شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

وزارت خارجه «تک‌صدايی» در فضای مجازی را پیگیری كند

مساله اقدام اخیر اینستاگرام نیست و موضوع فراتر از بستن چند صفحه در این پلتفرم آمریکایی است. امروز ما در حال تجربه یک مرحله جدید در تاریخ امپریالیسم رسانه‌ای آمریکا و غرب هستیم که بار دیگر چهره عریان خود را به نمایش گذاشته و به دنبال کنترل شبکه‌های اجتماعی و جلوگیری از روشنگری و طرح مواضع غیرخودی در این بسترها هستیم، یعنی تجربه تکرار دوباره یک محیط تک‌صدایی در دنیای سایبری بعد از دنیای رسانه‌ای.

ماجرا اینجا است که اصولا چندي قبل از اقدام مذبوحانه تروريستي اعلام شدن سپاه پاسداران از سوی آمریکا، موج بستن صفحات فرماندهان سپاه و شخصیت‌های سیاسی و حتی غیر سیاسی و شهروندان عادی ایران در انواع پلتفرم‌های آمریکایی به راه افتاده بود.

 

نمونه‌هایی از سیاست‌های دوگانه در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

بماند که پيش از اين و در زماني كه داعش و ساير گروه‌هاي تروريستي در حال يارگيري بودند شبکه‌های اجتماعی آمریکا اعم از توییتر، فیس‌بوک و اینستاگرام، به زعم کارشناسان و شواهد و اخبار موجود، مهم‌ترین منبع آنها در اجرای این خواسته محسوب می‌شدند. هرچند که در ظاهر برخی از صفحات داعشی‌ها هم مسدود می‌شد، اما هیچ کس نمی‌تواند منکر استفاده حداکثری این گروه ضد بشری در شبکه‌های اجتماعی شود.

از سوی دیگر در سال‌های گذشته نتایج تحقیقات نهادهایی که عمدتا غربی هستند، نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی آمریکا در اقدامی که به نوعی عامدانه و غیرسختگیرانه محسوب می‌شود، به مامن انبوهی از گروه‌های تبهکاری و خلافکاران بزرگ تبدیل شده‌اند، در همین رابطه می‌توان نقل قول‌های زیادی نیز یافت. ESET در تحقیقات چند سال قبل خود اعلام کرد، نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که ۷۳ درصد از لینک‌های مخرب یا مشکوک از Facebook و بقیه آنها از Twitter شناسایی شده‌اند.

در همین راستا هفته قبل رسانه‌ها گزارش دادند برای دومین بار در سال‌های اخیر، محققان از شناسایی ده‌ها گروه سایبری مجرم فعال در فیس‌بوک خبر داده‌اند که مدیران این شبکه اجتماعی در برابر فعالیت آنها هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهند.

«پژوهشگران موسسه سیسکو می‌گویند موفق به شناسایی 74 گروه تبهکار در فیس‌بوک شده‌اند که در زمینه فروش اطلاعات کارت‌های اعتباری مسروقه، اطلاعات هویتی افراد، فهرست ایمیل برای ارسال هرزنامه، ابزار هک و دیگر فعالیت‌های خلافکارانه اقدام می‌کنند.

گروه‌های یادشده در فیس‌بوک مخفی‌کاری نمی‌کنند و با اسامی مانند حرفه‌ای‌های ارسال هرزنامه یا حرفه‌ای‌های هک فعالیت می‌کنند و برخی از آنها بیش از 385 هزار عضو دارند. یافتن این گروه‌ها با جست‌وجوی کلیدواژه‌های مرتبط نیز به سادگی ممکن است.

**محققان سیسکو معتقدند با جست‌وجوی گسترده‌تر می‌توان گروه‌های خلافکار بیشتری را نیز در فیس‌بوک یافت. اما این شرکت به چنین موضوعاتی اهمیت نمی‌دهد و لذا کاربران خود باید هوشیاری‌شان را در برخورد با این گروه‌ها حفظ کنند.»**

 

نقش فیس‌بوک در نسل‌کشی روهینگیا

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

در نمونه‌ای دیگر از سیاست‌های دوگانه و همسوی شبکه‌های اجتماعی آمریکا با دولت این کشور که باعث اعتراضات جهانی و یک رسوایی دیگر شد، به نسل‌کشی در میانمار باز می‌گشت. سال میلادی قبل بود که سازمان ملل متحد از نقش فیس‌بوک در کشتار اقلیت روهینگیا در میانمار پرده برداشت.

گزارش رسمی دفتر سازمان ملل در ژنو در مورد کشتار مسلمانان روهینگیا در میانمار که روز دوشنبه ۵ شهریور سال 97 به مناسبت سالگرد آغاز بحران در این کشور منتشر شد، حاکی است دولت آنک سان سوچی و برخی ژنرال‌های ارتش میانمار در کشتار «به قصد نسل‌کشی» و «تجاوز گروهی» در مناطق سکونت مسلمانان روهینگیا در استان راخین، از برخی شبکه‌های اجتماعی معروف همچون فیس‌بوک بهره برده‌اند.

بر اساس این گزارش، آنها در واقع از فیس‌بوک به عنوان «کاتالیزور» استفاده کرده به نحوی که گفتمان مبتنی بر «نفرت» از اقلیت روهینگیا را در آن رواج می‌دادند. در ادامه گزارش یورونیوز از این فاجعه انسانی آمده بود: فیس‌بوک در میانمار دفتر و نماینده‌ای ندارد، با این حال کارشناسان سازمان ملل از فیس‌بوک به دلیل آنکه اجازه داده است از امکاناتش برای «نفرت‌پراکنی» و «ترویج خشونت» علیه گروهی از مردم در این کشور مورد استفاده قرار گیرد، به شدت انتقاد کرده‌اند.

در همان مقطع خبرگزاری رویترز نیز در گزارشی این واکنش ضعیف فیس‌بوک را خاطر نشان کرده بود. در نهایت فیس‌بوک نیز در گزارشی با پذیرفتن شکست خود، در سال جاری اعلام کرد که می‌توانست بیشتر از این برای مبارزه با سخنان نفرت‌پراکن در میانمار اقدام کند!

البته در این ماجرا فیس‌بوک تنها نبود و توییتر نیز مورد آماجی از فشارها قرار گرفت. در این شبکه اجتماعی نیز آماجی از نفرت‌پراکنی نسبت به مسلمانان مشهود بود و در نتیجه با اقدام مدیرعامل توییتر؛ جک دورسی با گذاشتن چند توییت از سفر خود به میانمار باعث شد موجی از انتقادات به سمتش روانه شود. انتقاداتی که اغلب با این محوریت بودند که دورسی رنج‌های مسلمانان میانمار و کشتار آنان را نادیده گرفته و با بی‌رحمی تلاش دارد مردم را تشویق به حمایت از دولت حاکم در این منطقه کند.

در مقطع کنونی اینکه رواج لینک‌ها، فایل‌های مخرب کامپیوتری، فعالیت آزادانه باندهای تبهکاری، انتشار محتوای نژادپرستانه و عمدتا ضد اسلام و مسلمانان، اقدامی سازمان‌یافته و با هماهنگی نهادهای امنیتی آمریکا و پلتفرهای اجتماعی این کشور در حال وقوع است، فعلا مستنداتی قابل تایید در دست نیست، اما گزارش‌ها نشان می‌دهند که این پلتفرم‌ها منبع ترویج معضلات، خشونت‌ها و آلودگی‌هایی شده‌اند که شاید هرگز از داخل خاک آمریکا و برای شهروندان خود این کشور قابل دسترسی نیست.

 

ریشه‌های تاریخی حمایت آمریکا از تک‌صدایی

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

اما چرا شواهد، نظرات و باورها بر این محور است که آمریکایی‌ها به دنبال حفظ موقعیت برتر و امپریالیسم رسانه‌ای خود در دنیا هستند. این موضوع شواهد و ریشه‌های تاریخی مشابه هم دارد.

