پیمان جهانگانی موسس شرکت آفتاب شرق:

دولت فناوری اطلاعات را رها کند!

حدود 20 سال پیش  پيمان جهانگاني، جوانی 27 ساله بود که از آمریکا با کلی ایده‌های جدید به ایران بازگشته بود و در سال‌هایی که کسی در کشور خیلی با فناوری اطلاعات سروکار نداشت ایده بلندپروازانه او براي تبدیل لپ‌تاپ به کالایی همه‌گیر بسيار جالب توجه بود.

پیمان جهانگانی موسس شرکت آفتاب شرق:

اگرچه در این مقطع بسیاری ایده او را یک فانتزی محض می‌دانستند اما طولی نکشید که بازار به باور لازم رسید و او توانست خودش را به عنوان موسس یکی از شرکت‌های مطرح در زمینه واردات لپ‌تاپ مطرح کند. حالا 20 سالی از این ماجراها می‌گذرد و با توجه به مشکلات فراوانی که نحوه تعرفه‌گذاری کالاهای حوزه ICT به وجود آورده دو سالی هست که فعالیت‌های شرکت او معلق و در نهایت تعطیل شده است. برای بررسی دقیق‌تر مشکلات و چالش‌های حوزه ICT کشور پای صحبت‌های این متخصص فناوری ارتباطات و اطلاعات نشستیم.

پیمان جهانگانی، موسس شرکت آفتاب شرق که از جمله تامین‌کنندگان بزرگ لپ‌تاپ‌های توشیبا در ایران بود، همچنان مثل 20 سال پیش که به ایران آمد افق‌های بزرگی برای آینده فناوری اطلاعات در کشور برای خودش ترسیم کرده که امکان ایجاد اشتغال برای جوانان در حوزه "بلاک‌چین" از جمله ایده‌های جالب و توجه او است.

وی در مصاحبه‌ای که با ما داشت نوک تیز پیکان انتقاداتش را به سمت نحوه اشتباه تعرفه‌گذاری در واردات حوزه فناوری اطلاعات و نیز سیاست‌های نابجای ایجاد طرح رجیستری می‌گیرد. مشروح مصاحبه خبرنگار هفته‌نامه عصر ارتباط با این فعال و متخصص حوزه فناوری اطلاعات در پی می‌آید.

 

*یکی از مسایلی که در حوزه فناوری اطلاعات در این سال‌ها انتقادات زیادی را به دنبال داشته نحوه تعرفه‌گذاری کالاهای حوزه فناوری است و بسیاری این میزان تعرفه را غیرمنطقی و بالا ارزیابی می‌کنند. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

امروز دنیا به این باور رسیده است که ملزومات ICT و سخت‌افزارهای مربوط به آن ابزار توسعه هستند و یک کشور در حال توسعه بدون ICT قادر نخواهد بود به رشد اقتصادی مورد نظر خود برسد. لذا سیاست‌های حمایتی توسط دولت‌ها برای کالاهای این حوزه اتخاذ شده و تعرفه‌ها و سودهای گمرکی را به صفر می‌رسانند. در حال حاضر در بسياري از کشورها از جمله در  ایرلند تعرفه گمرکی برای کالاهای حوزه فناوری صفر است. در آمریکا نیز که کشور کاملا توسعه‌یافته‌ای است و از بزرگ‌ترین صادرکنندگان حوزه فناوری اطلاعات در جهان نیز هست این تعرفه‌ها صفر است. در کشوری مثل فلسطین اشغالی نیز برای ملزومات کامپیوتر تعرفه‌ای در نظر گرفته نشده است و البته ساير كشورها نيز وضعيت مشابهي را اتخاذ كرده‌اند و ترجيح داده‌اند روي كالاهاي حوزه فناوري اطلاعات هيچ تعرفه‌اي نگذارند. درواقع دنیا ترجیح داده از فناوری اطلاعات که ابزار توسعه کشورها است کسب درآمد نکرده و از طریق دریافت مالیات بابت کالاهای حوزه‌های دیگر منتفع شود.

