جابه‌جایی مدل‌های کسب‌وکار؛ از بانک دیجیتالی تا بانک دیجیتال

در میزگردی با حضور پروفسور کارستن بارچ و ولی الله فاطمی مطرح شد:

جابه‌جایی مدل‌های کسب‌وکار؛ از بانک دیجیتالی تا بانک دیجیتال

بخش اول

در حالی که تقریبا تمامی بانک‌ها از فناوری‌های نوین استفاده كرده و کم‌وبیش خدمات مشابهی را به مشتریان عرضه می‌كنند، بازیگران جدید در سپهر دیگری، سیر می‌کنند. آنجا که بانک‌های متعارف، فرایندهای آنالوگ خود را دیجیتالی کرده‌اند، ولی از مدل‌های کسب‌وکار نوین با اکراه سخن می‌گویند چراکه لازمه پیاده‌سازی آن، تغییر پارادایم بانکداری است. کسب‌وکارهای نوآور همچون N26 در آلمان یا ZA در هنگ‌کنگ، خدمات نوآور را در بستر دیجیتال و با راهبرد دیجیتال به مشتریان عرضه می‌کنند. اولی پیش از پاندمی اخیر در هر سه ماه، 500 هزار مشتری اضافه می‌کند و به رکورد 5 میلیون مشتری می‌رسد و دومی با ارايه حساب‌های Multi currency باعث سهولت کسب‌وکارها می‌شود.

بانک دیجیتال، نسلی را هدف قرار داده که در عصر شبکه‌های اجتماعی رشد کرده و به بستر ارتباطی بانک اهمیت می‌دهد؛ نسلی که صاحب کسب‌وکار می‌شود و حتی حاضر است عملیات ارزی و فرایندهای قانونی و اعتباری خود را در بستر دیجیتال انجام دهد. نمونه‌های موفق بانک‌های دیجیتال از اهمیت اتخاذ راهبرد دیجیتال سخن می‌گویند و فارغ از ماهیت مستقل و وابسته به یک بانک کلاسیک با مدل‌های کسب‌وکار نوین، طلایه‌دار تغییراتی هستند که دیر یا زود گریبان تمامی بانک‌ها را خواهد گرفت. اکنون پرسش این است که آیا این راهبردها برای بانک‌های ایرانی نیز موثر است؟ و آیا قانون‌گذار ایرانی، می‌تواند قوانین وضع‌شده سایر کشورها را در حوزه‌های سازگاری، امنیت و ریسک برای نظام‌بخشی مدل‌های نوین کسب‌وکار به‌کار گیرد؟

این سوالات و مباحث جذاب‌تر دیگر‌ در دوازدهمین میزگرد از سلسله نشست‌های تخصصی رادیو اینترنتی عصر پرداخت در حوزه بانکداری، با موضوع «جابه‌جایی مدل‌های کسب‌وکار؛ از بانک دیجیتالی تا بانک دیجیتال»، با حضور دکتر سید ولی‌اله فاطمی، مشاور مدیرعامل بانک آینده، پروفسور کارستن بارچ، صاحب‌نظر مدل‌های استراتژی و کسب‌وکار، قائم‌مقام مدرسه اقتصاد مونیخ و بنیان‌گذارمشاور DB&P و با اجرا و ترجمه سیدامیر دانشور مورد بررسی و تبادل‌نظر قرار گرفته است.

 

* به عنوان نخستین سوال، آیا یک بانک کاملا دیجیتال، الزامی برای بانک‌هاست یا بانک‌ها باید واجد شرایط خاصی باشند که بانک دیجیتال را در کنار خود داشته باشند؟ به عبارت دیگر، آیا دستورالعملی برای اینکه بدانیم کدام بانک واجد این شرایط است، وجود دارد یا خیر؟

