( قسمت اول )

در واپسین روزهای سال گذشته عده‌ای از دوستان فعال در صنعت استخراج رمزارزها سرزده و سراسیمه وارد دفترم شدند و گفتند:

چه نشسته‌ای که در کمیسیون اقتصادی دولت استخراج رمزارزها به عنوان صنعت شناخته شد.

گفتم: این خبر خوشحال‌کننده‌ای است پس چرا این همه در هم و برهم و مبهوت و مغمومید؟

گفتند: چون بلافاصله با پیشنهاد تعرفه‌ای عجیب و بی‌منطق برای برق مصرفی آن، تیر خلاص را بر پیشانی این صنعت شلیک كردند.

گفتم: نگران نباشید چون کمیسیون اقتصادی دولت فقط پیشنهاد می‌کند و دولت با حضور اعضای کابینه که مسوولانی فهیم هستند این پیشنهاد را اگر غیرمنطقی باشد رد خواهد کرد.

گفتند: یا هیات دولت را نمی‌شناسی یا فکر کردی ما از کره دیگری آمده‌ایم، این بندگان خدا کجا وقت رسیدگی دارند البته ممکن است از نظر تعداد مصوبات در یک جلسه به رکورد دولت قبلی نرسند ولی این‌ها هم با اتکا به کارنشناسی وزارت مربوطه بدون بحث تصویب می‌شود و ما نابود خواهیم شد.

گفتم: بنشینید و بگویید دلیل پیشنهاد این تعرفه چه بوده است؟

در جای خود نشستند و پس از آنکه کمی ‌آرامش در جلسه حکفرما شد، یکی از آنها گفت: شنیده‌ها حاکی از آن است که وزیر محترم نیرو فرموده است چرا ما باید برق سوبسیدی را در اختیار عده‌ای بگذاریم در حالی که می‌توانیم آن را صادر كرده و برای کشور ارزآوری کنیم؟

گفتم: فرمایش متین، منطقی و درستی است.

که تقریبا همصدا گفتند از این حرف بی‌منطق‌تر و عوام‌فریبانه‌تر و نادرست‌تر وجود ندارد.

ضمن دعوت به آرامش از آنان خواستم که به نوبت و با آرامش و یکی‌یکی توضیح دهند و ارایه دلیل کنند.

اولی گفت: نخست اينكه افراد دست اندرکار در استخراج رمزارز‌ها از برق کارخانه‌هایی استفاده می‌کنند که به هر علت از کار افتاده‌اند یا از ظرفیت کامل آنان بهره‌برداری نمی‌شود و هیچ بار اضافی بر برق مصرفی ندارند.

دوم تمامی ‌صنایع از برق سوبسیدی استفاده می‌کنند. چرا وقتی نوبت به این صنعت که می‌تواند لگدی به شکم آمریکای جنایتکار زند و ارز تولید کند آقای وزیر دلسوز برق مصرفی شدند؟

آن هم در زمان تحریم که بیش از هر زمان‌دیگر به ارز نیازمندیم.

سوم جناب وزیر باید بدانند که اگر به صنعتی سوبسید می‌دهند برای آن‌ است که از خروج ارز جلوگیری کرده و ایجاد اشتغال می‌کند، مثلا در همین صنعت اگر خدای ناکرده با تصویب این پیشنهاد، تولید داخلی آن نابود شود برای خرید تولید خارجی آن میلیون‌ها دلار از کشور خارج می‌شود بدون‌آنکه کسی بتواند آن را دنبال کند یا حتی بفهمد. فقط مردم فشار ناشی از آن را تحمل خواهند کرد و بعید به‌نظر می‌رسد برای روح پدر، مادر و سایر رفتگان عاملان آن صلواتی نثار فرمایند.

چهارم آمار بیانگر آن است که فقط ۶۴ درصد از تولید فعلی مصرف شده و به‌فروش می‌رسد پس ‌اگر‌ مشتری جدید وارد بازار شد باید به او خیر مقدم‌گفت نه اینکه سرش را از تنش جدا کرد.

گفتم: مجوز برق آن کارخانه‌ها برای صنعت دیگری اختصاص یافته نه برای صنعت رمزارز.

در پاسخ گفتند:

به وزیر محترم نیرو چه ربطی دارد که برقی را که قبلا اختصاص داده‌اند صرف چه صنعتی می‌شود؟

اگر روزی ایشان این رسالت را برای خود قائل شوند که در مورد ظرفیت‌های اختصاص یافته تجدیدنظر فرمایند با توجه به ارزآوری این صنعت و شرایط تحریم و با عنایت به نحوه تبادل این ارز برای خرید کالا حتما این صنعت از بالاترین اولویت‌ها برخوردار خواهد شد.

