همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

«استخراج ارز ديجيتال» شغل نیست

«استخراج ارز ديجيتال» شغل نیست

هرکس درباره ارزهای دیجیتالی نظر متفاوتی دارد و همين تفاوت است که باعث می‌شود هر چند وقت یک‌ بار يكي از این ارزها روی بورس آمده و بعد از مدتی منسوخ شوند. البته درحال حاضر که ارز کاغذی از "اوت" خارج شده دیگر کسی به ارزهای دیجیتالی چندان اعتماد نمی‌کند. این موضوعات و مسایلی همچون اینکه ارزهای دیجیتال ملی چگونه روی کار آمده است و عملکرد آنها و بازده آنها در بازه زماني كوتاه و طولاني‌مدت چگونه است با مهدي آزادواري، کارشناس مسایل اقتصادی و استاد دانشگاه به گفت‌و‌گو پرداختیم.

*تب و تاب ارزهاي ديجيتال اين روزها اوج گرفته است و در اين ميان نگاه‌هاي متفاوتي به اين ارزها وجود دارد؛ از سويي برخي از مسوولان دولتي خواستار ايجاد ارز ديجيتال ملي هستند و حتي وزير ارتباطات مسووليت ايجاد ارز ديجيتال را به پست‌بانك سپرده است و از سويي ديگر برخي كارشناسان معتقدند كه مي‌بايست فعاليت ايرانيان نيز مثل ساير نقاط جهان محدود به همين ارزهاي شناخته‌شده و بين‌المللي موجود در بازار جهاني باشد. ديدگاه شما در اين خصوص چيست؟

درباره ارز دیجیتال هرکس می‌تواند اندیشه‌های متفاوتی داشته باشد و هر کس استدلال متفاوتی از منظر خود ارايه دهد. بايد توجه داشت كه ارز دیجیتالی الزاما ارز ملی محسوب نمی‌شود؛ اما مزیت ساختارهای ارزهای دیجیتال که ملی می‌شوند اين است كه پشتوانه‌ای برای حیات خواهند داشت.

در حال حاضر بیشتر از هزار و 500 ارز دیجیتال در جهان وجود دارد که خیلی از این ارزها حتی فرصتی خوبی برای سرمایه‌گذاری نخواهند داشت. اگر اين امكان وجود داشته باشد كه چالش‌هایی مثل بحث خلأهاي قانونی یا مشکلات هویتی را با ارز دیجیتال ملی برطرف کرد، قطعا ارز ديجيتال پشتوانه قدرتمندتری خواهد داشت و مي‌تواند به سرعت اوج بگيرد و البته دوره کاربری ارز را هم افزایش بدهد.

از سوي ديگر اما مزیت ارزهای دیجیتال ناشناخته بودنشان هم هست ولی برای یک کشور هویت کاربری که از سیستم استفاده می‌کند خیلی مهم است اگر قرار است ما از ارز دیجیتال استفاده کنیم، یکی از مزیت‌ها و برتری ارز دیجیتال استفاده از زیر ساختار ملی در آن است ولی آن چیزی که بالاتر از یک ارز ملی است به‌کارگیری ساختار بلاک‌چین در مجموعه‌هایی است که می‌تواند به ما کمک کند.

توجه داشته باشيد كه از ساختار بلاک‌چین مي‌توان در برنامه‌هایي مثل اپ‌هاي تاكسي‌ياب اينترنتي نيز استفاده کرد. يعني تاكسي‌ياب اينترنتي مي‌تواند استفاده از سرورهای سنگین را کنار گذاشته و از گوشی‌های کاربرها و راننده‌هايش به عنوان ساختار بلاک‌چین استفاده کند.

استفاده از این ساختار مزیتي دو طرفه دارد، يعني کاربرها در واقع می‌توانند به جای کرایه‌اي که می‌دهند از ماینینگ گوشی استفاده کنند. راننده‌ها نيز به جای پورسانتی که می‌دهند از ماینینگ بهره ببرند. در این بین یک ساختاری هم شکل می‌گیرد که می‌تواند مزیت چند طرفه داشته باشد. به نظر من استفاده از ساختار بلاک‌چین یک مزیت است در حالي كه اگر ما فقط ارز دیجیتال داشته باشیم اين‌گونه نيست؛ توجه داشته باشيد كه امكان اجرايي شدن چنين ايده‌هايي بستگی به وضعیتی دارد که یک جامعه و یک دولت داشته و نگاه حاکمیتی نيز در این بين موثر است.

 

*موضوع استخراج ارزهاي ديجيتال موافقان و مخالفان خاص خود را در كشور دارد و برخي معتقدند كه امكان استخراج ارزهاي ديجيتالي نظير بيت‌كوين مي‌بايست براي ايران كه جمعيت جوان بالايي داشته و نياز به ايجاد اشتغال هم در آن بالاست به چشم يك فرصت نگريسته شود اما در مقابل عده‌اي هم با رد اين استدلال، نامعتبر بودن ارزهاي ديجيتال را دليلي براي جلوگيري از ورود ايرانيان به اين حوزه مي‌دانند. نظر شما در اين خصوص چيست؟

درباره استخراج ارزدیجیتال ما نمی‌توانیم با این نگاه بگويیم که ما جمعیت جوان زیادی داریم که می‌توانند با استفاده از اين شيوه شغل داشته باشند؛ چراكه استخراج ارز شغل نیست در واقع یک جور هزینه سرمایه است. در حقيقت ما داریم یک سخت‌افزاری را می‌خریم که این سخت‌افزار کار می‌کند کسی که پشت این سخت‌افزار نشسته در واقع کاری انجام نمی‌دهد و ترید کردن این ارزها هم برای کسی که این ارزها را استخراج می‌کند مزیتی محسوب نمی‌شود. در نتیجه نمی‌توان استخراج ارز ديجيتال را به عنوان یک شغل درنظر بگیریم و بگویيم این شغل است و مي‌توان با كمك آن ضریب اشتغال را بالا برد. در نهایت اگر بخواهيم خیلی خوش‌بین باشیم ممکن است با اين طرز تفكر در دام ارزهای حبابی بیفتیم. توجه داشته باشيد كه ارزهای دیجیتال به تنهايي نمی‌توانند شغل محسوب شوند، مگر اینکه شما نقطه ایجادکننده باشید یا در نقطه به‌کارگیری سیستم قرار داشته باشيد. درواقع كاربران ارزهای دیجیتال فقط سرمایه‌های ساختاري هستند، ما نمونه‌هایي از ارزهای دیجیتال حتی از ‌هاردفورک‌هایی که از ارزهای معروف انجام شده داشته‌ايم اما دلیل اینکه استقبالی از آنها نشده این است که خود ارز دیگر از رده خارج شده است. بنابراین صرفا ورود به مبحث ارزهای دیجیتال برای ایجاد اشتغال نمی‌تواند مزیت باشد و مي‌بايست چهارچوبی براي آن در نظر بگیریم.

*به تازگي يكي از مدیران سازمان فناوري اطلاعات وزارت ارتباطات اين موضوع را پيش كشيده كه باتوجه به كويري و آفتابي بودن ايران و وجود مناطق زيادي براي تامين انرژي، ظرفيت ساخت ارز ديجيتال در كشور ما وجود دارد؛ اين در حالي است كه كشورهاي بسيار ديگري نيز هستند كه حتي آفتابي‌تر از ايران هستند اما ارز ديجيتال نساخته و از همان ارزهاي ديجيتال بين‌المللي رايج استفاده مي‌كنند. شما در اين زمينه چه فكر مي‌كنيد آيا صرفا كويري و آفتابي بودن كشور ما ظرفيت ايجاد ارز ديجيتالي را ايجاد مي‌كند و يا فاكتورهاي ديگري نيز مي‌بايست در نظر گرفته شود؟

آفتابی بودن کشور ما نقطه خیلی خوبی است ما اگر واقعا می‌خواهیم از مزیت انرژی‌های بازگشت‌پذیر(انرژی‌های پاک) استفاده کنیم نیازی ندارد فقط بگوییم که برای استخراج ارزهای دیجیتال از آن استفاده کنیم ما اگر بتوانیم تولید انرژی‌های غیر فسیلی را فقط با دید اینکه نیروگاه‌های خصوصی تولید می‌شوند راه بیندازیم خودش یک مزیت بزرگ است. حالا چرا بیاییم انرژی که داریم با هزینه‌های ‌های‌تک به دست می‌آوریم را صرف ارزهای دیجیتال کنیم؟ یک نفر به تنهایی مي‌بايست حداقل حدود 10 میلیون تومان هزینه کند که یک پنل خورشیدی بخرد اما اگر همين هزینه پنل صرف ساخت ارز دیجیتال شود به نظرم منطقی نمی‌آيد.

ما اگر واقعا پتانسیل این را داشته باشیم که بتوانیم جذب سرمایه بکنیم و بخواهیم پنل‌های خورشیدی بزنیم و قصد داشته باشيم انرژی پاک تولید کنیم؛ اين امكان را خواهيم داشت كه انرژی را در جاهای بهتري هزینه کنیم. براي مثال خود وزارت نیرو حاضر است اين انرژي را به صورت خرید پیماني از شرکت‌های خصوصی خریداری کند و همين یک چرخه تولید انرژی و یک چرخه کارآفرینی در کشور ایجاد می‌کند. چرا باید انرژی که با زحمت تولید می‌کنیم را براي توليد ارز دیجیتال صرف كنيم. توجه داشته باشيد در کشور ما دغدغه اصلی برای تولید ارزدیجیتال صرفا سخت‌افزار نیست. سخت‌افزار هزینه خاص خودش را دارد، بحث برق یک نکته ديگر است اما اینکه ما خودمان سخت‌افزارهایی مثل ایسک برای ارزهای FSH256 نداریم هم يك مساله است.

*تعرفه بالاي قطعات كامپيوتري باعث شده تا وارد كردن ابزار استخراج براي ايرانيان بسيار گران تمام شود و در حالي كه قيمت جهاني سخت‌افزار لازم براي استخراج ارز ديجيتالي حدود 15 ميليون تومان است به دليل دريافت تعرفه‌هاي سنگين داخلي، افزايش قيمت تا دو برابر اين ميزان به وجود آمده و خريد اين ابزار براي ايرانيان 30 ميليون تومان آب مي‌خورد. آيا كاهش تعرفه واردات سخت‌افزار براي بهبود وضعيت فعلي مي‌بايست مد نظر قرار گيرد و يا اصولا با ورود كاربران ايراني به اين تجارت موافق نيستيد؟

آیا خریدن این سخت‌افزار‌ها با قیمت‌های نجومی‌5,6 هزار دلار برای ما مزیت محسوب می‌شود که ما دغدغه پنل‌های آفتابی و انرژی خورشیدی داریم؟

به نظر من نه. اگر ما واقعا بخواهیم سرمایه‌گذاری انجام بدهیم باید سرمایه خود را از دست مردم بگيريم و همان پنل‌های خورشیدی را راه بيندازيم اما از انرژی آن برای ساختار خود کشور استفاده کنیم به جاي اینکه بخواهیم برای ارزهای دیجیتال استفاده كنيم. هزینه سخت‌افزارهایی که کار ماینینگ انجام می‌دهند موضوع جدیدی نیست به هر حال وقتی ارزی مثل بیت‌کوین که کاربرای زیادی در دنیا دارد الان ماینش می‌کنند و درجه سختی‌اش روز به روز بیشتر می‌شود نیاز به سخت‌افزارهای خیلی سنگین‌تر در آينده دارد. اما چه كسي گفته ما وقتی قرار است ماینینگ انجام بدهیم لزوما باید روی بیت‌کوین یا اتریون کار کنیم. همین الان با وجود این که ماین کردن از روی cpuها عملا صرفه خود را ازدست داده خیلی از ارزهای دیگر هستند كه هنوز می‌شود از طریق cpu آنها را ماین کرد و نیاز به سخت‌افزارهای خیلی پیشرفته هم ندارند. حتی کامپیوترهای خیلی قدیمی ‌هم که در گوشه خیلی از خانه‌ها ناكارآمد افتاده می‌توانند این کارها را انجام دهند. اگر واقعا ما قصد داریم در سطح ملی برنامه ماینینگ داشته باشیم باید روی ارزهایی فعالیت کنیم که پتانسیل و جهش پرش قیمتی را دارند.

وقتي شما خودتان متخصص تحلیل تکنیک‌هایی باشيد که خیلی از این ارزها در قیمت پایه دارند روي آنها کار می‌کنند و ماینینگ کردن آنها نيز خیلی ساده است و وقتی شما تعداد زیادی از همين ارز داشته باشید چشم‌انداز بسیار روشن‌تری دارد تا اینکه بخواهيد بیت‌کوین استخراج کنید که نوسان قیمتش در طول یک ماه ممکن است به 10 هزار دلار برسد. حالا یک نفر یک سال ماینینگ انجام می‌دهد بیت‌کوین به دست می‌آورد آن هم با سخت‌افزارحرفه‌ای مثل ایسک بعد در یک تبادل قیمتی که بیفتد کل زحمتش به باد رفته است. به نظر من اگر قرار است در این ساختار کار شود بهتر است که ارزهایی شناسایی شوند که توان جهش مالی را دارند از طریق همان تحلیل تکنیک‌ها شناسایی شوند و بعد از آن هم این ارزها به صورت سخت‌افزارهای پایه مثل cpuهاي قدیمی ‌قابل ماین کردن باشند.

*مخاطرات امنيتي ارزهاي ديجيتال نيز كم نيست از اخباري كه در خصوص سرقت ارزهاي ديجيتال در سطح جهاني مطرح است تا استفاده برخي سايت‌هاي پربازديد از CPU كاربراني كه به آنها مراجعه مي‌كنند براي استخراج ارز، اين‌ها همه و همه مسايلي هستند كه تاحدودي كار با اين ارزها را نا امن كرده است. براي كاهش اين مخاطرات امنيتي چه مي‌توان كرد؟

این مخاطرات امنیتی درهمه جا هست. در کجا مخاطره امنیتی وجود ندارد؟ شما در خود بانک‌ها هم که بروید بحث هک بانک‌ها مطرح است، بحث دسترسی غیرمجاز به اطلاعات بانک‌ها مطرح است و خیلی‌ها دارند این کارها را انجام می‌دهند. بنابراین ساختار ارزهای دیجیتال بسیار قدرتمند است، کسی ارز را تا به حال نتوانسته هک کند کسی نتوانسته تا به حال بیت‌کوین یا ایتریون را هک کند، اما ممکن است سرورهایی که ولت‌هایی که روی آنها قرار دارد یا حتی cpu کاربرهای ساده را هک كنند تا برای ماینینگ استفاده کنند. این یک چالش امنیتی عامه است و برای عموم مردم وجود دارد و شما نمی‌توانید آن را مختص ارزهای دیجیتال بدانید. شما هر جایی با این چالش امنیتی مواجه هستید و اینکه در روزگار ما این همه نرم‌افزارهای امنیتی وجود دارد به خاطر این است که همين چالش‌ها برطرف شود. شما نمی‌توانید به جرم اینکه ممکن است دزدی وجود داشته باشد بروید سیستم بانکداری را تعطیل كنيد؛ ساختار بلاک‌چین در بطن خود بسیار قدرتمند است تا به حال هم هک نشده است و کسی نتوانسته ادعا کند که من توانسته‌ام بلاک‌چین را هک کنم اما آن چیزی که قابل هک است کیف پول‌ها و سرورهایی است که دیتاها را دارند كه آن هم خسارتی را متوجه بلاک‌چین و ساختار ارزهای دیجیتال نمی‌کند.

درج دیدگاه

بررسی بازی