بارچ: سوالاتی مانند اینکه آیا به سوی بانکداری دیجیتال برویم یا خیر، از جمله پرسش‌های بزرگ و اساسی است؛ به‌خصوص وقتی درباره جمعیت ایران صحبت می‌کنیم که بیش از 70 درصد آنها زیر 35 سال هستند. پاسخ کوتاه به این سوال این است: بله حتما! اما سوال اصلی این است: بانک دیجیتال یا خدمات دیجیتالی‌شده ارایه شده توسط بانک‌های کلاسیک؟ با توجه به سوابق فعالیت و نمونه کارهای بین‌المللی من در DB&P و نمونه‌های موفق در حوزه بانکداری، بانک تمام‌دیجیتال گزینه بسیار مناسبی است نه تنها به خاطر اینکه فرهنگ بانکداری را تغییر خواهد داد و نیازی به درگیرشدن با سیستم‌های قدیمی ندارد و اینجا تنها منظور فرهنگ سازمانی و فرایندهای تثبیت شده نیست بلکه مزایای بسیاری در مقابل ساختارهای قدیمی فناوری اطلاعات و مدل‌های کسب‌وکار کلاسیک بانکی دارد. به همین دلیل می‌توان گفت بانک تمام‌دیجیتال شاید نسخه‌ای برای همه بانک‌ها باشد. کلیتن کریستنسن پدر نوآوری مناقشه‌برانگیز یا Disruptive Innovation  معتقد است آنچه که اینک در حال رخ دادن است، نشان می‌دهد که بانک‌های امروز برای توسعه پایدار طراحی شده‌اند و نه برای نوآوری مناقشه‌برانگیز. در بانکداری دیجیتال صحبت از رویکرد به تحول مناقشه‌برانگیز است؛ تحولی که بازیگران دیگری را نیز شامل می‌شود و تغییر در فرهنگ و زیرساخت IT را به همراه خواهد داشت. بسیاری از مخاطبان این میزگرد کسانی هستند که به نوعی با کربنکینگ در تماس هستند و تفاوت زمان کنونی را با 15 - 20 سال پیش که کربنکینگ وجود نداشت، حس می‌کنند؛ این امر، اتفاقی که شاید برای بانک دیجیتال و تغییراتی که قرار است ایجاد کند، نیز رخ دهد و از این منظر باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

 

*‌ آقای دکتر فاطمی آیا شما نظر آقای بارچ را قبول دارید؟ به تعبیر دیگر، آیا فکر می‌کنید تغییراتی که بانکداری بعد از معرفی کربنکینگ داشت، در وضعیت موجود هم حاکم است و بانک تمام‌دیجیتال، راه‌حلی برای تمام بانک‌ها محسوب می‌شود یا خیر؟

فاطمی: من هم دقیقا با نظر پروفسور موافقم و فکر می‌کنم از دو منظر رقابت در کاهش هزینه‌هایی که به مشتریان‌مان تحمیل می‌کنیم و نیز از منظر نسل جوانی که مشتریان حال و آینده ما هستند، ملزم هستیم که به سمت بانک دیجیتال پیش برویم. قطعا داشتن یک بانک تمام‌عیار دیجیتال که نیازمند داشتن فرهنگ متفاوتی است، سریع‌تر، ملموس‌تر و راحت‌تر خواهد بود تا بانکی که با سابقه 70 تا 80 سال، فرهنگ خاص خود را دارد و به شکل سنتی کار کرده و قرار است تحول دیجیتال پیدا کند. این اقدام بیش از پنج سال زمان لازم دارد. بنابراین ایجاد بانک‌های دیجیتالی که فرهنگ مدیریت از بالا با آن عجین است، ضروری است. در این خصوص، آموزش بانکداری به مدیران حرفه‌ای راحت‌تر است تا اینکه به مدیران بانکی، تفکر دیجیتالی شدن را آموزش دهیم. با این رویکرد، بانک‌های تمام‌دیجیتال که از بستر شبکه‌های اجتماعی یا گروه‌‌‌های بزرگ customer base (مبتنی برمشتری) ایجاد شود، موفقیت‌شان تسریع خواهد شد تا بانک‌‌های بزرگ که سال‌هاست براساس فرایندهای سنتی شکل گرفتند و این فرهنگ در آنها نهادینه شده و تغییر آن، قطعا هزینه بیشتری را می‌طلبد. به گفته آقای بارچ، از زمان ظهور کربنکینگ و تغییر از نظام بانکداری شعبه‌ای به نظام بانکداری متمرکز الکترونیک، حرکت بسیار بزرگی صورت گرفت. برای تحقق بانک دیجیتال، تحول بزرگ‌تری را شاهد خواهیم بود چون مدل کسب‌وکار بانک نیز تغییر می‌کند. در رویکرد تغییر بانکداری شعبه‌ای به کربنکینگ، چندان مدل کسب‌وکار تغییر نکرد بلکه فقط روش‌های ارايه خدمت و ابزارها تغییر کرد اما در این مرحله، مدل کسب‌وکارها متفاوت است و شاهد تحول بسیار عمیق‌تری در حوزه سرویس‌دهی و سرویس‌گیری، و رابطه دوطرفه مشتریان و بانک خواهیم بود.

