هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

کارگران دیجیتالی زیاندیده از تحریم داخلی و مسدودسازی بزرگ

عباس پورخصالیان

چهل و چند میلیون کارگر دیجیتالی، شماری نزدیک به کل جمعیت فعال کشور، زیان‌دیدگان تحریم داخلی آن رسانه اجتماعی ساخته و پرداخته بیگانگان، به دست یک قاضی محترم‌اند.

کارگران دیجیتالی زیاندیده از تحریم داخلی و مسدودسازی بزرگ

«کارگران دیجیتالی» هرگاه بتوانند آزادانه گرد رسانه‌ای اجتماعی جمع شوند و خودآيین به تولید محتوا بپردازند، منشا خیر و برکت‌اند؛ زیرا:

ü «کار دیجیتالی» فعالیتی رایگان است در خدمت تولید محتوا و عرضه مجانی آن، بدون آنکه از سوی کارگر دیجیتالی، «بیگاری» تلقی شود!

ü کارگران دیجیتالی، عموما نیکوکارانی خیراندیش جامعه هستند و شبانه‌روز مشغول contribution و (به قول پیشینیان ما) «بزم‌آوری»!

بزم‌آوری کارگران دیجیتالی

برای آنکه منظورم از contribution و معادل فارسی قدیمی آن، «بزم‌آوری» را روشن‌تر بیان کرده باشم، باید اضافه کنم:

در گذشته، هنگامی که عده‌ای می‌خواستند دور هم جمع شوند تا بزمی را برپا کنند و در عین حال، هزینه‌ای را به دیگران و به میزبان تحمیل نکنند، بنا را بر «بزم‌آورد» می‌گذاشتند، به این معنی که هر فرد شرکت‌کننده به تشخیص و میل خود، هدیه و ارمغانی را به ‌همراه می‌آورد، به سفره میزبان می‌افزود و از «طَبق اخلاص» هدایای جمع‌ فیض می‌برد. کار دیجیتالی کردن در شبکه‌های اجتماعی، درست مصداق «بزم‌آوری» است:

•‌رسانه اجتماعی، مصداق میزبان بزم؛

•‌کارگران دیجیتالی، مصداق «بزم‌آوران»؛

•‌و محتوای تولید و عرضه‌شده توسط ایشان، مصداق «بزم‌آورد» است.

بزم‌آورانی که دغدغه بگیر و ببند محتسب و شرطه را ندارند و با خیال راحت تولید محتوا می‌کنند و فرآورده‌های ذوق و سلیقه و خیال خود را آزادانه به اشتراک می‌گذارند.

می‌خواهم بگویم: اگر قاضی محترمی که دستور داد، دسترسی آزاد به یک پیام‌رسان خارجی را به روی چهل و چند میلیون کارگر دیجیتالی کشور ‌ببندند، احتمالا نمی‌دانست «کار دیجیتالی» چیست و فعالیت «کارگران دیجیتالی» برای انباشت سرمایه اجتماعی، انسجام ارکان نظام، هم‌افزایی مثبت و پیشرفت خودجوش جامعه چقدر مهم است. اگر می‌دانست، تنها به جوانب منفی خُرد نمی‌نگریست و فرض نمی‌کرد که شمار کثیری از این کارگران دیجیتالی، صغیر و بی‌بصیرت و تعدادی دیگر خائن و مفسد هستند و همه مفاسد کشور زیر سر پدیدآورندگان و عرضه‌کنندگان بیگانه رسانه‌های اجتماعی، با نیت تخلیه اطلاعاتی ما کاربران غافل و با هدف تجاوز به حریم خصوصی‌مان است.

او و مشاوران دانشگاه‌دیده‌اش اگر در زمینه کار دیجیتالی مطالعه کرده بودند، نمی‌آمدند چنین حکمی را توصیه، صادر و منتشر کنند؛ حکمی که باعث توقف فعالیت بيشتر کارگران دیجیتالی و فروپاشی دورهمی‌های کاربران و کم‌کاری و بیکاری میلیون‌ها «بزم‌آور سایبری» شده است! آنها اگر التفات و اشرافی حتی مختصر به ماهیت مثبت «کار دیجیتالی» داشتند، به تخریب این پایگاه اجتماعی به امید نامعلوم ایجاد و رونق پایگاه‌های داخلی موعود نمی‌پرداختند.

کو تا برای مدعیان بومی ایجاد رسانه‌های اجتماعی ما فضایی ایجاد شود تا بتوانند پایگاه مشابهی را به داوطلبان «کار دیجیتالی» عرضه کنند! تکرار آن جابه‌جایی پارادایم و آن سرمشقی که با پدیداری کارگر دیجیتالی و توسعه کار دیجیتالی در عرصه اقتصاد ملی رخ نموده بود، نیازمند داشتن دست باز و آزادی عمل و بیان است.

