همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور
Soroush - Asreertebat | عصر ارتباط - پیام‌رسان سروش

نوباوه‌گی انقلاب اطلاعاتی

عباس زندباف

مدام می‌گویند در دوران انقلاب اطلاعاتی به سر می‌بریم. اما به راستی چیست این انقلاب اطلاعاتی و انسان را به کدام وادی می‌برد؟

انقلاب اطلاعاتی را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان انقلاب جدیدی نامید. دستگاه چاپ هم که یوهان گوتنبرگ در سال 1439 میلادی علم کرد در واقع آغازی بود بر دوران ارتباطات انبوه. انقلاب زمانه‌ ما نیز در دره‌ سیلیکون در دهه‌‌ 1340 آغاز شد؛ انقلابی در چنبره‌ قانون مور که می‌گوید هر دو سال به دو سال، شمار ترانزیستورها در هر تراشه‌ رایانه دو برابر می‌شود.

البته در آغاز قرن میلادی کنونی، هزینه‌ توان رایانش، یک‌هزارم هزینه‌ آن در اوایل دهه‌ 1970 میلادی بود. اکنون اینترنت به‌طور تقریبی همه‌چیز از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را به هم وصل کرده است، در‌حالی‌که در سال 1372 فقط حدود 130 وبگاه در جهان وجود داشت، در سال 1379 این رقم از 15 میلیون گذشت. هم‌اکنون بیش از 3.5 میلیارد نفر در جهان برخط هستند و کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند که در سال 1400 «اینترنت چیزها» 20 میلیارد افزاره را به هم وصل خواهد کرد. به عبارت دیگر می‌توان گفت که انقلاب اطلاعاتی هنوز در مرحله‌ نوباوگی است.

ویژگی کلیدی انقلاب کنونی را نیز نباید در سرعت ارتباطات خلاصه کرد، زیرا در اواسط قرن نوزده‌ میلادی نیز با وجود تلگراف از ارتباطات آنی برخوردار بودیم. دگرگونی بنیادی را باید در کاهش هنگفت هزینه‌ انتقال و مرتب‌سازی اطلاعات سراغ گرفت، به‌طوری که اگر هزینه‌ خودرو نیز به‌سرعت قیمت توان رایانش کاهش یافته بود، اکنون همگان می‌توانستند با پول یک وعده ناهار ناقابل نیز خودرویی برای خود بخرند. وقتی قیمت فناوری به این سرعت کاهش یابد، دسترس‌پذیری گسترده‌ای پیدا می‌کند و موانع ورود به قلمروی فناوری نیز از بین می‌رود. اکنون مقدار اطلاعاتی که می‌توان به سراسر جهان ارسال کرد عملا بی‌نهایت است.

هزینه‌ ذخیره‌سازی اطلاعات هم کاهش چشمگیری یافته است و از همین رو است که روزگار ما روزگار کلان‌داده‌ها است. زمانی برای نگهداری اطلاعاتی که اکنون در جیب پیراهن می‌توان جای داد به انبار بزرگی نیاز داشتیم.

در اواسط قرن بیستم میلادی، مردم نگران بودند که مبادا رایانه‌ها و ارتباطاتی که به میمنت انقلاب اطلاعاتی در اختیار داریم به زیرنظرگیری و پایشگری متمرکزی منجر شود که جورج اورول در رمان ضدآرمانشهری خود به نام 1984 به تصویر کشید، یعنی از طریق رایانه‌ای مرکزی همه را زیر نظر داشته باشند و استقلال فردی، محلی از اعراب نداشته باشد.

اما کاهش‌ هزینه‌ توان رایانش و کوچک شدن رایانه تا حد و قواره‌ تلفن همراهِ هوشمند، ساعت مچی و امثال این افزاره‌های قابل حمل و قدرتی که در نامتمرکزسازی دارند به ارتباطات همتا به همتا میدان داد و گروه‌های جدیدی را شکل داد. البته این روند فناوری سبب شد تا زیرنظرگیری نامتمرکز نیز رونق پیدا کند زیرا هم‌اکنون میلیاردها نفر به‌طور خودخواسته افزاره‌هایی را حمل می‌کنند که می‌توانند در جوار دکل‌های تلفن همراه، مکان کاربر خود را نشان ‌دهند؛ یعنی آن خان‌داداش اعظم جورج اورول، اکنون درون جیب خود ما قرار دارد.

به همین ترتیب، رسانه‌‌های اجتماعی نیز که همه‌جا و همه‌گاه در دسترس هستند گروه‌های فراملی جدیدی پدید آورده‌اند. فیس‌بوک بیش از 2 میلیارد نفر کاربر دارد و همان‌طور که دخالت‌های روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 ایالات متحده نشان داد می‌توان از پیوندها و گروه‌های درون‌رسانه‌های اجتماعی برای اهداف سیاسی سوء‌استفاده کرد. اروپا کوشیده است به حفاظت از حریم خصوصی سامانی بدهد و برای این کار قانون جدیدی به نام مقررات عمومی حفاظت از داده‌ها را تصویب کرده است که البته هنوز معلوم نیست موفقیتی داشته باشد. این در حالی است که چین در تکاپوی آن است تا پایشگری و نظارت را با رتبه‌بندی اعتبار اجتماعی تلفیق کند و از این طریق آزادی‌های فردی را در اموری چون سفر محدود کند.

اطلاعات پدیده‌ای است که قدرت می‌آفریند و شمار مردمی که به اطلاعات بیشتری دست یافته‌اند و از آن در راه شر یا خیر استفاده می‌کنند بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ شده است. نه‌تنها حکومت‌ها بلکه غیرحکومتی‌ها از شرکت‌های بزرگ و سازمان‌های غیرانتفاعی گرفته تا خلافکاران، آدم‌کش‌ها و دارودسته‌های غیررسمی هم می‌‌توانند از این قدرت استفاده کنند.

البته چنین وضعیتی به‌هیچ‌وجه به معنای آن نیست که عمر دولت‌-‌ملت‌ها به پایان رسیده باشد. حکومت‌ها همچنان نیرومند‌ترین بازیگران در صحنه‌ جهان هستند اما صحنه شلوغ‌تر شده است و نوآمدگان بسیاری بر سر دست یافتن به قدرت، رقابت سفت و سختی با هم دارند. داشتن نیروی دریایی نیرومند برای جولان دادن در گستره‌ نیلگون دریاها اهمیت دارد، اما در اینترنت چندان به کار نمی‌آید. در اروپای قرن نوزدهم میلادی هم پیروزی در جنگ نشانه‌ ابرقدرتی بود، اما در روزگار کنونی یعنی عصر جهانی اطلاعات، پیروزی در اغلب موارد بستگی به آن ندارد که ارتش پیروزمندی داشته باشیم، بلکه به آن بستگی دارد که داستان برنده‌ای داشته باشیم.

دیپلماسی عمومی و توان جذب و قانع کردن اهمیت فزاینده‌ای یافته است، اما دیپلماسی عمومی دستخوش تغییر می‌شود و گذشت آن دورانی که دستگاه آپارات را به روستاهای دورافتاده می‌بردند و برای مردم فیلم‌های تبلیغاتی نمایش می‌دادند یا امواج کوتاه بی‌بی‌سی منبع خبرگیری برای مردم در پشت پرده‌ آهنین بود. پیشرفت فناوری به انفجار اطلاعات منجر شده و معضلی جدیدی پدید آورده به نام معضل فراوانی یعنی وفور اطلاعات به کمبود توجه منجر شده است.

وقتی انبوه اطلاعات بر سر کاربر هوار ‌شود تمرکز خود را از دست می‌دهد. اکنون توجه‌مندی است که به منبعی کمیاب تبدیل شده است نه اطلاعات. توجه‌مندی را در جرگه‌ توانمندی‌های نرم قرار داده‌اند و بیش از گذشته اهمیت حیاتی پیدا کرده است، اما توانمندی در جنگ اطلاعاتی نیز که در جرگه‌ توانمندی‌های سخت قرار دارد به‌ همان اندازه اهمیت دارد. در چنین فضایی که شهرت و نامداری اهمیت حیاتی دارد نبردهای سیاسی برای اعتبارآفرینی و اعتبارزدایی هم چند برابر می‌شود. اطلاعاتی که در قالب تبلیغات باشد چیز بدی نیست ولی اگر باعث بدنامی کشوری شود به‌هیچ‌وجه مطلوب نیست.

براي مثال، در دورانی که عراق در اشغال آمریکا بود بدرفتاری با زندانیان ابوغریب و گوانتانامو با ارزش‌هایی که آمریکا از آن دم می‌زد همخوانی نداشت و اخباری که خبرگزاری‌های این کشور از زندگی راحت مسلمانان در آمریکا منتشر می‌کردند نمی‌توانستند این تصویر منفی را بزدایند. هم‌اکنون نیز توییت‌های ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا، به وجهه‌ این کشور لطمه‌ زیادی زده است.

کارایی دیپلماسی عمومی را باید با تعداد نگرش‌هایی که تغيير داده مورد قضاوت قرار داد نه با پولی که صرف آن شده است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که قدرت نرم آمریکا از آغاز دولت ترامپ دچار افول شده است. با توییت می‌توان به تنظیم دستورکار جهانی کمک کرد اما اگر اعتبار نداشته باشند قدرت نرم ایجاد نمی‌کنند.

هم‌اکنون نیز فناوری هوش مصنوعی که به‌سرعت در حال پیشرفت است در حال شتاب دادن به این فرایندها است. پیام‌های روباتی را آسان نمی‌توان تشخیص داد، اما باید زمان بگذرد که ببینیم آیا می‌توان اعتبارسازی و روایت‌های اقناعی را هم به حالت خودکار در آورد؟

درج دیدگاه

بررسی بازی