همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

حميدرضا مختاريان، مديرعامل شركت داده‌ورزي سداد:

نگرفتن كارمزد، بسیاری از ناكارآمدي‌هاي عمليات بانكي را مي‌پوشاند

عبداله افتاده

حميدرضا مختاريان، مديرعامل شركت داده‌ورزي سداد از سال گذشته بر اين مسند نشسته و در بين فعالان صنعت بانكي كشور از او به عنوان مرد فني پشت پرده زیرساخت اپلیکیشن‌های «بام» و «بله» ياد مي‌شود.

در سال‌هاي گذشته او براي راه‌انداختن دو طرح نوآورانه در بزرگ‌ترين بانك دولتي ايران تلاش فراواني كرده است. مختاريان از سال ۱۳۷۹ در فضاي فناوري‌هاي بانكداري ايران فعاليت مي‌كند.

او معتقد است كه واسط كاربري ATM مي‌تواند امكان تجربه‌اي نظير كار با اپليكیشن موبايلي را به كاربر بدهد. در واقع يكپارچه و هماهنگ شدن خدمات بانكي از جمله اپليكيشن‌ و خودپرداز از جمله كارهايي بوده كه در كشور ما چندان مورد توجه نبوده و مختاريان در شركت سداد آن را براي نخستين بار مد نظر قرار داده است.

مديرعامل شركت سداد در خصوص نظام كارمزد بانكي نيز انتقادهايي داشته و خدمت‌محور بودن و كارمزد‌محور بودن را يكي دانسته و معتقد است زماني نظام بانكي مي‌تواند خوب خدمت ارايه دهد كه هزينه خدماتش را دريافت كرده و در مقابل خدمات مناسب‌تر و جديدتري را براي ارايه به كاربر آماده و فراهم كند.

مختاريان هوش مصنوعي، كلان داده‌ها، رايانش ابري و بلاك‌چين را تكنولوژي‌هاي تحول‌آفرين امروز در دنيا مي‌داند كه مي‌توانند در حوزه كاري بانكي موثر باشند. وي در اين گفت‌وگو همچنين اعلام مي‌كند كه شركت سداد در زمينه كلود كامپيوتينگ و هوش مصنوعي اولويت‌ها و پروژه‌هايي را در نظر گرفته است.

مشروح گفت‌وگوي خبرنگار هفته‌نامه عصرارتباط با حميدرضا مختاريان، مدير‌عامل شركت داده‌ورزی سداد در پي مي‌آيد.

*اين روزها نام‌هاي مخفف بسياري در صنعت بانكداري مطرح شده و هر روز از مخفف‌هاي جديدی رونمايي مي‌شود. اين در حالي است كه در دنيا شاهد چنين سرعتي در ارايه فناوري‌هاي نوين نيستيم‌. فكر مي‌كنيد علت اين شوق زايدالوصف براي استفاده از تركيب‌هاي جديد كلمات در صنعت بانكداري چيست؟

زمانی بحث سایت و پورتال داغ بوده و کسانی که ­سایت می­نوشتند مدعی ایجاد پورتال سازمانی هم می­شدند، اما به‌مرور مشخص شد پورتال تعريف خاص خود را دارد، بنابراین كساني كه ‌سايت مي‌نوشتند، ادعاهاي جديدتري مطرح كردند تا نشان دهند كار ويژه‌اي انجام مي‌دهند. امروز در بحث امنيت نيز با اینکه موضوع Soc (مركز امنيت) مهم است، اما تعريف مركز امنيت با اينكه سامانه‌اي داشته باشيم كه eventها و لاگ‌هاي امنيتي را بگيرد، بسيار متفاوت است؛ چراکه مركز امنيت در واقع چيزي فراتر از مركز عمليات امنيت است.