توجه داشته باشید که ملزومات کامپیوتری بحث‌شان مثل الکل و تنباکو نیست که بگوییم چون مضر هستند می‌بایست برای آنها تعرفه‌های بالا قرار داده شود. امروز ملزومات ICT برای اقتصاد حکم اکسیژن برای انسان را دارد و 10 برابر شدن یکباره تعرفه‌های کامپیوتری نظیر آنچه در کشور ما اتفاق می‌افتد اثرات بسیار منفی به دنبال خواهد داشت. در بسیاری از کشورها معمول است که دولت‌ها در زمانی که یک تغییر تکنولوژی اتفاق می‌افتد بسته‌های حمایتی به شرکت‌ها می‌دهند که آنها از بین نروند و وام و سایر تسهیلات بخش‌هایی از این تسهیلات حمایتی هستند.

در کشور ما اما درست برعکس این موضوع رفتار می‌شود به صرف ادعای یک شرکت که مدعی تولید لپ‌تاپ در داخل کشور می‌شود (و البته در شرایطی که هنوز صحت این موضوع مبهم است) تعرفه گمرکی لپ‌تاپ به شکل شتابزده از 4 به 20 درصد می‌رسد. در چنین شرایطی طبیعی است که بازار لپ‌تاپ کشور تحت تاثیر قرار می‌گیرد و رقیب واردکننده قانونی، قاچاقچی می‌شود که عملا با توجه به تعرفه‌های موجود امکان رقابت با آن وجود ندارد. از سوی دیگر هزینه ارزش افزوده در گمرک دریافت می‌شود و طبیعی است اصناف هم که مشتری واردکننده هستند ارزش افزوده را نمی‌پردازند. وقتی واردکننده برای رسیدگی به دارایی مراجعه می‌کند هم می‌گویند این ارزش افزوده را روی قیمت‌های خود لحاظ کنید در حالی که در بازار رقابتی که واردکننده مجبور است با قاچاقچی رقابت کند عملا امکان این کار وجود ندارد.

 

ذاتا چیزی به اسم قاچاق نداریم

*یکی از موضوعاتي که به تازگی توسط وزارت ارتباطات مطرح شده موضوع اجرای دوباره طرح رجیستری گوشی‌های موبایل است. وزارت ارتباطات مدعی است که با اجرای این طرح جلوی قاچاق موبایل به کشور را می‌گیرد اما از سوی دیگر نیز واردکنندگان انتقادات مختلفی را به اجرای طرح رجیستری مطرح می‌کنند. نظر شما در این باره چیست؟

 

توجه داشته باشید که ما ذاتا چیزی به اسم قاچاق در کشور نداریم، قاچاق حاصل سیاست‌های اشتباه بازرگانی است. وقتی تعرفه‌ها بدون دلیل بالا تعیین می‌شوند خواه ناخواه شما قاچاق را به وجود آورده‌اید؛ وقتی سود تعرفه‌های موبایل چهار درصد بود مگر قاچاق موبایل وجود داشت؟

تبدیل نرخ تعرفه از 4 به 60 درصد باعث بروز قاچاق موبایل شد. در حال حاضر این تعرفه‌ها حدود 20 درصد تعیین شده است که باز هم بسیار بالاست. در چنین شرایطی با اجرای طرح رجیستری فشار بر گردن مصرف‌کننده و بازار گذاشته شده است. در نظر داشته باشید که منفعت گسترده شدن فناوری موبایل در کشور و ایجاد بستر برای کشور بسیار بیشتر از دریافت تعرفه است.

 خود رییس‌جمهور چندی پیش عنوان کردند وقتی ما تلگرام را فیلتر کردیم صد هزار نفر را بدون شغل کردیم که این خود گویای نقش موبایل در توسعه و اشتغالزایی است. توجه داشته باشید که با توجه به اینکه بسیاری از مشاغل تلگرامی‌کانال‌هایشان را ثبت نکرده‌اند لذا شاید این آمارها یک دهم آمار واقعی اشتغال زایی فناوری‌های موبایلی در کشور باشد.

از سوی دیگر در حال حاضر به جای آنکه وقت و بودجه صدا و سیما صرف ترویج فناوری و آموزش استفاده از فناوری در کشور شود صرف تبلیغ برای اجرای طرح رجیستری می‌شود در حالی که این طرح هیچ عایده‌ای به جز گرانی موبایل برای مردم نداشته است.

