قراردادهای کوتاه‌مدت{ جایگزین می‌شود [مترجم].

 ۳ singularity .

۴ The Age of Spiritual Machines .

   ۵  Seasteaders movement .

 ۶ Singularity University .

 ۷  Be Exponential .

 ۸] micro-dosing: روش استفاده از مقادیر بسیار پایین داروها به منظور بررسی اثرات آنها روی انسان{ [مترجم].

 ۹  cryogenics.

 ۱۰] cloud: ردیفی گسترده از کامپیوترها که به یکدیگر متصل شده‌اند و به‌عنوان یک اکوسیستم واحد به فعالیت می‌پردازند{ [مترجم].