جابه‌جایی مدل‌های کسب‌وکار؛ از بانک دیجیتالی تا بانک دیجیتال

در میزگردی با حضور پروفسور کارستن بارچ و ولی الله فاطمی مطرح شد:

جابه‌جایی مدل‌های کسب‌وکار؛ از بانک دیجیتالی تا بانک دیجیتال

بخش دوم

* آقای دکتر اینالوئی نیز سوالی مطرح کرده‌اند مبنی بر اینکه آیا بانک‌ها ناچارند سرویس‌های خود را به روی کسب‌وکارهای دیجیتال بگشایند؟ به عبارت دیگر بانک دیجیتال، بازیگر این اکوسیستم است یا مدیر آن؟

فاطمی: اجازه بدهید ابتدا درباره موضوع زیرساخت‌های دیجیتال که توسط دوستان در میزگرد اشاره شد، صحبت کنم. در اوایل دهه 80 وقتی بستر خط ارتباطی داده مناسب نداشتیم، این سوال مطرح بود که آیا بانکداری الکترونیک می‌تواند بدون زیرساخت‌های آماده ایجاد شود یا خیر؟ در مناظره‌های صداوسیما در آن زمان، عرض کردم ما به مدیریتی که قادر باشد فضای بانکداری الکترونیک را ایجاد کند، نیاز داریم چون بالاخره زیرساخت ایجاد می‌شود. با همان زیرساخت‌های ضعیف، کار را آغاز کردیم که به سرعت این زیرساخت‌ها بهینه و صنعت بانکداری پیشرو شد. در حال حاضر صنعت بانکداری در حوزه تحول و خدمات‌رسانی الکترونیک در کشور پیشتاز است که دلیل آن، تفکر اوایل دهه 80 است که معتقد بودیم باید مستقل از زیرساخت، کار را شروع کنیم. اکنون نیز همین وضعیت را داریم. اقتصاد دیجیتال، حتما لازم است و ما باید در یک فضای اقتصادی دیجیتالی، بهترین سرویس را ارايه کنیم اما باید بپذیریم که بانک‌های ما به عنوان پیشرو می‌توانند از خودشان شروع كرده و تحول دیجیتال را اجرایی کنند. در کنار آن، مطمئن باشیم که سایر زیرساخت‌های دیجیتالی نیز با یک شتاب فزاینده وارد این اکوسیستم می‌شود و همچنان شاهد پیشرو بودن نظام بانکی در این زمینه خواهیم بود.

 

* پس شما با آقای بارچ هم‌نظر هستید که شاید در حال حاضر این نیاز وجود داشته اما نهایتا مدل‌های پیشرو در کسب‌وکار جایگاه خودشان را پیدا خواهند کرد.

فاطمی: بله من هم موافقم اما احساسم این است که این الزام می‌تواند ضعیف باشد و چندان قوی نیست؛ یعنی مدل‌های موجود می‌تواند به تنهایی اثربخش باشد. نمی‌خواهم این حس را داشته باشم که چون سایر زیرساخت‌ها وجود ندارد، ما در این حوزه اثربخشی محدودی داریم. ما می‌توانیم حتی بدون سایر اجزای اقتصاد دیجیتالی، مدل کسب‌وکار بانکی را دیجیتالی کنیم.

همچنین درباره سوال آقای اینالوئی درخصوص نقش بانک دیجیتال باید عرض کنم شعار بانک دیجیتال ویژه‌سازی سرویس است اما در فضای بانکداری این توان را نداریم که ویژه هر مشتری، محصولی را تولید کنیم و نیازمند بازیگرهای متعدد، هزینه پایین و کاملا نزدیک به مشتری هستیم. ما نمی‌توانیم سلایق تمام مشتریان را در سراسر کشور و کشورهای دیگر پوشش دهیم. بنابراین بانک، نقش مدیریتی دارد که بازیگرهای این اکوسیستم را از طریق باز کردن سرویس‌ها فعال كرده و به حوزه مدل کسب‌وکار خود وارد مي‌كند تا به کمک آنها مشتری نهایی خود را وابسته به خود نگه دارد. تردیدی که وجود دارد این است که اگر یک شرکت واسطه‌ای ایجاد شود و به مشتری نهایی سرویس دهد، این open API را از بانک دیگری نیز دریافت می‌کند و به مشتری نهایی ارايه می‌کند. در این حالت رابطه بین مشتری نهایی و استارت‌آپ، استراتژیک‌تر از بانک و مشتری است چون بانک، مشتری نهایی را نمی‌بیند، ممکن است در یک رقابت کوتاه، مشتری را از دست بدهد. این امر، دغدغه مهمی است که بانک با وجود استارت‌آپ واسطه‌ای بتواند رابطه‌اش را با مشتری نهایی به‌طور استراتژیک حفظ كند.

این موضوع، نکته مهمی است که بانک‌ها در پلتفرم‌های بازاریابی در آینده باید روی آن به درستی چاره‌اندیشی کنند و اینکه چگونه رابطه عمیق‌تر و دقیق‌تری با مشتری، علاوه بر حفظ کیفیت سرویس داشته باشند. به نظرم بانک‌ها آن مدل‌سازی از زندگی، رفتار، نیاز و سلیقه مشتری را هیچ‌گاه به شرکت استارت‌آپ نمی‌دهند. این‌ها دانشی است که در بانک دیجیتال وجود دارد. شرکت استارت‌آپ این اطلاعات را برای یک مشتری از بانک دریافت می‌کند و بر اساس آن سرویس خود را توسعه و به مشتری نهایی ارايه می‌دهد. بنابراین نگهداری اطلاعات، رفتار، سلیقه و نیاز مشتری، سرمایه اصلی ویژه بانک دیجیتال است ضمن اینکه علاوه بر داشتن اطلاعات، قدرت تحلیل، یادگیری و ادراک، بسیار اساسی است. اینکه بانک از این اطلاعات به چه ادراکی رسیده و چگونه از آن استفاده می‌کند، مزیت اصلی و متمایز یک بانک دیجیتال محسوب می‌شود. با این نگاه، شرکت‌های خصوصی‌ساز سرویس، رقیب نیستند و صرفا از اطلاعات بانک، سرویس ویژه به مشتری ارايه می‌دهند. در این فضا، بانکداری باز ابزاری است که بازیگرهایی را تحت مدیریت بانک قرار می‌دهد و این بازیگرها در چرخه مدل کسب‌وکار بانک نقش مهمی ایفا می‌کنند اما نقش رقابتی ندارند.

بارچ: در فضای بانکداری دیجیتال من هم قانع شدم که بانک‌ها در مرکز سیستم بانک دیجیتال قرار دارند و فین‌تک‌ها خدمت خاص به مشتری خاص را ارايه می‌کنند. فین‌تک‌ها اقدامات‌شان را با هزینه کمتر انجام می‌دهند و مشتری‌محور هستند اما آن بخش که مربوط به احراز هویت و مدیریت ارتباط با مشتری است، کماکان در اختیار بانک‌هاست و آنها هستند که می‌توانند بر تمامی تراکنش‌های مشتری نظارت داشته باشند (فین‌تک‌ها تنها خدمات ویژه و تخصصی به گروه خاصی از مشتریان ارایه می‌دهند مانند کرادفاندینگ،کریپتوکارنسی و ،.) بنابراین باز کردن این اکوسیستم، نه تنها هیچ تهدیدی برای بانک‌ها به شمار نمی‌رود بلکه نقش بانک‌ها را به عنوان تامین‌کننده KYC و عامل کنترل‌کننده داده‌ها و فراهم‌کننده سرویس پررنگ‌تر می‌سازد. اگر بانک‌ها سیستم‌های خود را به روی فین‌تک‌ها باز نکنند و API خود را در اختیار آنها قرار ندهند، ممکن است فین‌تک‌ها به‌طور مستقل این کار را انجام دهند و بخشی از بازار بانک‌ها تهدید شود. پس می‌توان گفت که بانک‌های آینده باید چنین نقشی داشته باشند، به عنوان مدیر و نهادی که بر تمامی اطلاعات تبادل شده نظارت دارد و از این حیث غیرقابل جایگزینی هستند ما در DB&P مدلی را به نام 4D طراحی کرده‌ایم که آخرین D عبارت است از نقش واسطه‌ای بانک‌ها در بحث عرضه و تقاضای سرمایه، شاید بتوان گفت که دیگر این نقش برای بانک‌ها وجود نخواهد داشت، بانک‌ها باید نقش ویژه‌ای برای خود در این فضای رقابتی شدید بیابند و این همان نقش مدیریتی بر داده‌های مشتریان است.

بنابراین در یک کلام، بنده نیز مانند دکتر فاطمی معتقدم بانک‌ها باید پلتفرم خود را باز کنند و خودشان به عنوان مدیر و صاحب این پلتفرم باشند. مثلا خرید اتومبیل را در یک پلتفرم آنلاین درنظر بگیرید؛ اگر شخصی قصد خرید داشته باشد و بانک، وظیفه احراز هویت را به عنوان فروشنده و خریدار دارا باشد، بخش زیادی از مسايل حل می‌شود و تراکنش مالی در این بستر شکل می‌گیرد و نقش بانک پررنگ باقی می‌ماند. بخش دیگری از این پلتفرم‌ها، peer to peer lending است که در این زمینه بانک می‌تواند از فین‌تک‌هایی که در بستر آن قرار دارند، استفاده کند و در نهایت احراز هویت و اعتماد به بانک همچنان وجود دارد. نکته بسیار مهم این است که چرا نقش بانک‌ها در این زمینه، محوری و کلیدی است و در جایگاه مرکز کنترل و فرماندهی بانکداری باز قرار دارند. در این زمینه باید عرض کنم فین‌تک‌ها روی خدمات خاص و جامعه مشتریان خاص تمرکز دارند. فرض کنید یک نفر 30 تا 40 خدمت ویژه در زندگی روزمره‌اش داشته باشد و در این حالت، از طریق بانک فقط یک بار احراز هویت می‌شود نه 30 یا 40 بار! این امر، اعتماد مشتری و راحتی در کنار امنیت را برای تراکنش‌های مالی ایجاد می‌کند.

 

* یکی از مهم‌ترین مسايل، بحث تطابق، مدیریت ریسک و امنیت است. برخی بانک‌ها مانند N26 در آلمان، بر اساس یک‌سری قوانین رگولاتوری اروپا کار می‌کنند. در ایران وضعیت به چه شکل است؟ آیا قانون‌گذار ما باید نگاه انطباقی به این قوانین داشته باشد یا باید قوانین ویژه این موضوع را وضع کنیم؟ جناب دکتر فاطمی به‌طور کلی، نظر شما درباره موضوعات Compliance، Security و Risk در بانک دیجیتال چیست؟

فاطمی: من معتقدم در یک بانک دیجیتال، چون بررسی دقیق‌تر قابل انجام است، عملا مشکل کمتری خواهیم داشت و میزان انطباق را می‌توانیم افزایش دهیم؛ به‌خصوص در احراز هویت جدید که عوامل انسانی نیز مشارکت دارند، با اطمینان بیشتری می‌توان عمل کرد. بنده مشکلی در این زمینه نمی‌بینم و تعامل با نهادهای نظارتی راهگشا است. نمی‌توان یک بانک دیجیتال را در یک فضای نظارتی سنتی مورد بررسی قرار داد. این امر، می‌تواند نگرانی ایجاد کند. چگونگی اعتمادسازی برای بانک دیجیتال در فضایی که قرار است ریسک انجام شود، مهم است. مثلا وقتی قرار است نظارت از طریق وسایل کاغذی، مستندات حقوقی و دارایی‌های منقول و غیرمنقول جای خود را به بررسی دارایی‌های دیجیتال یا حتی ارزش‌های دیجیتال غیرمتعارف (مانند لایک و نظرات افراد در شبکه‌های اجتماعی) بدهد، قطعا در یک نگاه سنتی و حقوقی محض، بیشترین ریسک را دارد و ممکن است نگاه تهاجمی به آن وجود داشته باشد. به هرحال، نباید در این مسیر، عجله کنیم و باید گام به گام، همزادسازی دیجیتال فرایندها و ابزارهای موجود را ایجاد کنیم. این همزادسازی باید به صورت تدریجی نه اینکه یکشبه رشد کند تا این اعتماد برای حوزه‌های نظارت ایجاد شود. البته بعضا قوانین ما تصریح به کلمه دارد؛ مثلا اشاره شده که باید حضور فیزیکی داشته باشید به جای حضور اطمینان‌بخش. در حالی که حضور فیزیکی صرفا برای تطبیق چهره با فرد است. اگر اصل موضوع حضور فیزیکی را مثلا در بانک به اطمینان‌بخشی به فرد، تغییر می‌دادیم، این قانون متناسب با فناوری قابلیت به‌روزرسانی دارد و بانک می‌تواند ابزارهای خود را به کار گیرد و به اطمینان‌بخشی دست یابد. متاسفانه بعضا قوانین ما، بدون توجه به فناوری نگاشته شده است. در فضای دیجیتالی قرار نیست تغییری در اهداف داشته باشیم اما باید روش‌ها را اصلاح کنیم. تمام اصول تطابق، ریسک و امنیت را می‌توان با روش‌های جدید رعایت کرد. نمونه آن، اخیرا در بازار سرمایه ایجاد شد.

