همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

فضای مجازی و پایان انحصارگرایی رسانه ملی

مهدی قربانی

در عصر حاضر اگر قصد داشته باشیم در مورد هر موضوع تحلیلی داشته باشیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، پارامتر قدرتمندی به نام اینترنت و ابزار آن خودنمایی می‌کند؛ فناوری که از زمین و آسمان شهر کاراکتر @ به همراه نامی که مربوط به اکانت فروشگاهی است، بر سرمان می‌بارد.

با وجود این فناوری که هر روز شاهد احاطه آن بر زندگیمان هستیم، می‌توانیم زمانی که مشغول صرف چای یا قهوه هستیم، امور بانکی خودمان را انجام دهیم. از سوپرمارکت مایحتایج خود را سفارش دهیم، مسیر سرویس مدرسه فرزندمان را دنبال کنیم و کارهايي را که تا چند سال پیش با صرف کلی زمان انجام می‌دادیم، در کسری از ثانیه به انجام برسانیم.

این تغییر و تحول برای بچه‌های دهه 60 بسیار قابل لمس‌تر از دهه‌های بعد از آن است؛ زيرا متولدين دهه 60 آخرین نسلی هستند که شاهد باجه زرد تلفن عمومی و دو کانال تلویزیون سیاه‌ و سفید بودند. کامپیوتر داشتن واقعا اتفاق بزرگ و فوق‌العاده‌ای در خانواده‌های دهه 60 بود. اکنون متولدين دهه 60 دو حالت متفاوت از فناوری را تجربه کرده‌اند. دهه‌های بعدي به مراتب وضعیت بهتری با توجه به توسعه فناوری داشته‌اند.

در این چند سال اخیر به‌واسطه افزایش سرعت اینترنت و استفاده همگانی از گوشی‌های هوشمند و نرم‌افزارهای ارتباطی شاهد شکل‌گیری نوع دیگری از ارتباطات و استفاده از خدمات هستیم.

اما چیزی که در این سال‌ها هنوز به صورت اولیه دیده می‌شود، رسانه ملی است. اگر بخواهیم تفاوت‌های تلویزیون دهه 60 را با آنچه امروز می‌بینیم بیان کنیم، در پارامترهایی چون افزایش شبکه‌ها از 2 به حدود 70 شبکه سراسری، استانی و برون‌مرزی و قطع‌نشدن پخش تا ساعت 10 شب و بهبود کیفیت آن اشاره کرد.

با این توضیحات سوالی که در ذهن تداعی می‌شود، این است که چرا سازمان صداوسیما با داشتن چیزی حدود 50 هزار کارمند و بودجه 1500 میلیاردی (سال 97) نتوانسته خروجی لازم را داشته باشد. دلیل انتظارات بالا از صدا‌وسیما عدم حضور تلویزیون‌های غیر‌دولتی در ایران است؛ زيرا در اقصانقاط جهان کنار تلویزیون‌های دولتی‌، بخش خصوصی هم دست به کار شده و به رقیبی برای تلویزیون‌های دولتی تبديل شده است. تلویزیون‌هایی که رقیب داخلی ندارند‌، نیازی به ارتقای کیفیت هم ندارند و این‌گونه بود که روز به روز با افزایش تعداد کانال‌های دولتی در ایران کیفیت کاهش یافت.

اگر بخواهیم از تعداد کارکنان و بودجه رسانه ملی با دیگر رسانه‌های خارجی بگذریم، عملکرد صداو‌سیما در سال‌های اخیر مورد انتقاد است. مواردی چون مشکلات فنی و ممیزی، گاف‌های مجریان غیر‌حرفه‌ای، کناره‌گیری تعداد زیادی از سینماگران از تلویزیون‌، ممنوع‌التصویر شدن چهره‌های سینمایی‌ و جانبداری برخی از دولتمردان به علل مختلف چهره رسانه ملی را مخدوش کرده است.

علاوه بر این، رسانه ملی در چند سال اخیر در اطلاع‌رسانی رویدادها و حوادث، قافیه را به ابزارهای نوین باخته و این مهم با تاخیر صورت گرفته است و حتی به‌تازگي رسانه ملی به پخش خبر جعلی که در فضای مجازی منتشر شده بود، پرداخت.

در حوزه تولید محتوا و برنامه‌ها نیز رسانه ملی کارنامه درخشانی ندارد؛ زيرا اکثر مسابقات و برنامه‌های خانوادگی آن کپی‌برداری از نمونه‌های خارجی حتی در چیدمان و دکوراسیون برنامه است. بخش جالب اکثر برنامه‌هایی که با محوریت یک ميهمان اجرا می‌شود این است که ميهمان دعوت‌شده سوژه‌ای است که در روزهای قبل در فضای مجازی ترند شده است. اسپانسر اکثر این برنامه‌ها کماکان مجریان خدمات ارزش افزوده هستند که خود داستان دیگری دارد. موضوع تلویزیون‌های اینترنتی و پخش زنده و باندهای فرکانسی ۷۰۰ و ۸۰۰ نیاز جدی به تغییر نگاه مدیران سازمان صدا‌وسیما دارد.

‌حال با وجود ابزار نوین اطلاع‌رسانی، از شبکه‌های اجتماعی تا پیام‌رسان‌، متولدين دهه 60 و دهه‌های بعد از آن که با این فضا رشد کرده‌اند، کدام‌یک را ترجیح می‌دهند؟ مسلما مخاطبی که نیازهای خود را در یک رسانه پیدا نکند‌، در دیگر رسانه‌ها به دنبال آن خواهد گشت و با توجه به توسعه و جذابیت رسانه‌های اجتماعی‌، رسانه ملی کار سختی را برای حفظ مخاطب خود در پیش خواهد داشت. البته با توجه در اختیار داشتن بودجه دولتی گویا نگرانی خاصی وجود ندارد.

این روزها رسانه ملی طرفداران زیادی ندارد؛ تا جایی که برخی شخصیت‌های مجازی با داشتن دنبال‌کننده‌های میلیونی از رسانه ملی سبقت گرفته‌اند. بررسی فعالیت‌های شخصیت‌های مجازی نشان می‌دهد که مخاطب فعلی به دنبال محتوای جذاب و به دور از تناقض است؛ تناقضی که کاملا در رسانه ملی مشهود است. براي مثال در پربیننده‌ترین برنامه‌های اجتماعی چند سال اخیر‌، مجری خندوانه با گوشی و لباس‌های خارجی تبلیغ کالای ایرانی می‌کند.

رسانه ملی که بايد بر فضای مجازی کشور تاثیر‌گذار باشد، خود تحت تاثیر فضای مجازی قرار گرفته است؛ تا جایی که مسوولان دولتی نیز پیام‌ها‌ و اطلاعیه‌های خود را از طریق همین ابزار به گوش مردم می‌رسانند و همین نوع برخورد، فضای خبری و دیپلماسی برخی مسوولان را در حد یک رشته تويیت چند کاراکتری پایین آورده است.

البته تنها این نوع انحصارگرایی مختص صدا‌وسیما نیست و کافي است نگاهی به دیگر صنایع چون صنعت خودرو داشته باشیم، یا در همین حوزه فناوری اطلاعات با کپی‌برداری از نرم‌افزارهای جهانی در حال حمایت از تولیدات داخلی هستیم. محصولات یا خدماتی که رقیب ندارند‌، نیازی به ارتقای کیفیت هم ندارند. البته مادامی که بودجه دولتی صرف حمایت یا زنده نگه‌داشتن شود، مطمئنا کیفیت مناسبی را شاهد نخواهیم بود.

درج دیدگاه

عصــر بــازی