همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور
Soroush - Asreertebat | عصر ارتباط - پیام‌رسان سروش

جریان آزاد اطلاعات (بخش نخست، قسمت اول)

تلگرام: نجات یا تراژدی درس‌هایی برای حکمرانی در فضای سایبر

سیامک قاجار قیونلو

سیامک قاجار قیونلو، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق سایبر

«به‌آسانی می‌توان فهمید که چه کسی بر شما حکومت می‌کند، فکر کنید و ببینید از چه کسی نمی‌توانید انتقاد کنید» (ولتر)

«هر انسان حوایجی دارد، مستحضرید که نمی‌شود فقط با آب و هوا زندگی کرد.»

در این سلسله مقالات، جریان آزاد اطلاعات را از منظر جریان پالس‌های الکترونیکی با نمادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و طبیعت شکننده آنها در فضای سایبر توضیح خواهیم داد تا مشخص شود چرا باز و بسته کردن یک سوییچ، یک قدم اشتباه یا تفکری نادرست، به‌تنهایی می‌تواند دنیایی از اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ را در فضای سایبر نابود کند.

ما قبلا راجع‌به دو قانون آمریکایی «تبادل اطلاعات برای امنیت سایبری» و «حمایت از فضای سایبر به عنوان دارایی ملی» در آمریکا و سوییچ مرگ اینترنت (death switch) نوشته‌ایم (عصر ارتباط: 819) کاری که در اندازه‌ای کوچک‌تر و در یک کشور انجام گرفته، اگر فرض کنیم آثار آن را بتوان با حملات تمام‌عیار سایبری یک کشور خارجی برای از بین بردن زیرساخت‌های یک کشور مقایسه کرد. داستان این مقالات به ترتیب با نماد اقتصاد و دنیای اقتصاد دیجیتال، سپس نماد سیاست و دنیای حکمرانی سایبر، و نماد اجتماع و فرهنگ و در نهایت سنتز و نماد قوانین و مقررات حیات‌بخش در مقابل شوره‌زار منع و تخریب روایت خواهند شد.

قابل پیش‌بینی بود که تلگرام بالاخره فیلتر شود. زمانی که رییس‌جمهور گفتند دست ما هرگز به روی کلید فیلتر نخواهد رفت، بسیاری نمی‌توانستند این گفته را جدی بگیرند. نه برای اینکه رییس‌جمهور صادق نیست، چون کلیدهای واقعی جریان زندگی در ایران، در دستان ایشان نیست و نمی‌توان سد راه مسیری شد که باید رفت. مبارزه با تکنولوژی و فیلترینگ سنتی و سایبری یک سنت و طرز فکر نهادینه و از لوازم مسیری است که سال‌های سال تثبیت شده، ناگزیر باید رفت. وزیر ارتباطات و دیگران گفته‌اند که تا ابد نمی‌توان سد راه جریان آزاد اطلاعات شد. چرا نمی‌شود سد راه شد؟ مگر چین با آن دیوار بزرگ آتش (great firewall) به‌عنوان بزرگ‌ترین دشمن اینترنت در جهان این مسیر را نرفته است؟ کشورهای با سیستم غیردموکراتیک معمولا این مسیر را می‌روند، اما مساله سد راه شدن «جریان آزاد اطلاعات» نیست. مساله سد راه شدن «جریان اطلاعات» است. دیدگاه و نگرش فیلترینگ در ایران مبتنی بر سیستم «پیشینی» است، یعنی «فیلترینگ در مبدا و قبل از کنش قوانین موضوعه سایبری» که به عبارت ساده یعنی سد راه «جریان اطلاعات» شدن.

اما چین و همه کشورهای معتقد به سیستم «پسینی» که سیستم «فیلترینگ در مقصد و پس از کنش قوانین موضوعه سایبری» را اعمال می‌کنند سد راه «جریان آزاد اطلاعات» می‌شوند (بعدا بیشتر توضیح خواهیم داد). بنابراین تا ابد می‌توان سد راه جریان آزاد اطلاعات شد، اما منظور ما و جناب وزیر از جریان آزاد اطلاعات چیست؟ منظور از «ابد» چیست؟ چرا نمی‌شود تا ابد (ابد اجتماعی نه فلسفی) سد راه جریان آزاد اطلاعات شد؟

کشورهای با سیستم پسینی با این باور دیوار بزرگ آتش را طراحی و اجرا می‌کنند، چون باور دارند که می‌توان سد راه جریان آزاد اطلاعات شد، اما همزمان استعدادهای اقتصادی و اجتماعی آن را شکوفا کرد. آنان در عمل نشان داده‌ و به خود می‌بالند که با وجود اعمال سیستم پسینی فیلترینگ، هنوز هم بزرگ‌ترین اقتصاد دیجیتال دنیا و دولت الکترونیکی را در جهان طراحی و عملیاتی کرده‌اند.