 

ریشه قاچاق در تعرفه است

*با این شرایط فکر می‌کنید برای جلوگیری از قاچاق موبایل به کشور راه‌حل منطقی چیست و دولت می‌بایست چه کاری انجام دهد؟

علت قاچاق، تعرفه اشتباه است، دولت تعرفه را پنج برابر کرده و به 20 درصد رسانده است اما اگر آن را به همان چهار درصد قبلی برگرداند انحصار از بین می‌رود.

همچنین می‌بایست شرکت‌های خارجی تولیدکننده برندها را ملزم کند که در کشور خدمات ارایه دهند نه اینکه بگویند صرفا هرچه را که خودشان وارد کرده‌اند مشمول دریافت خدمات می‌شود. درحال حاضر شما از هرجای دنیا لپ‌تاپ یا موبایل خریده باشید صاحب آن برند موظف است که به شما در هر کجای دنیا که سفر کنید خدمات پس از فروش ارایه دهد. اما در ایران برندها اعلام می‌کنند که تنها به مشتریانی که از محصولات وارد شده توسط شرکت آنها خریده‌اید خدمات می‌دهند.

 

*تا این جای کار بیشتر صحبت‌ها سلبی بود و در خصوص آنچه که نباید انجام شود صحبت کردیم، بفرمایید که برای آنکه مشکلات موجود در زمینه واردات تجهیزات فناوری اطلاعات برداشته شود، چه کارهایی باید صورت گیرد؟

اولا این ملزومات باید فراگیر شود، امروزه کشورهای در حال توسعه خبر از طرح‌های خود برای تولید لپ‌تاپ‌های صد دلاری می‌دهند که قرار است در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرد. درواقع این کشورها قصد دارند قیمت لوازم کامپیوتری را تا حد ممکن پایین بیاورند تا موجبات توسعه کشورشان شوند و اجرای طرح‌های توسعه فناوری در کشورهای آفریقایی که زیاد هم در رسانه‌ها به چشم می‌خورد با همین هدف صورت می‌گیرد.

 در کشور ما اما با وجود نیاز به اجرای چنین طرح‌هایی دولت بیشتر به فکر پول در آوردن از محل واردات تجهیزات کامپیوتری است. به نظر من تعرفه‌ها باید تعدیل و بازنگری شود و اگرچه با کنترل قیمت مشکلی ندارم اما معتقدم که کنترل واردات می‌بایست برداشته شود.

 

معطل شدن برای استاندارد داخلی منطقی نیست

*یکی از موضوعاتی که واردکنندگان همواره با آن مشکل دارند بحث استاندارد است و بعضا گفته می‌شود کالاهایی که استانداردهای بین‌المللی را کسب کرده‌اند در گمرک ملزم می‌شوند که استاندارد داخلی ایران را هم بگیرند. همین فرایند اخذ استاندارد ایران علاوه بر هزینه‌های جانبی که به واردکننده تحمیل می‌کند موجب می‌شود که مدت زمان ترخیص اجناس در گمرک نیز به مراتب افزایش یابد. نگاه شما به این موضوع چگونه است؟

می‌گویند کامپیوتری که استاندارد FCC دارد را باید به سازمان استاندارد برده و تاییدیه‌اش را بگیریم. در حالی که آنها باید نهایتا اصالت استاندارد را تایید کنند و این دیگر حق مصرف‌کننده است که انتخاب کند. عملکرد یک دستگاه در حرارت 50 درجه نیازی به بررسی ویژه ندارد و خود مشتری است که در این خصوص می‌تواند تصمیم بگیرد. توجه داشته باشید که با توجه به سرعت آمدن فناوری‌های نوین، کالایی که امروز می‌خرید شش ماه بعد کاملا ناکارآمد شده و باید آن را به سطل زباله بیندازید لذا معطل شدن برای استاندارد داخلی منطقی نیست.

این همه مسایل به وجود آورده‌اند تا به محصولات برندهایی نظیر سونی، توشيبا وساير برندهاي مطرح جهاني که انواع استانداردهای جهانی را دارند در کشور ما استاندارد بدهند. همین امر باعث شده که بعضا اجناس تا دو ماه در گمرک معطل بماند و واردکننده منتظر بماند تا یک جوان کم‌سن و سال که در سازمان استاندارد نشسته به او بگوید استاندارد "دل" یا "سونی" بهتر است.

یک مدیر فناوری جمله جالبی داشته و می‌گوید وقتی مصرف‌کننده کامپیوتر را می‌خرد در همان لحظه به علت سرعت تغییر فناوری 20 درصد از ارزش آن کم شده است اما ما با برخورد انباری که می‌کنیم و با توجه به نوسان ارز و میزان سود پول در ایران مرتب برای فعالان اقتصادی در حوزه فناوری مشکل به وجود آورده و کارشان را به تاخیر می‌اندازیم.

اگر به اخبار حوزه ICT ایران که روی آنتن رفته و یا خبرگزاری‌ها نقل می‌کنند توجه کنیم می‌بینیم دو مبحث قوانین و بازنگری در تعرفه‌ها مرتب در اخبار تکرار می‌شوند و این نشانگر آن است که بحث ما بحث شلاق و خط‌کش است و به آموزش فناوری‌های نوین که می‌تواند برای مردم اشتغالزا هم باشد توجهی نمی‌شود.

 

به جای بلاک‌چین سراغ رجیستری رفته‌ایم

*برای کسب درآمد در حوزه فناوری اطلاعات الگوهای متفاوتی مطرح شده است اما بحث روز بلاک‌چین و ارزهای دیجیتالی است که این روزها یکه‌تازی می‌کنند. با وجود محدودیت‌هایی که برای فعالیت در این عرصه در کشور وجود دارد پتانسیل کشور برای ورود به این عرصه را چطور دیده و فکر می‌کنید وضعیت قوانین موجود برای مواجهه با بلاک‌چین چگونه است؟

بلاک‌چین و هویت دیجیتالی فناوری جدیدي است که بنگاه‌های مالی و بانک‌ها به وجود آوردند و حالا تبدیل به صنعتی شده که به زودی فراگیر شده و بانک‌های مرکزی و سایر بانک‌ها را در آینده از بین خواهد برد.

البته من تشویق نمی‌کنم که کسی روي ارزهاي ديجيتال به عنوان يك كالاي بورسي سرمايه‌گذاري كند اما از آنجا که می‌تواند اشتغالزا باشد امکان تبدیل کشور به قطب جهانی در این حوزه وجود دارد؛ منتها می‌بایست ابزار لازم آن فراهم شود. در حال حاضر برخی مسوولان مردم را می‌ترسانند که وارد مبحث استخراج پول مجازی نشوند در حالی که یک دانشجو می‌تواند به راحتی با فعالیت در این حوزه ماهانه حدود 1200 دلار کسب درآمد کند.

در ایران تجهیز کردن یک کامپیوتر برای استخراج پول ديجيتالي تقریبا 30 میلیون تومان هزینه دارد که علت این قیمت بالا هم تعرفه‌های غیرمتعارفی است که برای تجهیزات کامپیوتری قرار داده شده است. اگر تعرفه‌ها اصلاح شوند قیمت این تجهیزات به نصف یعنی حدود 15 میلیون تومان می‌رسد. ما می‌بایست بسترسازی کنیم تا امکان تبدیل ارزهای دیجیتال به پول در کشور وجود داشته باشد. جوانی که یک ماه کار کرده و مثلا 1200 دلار جمع کرده است باید جایی داشته باشد که بتواند پولش را بگیرد اما ما به جای آنکه به بلاک‌چین که بحث روز دنیاست توجه داشته باشیم دنبال اجرای طرح‌هایی مثل رجیستری موبایل هستیم.

بلاک‌چین آینده بانکداری و ارتباطات است و ما نیز باید در آن نقش داشته باشیم. با توجه به ظرفیت‌های انسانی که در کشور وجود دارد ما نيز می‌توانیم همان‌طور که هند در نرم‌افزار به قطب تبدیل شده در زمینه بلاک‌چین، هند دوم باشیم. امروز اظهارنظرهای برخی مسوولان درست مقابل این مسیر است و کسی نمی‌داند اگر به این حوزه ورود کند در آینده مشکل قضایی برایش به وجود نمی‌آید و قوانین این حوزه روشن نیست.

 

*در زمینه استخراج پول ديجيتالي هر روز فرمول‌ها سخت‌تر شده و پردازش آنها نیز مشکل‌تر می‌شود، فکر می‌کنید این موضوع مشکلی برای ادامه فعالیت در این حوزه به وجود نمی‌آورد؟

درست است هر روز فرمول‌ها پیچیده‌تر می‌شود و سیستم‌هایی که از آنها برای استخراج استفاده می‌شود از CPU به GPU رسیده است. مردم هشت کارت گرافیکی به هم متصل می‌کنند تا بتوانند سریع‌تر پردازش کنند. لزوم توجه به این عرصه اما وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم اگر امروز ماهی 6 میلیون تومان درآمد داشته باشید راحت‌تر می‌توانید در آینده کامپیوترهایتان را ارتقا دهید.

 

اهمیت بلاک‌چین در ایران ناشناخته است

* با توجه به وضع فعلی حوزه فناوری اطلاعات در کشور فکر می‌کنید تا چه میزان آشنایی با بلاک‌چین در کشور وجود دارد؟

وقتی با همکاران سابق صحبت می‌کنم 80 درصد آنها چیزی در این باره نشنیده‌اند این در حالی است که خدمات، کارگزاری، استخراج و نقش‌آفرینی در این حوزه با توجه به نیروی انسانی که در کشور وجود دارد می‌تواند باعث ایجاد اشتغال شود.

باید صنعت را در خصوص بلاک‌چین آگاه کرده و بازار را با فناوری‌های جدید آشنا کرد. اما وقت گران‌قیمت صدا و سیما نباید در خصوص تبلیغ رجیستری که کاری پوچ است صرف شود. در دنیای امروز به قدری روش‌های جدید برای اشتغال به وجود آمده که نیاز به وام خوداشتغالی نیست همین که برای ورود تجهیزات کامپیوتری در گمرک مانع‌تراشی نشود و با واردکننده تجهیزات کامپیوتری مثل مجرم برخورد نشود کافی است. بحث فناوری اطلاعات چیزی کمتر از گندم نیست اگر دولت کارت گرافیک وارد نمی‌کند لااقل دست‌انداز جلوی پای واردکننده بابت تعرفه، استاندارد و گمرک نگذارد و بازار را آزار ندهد.

دستگاه ANT MINER S9 که کار استخراج پول ديجيتالي را انجام می‌دهد شش ماه پیش 8 میلیون تومان قیمت داشت اما الان با 30 میلیون تومان هم پیدا نمی‌شود. ما انتظار داشتیم دولت تدبیر کند زيرا اگر چیزی بتواند ایران را نجات دهد همین بحث فناوری است. جوان‌ها با توجه به كم‌‌آبی دیگر به مزارع باز نمی‌گردند و با توجه به گرانی پول به سمت صنعت هم نخواهند رفت لذا ما باید در فناوری به دنبال ایجاد اشتغال باشیم. در زمینه بلاک‌چین جوانانی می‌بینم که فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های معتبر کشور هستند و در دو ماه فعالیت زبده این کار شدند اما 30 میلیون اولیه برای خرید قطعات را ندارند. دولت می‌بایست تعرفه‌های تجهیزات کامپیوتری را پایین بیاورد تا این مبلغ اضافی تحمیل نشود. تعرفه‌های گمرکی در حال حاضر بسیار بالاست با این تعرفه‌ها در واقع واردکننده و فعال حوزه ICT به نوعی جریمه می‌شوند. در حال حاضر گوشی همراه ابزار تجارت بسیاری از افراد است و حکم یک بنگاه اقتصادی را دارد که تعرفه 20 یا 25 درصدی برای این حوزه نوعی جریمه است. آمریکا بزرگ‌ترین واردکننده فناوری از چین است طبیعی است که آنها هم برنامه دارند و به راحتی هم می‌توانستند تعرفه‌های بالا گذاشته و کسب درآمد کنند اما این کار را نمی‌کنند چون می‌دانند در جایی دیگر چندین برابر متضرر می‌شوند.

در آخر باید بگویم که بحث رجیستری باعث بیکاری خیلی‌ها شده و مطمئن باشید موجب شکل‌گیری نمایندگان انحصاری در بازار نيز می‌شود که به نفع مردم نیست. با اجرا شدن طرح رجيستري جلوي واردات موبايل را گرفته‌اند و با انحصاري شدن اين امتياز باز هم بر صف بيكاران افزوده مي‌شود، در حالیکه راهكار حل مساله قاچاق اما پايين آوردن تعرفه‌ گوشي‌هاي موبايل است.