همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

افسون اینستاگرامی مناظر

عباس زندباف

در دوران جوانی که آدم سرحال‌تر و بنیه‌دارتر است، هر از گاهی می‌رفتیم شبی را با دوستان در قله‌‌ای، کنار دریایی یا درون جنگلی می‌گذراندیم تا طلوع خورشید را در بامدادان سیاحت کنیم یا جولان دادن مه صبحگاهی درون دره‌ای را. آن موقع نه تلفن همراه هوشمند و غیرهوشمند وجود داشت نه از این بازویی‌های امروز که دوربین را به سر آن وصل می‌کنند و از خود عکس می‌گیرند. به‌ناچار نوبتی از هم عکس می‌گرفتیم و گاهی از سر شیطنت سعی می‌کردیم با گفتن اینکه قدری عقب‌تر برو یا جلوتر بیا کاری کنیم که بلکه پای طرف روی سنگ‌ریزه‌ای بلغزد یا به بوته کوچکی گیر کند و کله‌پا شود.

در روزگار اینستاگرام اين نوع حوادث خیلی بیشتر شده و حالت خودکرده یافته است؛ چون عده‌اي می‌خواهند لحظه‌های افسونگر مناظر را همرسانی کنند و رسانه‌ها پر است از خبر شیفتگان عکس‌هاي سلفي‌ که از شدت ذوب شدن در لحظات پرافسون اینستاگرام‌پسند از پرتگاه‌ها فرو می‌افتند، تصادف می‌کنند یا روی آثار هنری گرانبها کله‌پا می‌شوند.

درست است که در روزگاری زندگی می‌کنیم که غرق در انبوه عکس‌ها است، اما تلفن همراه هوشمند مقصر نیست و این افسون‌شدگی در برابر زیبایی‌ها دعوت‌کننده به عکاسی قدمت زیادی دارد.

می‌گویند روزی نزدیک به ۹۵ میلیون عکس و فیلم در اینستاگرام بارگذاری می‌شود و اکثریت عظیمی از کاربران آن كمتر از 40 سال دارند. به‌دلیل آنکه کاربران اینستاگرام خیلی جوان‌تر از کاربران فیس‌بوک یا توییتر هستند، پسندسازان و تبلیغاتچی‌ها نیز در آن لحاف و تشک انداخته‌اند و همیشه به‌صورت برخط حضور دارند تا ذهن مخاطبان خود را با محتواهای دیداری انباشته کنند.

اما در دوران قدیم نیز فناوری‌های آن روزگاران را برای ثبت تجربه‌های خود به‌کار می‌بردند. براي مثال، در اوایل قرن 18 میلادی نوعی آینه‌ محدب جیبی از ابزارهای اصلی طبیعت‌گردها بود که همانند قابلیت صافی‌گذاری در اینستاگرام، برای مجزاسازی موضوع اصلی منظره و پس‌زمینه به‌کار می‌رفت؛ یعنی هنرمند پشت به منظره می‌ایستاد و آینه‌ محدب را جلوی خود می‌گذاشت و شروع به نقاشی از موضوع می‌کرد. حتی گاهی این آینه‌ها را درون درشکه‌ها نصب می‌کردند و ملت به جای آنکه مستقیما به مناظر بنگرند، از طریق این آینه به تماشا می‌نشستند.

البته داستان این پیوند دیرینه‌ مناظر اینستاگرام‌پسند با گذشته از قاب‌بندی صرف فراتر می‌رود. در واقع پای هویت طبقاتی هم به میان می‌آید.

تا اوایل سده‌ 18 میلادی، بيشتر اروپایی‌ها خواهان هنری بودند که به‌معنای کلاسیک کلمه دارای زیبایی باشد؛ یعنی لذت‌بخش باشد، داراي تقارن بوده و به لحاظ اخلاقی آموزنده باشد. اما رفته‌رفته با دیدگاه‌هایی که فلاسفه‌ای چون کانت مطرح کردند، تجربه‌های زیباشناختی تازه‌ای مطرح شد. مخاطبانی که عادت داشتند با نگریستن به تندیس‌های متقارن یونانی لذت ببرند متوجه شدند که از زیبایی مناظر طبیعت آلپی هم می‌توان لذت هنری برد.

همان‌طور که اینستاگرامی‌های امروز گوشی‌ها را بالا می‌گیرند و تجربه‌شان در طبیعت را به عکس تبدیل می‌کنند، مسافران قرن 18 نیز با استفاده از فناوری آن روز همین کار را می‌کردند.