اگر در گذشته، قاضی‌ها و مصلحان ما خود را قیم مردم نمی‌پنداشتند، پدیدآورندگان بومی رسانه‌های اجتماعی را مقصر نمی‌دانستند و عموم ما کاربران را نابالغ و صغیر نمی‌شمردند، طی ربع قرن اخیر که انقلابی عظیم در عرصه ارتباطات رخ داده است، جامعه انقلابی ما نیز در این عرصه، انقلابی رفتار می‌کرد و کارآفرینان ما نیز بخش قابل توجهی از قدرت سایبری کشور و منطقه را کنترل می‌کردند و امروز دو باره و چند باره از صفر شروع نمی‌کردیم:

•‌**اگر همه ما بیشتر به‌هوش ‌بودیم، این اتفاق نامیمون رخ نمی‌داد که هم مردم ما به یک رسانه اجتماعی بیگانه هجوم ببرند و هم دولتمردان ما به دام پیام‌رسان‌های خارجی بیفتند. **

•**اگر همه ما به‌هوش بودیم، توسعه سکوهای بیگانه را به دست خود موجب نمی‌شدیم، و نمی‌گذاشتیم چنین اتفاقی اصلا رخ دهد،**

•**و اگر هوشیار ‌بودیم، مجبور نبودیم خودتحریمی پیشه کنیم و نمی‌آمدیم روزی چون امروز، این ابزار ارزان کار میلیون‌ها «کارگر دیجیتالی» ایران را مسدود و دست میلیون‌ها کاربر را به‌یکباره «در پوست گردو»ی پیام‌رسان‌های کم‌کار و کم‌کاربر محدود کنیم.**

اکنون «مسدودسازی» بزرگ اتفاق افتاده است! اما هنوز معلوم نیست به چه قیمت! – آیا به قیمت ریسک بی‌اعتبارسازی اعتدال و تدبیر و امید در کشور؟ - خدا می‌داند! آنچه من می‌دانم: در هر صورت، به قیمت بیکار شدن و کم‌کار شدن بیش از 40 میلیون «کارگر دیجیتالی» کشور! و کاهش ارزش تولید ناخالص ما؛ آن‌هم در شرایطی فوق حساس!

کارگر دیجیتالی

اما این «کارگر دیجیتالی» کیست؟ - معلوم است: شما و همه ما کاربران فضای سایبری! ما که اغلب کارهای شخصی و امور اداری‌مان را در شرکت، در حکومت، در بازار، در سفر، در مشاغل روزمره و در منزل از طریق این رسانه برتر انجام می‌دادیم. اکنون اما پس از مسدودسازی بزرگ، برای اجرای کوچک‌ترین کار، با مشکل مواجه می‌شویم، زیرا امروز هنگامی که باید از مسیرهای بومی، همان ارتباطات همیشگی‌مان را برقرار کنیم، به چند دلیل برقرار نمی‌شود! یعنی (برای مثال) یا شرکت پیام‌رسان برگزیده من، توانایی کشش حجم مبادله‌شونده را ندارد؛ یا گیرنده مورد نظر من، با من روی یک خط نیست، و من و او باهم در یک رسانه نیستیم و از این قبیل مشکلات... .

مناسبت‌هایی برای نکوداشت حقوق «شبکه‌وندی»

روزهای پرحاشیه اخیر، با دو مناسبت مهم همراه بودند که تحت‌الشعاع تنش‌های سیاسی و چالش‌های اقتصادی این ایام قرار گرفتند، رویدادهایی که در رسانه‌های ما تا حدود زیادی، مغفول ماندند و کسی از آنها حرفی نزد. در این فرصت می‌خواهم به این دو موضوع مغفول نیز بپردازم:

•‌**نخست: مناسبت «روز گارگر» (که اگر غافل نمی‌بودیم، باید «روز کارگر دیجیتالی»اش می‌نامیدیم)؛**

•**و سپس: مناسبت پنجم می 2018: روز «دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس»؛ (نظریه‌پردازی که اگر امروز در میان ما ‌بود، شاید بیشتر از دیروز تاریخ، درباره موضوعاتی چون «اقتصاد سیاسی سایبری»، «حقوق کارگران دیجیتالی»، «اصالت اشتراک‌گذاری داوطلبانه» و «رسالت پرولتاریای الکترونیکی» می‌نوشت و روشنگری و آینده‌نگاری می‌کرد).**

خلأ حقوق شبکه‌وندی کارگران دیجیتالی

شبکه‌وند یا  Netizen (که مختصرشدهNet citizen  و در آن، منظور از  Net‌‌اینترنت است) همه کسانی هستند که به نحوی از انحا، «اهالی» اینترنت و به‌طور کلی «شهروندان» فضای سایبری را تشکیل می‌دهند. به همین مناسبت، حقوق شهروندی مربوط به «شهروندان» فضای سایبری را «حقوق شبکه‌وندی» می‌نامند؛ حقوقی که تمام حقوق شهروندی به علاوه امتیازات و موارد بیشتری (بیشتر از حقوق شهروندی رایج) را شامل می‌شود.