گفتم: به‌هر حال وزیر نیرو مسوول صنعت برق است و باید مراقب این صنعت باشد چنانچه خدای ناکرده مشکلی در ارایه برق مورد نیاز کشور پیش آید نارضایتی عمومی ‌و از کار افتادن کارخانه‌ها و مشکلات بسیاری پیش می‌آورد که می‌تواند نارضایتی عمومی ‌را در پی داشته باشد.

در جواب گفتند: این مصوبه به هیچ وجه صرفه و صلاح صنعت برق را نیز در بر نمی‌گیرد زیرا ما مشتریان مستمر برای برق بودیم و مبالغ هنگفتی می‌پرداختیم که می‌توانست کمک ‌بزرگی برای این ‌وزارتخانه بدهکار باشد.

حال با نابودی ما آن مبلغ نیز به وزارت نیرو پرداخت نمی‌شود و آن برقی که ما می‌توانستیم مصرف کنیم و تولید ارز کنیم نیز هدر می‌رود. از آن گذشته چنانچه خدای ناکرده این پیشنهاد خطرناک تصویب شود تولید رمزارز از صورت صنعتی خارج و به‌صورت مویرگی در خانه‌ها اتفاق می‌افتد که کنترل و برنامه‌ریزی را نا‌ممکن می‌سازد و ضربه‌ای دیگر بر صنعت برق خواهد بود.

دیگری گفت: افرادی که در این صنعت فعالند از نخبگانی هستند که با تسلط بر تکنولوژی روز دنیا و با صرف هزینه‌های هنگفت شخصی این صنعت جدید را با تحمل رنج فراوان راه‌اندازی کرده‌اند و در صورت تصویب این پیشنهاد بنیان‌کن به‌هیچ وجه در این کشور نمانده و به خارج رفته و باز هم با خروج نخبگان روبه‌رو خواهیم شد یا به‌عبارت دیگر همان نخبه‌کشی.

این جمله باعث نگرانی شده بود که دیگری با لبخندی تلخ پاسخ داد:

آقاجان چطور ممکن است دولتی که برای خروج گوسفندان این همه نگران می‌شود اجازه دهد نخبگانش از دست روند؟

بغل دستی‌اش گفت: شاید در نظر ایشان ما بیشتر به پخمه شبیه باشیم تا نخبه، زیرا پیش خود فکر می‌کنند این‌ها چه موجوداتی هستند که با این‌همه فرصت طلایی که ما برایشان فراهم کرده‌ایم همچون رباخواری، خرید و فروش دلار، سکه و زمین و احتکار و ... چگونه است دنبال تکنولوژی آن هم از جدیدترین و پیچیده‌ترینش می‌روند؟

گفتم: به هر حال مسوول صنعت شما وزیر محترم فاوا می‌باشد نه وزیر محترم نیرو.

فردی دیگر به آرامی ‌و زیر لب گفت: ایشان را به جز عاشقی هزارپیشه است، فرصتی برای دفاع از نخبگان و صنعتی که در حوزه مسوولیتشان هست و جلوی چشمانشان در حال دود شدن است را ندارند.

که از طرف مقابل صدایی بلند شد که ایشان وزیری برنا هستند که پرواز پشه‌ای در عالم فاوای این کشور از نظر تیزبین‌شان پنهان نمی‌ماند.

بغل دستی‌اش گفت: پس حتما ما در نظر تیزبین وزیر برنا از پشه هم کمتر بوده‌ایم که با فس یک امشی در یک جلسه به فنا رفتیم و ایشان را خم به ابرو نیامد.

دوست دیگری گفت: بیایید به جای طعنه زدن فکری کنیم.

ميهمان دیگر پرسید من نمی‌دانم این‌ها اگر می‌خواستند نابودش کنند چرا آن را به‌عنوان صنعت به رسمیت شناختند؟

بلند قدی با لبخندی گفت: من می‌دانم و ادامه داد وزیر نیرو همان‌طور که از عنوانش پیدا است باید نیرومندترین وزیر کابینه باشد لذا ایشان با برنامه‌ای هوشمندانه بعد از چندین ماه به انتظار نگه داشتن مسوولان و فعالان صنفی در کمیسیون اقتصادی حضور يافته و با صنعت شناختن این پدیده اعلام موافقت کرده و سپس با اعلام تعرفه پیشنهادی خود این صنعت تازه متولد شده را نابود و ثابت کردند نه تنها یکی از نیرومندترین وزرای نیرو بلکه یکی از نیرومندترین وزرای تاریخ هستند که موفق شده‌اند صنعتی را در کمتر از چند دقیقه نابود كنند و این هنر و قدر قدرتی ایشان با مطالعه و تحقیق در تاریخ بیشتر عیان می‌شود زیرا وزرای دیگر با صرف وقت و هزینه بسیار و تدوین قوانین و صدور آیین‌نامه‌های فراوان و تحمل رنج و درد وصف‌ناشدنی بر خود و دیگران سالیان سال طول کشیده است تا به چنین موفقیتی دست یابند که جناب وزیر نیروی نیرومند ما در عرض چند دقیقه کسب کرده‌اند.

البته باید بر این نکته تاکید کنم که ایشان با نیت خیر صادرات برق و ارزآوری و حفظ توان تولید برای روزهای پرفشار آینده این چنین شجاعانه تیر تعرفه را بر مغز این صنعت نو شلیک کرده‌اند.

حاضرین در حال نگاه کردن به یکدیگر بودند که انواع اظهارنظرها شروع شد.

یکی گفت: روزهایی از این پر فشارتر هم خواهیم داشت؟

دیگری گفت: دلت خوش است بابا کدام صادرات؟ کدام ارزآوری؟ از ما می‌گیرند و بدبختمان می‌کنند و به دیگران می‌دهند و پولی نمی‌گیرند. یکی بیايد بگويد چقدر صادرات کرده‌اند و چقدر پول گرفته‌اند و چقدر پول باقی مانده است؟

در همین حال و هوا ميهمانی ناشناخته بلند شد و گفت: دوستان شما چرا اینقدر ناراحتید؟ مگر چه اتفاقی افتاده است؟

پاسخش دادند مگر خوابی که نفهمیدی وزیر نیرومند نیرو با تعرفه پیشنهادی خود دودمانمان را بر باد داد؟

با لبخندی تمسخرگونه جواب داد: من بیدارم و فهمیدم ولی انگار شما خوابید يا نفهمیدید که چگونه می‌توان با ترفندهای بسیار معمول و متداول و با پرداخت وجهی نه چندان زیاد هم رضایت برخی دست‌اندرکاران را جلب کرد و هم از این مصوبات خانه خراب‌کن دوری جست و به آنان خندید.

همه با صدایی بلند مورد عتاب و خطابش قرار دادند و گفتند: مرد نا حساب اینکه تو می‌گویی رشوه دادن است اشکال شرعی و قانونی دارد که در پاسخ گفت: بله، صددرصد حق با شماست بنده هم چون دیگران با نیت خیر این پیشنهاد را دادم و الان پس می‌گیرم. امیدوارم همین‌طور یکصدا بتوانید دیگر پیشنهاداتی را که خیرخواهانه گفته و باعث فساد و رشوه و تباهی می‌شوند از بين ببرید.

باز صدایی بلند شد که آقایان بدبخت شدیم بیایید فکری کنیم.

دستی بلند شد تا راه‌حلی ارایه کند. چشم‌ها و گوش‌ها به طرفش معطوف شد، سپس گفت: بیایید به وزیر محترم و نیرومند نیرو پیشنهاد دهیم که با این قدرت و نیرو که دارد تعرفه برق تمام صنایع را به همین گونه اعلام فرمایند تا آنان نیز نابود شده و برق مصرفی آنان را صادر كنند تا هم مشکل ارزی کشور را حل شود و هم گامی ‌مثبت در راستای مبارزه با آلودگی هوا بردارد.

فقط تصورش را کنید که چه زیبا می‌شود شهر تهران چه آبی می‌شود آسمان آن.

حالتی شاعرانه گوینده را در بر گرفته بود که صدای همه به نشانه اعتراض بلند شد و از آنجا که راه‌حل‌ها به جایی نرسیده بود و نگرانی‌ها بیش از حد به نظر می‌رسید تصمیم گرفته شد هفته آینده ادامه بحث در فضایی آرام‌تر در همین مکان و همین زمان مجددا برقرار شود و گزارشی از آن در شماره بعدی تقدیم حضورتان شود.

لزوم تجدید نظر در مدیریت NIC.IR

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه