همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

مشکل اندیشه‌ورزی در همایش تحول دیجیتال و صنعت مخابرات ایران

اهمیت اصطلاح‌شناسی برای توسعه

عباس پورخصالیان

تمام دولت‌ها همه‌ساله برای توسعه زیرساخت‌ها و روساخت‌های جامعه خود، سرمایه‌گذاری کلان می‌کنند، اما کشورهایی به توسعه پایدار می‌رسند که با تامل در مفاهیم، نارسایی‌های کلامی و کج‌فهمی‌های مفهومی دست‌اندرکاران توسعه را در مورد اصطلاحات کلیدی رفع می‌کنند؟ به عقیده من، برای رسیدن به توسعه پایدار، اندیشه‌ورزی و تامل در مفاهیم ضروری است و اقدام برای روشنگری اصطلاحات کلیدی، بر مبارزه با فساد اداری اولویت دارد.

همایش تخصصی «تحول دیجیتال و صنعت مخابرات ایران»

این همایش با هماهنگی «سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی»، روز هفدهم آذر 1397 (در نخستین روز از ‌Iran Digital Week) در سالن شهید قندی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد و هدف از آن، تحقق اهداف digital transformation ‌در بخش فاوا بود (ولی تحقق اهداف digital transformation  نمی‌بایست تنها به یک بخش اقتصادی یا چند بخش مرتبط با فاوا محدود می‌شد و بهتر بود به فرابخش فاوا نیز تسری داده می‌شد؛ فرابخشی که سه‌چهارم جمعیت کشور را دربر می‌گیرد.)

از منظر رییس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، قرار بود در این رویداد در مورد موضوعات مرتبط با تحول دیجیتال در کشور از دید مباحث حاکمیتی و وظایف اپراتورهای ارتباطی، تبادل نظر و بررسی شود.

اصلی‌ترین اصطلاح همایش:  digital transformation

اصطلاح اصلی همایش،digital transformation  بود و رییس سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی (و سایر سخنرانان این همایش) آن را با اصطلاح تحول دیجیتال بیان می‌کردند.

در این یادداشت می‌خواهم به معضل گرته‌برداری و واژه‌گزینی غیرتخصصی برای اصطلاحات علمی مطرح در ادبیات جهانی عصر فاوا بپردازم و نشان دهم که یکی از دلایل توسعه‌نیافتگی، تلقی‌های‌ نادرست از همیافت‌ها و برداشت‌های واگرا از مضامین اصلی توسعه است. اما پیش از پرداختن به این معضل، مایلم تاکید کنم:

-برگزاری این‌گونه همایش‌ها به‌رغم نارسایی‌های اقتضایی، در هر صورت مثبت ارزیابی می‌شود؛ زیرا در نهایت به ارتقاي سطح دانش مدیران بخش و افزایش آگاهی کاربران فرابخش فاوا می‌انجامد. 

اهمیت درک وحدت «دال، دلالت، مدلول» در زبان توسعه

قالب لغوی هر واژه را «دال» ‌‌(identifier)، همیافت آن را «دلالت»‌ (identification) و مصداق آن را «مدلول» (identified) ‌می‌نامند. درک هر نوشتار یا گفتار، در گرو درک درست این هر سه جزء اصطلاح است و تلقی درست از وحدت آنها است.

چنین درکی به‌قدری ضروری است که می‌توان گفت اصلی‌ترین عامل پیشران توسعه، همدلی و اجماع اولیه داشتن دست‌اندرکاران درمورد اصطلاحات کلیدی طرح‌ها و پروژه‌ها است. حال اگر اصطلاحات کلیدی طرح‌ها و پروژه‌های ما ریشه در زبانی بیگانه دارند، مانند ‌digital transformation، علاوه بر درک درست وحدت «دال، دلالت، مدلول» در زبان مبدا و کوشش برای رسیدن به اجماع در مورد آن، باید دو کار مهم دیگر نیز انجام گیرد:

-قالب لغوی معادل‌ در زبان مقصد (فارسی) باید به‌دقت و درست انتخاب شود.

-چون انتخاب قالب لغوی معادل‌ در زبان مقصد (فارسی) تنها «دال» را شامل می‌شود، باید علاوه بر دقت در گزینش درست «دال»، کوشش شود دلالت و مدلول یا دلالت‌ها و مدلول‌های آن در جامعه مقصد (ایران) به‌درستی درک شوند و با یادآوری انواع کاربردهای آنها، اجماع لازم برای تفهیم و تفاهم میان دست‌اندرکاران طرح‌ها و پروژه‌ها حاصل شود.

