همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

آمادگی کنترل بحران‌های کوچک را هم نداریم

ايستگاه‌هاي خلوت مترو خودپرداز ندارد!

نادر نينوايي

متروي تندروي ساعت 8 و 20 دقيقه گلشهر كرج به مقصد صادقيه تهران مسافرگيري می‌کند. تمام صندلي‌ها پر شده‌ و مانند هميشه برخي هم روي پله‌ها نشسته‌اند. رضا و معصومه، زن جوانی كه نوزادي در آغوش دارد، در لحظه‌هاي آخر وارد سالن می‌شوند. مردي كه پنجاه سال را رد كرده و سبيل‌های پرپشتي دارد، بدون تعلل جاي خود را به معصومه می‌دهد و رضا سرپا كنارش می‌ايستد. قطار راه می‌افتد و از بلندگو اعلام می‌شود كه مقصد بعدي ايستگاه كرج است. به ايستگاه كرج كه می‌رسند، رضا به همسرش سقلمه می‌زند كه جمعيت را ببين! سيل جمعيت در ايستگاه كرج منتظر توقف قطار هستند و به محض آنكه در قطار باز می‌شود، صداي پاي جمعيت و فرياد تازه‌واردها در قطار می‌پيچد. كنار صندلي‌ها روي زمين و حتي روي تاقچه‌هاي ورودي طبقه بالا مردم نشسته‌اند. در ورودي‌ها جا كمتر است و زن و مرد و پير و جوان به‌ناچار فشرده به هم در مدخل ورودي ايستاده‌‌اند.

قطار راه می‌افتد. هنوز خيلي از كرج رد نشده‌اند كه نرسيده به گرمدره قطار متوقف می‌شود. 20 دقيقه‌اي می‌گذرد؛ 20 دقيقه عذاب‌آور براي مسافران در‌حالي‌كه بلندگوها هم چيزي اعلام نمي‌كنند. رضا جيبش را بالا و پايين می‌كند و به معصومه می‌گوید راستي از عابربانك پول نگرفتيم. معصومه می‌گوید عيبي ندارد، از خودپرداز صادقيه مي‌گيريم.

توقف ادامه‌دار مي‌شود، مردم اين پا و آن پا مي‌كنند. جواني كه چند دقيقه قبل جايش را به خانم مسني داده بود كمي بي‌قراري مي‌كند. اندكي جلو و عقب رفته و عاقبت روي زمين مي‌افتد. يكي از مسافران پشت كمرش را مي‌گيرد و شانه‌هايش را مي‌مالد. ديگري شتاب‌زده مي‌گويد: صرع است، نترسيد. خود جوان به حرف مي‌آيد نه، قندم افتاده. مرد سبيلو كه جاي خود را به معصومه داده بود، چند تا شيريني در دهان جوان مي‌چپاند. زني كه آن جوان ناخوش جايش را به او داده، با زاري از جوان خواهش مي‌كند كه جايش را پس بگيرد. يكي ديگر جايش را به جوان ناخوش مي‌دهد؛ معلوم نيست قطار چرا حركت نمي‌كند، بعد از نزديك به چهل دقيقه قطار در ايستگاه گرمدره مي‌ايستد. بسياري از شدت كمردرد و زانودرد دست به زانو شده‌اند. بچه معصومه زده زير گريه؛ گويي وقتش شده كه پوشکش را عوض كنند. درهاي قطار باز شده و چند نفري پياده مي‌شوند. بلندگوها هيچ نمي‌گويند؛ مسافران مشوش شده‌اند، حالا ساعت از 9:30 هم گذشته است و بايد خيلي وقت پيش رسيده بودند. برخي از قطار پياده شده و شروع به سيگار كشيدن مي‌كنند. بوي تند سيگار از پنجره‌هاي نيمه‌باز وارد قطار مي‌شود. اندك اندك بيشتر جمعيت پياده مي‌شوند. بوي سيگار و صداي فرياد و صداي شيون بچه در ذهن معصومه در هم مي‌آميزند و سرگيجه مي‌گيرد. يك لحظه صداي بلندگوي قطار وصل مي‌شود. قطار خراب است و حالا‌حالاها هم درست نمي‌شود؛ به همين راحتي. معصومه و رضا و كودكشان به سمت خروجي مي‌روند، مردم اعتراض مي‌كنند و كارمندان ايستگاه فقط با دادن يك بليت تك‌سفره مترو در پي آرام كردن فضا هستند.

يكي مي‌گويد در ژاپن قطار 35 ثانيه تاخير داشته، از مردم عذرخواهي شده و خسارات به مردم داده‌اند، اما ما دو ساعت است علاف‌ هستیم و هيچ. در کمال تعجب ايستگاه خودپرداز ندارد و رضا و معصومه و کودک در آغوششان، سرگردان مي‌شوند. آنهايي كه پول هم داشتند وضعيت بهتري ندارند. اتوبان به سمت تهران، ترافيكش شديد است و به سمت كرج نيز با توجه به حجم بالاي مسافران مترو تاكسي به اندازه كافي نيست و صدالبته كه برخي از رانندگان نيز از شرايط سوء‌استفاده كرده و كرايه‌هاي نجومي درخواست مي‌كنند. مسافران بار ديگر به ايستگاه مترو باز مي‌گردند، در ميان بهت و حيرت همه مي‌بينند كه قطار رفته است. انگار اعلام خرابي فقط حربه‌اي براي پياده كردن مسافران بوده است. برخي از مسافران از پاسخ‌هاي نامشخص مسوولان مترو عصبی شده‌اند. مسوولان مترو مي‌گويند به بالادستي‌هاي خود شرايط را شرح داده‌اند، اما براي هيچ‌كس مهم نيست. فقط گفته‌اند چند بليت تك‌سفره رايگان به مردم بدهيد و آنها را رد كنيد، والسلام. اين‌ها حرف‌هايي است كه مسوول ايستگاه مي‌زند.