بارچ: آقای دکتر فاطمی، به نکته درستی اشاره کردند. وقتی در نظام بانکداری به کربنکینگ مهاجرت کردیم، ابزارها تغییر کرد نه بیزینس‌مدل. ولی مهاجرت فعلی یعنی تغییر بنیادی مدل‌های کسب‌وکار که قطعا مقاومت بالایی در ساختار بانک خواهد داشت. مثال‌هایی مانند دویچه بانک وجود دارد که میلیاردها یورو طی 10 سال گذشته برای تحول در این زمینه هزینه کرد، اما موفقیتی کسب نکردند در حالی که نمونه‌های موفق مانند N26 که در پنج سال، 5/5 میلیون مشتری جذب کرده است توانسته این مفهوم را(دیجیتالی شدن-بانک دیجیتال) با موفقیت به منصه ظهور برساند. این موارد بیانگر صحت فرضیه‌ای است که بیان می‌كند بانک دیجیتال باید به شکلی مستقل و با ساختاری متفاوت ایجاد شود که توسط جناب فاطمی بیان شد.

 

* چه تفاوتی بین بانک دیجیتال و بانک دیجیتالی وجود دارد؟ آیا درباره طیفی صحبت می‌کنیم که بانک دیجیتال نیز در آن وجود دارد یا اینکه بحث دیگری مطرح است؟ به عبارت دیگر، آیا بانک دیجیتال می‌تواند در کنار بانک کلاسیک ایجاد شود یا اینکه این تحول باید در خود بانک شکل گیرد و به عنوان یک محصول نهایی ارايه شود؟

فاطمی: از نظر من، وجه تمایز بسیار بزرگ یک بانک دیجیتال، در قدرت یادگیری است. البته این امر، صرفا ویژگی بانک دیجیتال نیست بلکه تمام سیستم‌های دیجیتال این تعریف را دارند. در بانک‌های کلاسیک و سنتی ما، قدرت یادگیری هنوز نهادینه نشده و این انسان‌ها هستند که یاد می‌گیرند نه سیستم بانک. با جابه‌جایی یک مدیر، میزان درس‌آموخته یک بانک از بین می‌رود و سطح کوچکی از آن در قالب دانش، به نسل بعد منتقل می‌شود. این موضوع، تفاوت عمده بانک کلاسیک با دیجیتال است که قادر نیست دانش و تجربه خود را در سیستم اندوخته کند. تعریف بانک دیجیتال این است که تمام اندوخته‌اش در سیستم‌های یادگیرنده بانک ذخیره می‌شود؛ بانکی است که یاد می‌گیرد، بانکی که هیچ داده‌ای بدون طبقه‌بندی و ادراک نگهداری نمی‌شود. در بانک کلاسیک، تمام تصاویر DNA یک بانک یعنی اطلاعات دوربین‌ها، مستندات، پرونده مشتریان و غيره را مشاهده می‌کنیم سپس در طول زمان به راحتی امحا می‌کنیم. در بانک دیجیتال، این‌ها به نحوی مانند یادگیری، ادراک می‌شود مانند داده‌هایی که طبقه‌بندی کرده و در ذهن نگهداری می‌کند و در طول زمان به یک سرمایه تبدیل می‌شود. به نظر من بانک‌ دیجیتال را که مانند یک انسان داده‌های ورودی‌اش را ادراک و در جای خودش نگهداری می‌کند، نمی‌توان در کنار یک بانک کلاسیک در رابطه معناداری قرار داد. بنابراین ضروری است که این دو بانک، به‌طور مستقل کسب‌وکار کنند زیرا در بانک کلاسیک، نهایتا مدیران تصمیم‌گیری می‌کنند زیرا احساس می‌کنند توان، دانش و ادراک آنها از افراد لایه پایین بیشتر است. اعتمادپذیری به مدیران به صورت سلسله مراتب تعریف شده است. تا زمانی که این نگاه در بانک کلاسیک است، فاصله آن با بانک دیجیتال، بسیار است. بنابراین بانک دیجیتالی که تمام تصمیماتش را از طریق سیستم می‌گیرد و با قدرت یادگیری‌اش در طول زمان، ریسک و هزینه را کاهش می‌دهد، به سادگی در کنار بانک کلاسیک حضور موفقی ندارد اما این دو نوع بانک در یک تفکر متفاوت مدیریتی، ساختار سلسله مراتبی و فرهنگی می‌تواند تجربه متفاوت و بهینه‌ای را ارايه دهد.

بارچ: تمام اظهارات دکتر فاطمی، از نظر من نيز موردتایید است ضمن اینکه می‌خواهم یک گام جلوتر بروم؛ یعنی اینکه نه تنها در بانک‌های کلاسیک، مدیران صاحب اطلاعات هستند بلکه آنچه پیشرانه بانک است، فرایندهای قدیمی است. مطالعه جدیدی که در اتحادیه بانک‌های اروپا در سال 2018 انجام شده، بیانگر این است که 70 درصد بانک‌ها در اروپا به مشتری توجه نمی‌کنند و این امر، بسیار خنده‌دار است زیرا بیش از 10 سال است که درباره مشتری‌محوری در بانکداری صحبت می‌شود و هنوز این اتفاق رخ نداده است. بانک دیجیتال بر مبنای داده کار می‌کند؛ داده‌ای که به روش‌های گوناگون هوش مصنوعی، کلان‌داده، یادگیری ماشین و عمیق و نظایر آن، از مشتری دریافت می‌شود و بانک را به مشاور شخصی برای مشتری تبدیل می‌کند. این امر، از جمله موضوعات سهل و ممتنع است اما پیاده‌سازی آن نیازمند اقدامات متعددی است. اگر بخواهیم بانک دیجیتال داشته باشیم، با ساختار کاملا متفاوت، می‌توان در کنار بانک، آن را ایجاد کرد. اگر ما از ابتدا، کار را با جدیت شروع نكرده و از ابتدا و در یک ساختار مشخص بانک را ایجاد نكنيم، قطعا این پروژه، شکست خواهد خورد.

 

* کدام وجه از اتفاقات در مدل کسب‌وکار بانک N26 به عنوان یک بانک موفق تمام‌دیجیتال، قابلیت بهینه‌کاوی برای بانک‌های ایران را داراست؟

بارچ: بانک N26 شاید نمونه موفق تئوری مدل‌های کسب‌وکار مناقشه‌برانگیز باشد. هدف آن، ارايه خدمات حداقلی، پایه و ارزان برای قشر وسیعی از مشتریانی است که توسط بانک‌های بزرگ کنار گذاشته شده‌اند چون حاشیه سود بالایی نداشتند. بانک N26، خدمات خود را تنها روی یک موبایل قرار داد. شما می‌توانستید در هشت دقیقه یک حساب باز کنید و یک کارت ATM، یک کارت اعتباری و یک حساب پس‌انداز داشته باشید مشابه مدیریت پورتفلیو، حساب‌های مالی و نظیر آن. اینجا شاید به آن سوالی که دکتر فاطمی اشاره کردند، مبنی بر اینکه چرا باید بانک دیجیتال را از بنیان و به عنوان ساختاری مستقل شروع کرد نه به عنوان بخشی از بانک، می‌رسیم زیرا تولید محتوا و جذب مشتری در این سیستم، بسیار متفاوت است. در N26 با 1500 کارمند، 5.5 میلیون مشتری وجود دارد و هرچند حاشیه سود پایین‌تری دارد اما هزینه‌های اجرای این پروژه نیز کمتر می‌شود. این مدل، برای جامعه ایران که 70 درصد آن زیر 35 سال و با فرایندهای دیجیتال آشنا هستند، کاملا قابل پیاده‌سازی و اجراست. نکته مهمی که وجود دارد این است که چطور می‌توان به یک بانک تمام‌دیجیتال اعتماد کرد؟ در پروژه‌هایی که من مدیریت آن را برعهده داشتم و همین‌طور نمونه‌های اجرا شده جهانی، امنیت مهم‌ترین مساله مشتریان بوده است. این تجربیات اهمیت امنیت تراکنش و اطلاعات مشتریان را برجسته می‌سازد که در صورت در نظرگرفتن این مسایل می‌توان از N26 به عنوان یک نمونه موفق جهانی و قابل تعمیم در بسیاری از جنبه‌ها نام برد.