پس ما باید با تامل بیشتری سخن بگوییم. واژه‌ها را با دقت و تخصصی به کار بگیریم و مفاهیم را باتوجه به کارکرد و استانداردهای استفاده جهانی از آن کلمات به خدمت بگیریم. دقت و دقت در استفاده از هر «واژه» کلید موفقیت است. **اینکه وزیر ارتباطات مدعی هستند استانداردی جهانی برای حفظ حاکمیت کشورها در نرم‌افزارهای فضای مجازی وجود ندارد، نشانگر آن است که هنوز ضعف بزرگی در شناخت سیستم حکمرانی اینترنت و فضای سایبر در ایران وجود دارد و همه ما بر سر موضوعی جدال می‌کنیم که حتی بالاترین سطح از مقامات تعریفی دقیق از آن در ذهن خود ندارند.** نویسنده به‌عنوان کسی که سال‌های سال در این رشته تحقیق می‌کند، گاهی از اظهارنظرهای تخصصی در این زمینه به‌قدری متعجب می‌شود که مدت‌ها برای نوشتن متنی درخور تبیین ساده موضوع که از کجا شروع کند با خود کلنجار می‌رود.

بخشی از مطالبی که در این مقالات گفته خواهد شد البته برای کسانی که کلیدهای واقعی حل مشکلات کشور در دستانشان است، نکته‌ها و رازهای گشوده بسیار دارد که اگر گوشه چشمی به این مطالب داشته باشند، شاید از خزاین غیبش شرایط نامناسب امروز را اندکی دوا کنند.... مقاله‌ای سال گذشته در همین هفته‌نامه راجع‌به موضوع فیلترینگ تلگرام در پاسخ به اعلام جرم علیه وزیر ارتباطات منتشر شد، اما نهادها در ایران خود را موظف به پاسخگویی نمی‌دانند، و از این نظر اصلا نیازی به خواندن این نوع نوشته‌های تخصصی ندارند. چه اهمیتی دارد کارها درست انجام شود یا نشود. چه کسی مواخذه و چه کسی تشویق خواهد شد؟

نویسنده مطمئن است که انتشار این مقالات و نوشته‌های مشابه سایر متخصصان نیز دست‌کم در کوتاه‌مدت، اثری بر روند جاری نخواهد داشت. نوشتن این مطالب بیشتر برای آیندگان است و هم اینکه دفاعیه «نمی‌دانستیم» را از طراحان واقعی شرایط فعلی فضای سایبرگرفته باشیم تا همانند همه کارهای غیرعلمی که پس از سپری شدن سال‌ها و بروز خسارات زیاد سرانجام به شرایط قبل بازگشتی غم‌انگیز صورت گرفت، گفته باشیم. براي مثال، مانند تجربه حذف نهاد دادسرا در سیستم قضایی ایران و سپس بازگشت به آن، لزوما به‌معنای ادامه دستاوردهای پیشین سیستم دادسرا نخواهد بود. تجربیات و دانش‌انباشته در یک سیستم اداری-بوروکراتیک یا سیستم تجاری و اجتماعی تنها در صورتی به‌طورصحیح تکرار خواهند شد، که بازگشتی علمی بدان باشد نه صرف تقلید یک شکل گذشته بدون محتوای آن شکل گذشته.

تعریف اجمالی جریان اطلاعات و جریان آزاد اطلاعات

برای مقدمه و فقط به اين خاطر که اجمالا تعریفی از واژه جریان آزاد اطلاعات به دست داده باشیم –بعدا مفهوم آن را توضیح خواهیم داد- باید یادآور شویم نظام‌هاي سیاسی و حقوقي طبق سنت دو موضوع کالا و خدمات را موضوع بحث و حمايت قرار داده‌اند. کارخانه‌هاي صنعتي فرايند تغيير دارايي‌هاي فيزيکي را از شکلي به ‌شکل ديگر انجام مي‌دهند و فعاليت‌هاي خدماتي مانند مشاوره و نيروي کار در ذات خود محصول غيرملموسي بود که بدون ثبات و تعین خاص، انواع نیازهای جامعه جدید را با الزام بر حضور فیزیکی سامان می‌بخشید.

