مساله این است؛ استخراج رمزارز فرصت یا تهدید؟

ایران و حال حاضر ماینینگ به زبان ساده

امروزه فناوری بلاک‌چین و محصولات مربوط به آن از جمله رمزارزهایی مانند بیت‌کوین و اتریوم و استخراج آنها مورد توجه بسیاری از افراد و نهادهای مختلف قرار گرفته است. ذات فناوری بلاک‌چین مبتنی بر غیرمتمرکز بودن و به معنای حذف نهادهای واسطه‌ای متمرکز برای تاييد تعاملات و تراکنش‌ها است. به عبارتی دیگر، در این مدل، تاييد تعاملات و تراکنش‌ها از طریق دخیل کردن افراد متعدد و توزیع دفترکل ثبتی بین تمام کاربران هر شبکه میسر می‌شود که این امر شفافیت بیشتر وقایع ثبت شده و نقل‌وانتقالات را در پی خواهد داشت و طبیعتا اعمال تغییرات در وقایع ثبت شده را به علت درگیر بودن تعداد بیشتری بازیگر (نسبت به حالت متمرکز) دشوار می‌کند. فرصت‌های اقتصادی این فناوری بی‌شمار است و ماهیت آن، این فناوری و محصولاتش را غیرقابل فیلتر شدن کرده است.

استخراج رمزارزهای جهان‌روا مانند بیت‌کوین یک فرصت بزرگ اقتصادی است که از طریق تامین و مشارکت در پردازش تراکنش‌های جهانی و امن نگه‌داشتن دفترکل توزیع شده می‌تواند برای کارآفرینان فعال، درآمدزایی داشته باشد. در سیستم‌های بانکی فعلی در تراکنش کارت‌به‌کارت، کارمزد تراکنش به پردازنده آن یعنی بانک مرکزی تعلق می‌گیرد درحالی‌که در یک سیستم غیرمتمرکز، کارمزد تراکنش به نسبت سهم توان پردازشی هر کارآفرین در هر نقطه از کره زمین، نسبت به کل توان پردازشی آن شبکه به وی تعلق خواهد گرفت.

عموما جنس کارمزد از جنس همان رمزارز است و با هدف بالا بردن انگیزه کار برای فعالان، در هر بلوک (مجموعه‌ای از تراکنش‌ها و تعاملات)، مقداری از رمزارز مربوطه نیز تولید و به‌عنوان پاداش در کنار کارمزد تراکنش‌ها به افراد تعلق می‌گیرد تا امنیت هر صفحه از دفتر کل توزیع‌شده توسط این عمل تضمین و وقایع صحیح، ثبت و لاک و مهر شود. استخراج رمزارزها با هر کامپیوتر پردازنده‌ای قابل انجام است ولی امروزه نسل جدیدی از کامپیوترها روانه بازار شده‌اند که مختص استخراج رمزارزها بوده و با حذف سایر کارکردها مانند خروجی گرافیکی یا صدا، روی پردازش متمرکز شده‌اند که ما آن را با نام ASIC MINER می‌شناسیم. هر دستگاه، مختص استخراج یک نوع رمزارز با الگوریتم رمزنگاری خاص خودش است.

این رمزارزها اکثرا در کلاس دارایی دسته‌بندی می‌شوند؛ ولی گاهی به دلیل ویژگی‌هایی که دارند، کارکرد واسطه تبادل نیز پیدا می‌کنند و شبیه پول یا ارز رفتار می‌کنند. از جمله این ویژگی‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد که ما آن را برای رمزارز بیت‌کوین بررسی می‌کنیم:

* تقسیم‌پذیری رمزارز بیت‌کوین (تا 8 رقم اعشار تقسیم می‌شود)

* فسادناپذیری (چای و تنباکو روزگاری کارکرد پولی داشتند ولی فسادپذیر بودند)

* قابلیت حمل (نقطه‌ضعف طلا و نقره، انگیزه پیدایش اسکناس‌های با پشتوانه)

* یکسان بودن (در همه نقاط جهان یک گرم طلای خالص، یکسان است)

* صعب‌الجعل بودن (به‌سادگی قابل جعل نیستند)

* محدود بودن (هوا ارزش بیشتری برای بشر دارد ولی به علت فراوانی طلا ارزشمند است)

این ویژگی‌ها در بیت‌کوین بدون هرگونه کاستی و خللی مشاهده می‌شود و باعث شده این رمزارز در طول زمان به مامنی برای حفظ ارزش دارایی و به نوع جدیدی از دارایی با قابلیت تبادل تبدیل شود.

