شعارها را فراموش کنید، واقعیات و الزامات چه می‌گویند

زمان پیاده‌سازی نسل پنجم؛ حداقل یک دهه

حساس‌ترین و با اهمیت‌ترینِ فناوری‌های مخابراتی سده بیست و یکم، فناوری ارتباطات سیار نسل پنجم، موسوم به 5G (Fifth Generation) است. این فناوری برای سده حاضر بسیار حساس، تعیین‌کننده و با اهمیت است؛ زیرا برای نخستین بار در تاریخ تمدن، به-منظور شبکه‌سازیِ IoT ("چیزنت" یا اینترنت چیزها)، IoO  ("شی-نت" یا اینترنت اشیا)،IoD ("داده‌نت" یا اینترنت داده‌ها) و IoP ("مردم‌نت" یا اینترنت مردم) یعنی (به ترتیب) میانجی بین هزاران چیز یا شی و بین میلیاردها میلیارد داده و بین میلیون‌ها انسان در هر کشور ایجاد و با هدف برقراری دسترسی رادیویی، ساخته و پرداخته شده است.

 

نسل پنجم: نسلی ناخلف!

نسل پنجم، نسلی ناخلف است! نسلی است که به نسل‌های پیشین خود نمی‌ماند، به آنها پشت پا و لگد می‌زند، از آنها می‌برد و دگرگونی بزرگی را در سرعت و کیفیت خدمات مخابرات، ارتباطات و فناوری اطلاعات رقم می‌زند. به همین دلیل به فناوری 5G  می‌گویند "فناوری‌برانداز": Killer Technology.

اگر در عنوان و در نام این فناوری هنوز واژه نسل (Generation: G) به گوش می‌رسد یا دیده می‌شود، تنها به این دلیل است که شبکه آن (همچون اسلافش هنوز) یاخته‌ای یا سلولار است.  به‌رغم این ویژگی مشترک 5G  با 2G، 3G و 4G، فناوری 5G  براندازنده اسلافش است.

 هفته پیش در یادداشتم درباره غروب نسل‌های دوم و سوم ارتباطات سیار و طلوع مخابرات نسل پنجم نوشتم و به چالش خاموشی به‌موقع و هماهنگ 2G  و 3G  در زمان راه‌اندازی 5G  پرداختم.

در یادداشت حاضر می‌پردازم به برخی چالش‌های دیگر فناوری 5G.

 

چالش هزینه‌های میلیارد دلاری

بازار فروش پهنای باند رادیویی نسل پنجم، میلیارد‌ها دلار و یورو در هر کشور ارزش دارد و بازار خرید و فروش استانداردهای نسل پنجم تا سال 2030، میلیاردها دلار و یورو برای مالکان معنوی این استانداردها به ارمغان می‌آورد. یعنی: اپراتورهای نسل پنجم در کشور ما باید علاوه بر خرید سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای نسل پنجم، مجوز استفاده از استانداردهای لازم برای راه‌اندازی، مدیریت، نگهداری و بهره‌برداری از شبکه‌سازی نسل پنجم را نیز از "وندورهای5G"  خریداری کنند.

 لذا برای ایجاد شبکه دسترسی رادیویی (Radio Access Network) که نخستین نیاز شرکت‌های بهره‌بردار از نسل پنجم است، اپراتوری که ابتدا به ساکن، فاقد پهنای باند رادیویی لازم است، باید مبالغ هنگفتی را بابت خرید باند رادیویی مورد نیاز به برگزارکننده مزایده طیف فرکانس بپردازد.

اما اپراتوری که دارای شبکه‌های 2G  یا 3G  است و می‌خواهد به شبکه‌سازی 5G  رو بیاورد، باید نخست شبکه‌های 2G یا 3G خود را خاموش کند تا پس از تخلیه پهنای باند رادیویی2G  یا 3G  بتواند از آن برای راه‌اندازی نسل پنجم استفاده کند.

بیشترین پرداخت برای استفاده از خدمات نسل پنجم اما به کاربران نسل پنجم تحمیل می‌شود: در جهان، بیش از 5 میلیارد کاربر آتی شبکه 5G  باید در مجموع هزاران میلیارد دلار یا یورو برای در اختیار گرفتن پایانه موبایل نسل پنجم بپردازند.

دولت‌ها نیز به دلیل رعایت عدالت ارتباطی باید میلیون‌ها دلار یارانه برای کمک به اقشار آسیب‌پذیر کاربر 5G، کنار بگذارند.

