در حالی که عربستان سعودی (مانند اغلب کشورهای جهان)، دستور کار ملی 2030 خود را دارد و در اجرایش می‌کوشد، ایران نه‌تنها فاقد سند دستور کار ملی 2030 خویش است، بلکه برخی از هموطنان از سند 2030 سازمان ملل، حربه‌ای برای خودزنی ساخته‌اند. (در مورد سند 2030 عربستان سعودی رجوع شود به:  https://bit.ly/2rCGwXM)

 

پیشینه‌شناسی سند اهداف توسعه پایدار 2030

در سال‌های منتهی به سال 2000 میلادی، 193 کشور عضو سازمان ملل (از جمله نمایندگان دولت هشتم به علاوه چند سازمان غیرحکومتی ایران)، در تدوین هشت هدف توسعه هزاره(Millennium Development Goals (MDGs)) به‌جد کوشیدند و در سپتامبر 2000، سند 2015 را تصویب کردند و متعهد شدند که تا سال 2015 در کوششی هماهنگ به آن هشت هدف برسند. این اهداف عبارت بودند از سرفصل‌های زیر:

1- زدودن فقر و گرسنگی مفرط؛

2- تحقق آموزش ابتدایی جهانشمول؛

3- ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان؛

4- کاهش مرگ‌ومیر کودکان؛

5- بهسازی سلامت مادران؛

6- مبارزه با ایدز، مالاریا و سایر بیماری‌ها؛

7- تامین پایداری محیطی؛ و

8- ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه.

در این سند، اگرچه ذکر خیری از ICT و مخابرات نشده، اما محمل مشارکت جهانی برای تحقق هر یک از اهداف به‌درستی «فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)» بر محور توسعه جامعه اطلاعات مردم‌محور فراگیر بود.

سند 2030 مورد بحث در رسانه‌های کشور، ریشه در اهداف توسعه هزاره (MDGs) دارد، زیرا ادامه آن است: در سال 2015 معلوم شد که در اجرای جهانی سند اهداف توسعه هزاره، ناهماهنگی رخ‌ داده و بسیاری از کشورها هنوز نتوانسته‌اند به اهداف آن نایل شوند. پس طی اجلاسی جهانی در سپتامبر 2015، نمایندگان کشورهای عضو سازمان ملل، دوباره 15 سال بعد یعنی سال 2030 را هدف‌گیری کردند و این‌بار بر هشت هدف قبلی «اهداف توسعه هزاره» (MDGs)‌، 9 هدف جدید را افزودند و نام این مجموعه جدید را SDGs یا Sustainable Development Goals  گذاشتند (در مورد 17 هدف SDGs موسوم به «سند 2030» یا «دستور کار 2030» نگاه کنید به جدول).

مأخذ جدول اهداف سند 2030: https://www.itu.int

اسناد سازمان ملل ویژگی‌های مشابهی دارند: آنها عموما اسنادی حداقلی‌ هستند و وحی منزل هم نیستند؛ به این معنی که نمایندگان هر کشور به‌هنگام امضای سند می‌توانند ذیل آن ذکر کنند که کدام قسمت‌های سند را می‌پذیرند، چه بخش‌هایی را مشروط قبول می‌کنند و کدام موارد را مردود می‌شمارند. سپس هر کشور به‌جای کشمکش‌‌ها و بگومگوهای سیاسی در اجرا كردن یا نكردن اسناد سازمان ملل، از سند سازمان ملل تقلید کرده، سند مناسب حال خود را تدوین و در اجرایش سعی می‌کند. پس ایرانیان هم باید «سند ملی 2030» خود را مطابق با اهداف و ارزش‌های مورد نظر مردم تدوین و اجرا ‌کنند. از همین رو است که رییس‌جمهوری در این مورد تصریح می‌کند که «به رهبر و ملت ایران اعتماد می‌دهیم که این سند را در چارچوب قوانین و فرهنگ ایران اجرا می‌کنیم».