 

* از نمونه‌های موفق جهانی که شما روی آنها کار کردید، چه درس‌هایی می‌توان گرفت و آیا قابلیت بهینه‌کاوی برای ایران دارند؟

فاطمی: با مرور مستندات N26 متوجه می‌شویم که مرکز تماس 24 ساعته ندارد یا اگر سرویس مشتری اختصاصی نیاز داشته باشید، حداقل 14 دلار در ماه باید بپردازید. در ایران، تصور ما این است که باید سرویس‌های لاکچری ارايه کنیم و به هزینه‌ها، دقت نمی‌کنیم. برای مشتری در بانک دیجیتال این موضوع بسیار مهم است که قادر باشد با حداقل هزینه، سرویس موردرضایت مشتری را تامین کند. در ایران قابل تصور نیست که بانکی، مرکز پاسخ 24 ساعته نداشته باشد اما مشتریان N26 حاضرند برای سرویس بسیار ارزان، الزاما برخی سرویس‌ها را نداشته باشند اما اگر یک مشتری نیاز داشت، شخصا هزینه آن را پرداخت می‌کند نه اینکه به عنوان اورهد در قیمت تمام‌شده بانک منظور شود. ظاهرا قیمت تمام‌شده برای بانک‌ها را دو سه درصد می‌دانیم اما عملا ترازنامه ما بالغ بر شش هفت درصد است. این‌ها به دلیل نگاه سنتی ما است که بسیاری هزینه‌ها در ترازنامه ذکر می‌شود و قیمت تمام‌شده برای مصرف‌کنندگان و گیرندگان تسهیلات، شش هفت درصد بیش از سپرده‌ها می‌شود و ناچاریم خدمات را دسته‌بندی کنیم. طی مطالعات و بازدیدهایی که داشتم، دو نمونه موفق را شاهد بوده‌ام: کاکااو بانک و کی بانک. کاکااو بزرگ‌ترین رسانه اجتماعی کره است و از دل این رسانه اجتماعی، این بانک ایجاد شده است. کی بانک هم از دل اپراتور اول کره برآمده است. در این بانک، افتتاح حساب از 20 دقیقه به 10 دقیقه رسیده بود. جالب اینکه نصف پرسنل بانک، فقط در حوزه توسعه محصول برای مشتری فعالیت می‌کردند و نیمی دیگر تیم عملیاتی بودند؛ یعنی یک بانک با 300 پرسنل در فضای اداری نزدیک به چند صد متری بدون هیچ شعبه‌ای فعالیت می‌کرد. مهم‌ترین ویژگی این بانک‌ها اعتمادسازی و اعتماد کردن به کاربران است. اگر به مستندات مشتری، تردید داشته باشیم، قطعا بیزینس مدل‌ها افت پیدا می‌کند و باید ضمن رعایت نکات امنیتی، ریسک‌پذیری بیشتری داشته باشیم و سرویس راحت‌تری ارايه کنیم.

یکی از مزایای N26 این است که در حوزه مولتی‌کارنسی و مولتی‌کانتری سرویس ساده و ارزانی را بین کشورهای آمریکا و اروپا ایجاد و یوزرهای قابل توجهی را نیز کسب کرد. باید بپذیریم در نظام بانکداری ما قانون 80 به 20 حاکم است؛ یعنی 80 درصد مشتریان ما، از 20 درصد سرویس‌های بانکی استفاده می‌کنند. در بانک‌های دیجیتال جدید مانند N26، 100 درصد بانک برای همان 80 درصد هزینه می‌شود. این تمرکز سازماندهی و توسعه بانک برای تمام مشتریان اثربخشی زیادی دارد و به سرعت به دغدغه‌های مشتری پاسخ می‌دهد و سرعت‌ هیجانی دارد و می‌تواند بانک‌های سنتی را در این زمینه خارج کند. با این توصیف داشتن بانک 100 درصد سفارشی‌سازی‌شده برای این گروه از مشتریان، می‌تواند مطلوب‌تر باشد.

بارچ: هزینه تمام‌شده در بانک دیجیتال، در نمونه‌های موفق، قابل مقایسه با بانک‌های کلاسیک نیست. در بانک‌های کلاسیک بین 70 تا 100 یورو، هزینه آن‌بردینگ یک مشتری است در حالی که N26، فقط 20 یورو است. این امر به دلیل ساختار دیجیتال و هماهنگی خدمات بانکی و نیاز مشتری است. یک پنجم هزینه، مسیر را برای سایر مزایایی که یک بانک دیجیتال خواهد داشت، باز می‌کند. درواقع یک نمونه موفق بانک دیجیتال می‌تواند با قطع هزینه‌های زائد خدمات مناسب را با هزینه کمتر ارایه دهد.

 

*آقای دکتربارچ نظر شما راجع به سایرحوزه‌های صنعت بانکداری مانند بانکداری شرکتی و تجاری و ارتباط‌شان با دیجیتال بانک چیست؟ آیا بانک دیجیتال تنها مختص به بانکداری خرد است؟

بارچ: بگذارید ابتدا به قولی از کریستنسن استناد کنیم که می‌گوید در عصر نوآوری مناقشه‌برانگیز ابتدا با محصول ارزان و با حاشیه سود اندک بازار را هدف بگیرید و سپس کسب‌وکار را توسعه بدهید، برای شرکت‌هایی که این بیزینس مدل را انتخاب می‌کنند، از مشتریان محدود شروع می‌کنند و بیزینس خود را گسترش می‌دهند؛ به‌طور مثال، اگر یک بانک خصوصی کوچک در اروپا بخواهد بیزینس‌مدل خود را به یک بانک تجاری تغییر دهد، شعب را اضافه كرده، ۲۰۰نیروی متخصص را استخدام می‌کند و در یک کلام هزینه زیادی را متحمل می‌شود اما یک بانک مانند N26 که در مقوله بانکداری باز فعالیت می‌کند، به راحتی می‌تواند از سرویس‌هایی که فین‌تک‌ها در این حوزه ارايه می‌دهند، استفاده کند. یکی از این فین‌تک‌ها که از شاگردان آقای بارچ بوده‌اند در کشور لیختن‌اشتاین، که از هاب‌های بانکداری در اروپاست، به نام ترادیکو، فاینانس تجاری را هدف قرار داده است. شما می‌توانید در اپلیکیشن موبایل تا 500 هزار و بعد از فرایند احراز هویت یا KYC، تا چهار پنج میلیون یورو اعتبار دریافت کنید. بانک‌هایی مانند N26، لازم نیست همه‌چیز را داشته باشند. چرا باید تمامی زنجیره ارزش یک بانک در خود بانک وجود داشته باشد؟ آیا فلان شرکت اتومبیل‌سازی، فولاد، شیشه یا غيره را خودش تولید می‌کند؟! اگر این رویکرد در بانک ایجاد شود، می‌توانیم شاهد باشیم که تفکر دیجیتالی و بانک دیجیتالی ‌می‌تواند در حوزه‌های دیگر بانکی هم وارد شود.