عصر جدید اطلاعات و ارتباطات اين امکان‌ را به‌وجود آورد تا اطلاعاتي که قبلا پديده‌ای زودگذر بود، بدون سیستم حضور فیزیکی و یک‌بار اجرا، در واسطي ملموس و با ثبات، همچون متاع فيزيکي قابل تجارت و عرضه شود. پايگاه‌هاي داده‌ به‌وجود آمدند که اطلاعات محض را مي‌فروشند و نرم‌افزارها براي فروش اطلاعات کاربردي ساخته ‌شد.

اين تغيير تنها در موضوعيت اطلاعات سودمند و کاربردی به‌وجود نيامد، بلکه در راه‌ها و روش‌هايي که طريقيت داشته و لزوما از مطلوبيت مالي برخوردار نيست، انقلابي پديد آمد. تا ديروز براي انجام عمليات بانکي، خريد، رفتن به کتابخانه، آموزش، سينما و ... لازم بود تا در مراکز مربوطه حضور فيزيکي داشت، اما امروز نيازي به اين کار نيست، ما مي‌توانيم همه آنها را به خانه خود یا حتی به موبایل خود دعوت کنيم و نيازي به تحرک فيزيکي براي دست‌يافتن به نيازهايمان نيست و اقدامات «سبب‌ساز» براي حصول نتايج مطلوب یا لجستیک خدمات، به هیات دیجیتال ایجاد و سپس از طريق خطوط انتقال داده ارسال، به‌نحوي که تنها نقل و انتقال فيزيکي کالا -در مواردي که نتيجه مادي است- ضرورت پيدا مي‌کند.

با این اجمال وقتی از جریان آزاد اطلاعات سخن می‌گوییم، در واقع از جریان اطلاعات سخن گفته‌ایم. بدوا سخن از حرکت یک ذره و امپالس الکترونیکی به‌عنوان سلول بنیادین جامعه سایبری یا مسامحتا جامعه مجازی است. این عبارت از منظر مفهوم لغوی یعنی مبادله اطلاعات تجاری-اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، تفریحی، علمی، آموزشی، بانکداری، روش‌ها، خرید روزمره زندگی، و بی نهایت... و در نهایت، سیاسی!

**ما می‌گوییم جریان رفت و آمد شهروندان در شهر و ميان شهر و کشورها، جریان تردد ماشین‌ها و قطارها، جریان سرمایه و کالا، جریان حرفه و خدمات و ... در تمام این عنوان‌ها «اصل» «آزاد» مستتر است، مانند اصل جریان آزاد رفت‌وآمد شهروندان؛ «اصل» «آزاد» جریان تردد ماشین‌ها و غیره. جریان اطلاعات و در واقع «اصل» «آزاد» جریان اطلاعات مقتضای ذات تشکیل یک جامعه سایبری است. تقلیل تعریف جریان آزاد اطلاعات به موضوع حاکمیت و سیاست نشان از ضعف اساسی در درک صحیح از «انقلاب اطلاعات» و جامعه فراصنعتی دارد. **

از این نظر، اکنون شاید کاری بهتر از این نباشد تا مباحث استاندارد «جریان آزاد اطلاعات» را در فضای سایبر بشکافیم و ببینیم حکومت‌ها تا چه اندازه از منظر اصول و بلوغ حکمرانی مجاز به مهندسی ایدئولوژیک فضای سایبر هستند و تبعات و آثار این کار چه خواهد بود. سپس به نحو سلبی نگاهی کنیم به اتفاقات یک ماه اخیر و البته بدون توقف در ایستگاه معینی از حسرت‌ها و افسوس‌ها، به نحو ایجابی راه‌های علمی، صحیح و موثر برای برون‌رفت از این شرایط را بیان کنیم.