دور از ذهن نبوده و این موضوع ریشه‌های تاریخی دارد که بد نیست به آنها بپردازیم:

 

1-  تجربه یونسکوشبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

در سال 1972، در هفدهمين اجلاس کنفرانس عمومي يونسکو انتقادها و اعتراض‌هايی از سوي بسياري از هيات‌هاي نمايندگي دولت‌هاي عضو يونسکو عليه جريان يک‌سويه اطلاعات جهاني و لطمه‌هاي آن به کشورهاي جهان سوم مطرح شد. مهم‌ترين تلاش این اجلاس تصويب اعلاميه اصول مربوط به «کاربرد ماهواره‌هاي پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني» بود که علي‌رغم مخالفت دولت آمريکا و دفاع آن کشور از نظريه جريان آزاد اطلاعات تحقق يافت و به این ترتیب پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني از طريق ماهواره‌ها به کسب موافقت قبلي کشورهاي دريافت‌کننده اين برنامه‌ها موکول شد. به این ترتیب براي انتقال پيام‌هاي حاوي تبليغات بازرگاني از اين طريق، توافق خاص بين کشورهاي تهيه‌کننده پيام‌ها و کشورهای دريافت‌کننده آن ضروري شناخته شد.

به زبان ساده قرار بود دایره رسانه‌های هر کشور در محدوده جغرافیایی همان کشور باشد و به کمک ماهواره‌ها حریم دیگر کشورها مورد تعرض و تاخت و تاز رسانه‌های کشورهای دیگر قرار نگیرد.

در سال 1983، در حین برگزاري بيست و دومين اجلاس کنفرانس عمومي و بحث درباره برنامه بزرگ ارتباطات در خدمت انسان‌ها که برمبناي اصول استقرار «نظم نوين جهاني اطلاعات و ارتباطات» تنظيم شده بود، دولت‌هاي غربي و به‌ویژه آمريکا سياست تهديد براي خروج از يونسکو و به تعطيلی کشاندن اين سازمان را مطرح کردند. سرانجام در همين اجلاس، آمريکا رسما اعلام کرد که از يونسکو خارج خواهد شد و از این پس توجهی به مصوبات این سازمان نخواهد داشت. آمریکا در زمان پيش‌بيني‌شده اين تصميم را عملي کرد و دولت انگلستان هم سال بعد تصميم مشابهي گرفت و يونسکو را ترک کرد. در نهایت در سال 1987 با اعمال فشار آمریکا، نه تنها مدیریت یونسکو تغییر کرد و مصوبه‌ای که آمریکا با آن مخالفت داشت، هرگز تصویب نشد، بلکه عملا یونسکو به سازمانی ضعیف و تحت سیطره آمریکا درآمد.

2- تجربه WSIS

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

حدود سال‌های 2000 تا 2002 و با گسترش دامنه اینترنت اما بحث‌های جدیدی مطرح شد و لزوم اتخاذ یک رویکرد جهانی و راهبری اینترنت با مشارکت جهانی مطرح شد. این مباحث در قالب سلسله اجلاس Wsis (اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی) با مدیریت ITU برگزار شد.

کشورهای حاضر در اجلاس جهانی سران جامعه اطلاعاتی معتقد بودند اینترنت مساله‌ای جهانی است و با توجه به ابعاد، نفوذ و گستره آن، موضوع راهبری اینترنت نیز باید جهانی باشد و نه الزاما آمریکایی.

اما در این مورد نیز آمریکایی‌ها به سرعت وارد عمل شدند و به‌طور کلی مسیر و خروجی Wsis را به سمتی هدایت کردند که خود می‌خواستند. کار تا جایی پیش رفت که ITU در نهایت نقش تشریفاتی پیدا کرد و خروجی‌های سلسله اجلاس‌های WSIS نیز به توصیه‌های غیرالزام‌آور برای گسترش و توسعه ارتباطات و فناوری اطلاعات ختم شد.

 

3- و حالا تجربه شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

اگر اخبار را مرور کنید تقریبا روزی نیست که خبری از بلند شدن صدای دولت‌های مخالف یا موافق آمریکا در لزوم ساماندهی، تجدیدنظر یا برخورد با شبکه‌های اجتماعی که تقریبا تمام آنها نیز آمریکایی هستند، مشاهده نشود.

به عبارت دیگر با عبور از مساله سیطره رسانه‌هایی که به هیچ کشوری پاسخگو نبودند و اینترنتی که راهبری آن انحصارا در دست آمریکایی‌ها باقی ماند، حالا نوبت به شبکه‌های اجتماعی آمریکا رسیده است.

جالب آنکه این روزها متحدان آمریکا در گوشه و کنار دنیا و حتی اروپایی‌ها هم به وضع موجود اعتراض دارند و مشکلاتی با شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده‌اند و مکررا با وضع قوانین و مقررات و جرایم سنگین به دنبال فشار به این شرکت‌ها برای احترام به قوانین داخلی کشورها و حرکت در مسیر قانونی ایشان هستند.

در واقع می‌توان گفت در رویه‌ای مسبوق به سابقه حالا شبکه‌های اجتماعی به سومین محل بروز یا تقابل اظهارنظرها تبدیل شده است.

 

آنچه در ایران رقم خورد

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

اما در حال حاضر حدود یک سالی می‌شود که شاهد آن هستیم که صفحات كاربران ايراني در صدر حذف از شبكه‌هاي اجتماعي آمریکایی است و این شبکه‌ها در راستاي اهداف و سياست‌هاي امپرياليستي آمريكا عمل كرده و با تبعیت سریع و محض از ارایه تعاریف و برداشت‌های دولت آمریکا و بهانه‌تراشي‌هايي نظير دفاع از حقوق بشر، تروریسم، ترویج خشونت، حفظ امنیت و امثالهم، هر روز صداهاي مخالف خود را قطع مي‌كنند.

 

حذف صفحات هيسپان‌تي‌وي و پرس‌تي‌وي از يوتيوب (متعلق به شرکت گوگل) و ساير شبكه‌هاي اجتماعي آمريكايي، در حالي كه در همين شبكه‌ها صفحات شبكه‌هاي ماهواره‌اي كه به اختلاف شيعه وسني دامن مي‌زنند يا به حمايت از تجزيه‌طلبان و گروه‌هاي تروريستي مي‌پردازند نشان از سياست‌هاي يك بام و دو هواي پلتفرم‌هاي آمريكايي در صحنه ارتباطات جهاني دارد.

نگاهي گذرا به وضعيت شبكه‌هاي اجتماعي نظير فيس‌بوك، اينستاگرام و توييتر ما را با اين حقيقت رو‌به‌رو مي‌كند كه اگر آنچه كه منتشر مي‌شود در جهت منافع غرب (بخوانيد آمريكا) باشد، مشكلي براي نشر آن در پلتفرم‌هاي غربي وجود ندارد.

از سوي ديگر حتي اگر كاربر و سازماني با ترويج سرگرمي و حتي با پخش محتواي جنسي و غيراخلاقي بتواند به انحراف افكار عمومي بپردازد، مشكلي براي انتشار مطالبش در پلتفرم‌‌هایی نظير فيس‌بوك و توييتر نيست. در همين حال اما اگر كسي انتقادي به سياست‌هاي آمريكا و منتقدانش در سطح بين‌المللي داشته باشد و يا سعي كند به مردم جهان آنچه را كه آمريكا در خبرها از آنها پنهان مي‌كند، نشان دهد گزینه "حذف" حرف اول و آخر را در شبكه‌هاي اجتماعي آمريكايي مي‌زند. در این مورد سرنوشت جولیان آسانژ، بنیانگذار سایت ویکی‌لیکس که به هیچ وجه در راستای منافع آمریکا گام بر نمی‌داشت امروز پیش روی ماست و خبری از سرنوشت وی نیست.