رضا سراغ يكي از آنها مي‌رود و مي‌پرسد خودپرداز كجا هست؟

- آقا خودپرداز نداريم، صرفه اقتصادي ندارد، اينجا خودپرداز نمي‌گذارند.

 اين را مسوول ايستگاه مي‌گويد.

 ده‌ها نفر ديگر هم كارت به دست منتظرند و مشكل رضا را دارند. با وجود درخواست مكرر اين افراد حتي مسوولان حاضر نمي‌شوند كه از کیوسک‌های بليت‌فروشي براي اين افراد كارت بكشند. جمعيت خشمگين مي‌شوند، صداي شكسته‌شدن شيشه با فرياد معترضان در هم مي‌آميزد. كپسول آتش‌نشاني در هوا چرخ خورده و از كنار سر مسوول خانمي كه پشت بلندگو مي‌نشيند، به شيشه در بليت‌فروشي مي‌خورد. يك نفر از مردم فيلم مي‌گيرد، چند نفري از مسافران موبايلش را گرفته و مجبورش مي‌كنند فيلم‌ها را پاك كند.

مسوولان مترو مي‌گويند تقصير مردمي است كه در ايستگاه چيتگر پياده‌، روي ريل‌هاي قطار راه مي‌روند. اقدامي كه درواقع حركتي اعتراضي به خرابي مكرر و طولاني‌مدت قطارها بوده است. باز هم صورت‌مساله پاك شده است.

انگار خيلي وقت است عادت كرده‌ايم در خصوص همه‌چيز مردم را مقصر بدانيم؛ از سقوط هواپيما تا گران شدن ارز و طلا. مديريت ارتباطات و روابط بين‌الملل شركت بهره‌برداري متروي تهران و حومه، در پاسخ به علت ماجراي مترو می‌گوید: صبح چهارشنبه 26 ارديبهشت‌ماه بلافاصله پس از بروز نقص فني يكي از قطارهاي اعزامي از گلشهر به تهران در ايستگاه ارم سبز، معاونان و مديران مربوطه در محل حاضر و در جهت رفع هر‌چه سريع‌تر اين مشكل اقدام كردند، اما همكاري نكردن برخي از مسافران، ورود به حريم ريلي و ممانعت از بسته شدن در قطارها باعث شد تا زمان رفع اين اختلال طولاني شود.

در اين پاسخ به نوعي «برخي مسافران» علت اصلي مشكل معرفي مي‌شوند تا ضعف عملكرد مسوولان متروي تهران در شرايط بحران پنهان بماند.

با وجود پرسش‌هاي مكرر خبرنگار ما از روابط عمومي مترو، چه از طريق تلفن و چه از طريق شبكه‌هاي اجتماعي، پاسخ مشخصي داده نشد. مسوولان مترو با وجود فعالیت نزديك به دو دهه فعالیت، همچنان براي ايستگاه‌هاي مترو دستگاه‌هاي خودپرداز تهيه نكرده‌اند. طبيعي است كه بانك‌ها تمايل ندارند در ايستگاه‌هاي خلوت خودپرداز بگذارند، اما مسوولان مترو در صورت توانمند بودن در تنظيم قراردادها بايد شركت بانكي را ملزم به نصب خودپرداز در تمام ايستگاه‌ها كنند تا همان‌گونه كه از مزاياي نصب خودپرداز در ايستگاه شلوغ بهره ‌مي‌برند، در ايستگاه خلوت هم به مسافران خدمت ارايه كنند كه البته اين كار ساده هم انجام نشده است.

از سوي ديگر، انتظار مي‌رفت كه با اعلام به‌موقع شرايط از بلندگوها مردم در جريان قرار گرفته و با مستقر كردن نيروي امنيتي مانع ورود مردم به ريل مي‌شدند كه انجام نشدن تمام اين امور گوياي ميزان موفقيت مسوولان مترو در مديريت مترو به‌خصوص در شرايط بحراني است.

بليت‌هاي الكترونيكی مترو ورود و خروج مسافران را ثبت مي‌كنند. با توجه به وضعيت نابساماني كه براي مردم به وجود آمده و اتلاف وقت، هزينه و ساير آسيب‌هايي كه به مسافران متروي كرج تهران در روز 26 ارديبهشت وارد آمده، انتظار مي‌رود مسوولان مترو به تمام كساني كه در اين ساعات مسافر مترو بوده‌اند خسارت پرداخت كند تا حد‌اقل اندكي از ناراحتی وارده به مسافران مترو در اين روز زدوده شود و از سوي ديگر هرچه سريع‌تر فكري هم به حال نبود خودپرداز در برخي ايستگاه‌ها و خارج از سرويس بودن خودپردازهاي برخي ديگر از ايستگاه‌ها كند.

درج دیدگاه

بررسی بازی