به‌طور حتم، پس از مطالعه این نوشته، وزیر ارتباطات در بیان این گزاره که «استانداردی جهانی برای حفظ حاکمیت کشورها در نرم‌افزارهای فضای مجازی وجود ندارد» تجدیدنظر خواهند کرد، چون وجود دارد اما ما نخواستیم و چون نخواستیم، نتوانستیم از این ابزارهای معمول در دنیا استفاده کنیم؛ همان‌طور که نمی‌توانیم از ساده‌ترین مکانیزم‌های اقتصادی، سیاسی و حقوقی موجود در دنیا استفاده کنیم. مگر ما می‌توانیم از نهاد متعارف و معمول «استرداد مجرمان» برای بازگرداندن اختلاسگران و کلاهبرداران و ... به کشور استفاده کنیم؟ مگر دنیای متمدن جای امنی برای این اشخاص است که آنان را به ما باز نمی‌گردانند؟ اصلا از همه این عنوان‌های درشت بگذریم، مگر ما می‌توانیم یک حواله ساده پول به خارج را انجام دهیم. یا حتی ارسال یک نامه پستی ساده به خارج؟ چون ما نمی‌توانیم باید بگوییم در دنیا استانداردی برای حواله پول یا پست وجود ندارد؟

وضع در دنیای سایبر ما ایرانیان نیز این‌چنین است. اگر اراده کنیم، به‌آسانی می‌توانیم از مکانیزم‌های معمول برای «درخواست پایین کشیدن» (1) در فضای سایبر که ميان اغلب کشورها و ارتباطات جهانی یک پدیده پیش‌پا افتاده است، استفاده کنیم تا فضای سایبر را از لوث وجود سارقان ادبی، جرایم سازمان یافته، تروریسم بین‌الملل و ... تا حد ممکن پاک و منزه کنیم. واقعیت آن است از آن هنگام که کامپیوترها و شبکه‌های ارتباطی در وسعت و کیفیت جدید به تار و پود زندگی بشر نفوذ کرد، دانشمندان علوم اجتماعی و انسانی همواره از یک موضوع هراس داشتند و آن فاصله طبقاتی بین دارندگان و ندارندگان (2) اطلاعات بود.

شکاف طبقاتی جدید که به شکاف دیجیتال تعبیر می‌شد، دانشمندان این رشته آن را پایه استبداد جدید می‌دانستند که می‌توانست در مقابل دموکراسی الکترونیکی، مبادلات مرسوم و استاندارد جوامع بشری را به هم زند. مفاهیم جدیدی از دارا و ندار وارد علوم سیاسی و اجتماعی می‌شد که ممکن بود به بدترین شیوه‌ها استبدادی خشن ایجاد کند و غیرانسانی‌ترین پیامدها را باعث شود.

**اما آنچه این دانشمندان هرگز نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند، وجود یک حکومت و تنها یک حکومت بود که به‌دلیل وجود شکاف دیجیتال معکوس بین دولت-ملت، و بدون در نظر گرفتن اصول حکمرانی در فضای سایبر، این شکاف دیجیتال را نه ميان خود و مردمشان، بلکه ميان کشور خود با کل دنیا ایجاد کنند! **

فاصله طبقاتی نه ميان حاکمان و محکومان یک کشور، ميان دولت و ملت یک کشور، بلکه ميان کشور خود با سایر دنیا. تاریخ‌نگاران بعدها خواهند نوشت که این بزرگ‌ترین کمدی-تراژدی قرن بیست‌ویکم بود که کشوری بزرگ و یک امپراتوری سابق جهان با مردمانی دانا و مستعد آنچنان ميان خود و دنیا شکاف دیجیتال ایجاد کرد که حتی دیگر قادر نشد به‌عنوان بشر قرن بیست‌ویکمی، یک زندگی معمول و متعارف را در میان ملل جهان تجربه کند... بگذارید این داستان واقعی را واقعا از جایی که شروع شده، آغاز کنیم:

اینترنت نسل 5 یا اینترنت فایوجی (5G) در راه است. شرکت کوالکوم موقع صحبت درباره تبعات اقتصادی ورود اینترنت فایوجی از عبارت «اقتصاد نسل پنج» استفاده کرد. موج جدید باعث بیکاری بخش اعظمی از مشاغل عمومی و خدماتی غیرمتخصص خواهد شد، اما آن دسته از مشاغلی که دارای تحصیلات بالا هستند نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت. پیشرفت در حوزه‌های آموزش و پزشکی از راه دور به بیمارستان‌ها و موسسات آموزشی اجازه خواهد داد تعداد نیروهای خود را پایین آورده و سود خود را بالا ببرند.

و این در حالی است که نرم‌افزارهای پیشرفته و هوش مصنوعی ‌botها قبلا جایگزین میلیون‌ها شغل اپراتوری شده‌اند. موج‌های میلیمتری که سرعت انتقال داده را به‌قدری سرعت می‌بخشند تا گپ زمانی بین اراده فیزیکی با کارکرد ماشین تقریبا به صفر برسد و از این طریق انجام جراحی‌های پزشکی و هدایت ماشین‌های سریع بدون سرنشین ممکن شود. قراردادهای هوشمند تجاری در ارتباط بین کامپیوترها که نه‌تنها قادرند نقض مفاد قرارداد را تشخیص دهند، بلکه برای آن استدلال و حکم صادر کنند.

فایوجی در تلفیق با اینترنت چیزها (Internet of Things) موجودیت خودروهای بدون راننده، شهرهای هوشمند و واقعیت افزوده و مجازی فراگیر را به‌عنوان ویژگی‌های بنیادین اقتصاد جدید معرفی کرده است. به گفته صاحب‌نظران، تغییراتی که اینترنت نسل پنج در اقتصاد جهان به وجود می‌آورد به‌قدري بزرگ است که می‌توان آن را با ورود الکتریسیته و اتومبیل مقایسه کرد. در این کره خاکی هر 10 سال یک انقلاب جدید تکنولوژیک به وقوع می‌پیوندد و هنوز داستان فایوجی آغاز نشده، نسل جدید 6جی در دانشگاه اولوز فنلاند رونمایی شده است.

6جی سال 2030 میلادی وارد عرصه زندگی خواهد شد و کارهایی که 5جی از عهده‌اش بر نمی‌آمد، انجام خواهد داد. حوزه سلامت، کار، اداره کشور، تفریحات و خلاصه همه زیرساخت‌ها، ارکان و عناصر زندگی بشر تحت تاثیر آن دگرگون خواهد شد... **موج جدید مظاهر تمدن جدید از کشورهای آمریکا، چین و امارات متحده عربی بغل گوش‌های ما به دنیا روانه می‌شود و نگرانی این نیست که ما در ایران چقدر عقب هستیم. نگرانی این است که سیستم آموزش کشور با وجود میلیون‌ها دانشجو و فارغ‌التحصیل در مقاطع تحصیلات عالی مادامی که به لحاظ کیفی قادر نیست در تار و پود مدیریت علمی و عملی کشور نقشی داشته باشد، اصلا باسواد محسوب نمی‌شود. **

تا دو دهه پیش، کار کردن با کامپیوتر خانگی معیار سواد بود، اما دهه بعد میلادی آشنایی با یک زبان کامپیوتری معیار سواد است. اکنون ما چه جایگاه و نقشی در این فرایند جهانی تکنیک و پیشرفت داریم و خواهیم داشت؟ جای ما در نقشه جهانی استعدادها، ظرفیت‌ها و بهره‌برداری‌ها کجاست؟ چگونه باید به سند چشم‌انداز با آن همه ایده و آمال و آرزو دلخوش بود؟ مشکل حتی این نیست که ایران چرا نباید در این نوآوری‌ها سهمی داشته باشد، اجمالا بهترین مغزهای کشور به‌سرعت جذب کشورهای پیشرفته می‌شوند و به‌عنوان فرد ایرانی، نه کشور ایران به این روند توسعه جهانی خدمت می‌کنند. **مشکل جدی این است که به‌زودی ما دیگر حتی قادر نیستیم مصرف‌کننده این محصولات باشیم. ما دیگر حتی نمی‌توانیم محصولات تکنولوژی سطح بالا را درون جامعه، روابط انسانی، اقتصاد و اداری کشور خود تعبیه کنیم که اکنون جزئی از هویت و مدنیت جامعه نوین امروزی شده است. فاصله جامعه ایرانی با جوامع دیگر دقیقه به دقیقه عمیق‌تر می‌شود. ** 40 سال پیش وقتی یک ایرانی به یک کشور آسیایی یا آفریقایی مسافرت می‌کرد می‌توانست عمق تفاوت بین آنها با ایرانی را حس کند و ببیند.

اما اکنون و در آینده بسیار نزدیک اگر آگاه به عمق فاجعه‌ای نباشیم که درونش هستیم، آن تجربه 40 سال گذشته ایرانی از یک کشور آسیایی یا آفریقایی، حالا وصف حال خود ما خواهد بود و این ماییم که آن حس تفاوت عمیق را به دیگران خواهیم داد. چرا چنین شد؟ باز هم قدمی عقب‌تر، مشکل این نیست که چگونه باید از این بحران گذر کنیم؟ مشکل این است که اقدامات اخیر نشان داده که نه‌تنها درک درستی از عصر اطلاعات و ارتباطات و وضع موجود فضای سایبر نداریم، بلکه با مشتبه شدن جایگاه‌ها، آینده به سمتی خواهد رفت که همچون موضوع دادسرا، کسی را نمی‌توان مسوول و مسبب این اوضاع دانست!

اجمالا دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه گفته‌اند: «با تمهیداتی که به عمل آمده ... به‌زودی شاهد تحولی عظیم در خصوص نجات فضای مجازی کشور از سلطه و نفوذ ...» صرف‌نظر از تعریف مفاهیم نجات، فضای مجازی، سلطه و نفوذ... **نخستین پرسشی که متبادر به ذهن می‌شود، این است که چرا باید سرنوشت عناصر کلیدی توسعه و پیشرفت یک کشور بزرگ و پهناور با تمهیدات پایین‌ترین سطح از مدیریت کشور نجات یابد؛ مگر بزرگان ما در سطح بالا خواب هستند؟ ثانیا اگر مدیری در این سطح، کشور را از یک مصیبت عظيم نجات داده، پس کجایند آن کسانی که باید بالاترین نشان افتخار ملی را به این قهرمان ناجی فضای مجازی کشور اعطا کنند؟ اگر مدتی بعد خسارات ناشی از این اقدام معادل و برابر با حملات سایبری تمام‌عیار با صدها میلیارد دلار ارزیابی شد، آیا باید خسارت وارده را از ایشان دریافت کرد؟ **

در این نوشته ما اجمالا از منظر نحوه تفکر و اقداماتی که پس از ورود موثر کامپیوترها و شبکه در ایران شکل گرفت و به‌تدریج عملیاتی شد، این موضوع را واکاوی خواهیم کرد. در واقع، از آن هنگام که شبکه‌های ارتباط راه دور در کشور از طریق دروازه انرژی اتمی کشور آغاز به‌کار کرد، یک مساله همواره در دستور کار دولت قرار داشت و آن نحوه مقابله با مشکلات و سوءاستفاده‌هایی بود که از این ابزارها صورت می‌گرفت.

عمده‌ترین تاثیر منفی تکنولوژی در تقابل با مهم‌ترین عنصر فضای ارتباطات نوین یعنی جریان آزاد اطلاعات، باعنوان تهاجم فرهنگی و بعدها صرف عنوان «تهاجم» معرفی می‌شد و برای مقابله با این تهاجم تکنیک‌های مختلف فیلترینگ و محدودسازی مورد استفاده قرار گرفت. تفکر فیلترینگ و محدودیت به‌تدریج به‌عنوان یک ضرورت در تار و پود فعالیت‌های شبکه و ارتباطات کارگذاری و زیرساخت‌ها براساس آن در سطح کشور چیدمان شدند. جریان آزاد اطلاعات در بستر فضای جدید با کمترین توان‌های استعدادی خود، به اندازه قوت لایموت جامعه اطلاعاتی در فضای سایبر ایران جریان یافت که عمدتا با روبان بریدن‌های سامانه‌های دولت الکترونیکی، زیرساخت کلید عمومی و ... هیبتی منحصر به‌فرد از سامانه‌های عجیب و غریب، معلول و ناقص‌الخلقه را به نمایش گذاشتیم.

وضع موجود فضای سایبر ایران

بسترها و زیرساخت‌های شبکه و اطلاع‌رسانی طبق آمارهای جهانی در ایران رشد اندک و بسیار ضعیفی را تجربه کرده و آمادگی الکترونیکی ایران در مقایسه با کشورهای درحال توسعه امیدوارکننده نیست. (به مقالات منتشره در عصر ارتباط شماره‌های 824 و 825 مراجعه شود). نقش مراجع حکمراني و ذي‌نفع‌ها در رشد ICT براي توسعه (C1)، زيرساخت اطلاعاتي و ارتباطي ‌(C2)، دسترسی به اطلاعات و دانش ‌(C3)، ایجاد توان ‌(C4)، ايجاد اطمينان و امنيت در استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات (C5)، توانمندسازي محيط  (C6)، کاربردهای فناوری اطلاعات و ارتباطات (C7) الکترونیکی: دولت، مبادلات، آموزش، سلامت و بهداشت، استخدام، محیط، کشاورزی و علوم)، گونه‌هاي فرهنگي و هويت، گونه‌هاي زبان و محتواي محلي (C8)، رسانه ‌(C9)، ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی (C10) و همکاری منطقه‌ای و بین‌المللی (C11) (3) از جمله سرفصل‌هایی است که در ایران موجودیت عینی نیافتند.

اینترانت داخلی با عنوان اینترنت ملی، استفاده از ظرفیت‌های جهانی اقتصاد دیجیتال را به‌تدریج محدود به بازارهای محلی در کشور کرد و حتی در این حد هم، به واسطه فقدان پلتفرم‌ها و تولکیت‌های استاندارد تجارت الکترونیکی و همچنین فقدان دانش و تخصص در سیستم دادرسی، حجم جرایم و سوءاستفاده‌ها، از میزان رقابت‌های مشروع اقتصادی در مبادلات الکترونیکی پیشی گرفت و قانون تجارت الکترونیکی ایران مصوب 1382 عملا متروک و زیر خروارها خاک مدفون شد.

از سوی دیگر، مصیبت‌های ناشی از تحریم‌های بین‌المللی تقریبا تمامی زیرساخت‌های اطلاعاتی و ارتباطی کشور را تحت تاثیر منفی قرار داد، به‌نحوی که تنها در حوزه دامین، هاستینگ، دیتاسنتر و پرداخت اینترنتی جهانی و سایر خدمات مرتبط با وب‌مستری سال گذشته تامین‌کنندگان این خدمات و کاربران ایرانی یکی از بزرگ‌ترین فجایع اقتصادی و اجتماعی را متحمل شدند.

**یکی از اصلی‌ترین شرکت‌های هندی/آمریکایی، با فسخ یكطرفه قراردادهای فضای میزبانی، بیش از 80 درصد از منابع ما را در این شرکت از بین بردند و این در حالی است که هیچ واکنشی از سوی دولت، ارتش سایبری و پدافند غیرعامل برای پاسخ به این حمله یک شرکت خارجی در سلب مالکیت فضای میزبانی شبکه‌وندان ایرانی صورت نگرفت. میلیون‌ها شبکه‌وند و به‌ویژه صاحبان کسب‌وکار کوچک و متوسط از این تحریم‌ها، آسیب‌ جدی و جبران‌ناپذیر دیدند. مقابله با این مرگ خاموش ظاهرا هیچ متولی در کشور نداشت و قوه قضاییه اصلا مرجع تظلم قرار نگرفت** و حتی یک نفر امید به یاری این قوه در حل این بحران ملموس و واقعی نداشت... دولت الکترونیکی با خروج از نظریات استاندارد این رشته به زحمت در مرحله اطلاع‌رسانی متوقف شده است.

این استانداردها توسط سازمان ملل متحد، بانک جهانی و نظریه‌پردازان این حوزه عمدتا در پنج فاز اطلاع‌رسانی، تعامل، تراکنش، بهبود ساختارهای عمودی و افقی، و جامعه اطلاعاتی تعین یافته است. **این در حالی ا‌ست که دنیا نسل سوم دولت الکترونیکی با عنوان دولت الکترونیکی سازوارپذیر را تجربه می‌کند. یک دولت الکترونیکی شخصی‌سازی شده که قادر است با توجه به سن، جنسیت، سواد، منطقه جغرافیایی، ناتوانی و سایر ویژگی‌های فردی، خدمات دولتی را تاز فاز چهارم ارایه کند.** در قلمرو اجتماع و فرهنگ، درون شبکه‌های اجتماعی شاهد نابهنجاری‌ها و مشکلات زیادی بودیم که با نگاهی دقیق‌تر می‌شد آن را بازتاب واقعیت جامعه سنتی دانست؛ مادامی که دنیای سایبر امتداد جامعه سنتی است و نمی‌توان و نباید این دو را از هم متمایز دانست.

تلگرام و دنیای خودساخته ایرانیان

به‌رغم همه این مصیبت‌ها، و در این آشفته‌بازار ایجاد تنگناهای داخلی در اعمال محدودیت، اعم از فیلترینگ صریح و غیرصریح مانند پهنای باند کم از یک‌ طرف و تحریم‌های خارجی از طرف دیگر، که کمر اقتصاد دیجیتال و دولت الکترونیکی و اقتصاد کوچک و خودساخته میلیون‌ها خانواده ایرانی را زیر فشار خرد کرده، تجربه جدیدی از اجتماع سایبری در ایران شکل گرفت که می‌توانست نوعی از رشد جامعه اطلاعاتی را باتوجه به شرایط خاص ایران تعریف کند. **به‌دلیل محدودیت‌ها و اعمال هژمونی «مجوز» برای هر اقدام، مردم به‌طور خودجوش یک اجتماع 45 میلیونی متمدن و مسالمت‌آمیز را با استفاده از یک پیام‌رسان خارجی موجودیت بخشیدند. اینکه می‌گوییم مسالمت‌آمیز و متمدن، مستندمان مصاحبه دادستان کل کشور است. ایشان اعلام داشتند در زمینه جرایم رایانه‌ای در تهران «حدود 12 هزار پرونده که 50 درصد آن به‌طور مستقیم مربوط به بستر اینترنت و رایانه» وجود دارد که اگر حتی نیمی از آن را مربوط به تلگرام بدانیم، این آمار نشانه سلامت بیش از حد این پیام‌رسان بود که 45 میلیون جمعیت درون آن، روزی 5/2 میلیارد پیام را مبادله می‌کردند. این یک موفقیت بزرگ و غیرقابل تمثیل نه در ایران، که در جهان است. **

قاعده منفعت-هزینه در اعمال روش‌های امنیت سیستم با توجه میزان جرایمی که دادستان کل کشور بیان داشتند، نشان می‌داد که جرایم این پیام‌رسان تقریبا صفر بود. کافی است میزان جرایم مزبور را مقایسه کنید با ورودی پرونده‌های قضایی فضای سنتی که سالانه بیش از 15 میلیون است. این امر مبین آن است که مردم ایران دست‌کم در فضای سایبر بسیار با مدنیت رفتار کرده‌اند. هرچند نویسنده این سطور، به این آمار اعتمادی ندارد، چون فضای سایبر ایران از منظر نقض حقوق مالکیت فکری، جرایم مربوط به نقض حمایت از داده/حریم خصوصی، جرایم اقتصادی مانند تبلیغات گمراه‌کننده، پیوندهای ناخواسته، اسپم، نقض علامت و نام تجاری و... ناگوار است اما متاسفانه مسوولان قوه قضاییه تقریبا پرونده‌ای در قلمرو اقلام پیش‌گفته در بستر سایبر و تجارت الکترونیکی تجربه نکرده‌اند –منظورمان تجربه علمی با عناوین استاندارد- تا با آمار آن و بخش خاکستری این جرایم و تخلفات آشنایی داشته باشند. از این جهت دلایلی که مسوولان قوه قضاییه به استناد آن مسوولیت از بین بردن جامعه 45 میلیونی را به عهده گرفتند می‌بایست منطقا دلیل قوام و توسعه بیشتر آن محسوب می‌شد نه برعکس.

اما ببینیم وجود این اجتماع عظیم ایرانی دقیقا از منظر تهدیدها و فرصت‌های اقتصادی، چه پتانسیل‌هایی را در خود جای داده بود.

1-     Take down request.

2-     The information heves, The Information have nots.

3-     By the order: C1: ECOSOC/UN Regional Commissions/ITU; C2: ITU; C3: ITU/UNESCO; C4: UNDP/UNESCO/ITU/UNCTAD; C5: ITU; C6: ITU/UNDP/UN Regional Commissions/UNCTAD; C7: (UNDP/ITU, WTO/UNCTAD/ITU/UPU, UNESCO/ITU/UNIDO, WHO/ITU, ILO/ITU, WHO/WMO/UNEP/UN-Habitat/ITU/ ICAO, FAO/ITU, UNESCO/ITU/UNCTAD); C8: UNESCO; C9: UNESCO; C10: UNESCO, C11: UN Regional Commissions/UNDP/ITU/UNESCO/ECOSOC.

 

درج دیدگاه

بررسی بازی