ما شهروندان برخط که چیزی نزدیک به کل جمعیت فعال ایران را تشکیل می‌دهیم، سال‌ها است نیازمند درک همه جنبه‌های نظری فضای سایبری و ترادیسی دیجیتالی (digital transformation) به جهانی نو هستیم ولی:

**در فقر فلسفی وحشتناکی دست و پا می‌زنیم و لذا هنوز فاقد قانون حقوق شبکه‌‌وندی کار و کارگر دیجیتالی هستیم، قانونی که از کلیت حقوق برخط ما دفاع کند و وظایف ما و حاکمان را در پاسداشت این حقوق، متعین و شفاف ‌كند.**

پرولتاریای دیجیتالی

منظور از «پرولتاریا» در ادبیات چپ، طبقه کارگر است، اما نه فقط طبقه کارگر، بلکه طبقه کارگر به علاوه همه کسانی که رانده از طبقه‌ای دیگر (به دلیل توسعه‌طلبی لگام‌گسیخته «سرمایه‌داری سایبری») با طبقه کارگر هم‌سرنوشت و هم‌سرشت می‌شوند و به مرور زمان، به طبقه کارگر می‌پیوندند، مانند کارمندان و دیوا‌ن‌داران، خرده‌فروشان، مهندسان، خرده‌مالکان و امثالهم. طبقه کارگر به‌علاوه این مجموعه رو به افزایش که از سایر طبقات جامعه ریزش می‌کنند، به‌زعم مارکس، پرولتاریا را رقم می‌زنند.

لذا آن گسترش‌پذیری مفهوم «پرولتاریا» و inclusion یا برگیری تدریجی رانده‌شدگان از اقشار دیگر جامعه و این رشدیابندگی شمار کارگران برخط، کاسب‌کاران دیجیتالی و کاربران اینترنت و شهروند فضای سایبری، می‌تواند منظور من از «پرولتاریای دیجیتالی» را به‌روشنی بیان کند: همه ما چه بخواهیم چه نخواهیم، شهروندانی برخطیم و داریم در فضای سایبری، کاری را سامان می‌دهیم و خدمتی را عرضه می‌کنیم.   

اکنون به تخمین من، بیش از دوسوم کل نیروهای کار کشور «دیجیتالی» فعالیت می‌کنند، به‌طوری که امروز می‌توانیم از وجود «پرولتاریای دیجیتالی» در جمهوری اسلامی ایران سخن بگوییم.

طنز تاریخ و قول نسنجیده پرداخت بیمه بیکاری

امسال، روز کارگر در کشور ما مصادف بود با روز بیکارسازی هزاران کارگر دیجیتالی و کم‌کارسازی میلیون‌ها گارگر دیجیتالی دیگر، از چه طریق؟ - از طریق یک مسدودسازی بزرگ و راهنمایی کردن نابهنگام توده‌های عظیم کارگر دیجیتالی به مجازستان‌های نیم‌بند بومی و بعضا متهم به رانت‌‌داری.

وقتی که دبیر محترم شورای‌عالی فضای مجازی توجیه‌کنان قول می‌داد که به بیکارشدگان ناشی از کوچ مجازی، یارانه و بیمه بیکاری می‌توان پرداخت، شاید از مقوله «کارگر دیجیتالی» و کثرت عظیم آنها در کشور بی‌خبر بود، زیرا «کارگر دیجیتالی» از آن موضوع‌هایی است که تاکنون (از اوان آغاز جمهوری اسلامی ایران تا امروز) در نوشتار و گفتمان رسمی ما مسکوت مانده و کسی در عمل، در راستای انجام پژوهشی میدانی درباره شناسایی ماهیت و دریافت تعداد آنها اقدامی نکرده و احدی به نظریه‌پردازی در این مقوله نپرداخته است.

چهار روز بعد از روز کارگر، نیز، مصادف بود با دویستمین سالگرد تولد کارل مارکس.

به‌مناسبت دویستمین سالگرد روز تولد کارل مارکس، پنجم می 2018، استوارت جفریز در گاردین نوشت: سخت است این عبارت مارکس را در صفحات نخست بیانیه کمونیست بخوانیم و فکر نکنیم که در جهانی زندگی می‌کنیم که مارکس آن را پیش‌بینی کرده است: «تحول و ترادیسی پیاپی در تولید، بی‌ثباتی مداوم شرایط اجتماعی، عدم امنیت دائمی و تحرک بی‌پایان، عصر سرمایه‌داری را از همه اعصار پیشین متمایز می‌کنند»، عبارتی که بیش از عصر انقلاب صنعتی، در عصر فاوا، درستی خود را اثبات می‌کند.

 

شهر تری‌یر، قدیمی ترین شهر آلمان، مجسمه‌های مارکس در میدان مقابل ساختمانی به نام «پورتو نیگری»، روز پنجم می 2018

 

 

درج دیدگاه

بررسی بازی