گاهی بیان می‌شود که استخراج رمزارزها در همه حالت‌ها بسیار سودآور است. برای بررسی صحت و دقت این جمله بایستی توجه داشت که محصول تولیدی صنعت استخراج از جنس رمزارز است و با توجه به تغییرات قیمتی مستمر آن، نمی‌توان درآمد ثابتی برای آن در نظر گرفت. از طرفی چون عرضه و تولید این رمزارز ثابت است، با اضافه شدن فعالان دیگر، سهم رمزارز مربوط به توان پردازشی هر شخص، در نهایت کمتر شده و اصطلاحا سختی شبکه افزایش می‌یابد. از سوی دیگر عمر پایین دستگاه‌های استخراج‌کننده و خطر تکنولوژی‌های نوین در حوزه مدارات مجتمع (IC‌ها) نیز ریسک سرمایه‌گذاری در این حوزه را به‌شدت افزایش می‌دهد. عوامل فوق توانست بازگشت سرمایه (ROI) محاسبه‌شده توسط یک کارآفرین که اواخر سال 96 وارد حوزه استخراج شد را از حدود پنج ماه یا کمتر، ناگهان چندین برابر افزایش بدهد. حال می‌توان بهتر در زمینه درستی این جمله که استخراج در هر حال بسیار سودآور است قضاوت کرد.

توان برق موردنیاز برای هر دستگاه متداول S9 حدود 1370 وات است که با سایر موارد حدود 1500 وات در نظر گرفته می‌شود. توان پردازشی کل شبکه بلاک‌چین بیت‌کوین در حال حاضر به عدد 75 میلیون تراهش بر ثانیه رسیده است که تقریباً معادل 5.350.000 دستگاه و مصرف برق این شبکه حدود 8 هزار مگاوات در کل جهان است. **متاسفانه با کج‌سلیقگی مسوولان وزارت نیرو، مصرف این تجهیزات به‌عنوان یکی از علل مهم خاموشی‌های کشور اعلام شده است که با توجه به تخمین اعلامی خود وزارت نیرو، حداکثر 500 مگاوات از برق کشور احتمالا در این حوزه مورد استفاده قرار گرفته است. **

باتوجه به اینکه هرسال، خاموشی‌هایی در کشور وجود داشته است، اگر طبق آمار دقیق مصرف پیک کشور (که قبلا هم توسط معاونت برنامه‌ریزی و امور اقتصادی آن وزارتخانه پیش‌بینی شده بود) را حدود 60هزار مگاوات در نظر بگیریم، مصرف انرژی حوزه استخراج رمزارزها در کشور 8/0‌ درصد از پیک مصرف کشور را شامل می‌شود و افزایش 7 درصدی پیک مصرف انرژی در امسال (اعلام شده توسط وزارت نیرو) را نمی‌توان گردن این حوزه انداخت. البته اگر واقعا 500 مگاوات از برق کشور صرف این امر شود جای بسی خوشحالی دارد که **کشور ما در یک فناوری نوین و غیرمتمرکز، امروز توانسته است سهمی معادل 25/6درصد از کل شبکه بیت‌کوین را از آن خود کند که می‌توان با کمک آن از آسیب‌های متمرکز بودن نظام‌های مالی دنیا که یکی از مشکلات اساسی کشور و عاملی برای اعمال فشارهای اقتصادی غرب است اندکی کاست. **

حال این سوال مطرح است که این اظهارنظرهای غیرمنطقی که موجب تناقض در بیانات مقامات کشور پیرامون این حوزه شده و موجب ظلم به این حوزه شده است، چه اخلالی در نظام اقتصادی کشور ایجاد می‌کند و چگونه باید به نسل آینده درباره غفلت از این فرصت اقتصادی پاسخ داد؟ آمار مرتبط با تاثیر این فناوری در افزایش تولید ناخالص ملی کشورهایی مانند ژاپن، کره شمالی و غیره نشان از استفاده سایر کشورها از فرصت‌های بی‌بدیل پیش‌آمده دارد و **فرصت‌سوزی گذشته اگر تعمدی نباشد آیا نشان از کفایت کامل علمی و مدیریتی تمامی مسوولان مربوطه که امروز اظهارنظر نیز می‎‌کنند دارد؟ ** با کارآفرینان این حوزه که با توجه به سستی سیستم تصمیم‌گیری داخلی و سرعت رشد این تکنولوژی، به‌صورت آتش به اختیار عمل کردند و جلوی فرصت‌سوزی بیشتر را گرفتند چگونه باید برخورد شود؟ اعطای القاب زننده و برچسب زدن آیا کمکی به بهبود شرایط کشور می‌کند؟

در ادامه یک مبحث اقتصادی بر مبنای یک تئوری بسیار محافظه‌کارانه را بیان می‌کنم.

گاه بیان می‌شود تکنولوژی بلاک‌چین و بیت‌کوین بدعتی از ایالات‌متحده برای جذب دلارهای بازار با کمک این رمزارز و تقویت دلار است. چون ایالات‌متحده بدهی ملی بزرگی دارد و دلار آمریکا پس از لغو Gold Standard در سال 1971 توسط نیکسون، رييس‌جمهور وقت آمریکا، حدود 95 درصد رقیق شده است، از جانب عده‌ای بیت‌کوین حربه‌ای برای جذب دلار به این سیستم و انقباض پایه پولی دلار به‌شمار می‌رود. اگر ذات تکنولوژی بلاک‌چین که زیرساخت بیت‌کوین است را بشناسیم متوجه می‌شویم که سرمایه‌گذاری توسط ارزهای ملی کشورها در این کلاس دارایی اجتناب‌ناپذیر و از طرفی آینده‌نگرانه است.

اگر دولت ایران در حوزه استخراج رمزارز سرمایه‌گذاری می‌کرد و تولید این ابزار قدرتمند و غیرمتمرکز و آزاد را انجام می‌داد (با توجه به انرژ‌ی‌خیز بودن کشور و شرایط سخت فروش حامل‌های انرژی در حال حاضر و علاقه مردم ایران به بیت‌کوین) آیا نمی‌توانست از این ابزار برای جذب ریال و انقباض پایه پولی ریال بهره ببرد؟ آیا برای این مقصود حتما باید ذخایر سکه طلای کشور را در چند برهه به حراج می‌گذاشتیم؟ **آیا می‌توان بخشی از آرامش بازار فعلی ارز را مدیون تولید این ابزار تبادل بین‌المللی در داخل توسط کارآفرینان و سربازان اقتصادی داخلی دانست که بار نیاز به دلار کاغذی و حواله را از بازار آزاد کم کرده‌اند؟ ** پاسخ به این سوالات می‌تواند مسیر پیش رو را بیش‌ از پیش روشن کند.

فعالان این حوزه، صادرکننده انرژی نیستند. انتخاب نرخ برق صادراتی برای فعالیت استخراج رمزارز چیزی جز مرگ این حوزه بسیار مفید نخواهد بود زیرا:

1. کارآفرینان این حوزه ایرانی هستند و حق دارند از انرژی‌خیز بودن کشورمان بهره‌ ببرند.

2. **چندنرخی‌شدن تعرفه برق خارج از مصوبه جامع و کامل ابلاغی از سوی هیات ‌وزیران در اردیبهشت ماه سال 1398 در زمینه تعرفه‌های برق در کشور که به دستور وزیر محترم جناب آقای اردکانیان لازم الاجرا شد، زمینه رانت را مهیا کرده و فسادآور بوده و یادآور خاطره دلار چندنرخی است.**

3. نرخ 7 سنتی اعلام‌ شده اجرایی نبوده و عملا صادرات حامل انرژی برق با نرخ کمتر از این انجام می‌شود و گاه در دریافت پول حاصل شده نیز مشکلاتی وجود دارد.