*یکی دیگر از این موارد نام‌هايي مانند VTM و BTM است که این روزها زياد مي‌شنويم. لطفا توضيح دهيد كه تفاوت اين دو محصول در چيست؟

مهم‌ترين تفاوت ATM و VTM و نظاير آنها در اين است كه نگاه سخت‌افزاري و محصولي دارند، اما نگاه BTM نرم‌افزاري است‌؛ يعني نرم‌افزاري است كه مي‌تواند روي مجموعه‌اي از دستگاه‌ها مانند كيوسك، ATM و VTM و امثال آنها یا به‌طور مستقل از ديوايس روي ديوايس‌هاي بانكي اجرا شود.

بنابراین مشتری درگیر جزئیات کانال­های ارتباطی نشده، ATM و VTM را دو محصول مجزا از هم در نظر نمی­گیرد. با این روش و با یک­بار استفاده اینترنتی از اپلیکیشن «بام» و آشنایی با آن می­تواند با مراجعه به ATM از محصول  BTM و منوهای آن به‌راحتی استفاده کند.

افزایش تعداد دستگاه­ها، کیوسک و ATM و به تبع آن ارايه نرم­افزار خاص به‌عنوان راه­حل از جانب فروشنده باعث تشدید مشکلات عدم یکپارچگی می­شود.

همين موضوع تنوع دستگاه‌ها و عدم یکپارچگی موجب شد تا به دنبال راه‌حلی جامع و یکپارچه بوده و درصدد برطرف كردن مشکل تجربه چندگانگی مشتری باشیم. در واقع مشتری با در نظر گرفتن نیاز و راحتی خود می‌تواند از طریق اینترنت‌بانک عملیات خود را شروع کرده و در صورت نیاز به رسید کار عملیات خود را با دستگاه خودپرداز یا BTM انجام دهد. ما اين موضوع را پيش‌بيني كرده‌ايم كه مشتري‌ بتواند از طريق اپليكیشن «بام» و در خانه كارهاي بانكي‌اش را براي دريافت ارز انجام دهد، حتي ارز مدنظرش را انتخاب كند و سپس سراغ دستگاه BTM برود، باركد خود را نشان دهد و پرينت بگيرد.

اين امر مستلزم یکپارچگی پلتفرمي بود كه مي‌بايست اين امكانات روي آن قرار گيرند و اتفاقي كه در BTM افتاد دو جنبه داشت؛ نخست آنكه لازم بود نرم‌افزار خودپردازي به شكل وب‌بيس دربيايد، دوم آنکه این کار باید با پلتفرم و پورتالي كه بام هم از آن استفاده مي‌كند، سازگار مي‌شد كه هر دو آنها محقق شدند.

این پیشرفت موجب توجه به بحث توسعه­‌ توزیع‌شده­‌ مدنظر بام می­شود. اين مدل توسعه، مبتني بر ويجت است كه ويجت‌هاي مستقل از يكديگر مي‌توانند در جاهاي مختلف توليد شده و در نهايت به‌صورت يكپارچه ارايه شوند. در واقع مطابق با اصول مهندسي نرم‌افزار، بايد بتوانيد كامپوننتي به اجزا نگاه كنيد، اجزاي مورد استفاده‌ را توسعه داده و بعد به شكل يكپارچه از آ‌نها استفاده كنيد كه اين مفهوم به ATM نيز وارد شده است. براي آنكه نشان دهيم اين يك شكلي از راه‌حل «بام» است و به‌عنوان جزء چهارم به موبايل، موبايل‌وب و وب اضافه مي‌شود، اسمش را گذاشتيم BTM که مخفف BAM Teller Machine است.

*پس مي‌توان گفت بخشي از مفهوم بانكداري ديجيتال در BTM نیز وجود دارد؟

يكي از مهم‌ترين مفاهيم تحول ديجيتال اين است كه فيزيك و الكترونيك را به يكديگر متصل كنيم. از مواردی كه فيزيك آن خيلي به ما كمك مي‌كند، همين دستگاه‌هاي ATM، VTM و كيوسك است كه حضور فيزيكي‌شان در مكان‌هايي كه محل تردد مردم است بسيار مفيد بوده و مي‌تواند نيازهاي آنها را برآورده كند. تركيب اينها با هم، مثلا تركيب يك محيط تمام الكترونيك مثل موبايل كه يك ديوايس بيروني فيزيكي براي آن مورد نياز است با شعبه‌هاي حضوري بانك، دنياي بانكداري ديجيتال را كه به‌درستي به آن اشاره کردید، مي‌سازد.

*در واقع با نيازسنجي مشتري، خدماتي را ارايه مي‌دهيد كه مشتري مي‌تواند نحوه دريافت آنها را خودش انتخاب كند.

بله، تمركز ما روي حال خوب مشتري است و به ‌وجود آوردن تجربه خوب براي او. درست است كه زيرساخت‌هاي مناسب ايجاد كرده‌ايم كه مشتری مي‌تواند عمليات بانكي‌اش را با موبايل، روي وب يا خودپرداز نيز انجام دهد، اما انتخاب را به مشتري مي‌سپاريم و اجازه مي‌دهيم خودش انتخاب كند که چه كارهايي را دوست دارد روي خودپرداز، موبايل يا اينترنت انجام دهد و همان امكان را برايش فراهم مي‌كنيم. حتي امكانات تركيبي را براي مشتريانمان درنظر گرفته‌ايم. مثلا مشتري مي‌تواند رسيد كاغذي عمليات بانكي را كه در موبايل انجام داده، در صورت تمايل از خودپرداز دريافت كند. قبلا دنياي موبايل از دنياي ATM جدا بود و اگر رسيد كاغذي تراكنش موبايلي‌تان را مي‌خواستيد مي‌بايست خودتان پرينت بگيريد، اما حالا مي‌توانيد به خودپرداز مراجعه كرده و در فهرست، تراكنش‌ موردنظر را انتخاب كرده و رسيد كاغذي آن را دريافت كنيد.

*يكي از مشكلات بانك‌ها درحال حاضر اين است كه در حوزه بانكداري الکترونيكی، کارمزدی بابت خدماتي که به مشتري ارايه مي‌شود، دریافت نمي‌شود‌. این کار موجب مي‌شود بخشي از كارمزد به جيب شركت‌هاي واسط سرازير شود. اما برخلاف تصور رايج که این خدمات رایگان است، این کارمزد در زمان برگشت نرخ سود تسهیلات دریافتی به‌صورت نامحسوس توسط مشتري پرداخت می‌شود. چرا اين موضوع شفاف‌سازي نمي‌شود و مثل همه‌جاي دنيا نمی‌گویند باید برای خدمتي که ارايه می‌دهند، كارمزدي دريافت کنند؟ همچنین توضیح دهید که نرخ کارمزد در BTM، در كجاي آن ديده شده است؟

باید بگویم هيچ خدمت رايگاني وجود ندارد، فقط ممكن است ندانيم هزينه آن را كجا داريم پرداخت مي‌كنيم.

به‌شدت اعتقاد دارم پرداخت هزینه­ها در جای درست منجر به داشتن نظامی سالم­تر و خدماتی بهتر خواهد بود.

در واقع من خدمت‌محور بودن و كارمزدمحور بودن را يكي مي‌دانم؛ يعني زماني مي‌توانيم خوب خدمت ارايه دهيم كه هزينه خدماتمان را دريافت كنيم. اگر بخواهیم براي كاري كه كيفيت ندارد كارمزد بگيريم، آن تجارت از بين مي‌رود. همچنين اگر كار باكيفيت انجام دهیم و بابت آن كارمزد نگيريم، آن كار درست پیش نخواهد رفت. در نهایت با اين شيوه برخورد چرخه طبيعي اتفاق نمي‌افتد. اما كارمزد مي‌تواند به اينكه چرخه طبيعي در سرويس‌ها اتفاق بيفتد، كمك ‌كند. اگر مساله كارمزد حل نشود، صنعت بانکداری رشد نمي‌كند. اگر دقت كنيد، در سرويس‌هايي كه كارمزد وجود دارد، هميشه انتظار وجود دارد و به‌مرور سرويس بهتر شده و ارتقا پيدا مي‌كند.

البته در بسياري از حوزه‌ها وضعیت كارمزد بهبود پيدا كرده و اخذ مي‌شود. مثلا درحال حاضر كارمزد پيامك‌هاي واريز اخذ مي‌شود‌. ابتدا این امر با موانعی مواجه شد، اما با گذر زمان مشخص شد كه اخذ اين كارمزد صحيح بوده و بعدها بقيه بانك‌ها نيز آن را دریافت کردند. طبيعي است مشتری با پرداخت کارمزد برای سرویس پیامک خواستار دریافت سرویس متناسب با هزینه پرداختی است. اما پیش از پرداخت نکردن کارمزد حساسیتی هم روی عملکرد صحیح آن وجود نداشت. در نتيجه امروز بانك‌ها كيفيت و زمان ارسال و دريافت پيامك‌ها را به‌دقت كنترل مي‌كنند. پس مي‌توان گفت، پرداخت كارمزد در نهايت باعث افزايش كيفيت سرويس ارايه‌شده مي‌شود.

*همان‌طور كه مي‌دانيد، سال‌هاست نظام كارمزد در كشور بیمار است و با آنكه تمام فعالان اين صنعت از شركت‌هاي پرداختي، بانك‌ها، بانك مركزي و حتي شاپرك انتقادهاي زيادي به آن وارد كرده‌اند، اما اصلاح نظام كارمزد تاکنون محقق نشده. چرا هيچ‌يك از فعالان صنعت بانكي حاضر نيستند هزينه افزايش نرخ كارمزد را گردن گرفته و يك­بار براي هميشه مسير و نحوه دريافت كارمزد را اصلاح كنند؟

فایده برخي از كارها در درازمدت مشخص می‌شود. به همين دليل مديراني كه نگاه كوتاه‌مدت دارند، هزينه آن را نمي‌پذيرند و ترجيح مي‌دهند در مدت كوتاهي كه حضور دارند زيربار مسووليت و تبعات منفي آن نروند.

البته شنيده‌هاي ما حاكي از آن است كه بانك‌ها به سمت دريافت كارمزد حركت كرده‌اند، ولي اين حركت هنوز كافي نيست. از سوي ديگر، نگرفتن كارمزد بسیاری از ناكارآمدي‌هاي عمليات بانكي را مي‌پوشاند؛ چون وقتي كارمزد گرفته شود و سپس معلوم شود مشكل همچنان وجود دارد، اين مساله‌آفرين است. اما وقتي كارمزدي دريافت نشود، وجود مشكل و ناكارآمدي عملياتي كمتر خود را نشان مي‌دهد. به‌نظرم سرانه هزينه تراكنش در شعبه، ATM و روش‌هاي ديگر باید نظام‌مند شوند. در دنيا از طريق همين كارمزد دريافتي، مشتريان را طوري تنظيم مي‌كنند كه ترجيح دهند به شعبه نروند. در واقع از آنجا كه هزينه تراكنش در شعبه بالاتر است و كارمزد بالاتري دارد، ‌فرد حاضر مي‌شود كارمزد تراكنشي خودپرداز را بپردازد، چون اگر به شعبه برود باید هزينه بيشتري پرداخت كند.

در ايران زماني اين نگراني وجود داشت كه اگر روي دستگاه‌هاي كارت‌خوان كارمزد بگيريم، به دوران نقدي برمي‌گرديم؛ به اين معنا كه مردم نقدا از شعبه يا خودپرداز پول دريافت مي‌كنند. پس براي اصلاح اين نظام، كارمزد باید در همه حوزه‌ها اصلاح شود؛ يعني باید اين اطمينان وجود داشته باشد كه در صورت مراجعه‌ فرد به شعبه، بالاترين كارمزد پرداخت شود و ATM و دستگاه كارت‌خوان به ترتيب هزينه‌هاي پايين‌تري بابت كارمزد اخذ كنند. در غير اين‌صورت اگر به مردم از روز اول بگوييم قصد داريم روي دستگاه كارت‌خوان كارمزد بگيريم، نگراني‌هايي به‌وجود مي‌آيد كه درست هم هست و اين‌طور تحليل مي‌كنند كه اگر از كانال موازي كه روي آن كارمزد گرفته نمي‌شود اقدام كنند، منطقي‌تر است و همه به آنجا هدايت مي‌شوند.