معادل digital transformation در فارسی

حدود دوسال پیش، یکی از دانشگاهیان که هر از چند گاه با سوالی و مساله‌ای به سراغم می‌آمد و مشاوره می‌طلبد، پرسید برای معادل digital transformation چه اصطلاحی را پیشنهاد می‌کنم. من هم پاسخ دادم: «ترادیسی دیجیتالی»! او اما پس از اندکی مکث گفت: چرا نگوییم «تحول دیجیتال»؟ - گفتم: تحول، تطور، تغییر، دگرگونی و گذار در فارسی امروز دیگر اصطلاحاتی تخصصی نیستند، زیرا زیاد دست‌کاری شده‌اند و در ضمن هیچ‌کدام از آنها معادل دقیقی برای transformation نیستند. به همین دلیل، زیست‌شناسان ما به آن «تراریختی» (با استفاده از «ریخت= فرم») می‌گویند، ولی ما بهتر است digital transformation را «ترادیسی دیجیتالی» بنامیم (با استفاده از «دیس= فرم»). گفت: جا نمی‌افتد! گفتم: پس چطور «تراریختی» جا افتاد؟ مهندسان فناوری ژنتیک ما با اقتدار علمی خود «تراریختی» را معادل  transformationجعل کردند و آن را جا انداختند. اگر آنها توانستند در سطح جامعه چنین کنند، شما هم می‌توانید ترادیسی دیجیتالی را جا بیندازید، فقط باید جرات کنید.

با شنیدن پاسخم، دیگر چیزی نگفت جز «خداحافظ» و رفت. یک هفته بعد دیدم دعوتنامه شرکت در همایش «تحول دیجیتال» را برایم فرستاده؛ یعنی نام همایشی را که بنا بود به موضوع digital transformation و «ترادیسی دیجیتالی» بپردازد، گذاشته بود «تحول دیجیتال».

این چندمین بار بود که سرخورده می‌شدم، چون می‌دیدم (و البته هنوز هم می‌بینیم) كه دانشگاهیان پیر و جوان ما واژگان علمی حوزه تخصصی خود را نه با اقتدار علمی و مرجعیت دانشگاهی خود، بلکه با جوزدگی و تبعیت از سلیقه عوام و تاثیرپذیری از حکمت عامیانه ضرب و ترویج می‌کنند و در قبال رسالت خود که هدایت دیگران است، به قدر کافی  احساس مسوولیت نمی‌کنند.   

معنی digital transformation

کاربرد درست اصطلاح مذکور چنین است:

•ترانسفُرماسیون دیجیتالی بخش فاوا؛

•ترانسفرماسیون دیجیتالی سازمان؛

•ترانسفرماسیون دیجیتالی کسب‌وکار؛

•ترانسفرماسیون دیجیتالی صنعت؛

•ترانسفرماسیون دیجیتالی دولت؛ و در نهایت

•ترانسفرماسیون دیجیتالی جامعه اطلاعات.

پیشوند «ترانس» در «ترانسفرماسیون» (و معادل آن: «ترا» در ترادیسی) اشاره دارد به گذار از مرحله‌ای پیشین به مرحله‌ای پسین.

•منظور از مرحله پیشین، مرحله‌ای است که در آن فرایندها، اسناد و بایگانی‌ها، «دیجیتال‌سازی»‌ digitalized شده‌اند؛

•و مرحله پسین، مرحله‌ای است که به آن نایل شده‌ایم (یا باید به آن برسیم) به‌یاری دانش‌ها و فناوری‌های دیجیتالی نوین، خرده‌نظام‌ها، سامانه‌ها و کل بوم‌سازگان سرویس‌دهی، خدمات‌رسانی و ارتباطات، دیجیتالی شده‌اند؛ و مدام دانش‌ها و فناوری‌های دیجیتالی بیشتری را به صورت درون‌زا فرا می‌آورند.

مهم در مورد مفهوم «ترانسفرماسیون دیجیتالی» این حقیقت است که فرایند گذار از مرحله پیشین به مرحله پسین با تغییرات عمیق، گسل‌های ناگهانی و تنش‌های رادیکال همراه است.

این ویژگی ترانسفرماسیون دیجیتالی، قرار است سازمان، بخش و جامعه مربوط را در یک جهت جدید هدایت کند و آن را به سطح کاملا متفاوتی از کارایی برساند.

ترانسفرماسیون دیجیتالی یک سازمان، برخلاف «چرخش دیجیتالی» یا digital turnaround (که به معنای پیشرفت افزایشی جدید در همان سطح سابق اما در جهتی دیگر است)، به‌معنای تغییر اساسی ویژگی‌های آن سازمان است؛ به طوری که سازمان مربوط در اثر «ترادیسی»، هیچ شباهتی با پیکربندی سابق و هیچ همانندی با ساختار قبلی در مرحله پیشین خود ندارد.

چرا «تحول دیجیتال» اصطلاحی نارسا است؟

از آنجا که واژه «تحول» در نوشتارهای سنتی ما پیشتر به کار رفته و دستکاری شده است، استفاده مجدد از آن در همیافت‌ها و اصطلاحات کلیدی جدید می‌تواند گمراه‌کننده باشد. نمونه‌ای از این گمراهی را در تصویر اسلاید یکی از ارایه‌های همایش «تحول دیجیتال و صنعت مخابرات ایران» مشاهده می‌کنید.

برداشت نادرست از مضمون «تحول دیجیتالی»، برگرفته از ارايه (پاورپوینت) یکی از شرکت‌های وابسته به گروه مالی پاسارگاد (در همایش «هفته دیجیتال» که روز شنبه 17 آذر 1397، در سالن شهید قندی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگزار شد)

 

گمراهی تهیه‌کننده اسلاید مذکور، از این واقعیت منشا گرفته که پیشینیان ما از «تحول»‌ evolution  را درک می‌کردند و او دگردیسی کرم ابریشم از تخم به پروانه را مصداق transformation گرفته است.

معنی digital evolution

اصطلاح «تحول دیجیتال» را که اکنون شعار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات شده است، اگر با «اِوُلوسیون دیجیتالی» خلط کنیم (آنچنان که تهیه‌کننده ارايه مذکور کرده بود) در اصل، دچار خطا می‌شویم. زیرا «اولوسیون دیجیتالی» هم مقوله‌ای مطرح است و هم اینکه معنای دیگری دارد و گزینش نادرست «تحول دیجیتال» برای «ترانسفرماسیون دیجیتالی» همواره ممکن است «اولوسیون دیجیتالی» را القا کند. **پس چون «اولوسیون دیجیتالی» مقوله‌ای مطرح است، و با «ترانسفرماسیون دیجیتالی» فرق دارد، بیاییم اصطلاح «تحول دیجیتال» را برای «اولوسیون دیجیتالی» رزرو کنیم. **

«اولوسیون دیجیتالی» سازمان، فرایند آهسته و پیوسته تغییر از یک شاکله یا یک سطح به یک شاکله سازمانی برتر یا به سطحی بالاتر در مدت زمانی نسبتا طولانی است. اولوسیون دیجیتالی باعث می‌شود که نظمی برتر یا جدید به وجود آید، آن‌هم بدون گسست کارکردی یا تغییر ساختارها.

در فارسی دانشگاهی به این دگرگونی‌های طبیعی و کند، در گذشته تحول می‌گفتند ولی اکنون برای برجسته کردن معنی «اولوسیون» به آن «فَرگشت» می‌گویند. در فرگشت دیجیتالی، ضرورتا پیشرفتی مستمر و پایدار اتفاق نمی‌افتد. تحول دیجیتالی، شروعی اغلب نامطلوب و پایانی چه‌بسا بن‌بست دارد.

در فرگشت دیجیتالی، جهش‌های تصادفی در جهات مختلف رخ می‌دهند و عمر سازمان مربوط به مدتی طولانی، بدون فعالیت پربار سپری می‌شود.

برخلاف باور عمومی مردم، در فرگشت دیجیتالی، سازگاری دائمی و انتخاب طبیعی بقاي اصلح پیش ‌نمی‌آید؛ بلکه بقاي میانگین‌ترین‌ها، و معدوم شدن افراطی‌های چپ و راست میانگین، ویژگی اصلی فرگشت دیجیتالی است.

اما ترادیسی دیجیتالی یا همان digital transformation به فرایندی دگرگونی‌آفرین، منبعث از فناوری‌های دیجیتالی اشاره دارد که به‌عنوان انقلابی دیجیتالی، بر کل جامعه و نهادهای اقتصادی تاثیر مثبت می‌گذارد. برای مثال، ترادیسی دیجیتالی مدیریت مشتریان، انقطاعی مبتنی بر فناوری‌های دیجیتالی را در CRM یا Customer-Relationship-Management  به وجود می‌آورد. ترادیسی دیجیتالی، در یک ترتیب سریع‌تر توسعه می‌یابد و راه را برای تکنولوژی‌های دیجیتالی جدید باز می‌کند.

جمع‌بندی کوتاه

توصیه من به نخبگان عزیر در دانشگاه‌های کشور، در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران و در بخش فاوا این است که:

-همچون مهندسان زیست‌فناوری ایران، جرات کنند و برای ترانسفرماسیون که مورد دیجیتالی آن، مقوله‌ای جدید است و آینده جهانی دارد، ترادیسی دیجیتالی را بپسندند و به‌جای «تحول دیجیتال» رواج دهند؛

-کانون تفکر مخابرات ایران، اگر می‌خواهد واقعا کانون تفکر بخش مخابرات کشور باشد (و علاوه بر آن، اندیشکده بخش فاوا و فرابخش فاوای کشور شود)، تنها با دانش فنی و فرافن نمی‌تواند مثمر به ثمر باشد و حتما باید بیشتر از گذشته خود را با ابزار اندیشه‌ورزی علوم انسانی مجهز کند، و در اصطلاح‌شناسی فنی و علمی پروژه‌های ملی بیش از پیش تامل کند تا درست بیندیشد و بهتر عمل کند؛

-در پروژه‌های ملی و کلان فاوا، چشم‌انداز خود را تنها به یک بخش اقتصادی یا چند بخش مرتبط با فاوا محدود نکنیم و نخست به فرابخش فاوا بیندیشیم، فرابخشی که سه‌چهارم جمعیت کشور را دربر می‌گیرد؛

-از خطای شناختی که دیروز و امروز کرده‌ایم، به‌سرعت درگذریم و صلاح آیندگان و برد تاثیر بلندمدت فعلمان را در آینده ملاک قضاوت قرار دهیم.

درج دیدگاه

عصــر بــازی