4. مزیت رقابتی کشورمان برای این حوزه با توجه به نرخ‌های پایین‌تر برق (حدود 3 سنت) در کشورهایی مانند آذربایجان، گرجستان، چین و روسیه از بین رفته و در نتیجه وقوع دو سناریو محتمل خواهد بود. یکی کوچ سرمایه از کشور برای فعالیت در این حوزه و دوم زیرزمینی و خانگی شدن این صنعت که زمینه فساد و تضییع حقوق مصرف‌کننده را در پی خواهد داشت. خطرات خانگی شدن استخراج رمزارزها از قبیل آتش‌سوزی و نیز عدم امکان کنترل آسان و ارزان تعداد زیادی مشترک نیز مزید بر علت خواهد بود.

5. با اعمال این تعرفه، فرصت نوسازی و مصرف مازاد برق در کشور در ایام غیر پیک مصرف سال از دست می‌رود، زیرا پیشنهادهای مقبول فعالان مبنی بر تمایل تولید برق یا نوسازی صنعت کاملا عملیاتی است.** پیشنهاداتی مانند مشارکت درصدی از درآمد حاصل از استخراج رمزارز در زمینه انرژی‌های خورشیدی یا تجدیدپذیر پس از بازگشت سرمایه اولیه آنها یا آزاد گذاشتن قیمت از طریق بورس انرژی که می‌تواند منجر به علاقه سرمایه‌گذاری در صنعت زیرساخت برق کشور نیز شود، روی میز است. ** به یاد داشته باشیم بازار، خودتنظیم است و راه خود را پیدا می‌کند.

نکته قابل توجه دیگر، اتلاف شبکه توزیع برق است. طبق اعلام رسمی وزارت محترم نیرو، اتلاف شبکه توزیع برق حدود 10 الی 17 درصد است که این میزان از مصرف شبکه استخراج رمزارز بیت‌کوین در کل جهان بیشتر است. البته اتلاف در شبکه توزیع تا حدودی اجتناب‌ناپذیر است ولی آیا نمی‌توان با دخالت دادن فعالانی که انگیزه کافی برای فعالیت دارند، کشور را از ظرفیت‌های علمی و عملی سرمایه‌گذاران بهره‌مند کرد؟

برخوردهایی با استراتژی کور و ممنوعیت‌های غیرکارشناسانه، زمینه رشد قاچاق و ضایع شدن حقوق همگان و حتی خود دولت را در زمینه‌های این‌چنینی فراهم می‌کند. **لزوم تدوین قوانین بدون رویکرد دستوری و تخریبی در اسرع وقت احساس می‌شود اما از طرفی برخورد‌های سلیقه‌ای (از اظهار رسمی مبنی بر صنعت شناخته شدن این حوزه توسط دولت تا اطلاق کلماتی مانند سودجویان اقتصادی)، تمایل کارآفرینان را برای مذاکرات و تجمیع زیر یک پرچم را کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌کند.** طبیعتا در هر زمینه‌ای تخلف از قانون وجود دارد و این صنعت نیز مستثنا نیست، لذا فعالان این حوزه نیز با انجام فعالیت‌های غیرقانونی همانند استخراج با تعرفه کشاورزی مخالف بوده و تمایل دارند با مشخص شدن مقررات این حوزه، با این دست از فعالان که وجهه کسب‌وکار استخراج رمزارزها را تخریب می‌کنند، برخورد قانونی شود. فعالان این حوزه از هر گونه فضای خاکستری و مبهم که زمینه موج‌سواری افراد خاصی را بیش ‌از ‌پیش فراهم می‌کند اعلام برائت می‌کنند. ای کاش به هشدارهای مستند کارشناسان درباره فرصت‌های اقتصادی پیش آمده و مشکلات پیش رو توجه بیشتری شود.

قطار تکنولوژی در این ایستگاه ایستاده است، تصمیم ما است که سوار شویم یا در پی قطار در حال دویدن بمانیم.

اغتنموا الفرص فانها تمر مر السحاب

(فرصت‌ها را غنیمت بدان که همچون ابر می‌گذرند)

 

* پژوهشگر حوزه ارزهای دیجیتال و عضو انجمن بلاک‌چین ایران