فاطمی: فکر می‌کنم مدل کسب‌وکار بانک دیجیتال از حالت B2C به B2B2C ارتقا پیدا می‌کند و شعار: «مشتریِ مشتری من، مشتری من نیز هست» مطرح می‌شود. قطعا داشتن این زنجیره اطلاعاتی می‌تواند در بهبود و تضمین کسب‌وکار مشتری تاثیرگذار باشد و قادر خواهیم بود هم ریسک خودمان و هم ریسک مشتری را مدیریت کنیم. هسته بانک دیجیتال که قدرت یادگیری و اطلاعات مشتریان و بازاریابی است، می‌تواند کمک کند این حوزه نیز جزيی از پوشش فعالیت‌های بانک دیجیتال باشد. بنابراین قرار نیست ما در کسب‌وکار مشتریان‌مان دخالت کنیم. قطعا سایر شرکت‌ها هم در کنار بانک می‌توانند فعالیت خود را داشته باشند اما بانک می‌تواند زیرساخت تامین مالی، توسعه مالی و مدیریت ریسک را برای آنها به همراه داشته باشد. دستاورد ایجاد این اکوسیستم‌ها و پلتفرم‌های هوشمند این است که بانک به تمام اطلاعات کسب‌وکاری مشتری و مشتریِ مشتری اعم از مشتریان خدماتی و مشتریان تولیدی نیز دسترسی خواهد داشت و مي‌تواند سرویس‌های مناسبی ارايه دهد تا عملا به عنوان یک مشاور استراتژیک برای مشتریان ایفای نقش كند.

در مجموع اگر یک بانک دیجیتال را به عنوان مرکز تجمیع همه اطلاعات کسب‌وکار لحاظ کنیم، بانکداری شرکتی که وظیفه‌اش خدمت‌رسانی به یک شرکت، کارمندان، مشتریان و ذی‌نفعان آن شرکت است، به سهولت بیشتری رخ می‌دهد. به گفته پروفسور بارچ، این موارد، می‌تواند به صورت جداگانه، پلتفرم‌هایی در کنار بانک باشد. با این توصیف، ایجاد زنجیره دانش و خلق ارزش، مهم‌ترین دستاورد بانک دیجیتال است که می‌تواند در قلب استراتژی بنشیند و همه مشتریان در کنار آن فعالیت خود را داشته باشند. به‌طور خلاصه، در بانکداری دیجیتال، فقط مشتری مدنظر قرار نمی‌گیرد بلکه مشتریِ مشتری و رونق کسب‌وکار نیز موردتوجه قرار می‌گیرد. این امر، بزرگ‌ترین عامل ارتباط استراتژیک بین بانک و شرکت‌های خدماتی و تولیدی است.

بارچ: با سخن جناب دکتر فاطمی کاملا موافقم چون اطلاعات مالی مشتریان در بانک‌ها انباشته می‌شود و بانک‌ها اطلاعات اقتصادی آنها را بیش از هر سازمان دیگری دارند و می‌توانند محملی برای احراز هویت (KYC) در تمام تراکنش‌های مالی مثلا برای اپراتور تلفن همراه باشند. مواردی که موجب می‌شود شرکت‌ها قادر باشند به مشتریان‌شان در قالب مزایای پلتفرم‌های دیجیتالی و بانک دیجیتال سرویس ارايه كنند در حوزه‌های دیگر بانکداری قرار دارد. بانک دیجیتال، انعطاف‌پذیری بیشتری در حوزه‌های ارتباط با مشتری، دریافت اطلاعات و ارايه سرویس‌ها دارد. بنابراین از این حیث بانک دیجیتال به‌دلیل دسترسی به داده‌های مشتری و ابزارهای تحلیلی می‌تواند در سایر بخش‌های صنعت بانکداری موفق شود.

آیا اقتصاد دیجیتال نیاز و زیرساخت بانک دیجیتال است ؟

درحال حاضر می‌توان گفت در بسیاری از حوزه‌ها تعاملی بین اقتصاد دیجیتال و بانک دیجیتال به عنوان یک زیرساخت وجود دارد ولی در آینده با نگاهی که پیش‌تر در مورد سایر رشته‌های صنعت بانکداری و نقش بانک دیجیتال به عنوان یک پلتفرم باز بیان کردم بانک دیجیتال منشا تغییراتی در اکوسیستم می شود که منجر به تحولاتی عظیم در مدل های کسب‌وکار خواهد شد.

ادامه دارد ...


بخش دوم