 

نمودار گذار از اهداف توسعه هزاره (MDGs) به اهداف توسعه پایدار (SDGs)

سهم فاوا در سند 2030 سازمان ملل

درحالی‌که هیچ‌یک از سرفصل‌های 17گانه سند 2030 به وضوح مربوط به فاوا نیست، اما در متن مربوط به هر سرفصل، مواردی مرتبط با فاوا آمده است:

* در بند 1.4 سند 2030: تامین دسترسی زنان و مردان به‌ویژه مستمندان و اقشار آسیب‌پذیر به فناوری‌های نوظهور مناسب،

* در بند 4.3 سند 2030: تعیین هزینه‌های دسترسی برای همه زنان و مردان به قیمتی استطاعت‌پذیر،

* بند 4.4 سند 2030: افزایش شمار جوانان و سالمندان دارای مهارت در استفاده از فناوری و ایجاد شغل و زمینه‌های کارآفرینی،

* بند 4.ب سند 2030: برنامه‌ریزی ملی برای توسعه فاوا،

* بند 5.ب سند 2030: ارتقای استفاده از فناوری‌های توانمندساز، به‌ویژه فاوا،

* بند 9.1 سند 2030: ایجاد زیرساخت‌های باکیفیت، اعتماد‌پذیر، ماندگار و تاب‌آور (resilient) به‌علاوه زیرساخت‌های فرامرزی (transborder) با رعایت برقراری عدالت و برابری برای همگان،

* بند 9.5 سند 2030: پایش و ارتقای پژوهش‌های علمی با به‌روزرسانی توانایی‌های فنی و افزایش شمار پژوهشگران در بخش خصوصی در هر یک میلیون نفر از جمعیت،

* بند 9.ثیِ سند 2030: افزایش قابل ملاحظه دسترسی به فاوا و در نهایت تا سال 2020 کوشش برای فراهم‌سازی خدمات عام (USO) در مورد اینترنت،

* بند 16.10 سند 2030: تضمین آزادی بیان مطابق با قوانین ملی و توافق‌نامه‌های بین‌المللی،

* بند 17.6 سند 2030: همکاری متقابل برای دسترسی به علم، فناوری و نوآوری به‌علاوه تسهیم دانش،

* بند 17.7 سند 2030: ترویج توسعه، انتقال و جذب فناوری‌ها،

* بند 17.8 سند 2030: ارتقای استفاده از فناوری‌های توانمندساز به‌ویژه فاوا،

* بند 17.16 سند 2030: افزایش مشارکت جهانی برای توسعه پایدار به کمک مشارکت چند سهم‌دارانه (multi-stakeholder)،

* بند 17.17 سند 2030: استفاده از مدل‌های مشارکتی خصوصی-عمومی و جامعه مدنی در توسعه کشور و کوشش جمعی برای تحقق اهداف  SDGs.

جمع‌بندی

پس از اجلاس سال 2015 درباره سند 2030 و تصویب دستور کار جهانی اهداف توسعه پایدار(SDGs)، اغلب کشورها با استقبال از روح توسعه‌خواهانه آن، به تدوین سند ملی خود پرداختند ولی ما نه‌تنها فاقد چنین برنامه‌ای هستیم، بلکه از برخی نارسایی‌های سند 2030 سازمان ملل استفاده کرده و به جدال درونی تضعیف‌کننده علیه رقبای سیاسی خود روی آورده‌ایم.

اما عقل سلیم حکم می‌کند که بیاییم به‌جای کشمکش بر سر برخی از مواد فرضی یا واقعی سند 2030 سازمان ملل، به نکات زیر التفات کنیم:

* به‌طور مرتب در مجامع جهانی، بین‌المللی و منطقه‌ایِ کار روی سند 2030 سازمان ملل چه در سطح اتحادیه بین‌المللی مخابرات یا در سطح یونسکو، حضور فعال پیدا کنیم. 

* از ظرفیت‌های ملی برای مشارکت در فرایند تدوین اسناد بین‌المللی استفاده کنیم.

*‌ فرصت‌های جهانی برای توسعه ملی را غنیمت بشماریم.

*‌ از خودزنی بپرهیزیم و هر ایراد اسناد بین‌المللی را در فضایی باز به نقد و بررسی عمومی بگذاریم و بدان اکتفا نکنیم، بلکه نتایج بررسی باز را به مجامع بین‌المللی منتقل کنیم.

* از بگومگوی نفاق‌افکنانه درگذریم و به اصل و پیشینه‌ سند 2030 و روح اخلاقی و ترقی‌جویانه حاکم بر آن، نظر داشته باشیم.

*‌ اسناد ملی توسعه پایدار 2030 در سایر کشورها را مطالعه کنیم و هرچه زودتر:

* به تولید سند ملی 2030 خود بر اساس ارزش‌های ملی‌مان بپردازیم.

* و شرایط مناسب لازم برای تحقق سند ملی 2030 خود فراهم آوریم.

* از افتادن درون دام نفاق بپرهیزیم و با تولید سند ملی 2030 ایران سعی کنیم، به اجماع و وحدت در کلام و عمل برسیم.

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه