همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور
Soroush - Asreertebat | عصر ارتباط - پیام‌رسان سروش

تحریم دامن کارت هوشمند را گرفت یا کارت هوشمند دامن تحریم را؟

اندرحکایت چالش‌های کارت هوشمند ملی خارجی!

عباس پورخصالیان

سازمان ثبت احوال بالاخره مجبور به اعتراف شد.

در پی تحریم‌های جاری، خرید بدنه کارت هوشمند ملی از منابع خارجی، مورد تحریم واقع شده است. خبری کوتاه، اما ‌»تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل!»

پس این «سخت‌افزار ملی» (که تا آخر عمر باید همراه میلیون‌ها ایرانی باشد) صفت «ملی» را تاکنون یدک می‌کشیده؟ و فقط محتوای آن (که الی ماشاءالله غنی از اطلاعات حریم خصوصی شهروندان است) «ملی» تولید می‌شده؟ آیا با چنین تقسیم کاری نامتقارن، امنیت این کارت هوشمند ملی، و امنیت شهروندان، آسیب‌پذیر نیست؟

مگر معاونت آمار و انفورماتیک سازمان ثبت احوال در زمان تصمیم‌گیری برای تولید انبوه این کارت وابستگی‌آور، از نوآوری فناوری شناسایی الکترونیکی، یعنی از «تکنولوژی eID» (که بی‌نیاز از سخت‌افزار بدنه یا لاشه کارت است) بی‌خبر بود؟ **مگر با مطالعاتی که شورای‌عالی اطلاع‌رسانی در زمان دولت هشتم، یعنی حدود یک دهه پیش از تصمیم‌گیری برای تولید کارت هوشمند ملی، در زمینه «ثبت اسناد و احوال الکترونیکی» انجام داده بود، می‌شود از وجود «تکنولوژی eID» بی‌اطلاع بود؟**

مگر هنگامی که وزارت کشور برای تولید انبوه این کارت وابستگی‌آور تصمیم‌گیری می‌کرد، کشور در محاق تحریم نبود؟

پس چطور در آن زمان مسیر وابسته کردن کشور به منبعی خارجی هموار شد؟ و اگر خرید بدنه کارت هوشمند ملی در آن زمان در محاق تحریم بود، چگونه وزرات کشور توانست تحریم‌ها را دور بزند؟

چرا حالا که در فاز پایانی این پروژه هستیم، به یکباره تحریم دامن‌گیر کارت هوشمند ملی می‌شود؟

**به‌راستی آیا تراژدی تحریم کارت هوشمند ملی حقیقت دارد؟ بگذارید از زاویه دیگری به موضوع پرداخته و از مسوولان اجرای طرح سوال کنیم: تحریم، دامن کارت هوشمند ملی را گرفته یا کارت هوشمند ملی، دامن تحریم را ول نمی‌کند؟ و دست به دامن تحریم‌ها شده است تا شاید خطای مدیریتی 10 ‌سال پیش پوشانده شود؟**

مگر آن زمان، تعداد کارت مورد نیاز کشور در میان‌مدت محاسبه نشده بود؟

اگر در آن زمان فکر می‌کردید نخواهید توانست بدنه کارت هوشمند ملی را با همان کیفیت و به همان ارزانی که از منابع خارجی تهیه می‌کنید در داخل تولید کنید، مگر نمی‌شد همان وقت (مثلا) 100میلیون یا 150میلیون قطعه بدنه این کارت را پیش‌خرید ‌کرد؟ چه کسی و چه چیزی مانع سفارش کلی‌تان در آن زمان یا حتی در سال گذشته بود؟ آیا در دولت دهم، بودجه و پول به قدر کافی نداشتید؟ مگر خرید این مقدار کارت به چند میلیون دلار نیاز داشت؟ به بیش از 500 میلیون دلار؟ 

اگر سازمان ثبت احوال در آن زمان، به تعداد کافی (حدود 100میلیون یا 150 میلیون) از بدنه این کارت را خریده یا حداقل پیش‌خرید کرده بود، در بلندمدت قال قضیه تحریم را ‌کنده بود و اکنون دیگر به معضل تحریم بر نمی‌خورد!

مگر در آن زمان، وزارت کشور برای تصمیم‌سازی درباره تولید چنین کارتی با وزارت اطلاعات و وزارت ارتباطات هماهنگ نبود؟

آیا ارزانی نسبی تولید خارجی این کارت درمقایسه با تولید داخلی آن، این قدر مزیت داشت و مهم بود که دولت دهم خوداتکایی در تولید کارت ملی را دست کم گرفت؟

دولت دهم گیریم خطا کرد، دولت یازدهم چرا دنباله‌رو دولت دهم شد؟ من که در یازدهم اردیبهشت‌ماه 1395 یعنی هنگامی که فقط سه/چهار میلیون کارت صادر شده بود، نوشتم: «صدور کارت هوشمند ملی را متوقف کنید!» چرا گوش شنوایی نبود؟

آیا در قبال ارزانی یک کالای راهبردی می‌توان امنیت ملی را فراموش کرد؟

**آیا اکنون که قول تولید ملی بدنه کارت ملی هوشمند را داده‌اید، شرمسار نیستید که هم پیاز را خوردید و هم فلک شدید و هم پولی چند برابر باید بپردازید؟**

 اگر شرمگین هستید، چرا در پیشگاه این ملت که از صغیر و کبیرش و از دارا و ندارش، ده‌ها هزار تومان گرفته و به جیب شرکت‌های «ایکس» و «ایگرگ» ریخته‌اید، حداقل عذر‌خواهی نمی‌کنید؟

اگر سازمان ثبت احوال هنوز هم ادعا می‌کند که کارت هوشمند ملی، کلید دولت الکترونیکی است و بدون آن نمی‌توان از خدمات دولت الکترونیکی و دولت همراه بهره‌مند شد؛ پس چطور است که آن دولت الکترونیکی و این دولت همراه، مدت‌هاست بدون این کلید دارند کارشان را می‌کنند؟

**آیا سازمان ثبت احوال نمی‌بیند، شهروندانی هم که این (به‌اصطلاح) «کلید» دولت الکترونیکی و «کلید» دولت همراه را در دست دارند، هنوز حتی یک بار هم نشده برای اخذ خدمات از دولت الکترونیکی و از دولت همراه، نیازی به اعمال کارت هوشمند ملی خود داشته باشند؟**

تازه اگر هم روزی در آینده، دریافت خدمات دولت الکترونیکی و دولت همراه، نیاز به تشخیص و احراز هویت کاربر داشته باشد، احراز هویت کاربر نیازی به لاشه کارت هوشمند ملی ندارد و شماره ملی کاربر به علاوه مشخصات زیست‌سنجی کاربر برای احراز هویت وی کافی‌اند؛ مشخصاتی که قبلا به هنگام درخواست کارت، از کاربر گرفته شده و در مرکز داده‌های سازمان ثبت احوال ثبت شده‌اند.

اگر وجود کارت هوشمند ملی برای دریافت خدمات دولت الکترونیکی و دولت همراه ضروری است، پس چطور شهروندان کره جنوبی و استرالیا هیچ‌گونه کارت هوشمند ملی ندارند و تنها با یکresident registration number  (که منطقی شبیه به منطق کد ملی ما دارد) از خدمات دولت الکترونیکی و دولت همراه خود بهره‌مند می‌شوند؟

دولت یازدهم که (با قول ارايه بسته قانونی حقوق شهروندی) فرایند صدور انبوه کارت هوشمند ملی را کلید زد، چرا پیش از اقدام به صدور کارت هوشمند ملی، از منظر حفظ امنیت و حقوق شهروندان، لحظه‌ای به چالش‌های ضد امنیتی محتوای تصویب شده برای صدور این کارت‌ها نیندیشید؟ و چرا به مسایل ضد حقوق حریم خصوصی آن نپرداخت؟

این اطلاعات که کاربر (مثلا) چند همسر دارد؟ نام همسرانش چیست؟ از هریک از آنها چند اولاد دارد؟ نام و نشان فرزندانشان چیست؟ به درد چه کسی یا چه نهادی می‌خورد؟ اگر این‌گونه اطلاعات تنها به درد سازمان ثبت احوال می‌خورد، اطلاعاتی که نداشت و خواست از فرصت کارت هوشمند ملی استفاده و کمبودهای اطلاعاتی خود را رفع کند، چرا پول مخارج احصاي این داده‌های خصوصی را از جیب شهروندان در می‌آورد؟

‌بدنه این کارت مگر چقدر پیچیده است و چه حجمی از حافظه باید داشته باشد که ما روز اول قادر به تولید داخلی‌اش نبودیم؟

**چرا به‌رغم گذشت حدود 10 سال از طرح کارت هوشمند ملی و پس از شش سال اقدام برای صدور میلیون‌ها کارت، تازه در آخر کار به فکر تولید داخلی‌اش افتاده‌ایم؟**

البته باز جای شکرش باقی است! باید از تحریم‌کنندگان تشکر کرد بابت این تکانی که به برخی می‌دهند و آنها را به تامل و حرکت وامی‌دارند.

**اگر مدیران سازمان فناوری اطلاعات و دیگر کارشناسان دولت الکترونیکی تاکنون بارها علیه کارت هوشمند ملی موضع گرفته‌اند، چرا شورای‌عالی فضای مجازی لب فرو بسته است؟ و اقدامی، نه له و نه علیه صدور کارت هوشمند ملی انجام نمی‌دهد؟**

اگر فرض کنیم که نگرش غالب به کارت هوشمند ملی، نگاهی امنیتی بوده است و نیرویی مافوق وزارت ارتباطات و بالاتر از وزارت کشور، پیشران این کارت هوشمند ملی است، با این حقیقت ضد امنیتی چه کنیم که تولیدکننده بدنه کارتی که اکنون در دست اکثر شهروندان است، منبعی خارجی است؟ 

اکنون که تحریم بدنه کارت هوشمند ملی، رسانه‌ای شده و به تعویق افتادن صدور آن برای شهروندان منتظر دریافت کارت توجیه‌پذیر شده است، چگونه می‌توان به تحقق قول سازمان ثبت احوال مبنی بر تولید داخلی بدنه کارت تا آبان‌ماه سال جاری (1307) ‌امید داشت؟ و با کدام ضمانت اجرایی؟

خلاصه اینکه:

**مدیران محترم سازمان ثبت احوال! در ادامه دادن به این خطا، این قدر مصر نباشید و پافشاری نکنید! هر که این کارت را دریافت کرده، به او بگویید: در حفظش بکوش و حداقل از کد ملی‌اش استفاده کن و برای دریافت خدمات دولتی به کارش ببند!**

برای آنها هم که هنوز کارت هوشمند ملی نگرفته‌اند، از دولت و مجلس برای عدم ادامه تولید آن مجوز بگیرید و به شهروندان متقاضی بگويید: کارت ملی پلاستیکی سابق هنوز معتبر است.

آنگاه اگر به فکر یکدستی و یک‌شکلی کارت‌های ملی جدید و سابق هستید، برای کسانی که هنوز کارت ملی هوشمند ندارند، کارتی با ظاهر مشابه کارت ملی هوشمند و با باطنی شبیه به کارت ملی پلاستیکی تولید و توزیع کنید!

سپس اگر توانستید، بیايید کارت‌های هوشمند ملی را هم به مرور زمان جمع‌آوری کنید و به‌ جای آن، کارت مشابهی نظیر کارت ملی پلاستیکی با ظاهری شبیه کارت ملی هوشمند، تولید و به دست شهروندان بدهید.

قبول کنید که وظیفه سازمان ثبت احوال، گردآوری داده‌های حریم خصوصی افراد و ذخیره‌سازی آنها درون یک کارت هوشمند نیست. این مهم را نباید فراموش کرد که هرگونه امکان بهره‌برداری و کنترل به کمک کارت‌های هوشمند در داخل کشور وجود داشته باشد، حتم داشته باشید که دشمنان هم خواهند توانست!

**نظر شخصی من این است: کارت هوشمند ملی به همین دلیل، یک تهدید است؛ تهدیدی جدی! به این تهدید هرچه زودتر خاتمه دهید! **

درج دیدگاه

بررسی بازی