در کنار میلیون‌ها کاربر نسل پنجم (که در واقع "فایده‌بران" از تسهیلات و خدمات نسل پنجم در هر کشور هستند) هزاران مصرف‌کننده نهادی از فناوری‌های IoT، IoO، IoD  و IoP در هر کشور وجود دارند که مجبورند میلیون‌ها دلار و یورو برای خرید حسگرهای IoT، IoO، IoD  و IoP ، برای اتصال‌دهی آنها به زیرساخت نسل پنجم، برای ایجاد مراکز ثبت داده‌ها، برای تاسیس مراکز مدیریت داده و برای ابزار تحلیل و کارشناسان تحلیل‌شناسی داده‌ها بپردازند.

تحقیق پیرامون تدوین حقوق، قوانین و مقررات کشوری برای نسل پنجم، نیز نیاز به سرمایه‌گذاری مجزا دارد.

**تدارک ملی برای روی‌آوری یک کشور به نسل پنجم، به حداقل یک دهه فعالیت جمعی در سطوح دانشگاهی، وزارتی، سازمانی و شرکتی نیازمند است. **

پس اگر (برای مثال) کره‌جنوبی نخستین کشور در جهان است که یکی دو ماه پیش، در آوریل 2019، از شبکه سراسری نسل پنجم خود بهره‌برداری کرده و در نتیجه آماده است تا همه کس و همه چیز (از یخچال‌های خانگی هوشمند و پهپادهای صنعتی و خودروهای خودران گرفته تا روبات‌های اداری و گوشی‌های هوشمند کاربران) را به یاری ظرفیت بالا و سرعت فوق‌العاده 5G  در یک شبکه واحد گرد آورد، معنی‌اش این است که کره‌جنوبی خیلی زود و بسیار خوب برنامه‌ریزی کرده است تا امروز پیشتاز عرصه5G  شده است.

اما لازمه روی‌آوری کشورها به 5G، درک درست داشتن از ارزش بازار خدمات، از درخواست‌های کاربران و از میزان ارتقاي خدمات آتی است. تغییر فناوری پیش از هر چیز نیازمند آن است که درخواست‌های کنونی کاربران احصا و تقاضاهای آتی مصرف‌کنندگان نیز پیش‌بینی شود. لذا برای روی‌آوری به 5G، ابتدا بازارشناسی و آینده‌نگری بازار مطرح است و پس از آینده‌نگری درخواست‌ها، راه‌حل‌های فنی باید مورد امکان‌سنجی و ارزیابی قرار گیرند.

**یکی از درخواست‌های کاربران، مربوط به سرعت و دیگری مربوط به کیفیت خدمات است. سرعت فناوری نسل پنجم موبایل به قدری زیاد است که کاربر می‌تواند یک فیلم سینمایی دوساعته را در عرض تنها یک ثانیه دریافت کند. (آیا مقامات امنیتی و قضایی ما به کاربر ایرانی این اجازه را می‌دهند از چنین سرعتی برخوردار شود؟)** با راه‌اندازی شبکه نسل پنجم، "اینترنت چیزها" رونق می‌یابد و باعث رونق بازار همه‌ نوع حسگر ارتباطی قابل بهره‌برداری متقابل در اینترنت می‌شود، به گونه‌ای که نسل پنجم، به زیرساخت همه زیرساخت‌های مخابراتی/اطلاعاتی در کشور مربوط، تبدیل می‌شود.

 

متصدی یا متولی5G

بدیهی است که فعالیت‌های مربوط به برنامه‌ریزی برای روی‌آوری کشور به5G  باید در آغاز بین دولت و بخش خصوصی تقسیم شود: در دولت به صورت متمرکز ولی در بخش خصوصی به‌گونه‌ای غیر متمرکز؛ در دولت، به صورت موقت ولی در بخش خصوصی به‌طور دائمی. پس از برنامه‌ریزی راهبردی اولیه، سهم فعالیت دولت باید به مرور زمان کم و کمتر شود و در نهایت به صفر برسد و به موازات آن، سهم فعالیت مستقل بخش خصوصی باید به سرعت بیشتر و بیشتر شود. چنین روندی اما در ایران بی‌سابقه است، زیرا بخش دولتی تمایل به تولی‌گری مداوم و عدم واگذاری کامل امور به متصدیان آن دارد. در واقع، قانون اصل چهل و چهارم اساسی کشور در مورد تصدی‌گری مقررات‌گذاری شبکه‌سازی 5G باید اجرا شود، در حالی که این قانون نیاز به بازنگری و ساختارهای کنونی مقررات‌گذاری در کشور، نیاز به اصلاح موردی دارند.

دیرآغازکنندگی و خوب‌آغازگری

ما تاکنون در اکثر زمینه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، دیرآغازکننده‌ای بدآغازگر بوده‌ایم. اما مزیت بزرگ دیرآغازکنندگی، خوب‌آغازگری است. این مزیت را باید دریافت و عملی کرد تا از کاروانیان جهانی کوچنده به نسل پنجم عقب‌تر از واپس‌ماندگی کنونی‌مان نمانیم.