كارمزدها باید در كانال‌هاي مختلف به‌گونه‌اي تنظيم شوند كه مشتري به سمت كانال‌هايي هدایت شود كه بيشترين ظرفيت و كمترين هزينه را دارند. در واقع مي‌توان با عدد و رقم كارمزد به‌گونه‌اي مردم را هدايت کرد كه به نفع مملكت و بانكداري كشور در نگاه كلان باشد.

*درحال حاضر بانك‌ها همراه‌بانك مخصوص خودشان را تولید كرده و راه‌اندازی می‌کنند. این درحالي است كه با يك تغيير ساده نرم‌افزاري، امكان ارايه سرويس به ساير بانك‌ها توسط یک نرم‌افزار جامع وجود دارد. اين موضوع را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اين موضوع بحث بسيار گسترده‌اي را طلب مي‌كند، اما من فقط به يك نكته اشاره مي‌كنم: اينكه در دنيا دو دسته شركت وجود دارند كه منجر به محصول نهايي در حوزه بانكداري الكترونيكی مي‌شوند؛ يعني اين‌طور نيست كه شما برويد و با شركت تمونس قرارداد ببنديد و آن شركت هم بيايد و محصول كر‌بنكينگش را در بانك شما نصب كند، چون تمونس كارش اين نيست كه محصولش را در يك بانك راه‌اندازي كند.

از سوي ديگر، در پروژه‌هاي بزرگ و آنهايي كه از يك سطحي بزرگ‌تر مي‌شوند مثل پروژه‌هاي كربنكينگ و طراحي جامع مالياتي، شركت‌هايي وجود دارند كه محصولاتي توليد مي‌كنند كه تاحد زيادي عمومي هستند. شركت‌هايي هم وجود دارند كه آن محصول را براي سازمان مقصد نصب و راه‌اندازي مي‌كنند و اينها شركت‌هاي ارزشمندي هستند.

شركت‌هاي واسط، محصولات را از يك يا چند شركت گرفته، يكپارچه كرده و آن را با تغييراتي كه براي سازمان نهايي لازم است، عملياتي مي‌كنند. اين ساختار اما در كشور ما وجود ندارد؛ يعني شركت‌هاي حوزه بانكي ما تصورشان اين است كه باید محصول خاص يك سازمان را توليد ‌كنند. اين در حالي است كه باید دو دسته شركت داشته باشيم؛ آنهايي كه محصولات عمومي توليد مي‌كنند و شركت‌هايي كه محصول را براي سازمان مقصد شخصي‌سازي مي‌كنند. دليل آنكه اين دو دسته در كشور ما وجود ندارد، ضعف دانش معماري نرم‌افزاري است. به بیان دیگر، توليد نرم‌افزار عمومي به دانش وسيع‌تر و شناخت‌ نیازهای تعداد بالايي از بانك‌ها احتیاج دارد که با شناخت نياز يك بانك كاملا متفاوت است.

*در مورد تكنولوژي‌هاي تحول‌آفرين كه سداد هم تمركزش روي آن قرار دارد، توضيح دهيد. منظورتان درباره تكنولوژي‌هاي تحول‌آفرين چيست و در اين راستا چه برنامه‌هايي داريد؟

به ‌نظر ما تكنولوژي، استفاده از دانش و مهارت و عملي‌سازي اين دانش و مهارت براي حل مشكلات واقعي مردم است. من چيزي را كه به درد مردم نخورد، تكنولوژي نمي‌دانم. همچنین چيزي را كه باعث ايجاد مشكل براي مردم شود، تكنولوژي نمي‌دانم. براي مثال، كارت مگنتي كه امروز از آن استفاده مي‌كنيم، يك زماني تكنولوژي بوده است. الان باتوجه به مشكلاتي كه داريم، با آمدن اسمارت‌كارت ديگر نمي‌گويم كارت مگنتي قديمي شده، بلكه معتقدم كارت مگنتي امروز ديگر تكنولوژي محسوب نمي‌شود. تكنولوژي البته سطوح مختلف دارد؛ يعني يك‌سري تكنولوژي‌هاي پايه‌اي و متداول داريم و يك‌سري تكنولوژي‌هاي تحول‌آفرين. تكنولوژي‌هاي تحول‌آفرين آنهايي‌ هستند كه مي‌توانند رويكرد ما را نسبت به مسايل به‌طور جدي تغيير دهند و يكباره جهش كلي و تغيير جدي ايجاد كنند. تكنولوژي‌هاي ديگر همچون ايميل و اينترنت اگرچه زماني تحول‌آفرين بوده‌اند، اما امروز به‌عنوان تكنولوژي‌هايي كه كارمان را راه‌ مي‌اندازند و مفيدند، برايمان عادي شده‌اند و در كارهاي روزمره‌ از آنها استفاده مي‌كنيم؛ یعنی با آنكه ناچار به استفاده از آنها هستيم، اما استفاده از آنها تحول جدي ايجاد نمي‌كند.

*PSPها دنبال اين هستند كه بخشي از كارمزدي را كه مردم روي كارت به كارت از طریق اپ‌ها مي‌دهند، دريافت كنند. تحليل شما از اين موضوع چيست؟ آيا دريافت چنين درصدي منطقي است؟

به‌نظرم تحليل درستي است، فقط باید منصفانه بودن و تنظيم بودن را مدنظر قرار دهند. بايد ديد بانك چقدر هزينه مي‌كند و در مقابل چقدر عايدش مي‌شود، PSPها چقدر هزينه مي‌كنند و چقدر به‌دست مي‌آورند و مثل تراكنش‌هاي خريد نشود که همه كارمزدها را بانك پرداخت كند؛ بنابراین تصميم‌گيري بايد منصفانه‌ باشد و هركس به نسبت كاري كه انجام مي‌دهد، سهم خود را بردارد. تنظيم كارمزد و اينكه چه كسي، كجا و چه ميزان باید كارمزد بگيرد، خيلي اهميت دارد.

*يكي از انتقادهايي كه به نحوه دريافت كارمزد در كشور وارد است، اين است كه بانك مقصد نيز كارمزد مي‌گيرد كه به‌ نظر منطقي نيست‌. اين موضوع را چطور مي‌بينيد؟

در دنيا شبكه‌هاي ATM به يكديگر متصل‌اند. اما اگر تركيب تراكنش‌ها را در نظر بگيريد، خواهید دید كه 80درصد تراكنش‌هاي انجام‌شده روی ATM  یک بانک خاص و مربوط به دارندگان کارت همان بانك است، و تنها 20 درصد مربوط به افرادي است كه كارت‌ بانك‌هاي ديگر را دارند. علت اين است كه تراكنش روي بانك خود‌ فرد، مبلغ كارمزدش بسيار متفاوت با استفاده از اين خدمات روي خودپرداز ساير بانك‌هاست. به همين دليل مردم کارشان را طوري تنظيم مي‌كنند كه از خودپرداز بانك خودشان استفاده كنند. در ايران اگر فرضا كارت بانك ملي را داشته باشید، برايتان فرقي نمي‌كند از خودپرداز بانك ملي يا هر بانك ديگري استفاده كنيد. به همين دليل با اولين خودپردازي كه می‌بينيد، عمليات بانكي كارت به كارت را انجام مي‌دهيد، حال آنكه هزينه آن براي شبكه بانكي فرق مي‌كند. در واقع پردازش، مغايرت‌گيري، تعداد تراكنش‌ها و تعداد نقاطي كه اين تراكنش از آنها مي‌گذرد متفاوت است، ولي ما چون كارمزد را تنظيم نكرده‌ايم، باعث شده‌ايم تراكنش‌هاي بانكي صورت‌گرفته روي يك بانك، 80 درصدش مربوط به بانك‌هاي ديگر و فقط 20 درصد مربوط به خود بانك باشد. از آنجا كه هزينه‌ها متفاوت است، از نظر بهينه‌سازي هزينه‌ها لازم است كارمزدها نيز متفاوت باشد.

 

درج دیدگاه

عصــر بــازی