 

مسدود شدن صدها حساب ايراني در توييتر و فيس‌بوك

31 مرداد ماه 97 فيس‌بوك و تويیتر صدها حساب کاربری ایرانی و روسی را با ادعای جعلی بودن آنها مسدود کردند. این اقدام درحالی انجام گرفت که ادعاهایی درخصوص مداخله کشورهای خارجی در انتخابات آمریکا و انگلیس مطرح شده بود.

فيس‌بوك درمجموع ۶۵۲ صفحه و حساب کاربری ایرانی را که ادعا مي‌شد به رسانه‌های دولتی ایران تعلق داشته‌اند به اتهام آنچه که هماهنگی برای انجام رفتارهای غیرمعتبر می‌دانست، مسدود کرد.

تقریبا بلافاصله بعد از فيس‌بوك، توییتر هم با طرح اتهامات مشابه از مسدود کردن ۲۸۴ حساب ایرانی خبر داد حال‌آنکه از مرتبط دانستن آنها با نهادهای دولتی ایران پرهیز کرد.

اين اتهامات اما درحالی مطرح می‌شد که روز ۱۷ مرداد97، «آسوشیتدپرس» در همراهی با کارزار اعمال فشار بر ایران و با استناد به نظر کارشناسان حوزه امنیت- اطلاعات، مدعی شد عرصه تقابل‌جویی ایران برای انتقام از اقدام واشنگتن، فضای سایبری است.

 

بسته‌شدن حساب هيسپان‌تي‌وي و پرس‌تي‌وي

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

مسدود شدن صفحات هيسپان‌تي‌وي و پرس‌تي‌وي در پلتفرم‌هاي غربي سبقه‌اي طولاني دارد؛ براي نخستين بار در دسامبر 2009 اين شبكه اقدام به ایجاد کانالی در یوتیوب کرد که در سپتامبر 2013 مسدود شد و پرس‌تی‌وی مجبور به ایجاد حساب جدیدی شد که این حساب نیز دو ماه بعد غیرفعال شد. در نتيجه پرس‌تی‌وی کانال سومی را ايجاد كرد اما این کانال نیز پنج ماه پس از افتتاح به سرنوشت کانال‌های پیشین دچار شد.

کانال چهارم پرس‌تی‌وی نيز با بیش از 270 هزار مشترک، از زمان افتتاح تا اواخر فروردين امسال که بدون اطلاع قبلی از سوی گوگل مسدود شد، فعال بود.

اواخر فروردين ماه امسال اما گوگل در شبکه ویدیویی خود یعنی یوتیوب حساب چندین شبکه برون‌مرزی صدا و سیما از جمله خبرگزاری ایران‌پرس، پرس‌تی‌وی و هیسپان‌تی‌وی را غیر فعال كرد.

گوگل بدون اطلاع قبلی حساب‌های رسمی این دو شبکه خبری را در برخی سرویس‌های خود از جمله یوتیوب و جیمیل به بهانه «نقض سیاست‌های گوگل» مسدود کرد.

درخواست پرس‌تی‌وی برای ارايه توضیح در اين خصوص از سوی مسوولان گوگل در قبال چنین اقدامی نيز بی‌پاسخ ماند. كمي بعد معاون بخش برون‌مرزی صدا و سیما در همين خصوص اعلام كرد كه نه تنها حساب چند شبکه بلکه حساب‌های كاركنان و کارشناسان صدا و سيما نيز بسته شده است.

شبکه هیسپان‌تی‌وی (تلویزیون برون‌مرزی اسپانیایی زبان ایران) نیز در تارنمای رسمی خود نوشت که شرکت گوگل دسترسی این شبکه را به حساب رسمی یوتیوب خود مسدود کرده است.