در همین زمینه، کويید 19، اگرچه فضای اقتصادی کشور را با مشکل مواجه کرد اما فکر می‌کنم بالغ بر 10 سال فضای تصمیم‌سازی به اعتماد حاکمیت به روش‌های نوین خدمت‌رسانی را بهبود بخشید. در مجموع، به نظرم، به دلیل اینکه بررسی‌ها در یک بانک دیجیتال، از بررسی کاغذی و چهره‌ به چهره توسط انسان، به سمت بررسی هوشمند و تطبیق‌پذیری الگوریتمیک پیش می‌رود و به قول آقای بارچ توسط قراردادهای هوشمندی انجام می‌شود که در اختیار همه قرار می‌گیرد، این کنترل‌ها و روش‌های تطبیق‌پذیری هوشمند، اطمینان‌بخشی بیشتری می‌دهد تا موارد سوءاستفاده، خطای انسانی و حتی سوءتدبیر یک مدیر را نیز شاهد نباشیم. اینکه توسط فناوری قادر باشیم الزامات تطبیق‌پذیری را در قراردادهای هوشمند به صورت فناوری به‌روز داشته باشیم، به این معناست که تطابق صددرصدی صورت پذیرفته است. این موضوع، در فضای کسب‌وکار امروزی نه تنها تهدید نیست بلکه می‌تواند بسیاری از سوءاستفاده‌هایی را که در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم و یا سوءتدبیرهایی را که به خاطر اهداف خرد و زاویه‌دار با اهداف کلان نظام بانکی انجام شده، قبل از اینکه به نتیجه نامطلوبی منجر شود، کنترل کنیم. بانک دیجیتال با تمام فناوری‌هایی که اشاره شد، برای رفع این دغدغه، جایگاه بسیار مناسبی دارد.

*آیا بهتر نیست بانک‌ها در مسیر تحول دیجیتال خودشان روی فین‌تک‌ها سرمایه‌گذاری کنند و بانکداری باز خود را توسعه دهند. سرمایه‌گذاری برای یک بانک دیجیتال کنار بانک، پیچیدگی خودش را دارد، پرهزینه است و تضاد با سازمان بانک موجود دارد و تجربه یکنواخت برای مشتری بانک در همه نقاط تماس شکل نمی‌گیرد؟

بارچ: همان‌طور که درخصوص شتاب‌دهنده‌ها اشاره شد، بهتر است بانک‌ها خودشان شتاب‌دهنده خودشان را داشته باشند و روی فین‌تک‌ها سرمایه‌گذاری کنند تا نقاط خالی که مشتریان آنها نیاز دارند و خود بانک‌ها پوشش نمی‌دهند، به مشتری عرضه کنند. تمام این تحولات، باید با استراتژی صورت گیرد (بسیاری از مطالعات بر این امر صحه گذاشته است ) و شناخت از مشتری، محصول و تجربه مشتری، لازم است. مثال مناسب در این زمینه،Airbnb  است. بخش زیادی از زنجیره تامین، توسط بازیگران دیگر انجام می‌شود اما کل مجموعه در قالب یک پلتفرم هماهنگ شده است. همین اتفاق می‌تواند برای بانک‌ها نیز رخ دهد.

 

* آقای اینالوئی هم که شنونده این گفت‌وگو هستند، گویا سوالاتی از میهمانان میزگرد دارند.

اینالوئی: چون عضو یک کارگروه در بانک مرکزی درباره احراز هویت هستم، ابتدا خبری را درباره KYC به دوستان میزگرد اعلام می‌كنم مبنی بر اینکه در شش ماهه دوم امسال، موضوع احراز هویت به احتمال زیاد نهایی خواهد شد و KYC توسط رگولاتور، به رسمیت شناخته خواهد شد. درخصوص مباحث مطرح‌شده نیز سوالاتی مطرح است. مثال‌هایی که زده شد، بیانگر این است که برای بانکداری دیجیتال باید از Scratch شروع کنیم. مثال‌های ناموفق مانند دویچه بانک و کامرس بانک نیز ارايه شد. البته بانک موفقی هم در آلمان می‌شناسم که زمانی که برجام هنوز برقرار بود، از آن بازدید داشتیم. اگر بخواهیم از Scratch شروع کنیم، با توجه به اینکه در کشور ما مجوز یک بانک دیجیتالی را از صفر نمی‌دهند یا نخواهند داد، مدل مناسب چگونه است؟ ما قادر نیستیم بانک‌های بزرگ را به راحتی دیجیتالی کنیم. مدلی که مدنظر بنده است، این است که اگر قرار باشد یک بانک بزرگ دیجیتالی شود باید یک بانک دیجیتال کوچک را در کنار خود بسازد و بعد بانک بزرگ را در بانک کوچک ادغام کند. با توجه به اینکه ما نمی‌توانیم از صفر شروع کنیم، چه راهکاری به نظرتان می‌رسد؟ سوال دوم به همان موضوعی برمی‌گردد که قبلا مطرح کرده بودم مبنی بر اینکه چه کسی مدیریت این اکوسیستم را برعهده می‌گیرد؟ درخصوص فین‌تک‌های کوچک که تعداد خاصی مشتری دارند، نگرانی ندارم و با نظر دکتر فاطمی کاملا موافقم و معتقدم این‌ها نه تنها خطری برای بانک ندارند، بلکه کمک‌کننده هستند اما یک سوپراپ مانند آپ را درنظر بگیرید که یک فین‌تک بزرگ است و تعداد مشتریان آن از مشتریان بزرگ‌ترین بانک ما نیز بیشتر است و امکاناتی مانند Machine Learning و Data Mining دارد و قادر است آنها را فراهم کند، آیا در آینده، این سوپراپ‌ها، مدیریت را در دست نخواهند گرفت؟ این سوپراپ‌ها همان‌گونه که دکتر فاطمی اشاره کردند این توانایی را دارند که بین بانک‌ها انتخاب کنند، مشتریان را آنالیز كرده و براساس نیاز مشتریان، سرویس‌های خاصی را ارايه كنند و از بانک‌ها به عنوان یک بازیگر در این سیستم استفاده کنند نه به عنوان مدیر. در این زمینه، نظرتان چیست؟

فاطمی: بنده و پروفسور بارچ به مجوز یک بانک جدید اشاره نکردیم بلکه به ساختار جدید، مستقل، موازی با یک فرهنگ جدید در کنار بانک اشاره داشتیم با این وجود، ما ناچاریم با همان مجوزها، عمل کنیم. البته روی برند آن نظری ندارم و به خود بانک بستگی دارد اما می‌توان در برند نیز استقلال را ایجاد کرد. اصل موضوع، ساختار، زیرساخت‌های فناوری و تفکر مدیرانی است که قرار است مجموعه جدید را استقرار دهند.

بارچ: در این زمینه، با دکتر فاطمی، هم‌نظر هستم. مسلما هر بانکی تحت قوانین کشور خودش، پیش می‌رود. در ایران، موضوع قوانین عقود اسلامی مطرح است. این اتفاق، در کشورهای دیگر هم وجود داشت مثلا N26 از لایسنس بانکی استفاده کرد. موضوع این است که ما در کنار بانک، باید بانک دیجیتال را با یک ساختار جدید و متفاوت از بانک اصلی داشته باشیم و اشتباهات بزرگی که بانک‌هایی مانند دویچه بانک انجام دادند، تکرار نکنیم.

فاطمی: درباره سوال دوم آقای اینالوئی، یعنی تهدید بانک‌ها توسط سوپراپ‌ها باید عرض کنم قطعا شبکه سوپراپ‌ها جهت‌دهی بازار را تعیین می‌کند و قدرت offering آنهاست که حجم بازار را جابه‌جا می‌كند. با این دغدغه موافقم اما برای آن راه‌حل وجود دارد. باید بپذیریم که با این سوپراپ‌ها با روش‌های دیگری به اتحاد استراتژیک برسیم. نگاه ما به یک فین‌تک کوچک با یک سوپراپ باید متفاوت باشد. شاید تمرکز بر مشتری نهایی و داشتن مشتریان وفادار کمک کند که مشتریان از طریق سوپراپ‌ها نیز به‌گونه‌ای به بانک هدایت شوند و مزیت سرویس‌گیری از بانک بر سایر بازیگران بازار، باید بروز و ظهور پیدا کند. بنابراین باید راه‌حل متفاوتی برای این موضوع پیدا کرد. بنده مشکل خاصی در این زمینه نمی‌بینم و می‌توان در این مسیر به تدابیر مناسبی رسید.

 

·        آقای ترک‌تبریزی نیز نکاتی را درخصوص مباحث مطرح‌شده، مدنظر دارند. در خدمت‌تان هستیم.

ترک‌تبریزی: در ابتدا باید عرض کنم وضعیت ما در ایران با سایر کشورها از منظر اینکه N26 را به عنوان یک نمونه موفق، الگو قرار دهیم، بسیار متفاوت است. در ایران، محدودیت‌های بسیاری را در حوزه موجودیت‌های بانک دیجیتال داریم؛ یعنی بانک‌ها به تنهایی باید این موجودیت‌ها را ایجاد کنند؛ موجودیت‌هایی که شاید در کشورهای پیشرفته به عنوان یک NTT جداگانه ایجاد شده و یک بانک مانند N26 از این مزیت‌ها و امکانات برای ارايه سرویس، بهره‌مند می‌شود. برای اینکه ما بتوانیم API تولید کنیم، گروه‌هایی که باید ایجاد شود، با کمک همکاران و مدیران بانک‌ها و شرکت‌هایی که بعضا هنوز نوپا هستند، در دستورکار قرار می‌گیرد. طریقه اتصال آنها به بانک‌ها و طریقه ردوبدل کردن API، متضمن یک‌سری روش‌هاست که در این زمینه، امنیت در رتبه نخست قرار دارد. بانک‌ها طی سال‌های گذشته می‌دانستند باید ریسک اعتباری مشتری را از طریق دیتا و داده‌محوری بررسی کنند، از این رو از سال‌ها پیش به این نتیجه رسیدند که داده‌های‌شان را در جایی با یکدیگر به اشتراک بگذارند. زمانی موسسه اعتباری ایرانیان توسط دکتر جلیلی ایجاد شد و در آنجا داده‌ها به اشتراک گذاشته شد که در حال حاضر، می‌توانیم تا حدودی ریسک اعتباری مشتری را بر اساس داده‌های چندساله بسنجیم.

در حال حاضر در بانک‌ها بحث مدیریت داده و حاکمیت داده مطرح است که توسط خودشان انجام شود. ما در بانک‌ها فقط یک افتتاح حساب ساده نداریم. این افتتاح حساب و احراز هویت به گفته آقای اینالوئی در بانک‌های ایران، در آینده اتفاق خواهد افتاد و ما حتی از طریق شرکت‌های نوپا، فین‌تک و شرکت‌هایی که خارج از بانک‌ها هستند، می‌توانیم احراز هویت را انجام دهیم و علاقه‌مندیم مشتری حتی یک بار هم به شعبه مراجعه نکند. ابزارهای مالی ما بسیار محدود است. اعتباری که به مشتری می‌دهیم، حتی اعتبار خرد، وصول آن توسط خود بانک انجام می‌شود یا با شرکت‌هایی که توسط خود بانک تاسیس شده است. این در حالی است که در سایر کشورها، بانک، بعضا اعتبار را می‌دهد و وصول آن، وابسته به بانک نیست و کار بانک بعد از دادن اعتبار تمام می‌شود. این سرویس‌ها دنباله‌دار است و ما کل فرایند را باید انجام دهیم. وقتی قرار است سرویس دیجیتالی به مشتری بدهیم، همین که می‌خواهیم دیتا را از بیرون از بانک دریافت کنیم، دچار مشکل هستیم. مگر سازمان امور مالیاتی، سازمان ثبت شرکت‌ها و سازمان‌های دیگر ما، سازمان‌های داده‌محور هستند و این داده‌ها در دسترس هستند؟ همه این داده‌ها را بعضا بانک‌ها به خاطر ارايه سرویس‌های دیجیتال به مشتری گردآوری می‌کنند. بانک‌ها این حرکت را شروع کرده‌اند تا چرخه یک سیستم و سرویس دیجیتالی، برای ارايه به مشتری، کامل و جامع انجام شود؛ یعنی سرویسی که به صورت سنتی ارايه شود، دیگر دیجیتالی نیست. بانک‌ها اپلیکیشن‌های موبایلی راه‌اندازی کرده‌اند و به دنبال این هستند که واقعا به صورت یک سوپراپ، سرویس بدهند. فقط جاهایی که به بیرون از بانک سرویس ارايه می‌شود، دچار مشکل هستیم که این موضوع باید اصلاح شود.

کربنکینگ‌های بانک‌ها با توجه به مشکلات تحریمی باید توسط خود بانک‌ها تولید شود. بیشتر بانک‌ها نیز از کربنکینگ‌های داخلی استفاده کرده‌اند و می‌دانیم بر اساس قوانین داخلی کشور ماست و این گونه نیست که پارتنری از صفر تا صد برای ما کار کند و دیتا را به ما بدهد. مجموع این موجودیت‌ها را بانک‌ها باید خودشان بسازند و حتی در بحث بلاک‌چین، خود بانک‌ها با مشارکت یکدیگر، یک موجودیت ایجاد کردند و این موجودیت، خوشبختانه درحال فعالیت است. با وجود تمام تفاوت‌ها بین ایران و سایر کشورها، بانک‌های ما طلایه‌دار این موضوع هستند که بتوانند در این مسیر با سرعت گام بردارند.

 

* لطفا جمع‌بندی‌تان را از مباحث مطرح‌شده به‌طور خلاصه بفرمایید.

فاطمی: دوران مدل تولید فورد و تولید انبوه گذشت. اکنون وارد دوره‌ای می‌شویم که سرویس خاص هر مشتری، مزیت محسوب می‌شود. اکنون فضای چاپگر سه‌بعدی، ماشین موردعلاقه شخصی ما را تولید می‌کند. در فضای بانکداری نیز سلایق مشتریان خصوصا نسل جدید در حال تغییر است. مدیرانی بانک دیجیتال خواهند ساخت که خودشان در فضای دیجیتال حضور داشته باشند؛ مدیری که در شبکه اجتماعی حضور نداشته باشد، ایجاد بانک دیجیتال برایش دشوار است. ما باید مدیرانی تربیت کنیم که در فضای دیجیتال، فکر کنند، مصرف‌کننده باشند و تاثیرگذار باشند. با این روند، قطعا فضای هوشمندسازی و دیجیتالی شدن در تمام سرویس‌های اقتصادی گشوده خواهد شد.

بارچ: بانک‌های پیشرو و کسب‌وکارهایی که توسط نسل جوان و درخشان ایرانی اداره می‌شود، در بسیاری از جنبه‌ها، جلوتر از بقیه دنیا حرکت کرده‌اند. فکر می‌کنم که بانک تمام دیجیتال در ایران فرصت ویژه‌ای برای رشد دارد و امیدوارم بتوانم تجربیات تیم خود را در اختیار بانک‌های پیشرو ایران قرار دهم و امید دارم بار دیگر افتخار حضور در ایران را داشته باشم.

 

بخش اول