در همان دوره بود که واژه‌ خوش‌منظر (picturesque) را ضرب کردند تا به سبکی پایدار در نقاشی، طراحی و حکاکی تبدیل شد. انتشار و همرسانی تصاویر پرزحمت‌تر از امروز بود، اما تابع همان معادلات امروزی بود. آدمي متمول به سفری یک ماهه می‌رفت تا چشم‌اندازهای خوش‌منظر را ثبت کند. بعد از بازگشتن به خانه، آنها را تولید انبوه می‌کرد و به دوستان و آشنایان می‌فروخت.

این مسافران جویای چشم‌اندازهای خوش‌منظر در واقع گونه‌ای جدید از گردشگران بودند و حاصل طبقه‌ متوسط بالنده‌ای که می‌خواست جایگاه خود را مستحکم کند و بهبود بخشد.

واژه‌ خوش‌منظر در سال 1768 میلادی رواج یافت یعنی سالی که انقلاب صنعتی داشت مانند شیری غران نعره می‌زد و جاده‌سازی سریع در روستاها به‌منظور بسترسازی برای حمل‌ونقل سریع در دستور کار قرار داشت. با وجود همین طرح‌ها بود که گستره‌ پهناور روستاها که در گذشته دسترس‌ناپذیر یا به‌سختی قابل دسترسی بود، به چشم‌اندازی در دسترس بدل شد. با پا گرفتن کشاورزی صنعتی و بهره‌گیری کامل‌تر از زمین نیز طبقه‌ متوسط نیرومندی شکل گرفت که رفته‌رفته جای طبقه‌ اشراف را گرفت و بستر جدیدی برای گردشگری فراهم کرد.

گردشگران جدید به جای مدیحه‌سرایی برای معماری کلاسیک یا خدایان و قدیسان دوران نوزایی، به چشم‌اندازهای بکر و وحشی دلبستگی داشتند. زیباشناسی اینستاگرامی و زیباشناسی مبتنی بر چشم‌اندازهای خوش‌منظر هر دو با هویت طبقاتی قشر متوسط پیوند دارند.

اگر ارزشمندي چشم‌اندازهای خوش‌منظر حاصل تحولات وضعیت مادی در قرن 18 میلادی بود، ارزشمندي مناظر اینستاگرام‌پسند هم از تحولات پرهیاهوی اقتصاد و فناوری در روزگار کنونی مدد گرفته است. صحبت از نولیبرالیسم است؛ همان نظریه‌ اقتصاد سیاسی که می‌گوید رفاه انسان را به بهترین وجه می‌توان با میدان دادن به آزادی‌ها و مهارت‌های کارآفرینی فرد در چارچوبی نهادینه که حق مالکیت خصوصی، بازار آزاد و تجارت آزاد ویژگی آن است به جلو برد و در پی آن است تا تمام کنش انسان را وارد گستره‌ بازار کند.

گفتن ندارد که تاکنون خويش‌انداز (selfie) محبوب‌ترین نوع عکس در اینستاگرام بوده و به گفته‌ کارشناسان، 38 درصد بیشتر از سایر انواع محتوا می‌تواند کاربران را جذب کند. بعد از خودعکس هم عکس مناظر خوش‌منظر قرار دارد که خبر از حضور کاربر در مكاني خاص می‌دهد.

عکس‌های اینستاگرام‌پسند حاصل رویکرد نولیبرالی به فردیت است و می‌خواهد وجوهی از خویشتن را که در گذشته قابل کالایی شدن نبود وارد بازار کند. عطش طبیعی جلوه کردن برای تبلیغاتچي‌ها جذابیت دارد. مردم ساعت‌های آزگار در صفحات اینستاگرام بالا پایین می‌روند؛ زیرا عکس‌ها هم خیال‌انگیز هستند هم خبر از تجربه‌ای مستند می‌دهند که در تبلیغات تلویزیونی یا مطبوعاتی وجود ندارد. مخاطبان این دوره زمانه می‌دانند که تبلیغات تلویزیونی ساختگی هستند، اما عکس‌های اینستاگرامی با وجود تلفیق با عکس‌های هول‌هولکی خانوادگی و نماهای درشت جشن‌های تولد آن قدر واقعی می‌نمایند که قابل حصول به‌نظر می‌رسند یا دست‌کم تماشاگر امید دارد به همان تجارب برسد.

 

درج دیدگاه

بررسی بازی