جامعه‌ اطلاعات «قطبیده»

بررسی نقش فاوا در شتاب‌دهندگی قطبی شدن جوامع مدرن

جامعه‌ اطلاعات «قطبیده»

عباس پورخصالیان

به تجربه دریافته‌ایم که اگر دو منبع جداگانه‌ حاوی آب گرم و آب سرد را به هم مرتبط کنیم، از اختلاط آب گرم و آب سرد، آب ولرم حاصل می‌شود؛ اما اختلاط عقاید افراطی در جوامع مدرن، به اعتدلال و عقیده‌ میانگین منجر نمی‌شود بلکه به تقسیم جوامع و تشکیل گروه‌های متخاصم دامن می‌زند زیرا بر اساس «مدل محرمانگی محدود»(bound confidentiality model )  مشاهده شده است که درصورتی دو فرد یا دو گروه از انسان‌ها در تعامل با هم قرار می‌گیرند و بر سر موضوعات مختلف به اجماع می‌رسند که نظرات آنها به قدر کافی به هم نزدیک باشد؛ به‌طوری که فاصله‌ عقیدتی میان نظرات‌شان از یک اندازه‌ معین بیشتر نباشد. در صورتی که این فاصله‌ فرضی بیشتر از یک حداقل معین برای اجماع‌سازی باشد، تعامل میان آنها به تخالف می‌انجامد و تلاش بیشتر برای نزدیک‌کردن عقاید آنها به یک‌دیگر، به جبهه‌گیری بیشتر و تضاد منجر می‌شود. در چنین شرایطی هریک از دو سوی تضاد، به یاری رسانه‌های اجتماعی مدرن، در انتشار عقاید خود می‌کوشند و به‌منظور یافتن همفکران هرچه بیشتر، تلاش می‌کند. نتیجه‌ این فرایندهای عقیده‌سازی و یارگیری ‌واگرا، «قرنطینه‌سازی افکار و اطلاعات» است، آن‌هم به‌رغم جریان آزاد اطلاعات و ادعای گشوده بودن اذهان یا Open‌mindedness. برای کسب اطلاعات بیشتر در زمینه‌ «قطبش اجتماعی». رجوع شود به مرجع زیر:

‌            “Polarizing Effects on social Interaction” by David G. Myers (1970) in “Group Decision Making”, University of Augsburg (Germany)

یا به این وب‌گاه:

‌            https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0118093

Science vs Conspiracy: Collective Narratives in the Age of Misinformation, 2015, by Alessandro Bessi.

نتیجه‌ این فرایند اجتماعی، پدیده‌ قطبی شدن جوامع مدرن (یا به قول فرهنگستان زبان و ادب فارسی: «قطبیدگی» یا «قطبش») است.

به عقیده‌ برخی از جامعه‌شناسان و مغزپژوهان، رسانه‌های اجتماعی در شکل‌گیری قطبش عقاید و باورها، نقشی به‌شدت کاتالیزوری، شتاب‌دهنده و بسیج‌کننده دارند ولی عامل اصلی این پدیده نیستند. دانشمندان، عامل اصلی پدیده‌ قطبش انواع نگرش‌ها، روایات، باورها و ایدئولوژی‌ها در جوامع امروز را در سازوکارهای پیچیده‌ ذهنی و شناختی مغز و روان انسان‌ها و ساختارهای سیاسی و حرفه‌ای از اساس معیوب و آموزش و پرورش تسمه‌نقاله‌ای سرکوب‌کننده‌ خودجوشی و نافی خودانگیختگی نوجوانان جست‌وجو می‌کنند.

امروزه، جوامع مدرن آنقدر قطبی شده‌اند که دیگر قادر به رسیدن به اجماع حد اکثری، «وحدت کلمه» و «وحدت کردار» نیستند. این وضع، مشکلات و مسايلی را به وجود آورده است که تحلیل آنها نیاز به نگرش علمی جدید، از منظر «اقتصاد نابهنجاری‌های اجتماعی» یاFreakonomics ، به‌علاوه‌ جامعه‌شناسی شناختی و روان‌شناسی اجتماعی را مطرح كرده است.

 

فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات ‌ بدون شک‌ برکات بی‌نهایت زیادی را برای انسان به ارمغان آورده‌اند؛ کافی است نگاه کنید به تسهیلات دولت الکترونیکی، دورکاری، آموزش از راه دور، خدمات ارزنده‌ فین‌تک‌ها، بانکداری الکترونیکی، فروشگاه‌های اینترنتی و سفارش برخط پیک بدون بیرون رفتن از خانه و محل کار، به‌خصوص در این روزگار کرونا زده، انسان‌هاي منزوی و کارکنان قرنطینه شده!

- یکی از این برکات بی‌نهایت ارزشمند فاوا، امکان شهروند خبرنگاری، ثبت دیجیتالی وقایع آنی (مثلا در حافظه‌ سامانه‌های دوربین مداربسته) و اطلاع‌رسانی زنده و سریع در شبکه‌های اجتماعی است، اما روی دیگر «سکه‌ مدرن اطلاع‌رسانی برخط»، تشدید قطبش در جامعه است که باعث و بانی اعوجاج شدید در رفتار و سلوک کاربران شده است. از همین رو، قطبیده‌ترین انواع جامعه در مقایسه با جوامع موج اول و دوم فناوری در تاریخ جامعه‌ اطلاعات است.

البته، فاوا تاکنون فقط سبب این قطبش بوده و نه علت آن! علت قطبش، هرچه هست، مربوط به مغز انسان و وابسته به عادات و رفتارهای اجتماعی و بافتار متحجر نظام‌های زیستی وی است!

فاوا در این خصوص، تاکنون فقط (یا عمدتا) نقش ابزاری کاتالیزور بودن و شتاب‌دهندگی را برعهده داشته است! [اینکه مسیر آینده‌ فاوا از طریق همگرایی فناوری‌های اِنبیک و هوش مصنوعی کلی (GAI) چه بر سر افزاروارگی فاوا خواهد آورد، و فاوا چگونه «هدف» خواهد شد هنوز مبحثی –تا حدودی– باز و بیشتر سربسته است]. 

همبستگی تشدید نفاق در میان جماعت، امت‌ها، اقوام، نژادها و احزاب با توسعه‌ ارتباطات در طول پنج سده‌ اخیر، شواهدی فراوان دارد:

- اختراع دستگاه چاپ توسط گوتنبرگ در سال 1455 م، باعث قطبش جدید و بی‌سابقه‌ای در اروپا شد که نتیجه‌ آن، «جنگ 30ساله» از سال 1618 تا 1648 میلادی در اروپا بود، جنگی به مراتب وحشیانه‌تر و خون‌بارتر از جنگ علیه داعش و القاعده در خاورمیانه.

- حدود 100 سال بعد از فروکش قطبش در اروپا، جامعه‌ مستعمره‌ بریتانیا در آمریکای شمالی و سپس جامعه‌ فرانسه، در اثر گردش نسبتا‌ آزاد اطلاعات دچار قطبش و جنگ‌های داخلی و انقلاب شدند.

- سپس نوبت به ایران رسید، آن‌هم پس از نشر ادوارنامه‌ «مرآت‌الاخبار» در «کلکته» (به سال 1822) و سپس در «استانبول»، «قاهره» و حتی در «بوسنی‌ و هرزگوین» به خط و زبان فارسی، و چاپ نخستین نشریه‌ ادواری «کاغذ اخبار» در ایران به تاریخ یکم می 1838. این روزنامه‌ها، اولین تخم انشقاق و قطبش جدی را در جامعه‌ سنتی نسبتا‌ بسته‌ ایران کاشتند و به صورت قطبش و تضاد سنت و تجدد در جامعه‌ ایرانی بارور شدند و دو نسل بعد، در آغاز بهره‌برداری از نوآوری رسانه‌ میان‌فردی تلگراف در ایران، انقلاب مشروطه بنیاد گرفت. این انقلاب، اولین خیزش فراگیر و مردمی در آسیا و خموشا (خاورمیانه و شمال آفریقا) بود که به تاسیس «عدلیه» و مجلس قانون‌گذاری همت گماشت [و به دلایلی که از چارچوب این بحث خارج است، می‌رفت تا به نوزایی دیگری منجر شود] ولی انواع اَشکال قطبش را درون جامعه‌ ایرانی، بنا نهاد.

- ظهور «روزنامه‌ شنیداریِ» رادیو (رسانه‌ حرف‌شنوکردن انسان) به قطبش‌ «-‌ایسم»ها در همه‌ جوامع دامن زد. با نوآوری تلویزیون، قطبش‌های جدید، افراطی‌تر، پررنگ‌تر و ماندنی‌تر از گذشته، پدیدار شدند.

- و اکنون در عصر همه‌گیری اینترنت، بشر شاهد بی‌نهایت نفاق‌های کوچک و بزرگِ درون‌ملیتی و درون‌گروهی است.

ما، ایرانی‌های معاصر، معمولا‌ چنین فکر می‌کنیم که تاسیس‌ها، انشقاق‌ها و انحلال‌های مکرر درون‌شرکتی، درون‌بخشی، درون‌حزبی یا درون‌گروهی که از دوران مشروطیت تاکنون به وفور دامن‌گیر جامعه‌ تجددطلب ما شده است، پدیده‌ای صرفا‌ «ایرانی» است اما با مطالعه‌ تاریخ قطبش در جوامع معاصر در سطح جهان باید گفت: قطبش، پدیده‌ای عمیقا‌ انسانی پیچیده‌ای است و ظهور و بروز آن، دارای عللی روان‌شناختی/کاگنیتیو در انسان‌ها است که این علل هنوز به‌طور کامل کاویده نشده‌اند.

اینکه کدام قطب (برای مثال در انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات به‌ظاهر متحده‌ آمریکا در پایان سال 2020) بر قطب دیگر غلبه خواهد کرد، از پیش چندان معلوم نیست. [در مورد انتخابات مذکور باید توجه داشت که ترامپ، قهرمان مدیریت قطبش به نفع خود است. لذا تظاهرات علیه پلیس از سوی مخالفان نژادگرایی، فرصتی است یگانه و مهم برای وی تا اکثریت خاموش موافق انواع تشکلات KKK (کوکلوس‌کلان) و نژادگرایی در جامعه‌ به‌شدت قطبیده‌ آمریکا را برای روی‌آوری به صندوق‌های رأی و تضمین پیروزی راست افراطی، بسیج کند!]