گوگل البته پیشتر نیز کانال هیسپان‌تی‌وی در یوتیوب را که بیش از 527 هزار مشترک داشته، مسدود کرده بود و پس از آن تعداد این مشترکان به 637 هزار افزایش یافته بود. در همان مقطع حساب هیسپان‌تی‌وی در سرویس گوگل‌پلاس نیز مسدود شده بود.

ادامه مسدودسازی حساب‌هاي مرتبط با ایران

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

با وجود آنكه فيس‌بوك علاقه‌اي به مسدود كردن صفحات كساني كه در ميانمار نسل‌كشي مي‌كنند ندارد و اگرچه هكرها و سارقان سايبري بر بستر اين شبكه اجتماعي به راحتي فعاليت مي‌كنند اما فيس‌بوك در حذف صداهاي مخالف سياست‌هاي دولت آمريكا هيچ‌گاه كم‌كاري نمي‌كند.

فروردين ماه امسال فيس‌بوك اعلام کرد بیش از ۲ هزار و ۶۰۰ صفحه و حساب کاربری را مسدود کرده که بیش از ۵۰۰ مورد آن مرتبط با ایران بوده است. اکثر این حساب‌ها مرتبط با روسیه بوده‌اند و تعدادی نیز با مقدونیه و کوزوو ارتباط داشته‌اند.

فيس‌بوك ششم فروردین امسال اعلام کرد که حساب کاربری شماری از شهروندان روسیه، ایران، مقدونیه و کوزوو را که ارتباط‌های مشکوک و "غیرقابل اطمینان" داشته‌اند را حذف کرده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز در مجموع ۲۶۳۲ صفحه، گروه و حساب کاربری مسدود شده که ۱۹۰۷ مورد آنها به شهروندان روسی تعلق داشته است. تعداد حساب کاربران ایرانی و مرتبط با ایران که حساب آنها مسدود شده ۵۱۳ مورد گزارش شده است.

این شبکه اجتماعی درباره محتوای حساب‌های مسدود شده توضیحی نداده اما گفته که علت جلوگیری از ادامه فعالیت آنها به "چگونگی رفتار"شان مربوط می‌شود. صفحه‌ها و حساب‌هایی که مشمول این تصمیم شده‌اند در فيس‌بوك و اینستاگرام فعال بوده‌اند.

 

جريان يكطرفه غرب در انتشار اخبار

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

نگاهي به تاريخچه فعاليت‌هاي رسانه‌اي غرب اين مطلب را بر ما هويدا مي‌كند كه از پس از پايان جنگ جهاني دوم تاكنون، همواره آمريكا در پي نشر و فرستادن يكطرفه اخبار به سراسر جهان بوده است.

در واقع همان گونه كه در حوزه اقتصاد، كشورهاي جهان سوم و كمتر توسعه‌يافته صادر كننده مواد اوليه و خام هستند و كشورهاي توسعه‌يافته همين مواد را اندكي تغيير داده و به چند برابر قيمت به آنها مي‌فروشند جريان مشابهي نيز در حوزه انتشار اخبار بين‌المللي وجود دارد.

هاوس‌هوفر نظريه‌پرداز آلماني براي اولين بار در توصيف شرايط ناعادلانه انتشار اخبار و اطلاعات در جهان، مدلي به نام "شمال-جنوب" را مطرح كرد و نشان داد كه اخبار و اطلاعات مورد نظر و در جهت سياست‌هاي كشورهاي توسعه‌يافته به سمت كشورهاي جنوب سرازير مي‌شود و حتي رسانه‌هاي داخلي اين كشورها اين اخبار را ترجمه و منتشر مي‌كنند. اين در حالي است كه اخبار توليد شده توسط كشورهاي جنوب جايي در رسانه‌هاي شمال ندارد.

امروز در حوزه شبكه‌هاي اجتماعي نيز همين اتفاق در حال وقوع است يعني پلتفرم‌هاي عمدتا آمريكايي همچون فيس‌بوك، توييتر، یوتیوب و اينستاگرام با حذف صداهاي مخالف و غیرهمسو با سیاست و امنیت ملی آمریکا و با ترند كردن (برجسته‌سازی کاذب) پيام‌هايي كه در تاييد سياست‌هاي جهان آمريكايي است مدل شمال-جنوب را در فضاي مجازي ايجاد كرده‌اند.

لزوم ارایه واکنش از سوی وزارت امور خارجه

شبکه‌های اجتماعی جاده‌ای يكطرفه از غرب به شرق

اما در چنين شرايطي كاربران ساكن مناطق موسوم به جنوبي براي فرار از دنيايي كه صاحبان پلتفرم‌هاي ساكن مناطق شمال (آمريكا) ساخته‌اند و امكان بيان و نشر افكار، ايدئولوژي‌ها و اخبار مورد نظر و مطابق با سياست‌هاي خود را پیدا نمی‌کنند، چاره‌اي به جز ايجاد پلتفرمي جديد و يكپارچه ندارند.

کشور ایران در یکسری اقدامات کاملا هدفمند، طولانی و برنامه‌ریزی شده که احتمالا اخبار آن در سال‌های آینده از اندیشکده‌های آمریکایی، به عنوان اتاق فرمان این قبیل اقدامات در خواهد آمد، چند سالی می‌شود که مورد آماج حملات خبری در خصوص دست داشتن در ناامنی‌های دنیای سایبری قرار دارد.

فرایندی که مقدمه‌ای برای افزایش فشارها به ایران و ساختن پله‌هایی برای داشتن دست برتر غربی‌ها و ایجاد نوعی اجماع جهانی و ایران‌هراسی سایبری تلقی می‌شود که پیش از این گزارش کاملی در همین هفته‌نامه منتشر کردیم.

در آن گزارش نیز از مسوولان دستگاه دیپلماسی کشور خواستیم که حضور فعالانه‌تری در واکنش به این مقدمه‌چینی‌ها در مجامع بین‌المللی داشته باشد که البته اتفاقی در این مورد رخ نداد و خبری منتشر نشد تا تک‌صدایی آمریکایی‌ها در این جوسازی‌ها همچنان باقی بماند.

اکنون اما به نظر می‌رسد وزارت خارجه کشورمان باید با تحرکات منطقه‌ای، مراوده با کشورهای اسلامی و دارای منافع مشترک با ایران، اگر امکان فراهم‌سازی بستر همکاری برای ایجاد نمونه‌های منطقه‌ای مشابه با شبکه‌های اجتماعی آمریکا را ندارد، حداقل با مشارکت دیگر کشورها و جمع‌آوری مستندات بین‌المللی و دعوت از پژوهشگران داخلی و خارجی، در قالب برگزاری همایش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، ایران را محور هشدار درباره شکل‌گیری فضای تک‌صدایی آمریکا در شبکه‌های اجتماعی کند.

اگر تا دیروز شبکه‌های تلویزیونی آمریکایی می‌توانستند در رویه‌ای یکسویه، اخبار، اطلاعات، فرهنگ و سیاست‌های مطلوب خود را روی سر دیگر کشورها آوار کنند، امروز شبکه‌های اجتماعی بخشی از این نقش را به عهده گرفته‌اند. لیکن از آنجا که این شبکه‌ها بر خلاف رادیو و تلویزیون مسیری یکسویه نبوده و تعاملی محسوب می‌شوند و می‌توانند صدای شرق را هم به غرب برسانند، آمریکایی‌ها تعارف را کنار گذاشته و درصدد حذف صداهای مخالف هستند.

(پی‌نوشت: طرفه آنکه تا لحظه تنظیم این گزارش شاهد ارایه هیچ برنامه عملی و حتی واکنش رسمی در سطح دولت یا وزارت خارجه کشورمان در پاسخ به اقدامات اخیر شبکه اجتماعی اینستاگرام نبودیم!)

 

Pio جدید گرین معرفی شد

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه