در میزگرد آنلاین با حضور فعالان بانکی کشور عنوان شد

حرکت به سمت نئوبانک‌‌ها، یک الزام است

نئوبانک‌‌ و بانکداری دیجیتال، تا 20 سال آینده، سودآور نخواهد بود

حرکت به سمت نئوبانک‌‌ها، یک الزام است

بخش دوم

در بانک خاورمیانه، چون این زیرساخت‌‌ها را در دسترس داشتیم و 25 تا 30 درصد پرسنل بانک در حوزه آی‌‌تی و دیجیتال، فعال هستند، حرکت به سمت بانکداری دیجیتال را برای ما راحت‌‌تر کرد. شاید اگر برای ابزارها و زیرساخت‌‌های مختلف، پیمانکار بیرونی داشتیم، خودبخود هم فرایندها را کند می‌‌کرد و هم هزینه را افزایش می‌‌داد. بنابراین نمی‌‌توان یک نسخه کلی برای همه بانک‌‌ها پیچید اما بر اساس زیرساخت‌‌ها، بلوغ دیجیتال و استراتژی کسب‌‌وکار فعلی بانک و اینکه خرد است یا شرکتی یا... می‌‌توان موضوع را پیش برد. نکته دیگر اینکه بانک‌‌های مختلف، روش‌‌های متفاوت را درپیش می‌‌گیرند. مثلا فکر می‌‌کنم بانک جی‌‌پی مورگان، 11 میلیارد دلار برای تحول دیجیتال به منظور فرایندها و مرکز نوآوری‌‌اش سرمایه‌‌گذاری کرد و به موازات آن، نئوبانک به نام فین، راه‌‌اندازی کرد که شکست خورد و مجددا از طریق لایسنس چیس‌‌بانک انگلیس در حال راه‌‌اندازی برنامه دیگری است. همچنین پی‌‌.ان.بی پارادایس به موازات کسب‌‌وکار اصلی خودش Hello Bank را ایجاد کرد که یک نئوبانک کامل از لایسنس خودش است. مورد دیگر، HSBC  است که فرست دایرکت بانک را سرمایه‌‌گذاری کرد. بنابراین روش‌‌ها، یکسان نیست و همه بانک‌‌ها، روی فرایندهای دیجیتال خود در حال سرمایه‌‌گذاری هستند تا از بازار عقب نیفتند و ناگهان یک رقیب، بازار را برهم نزند؛ چون واقعا هزینه سوئیچ کردن مشتری (سوئیچینگ کاست) در نظام بانکی کل دنیا خیلی کم است. اگر امروز اراده کنید، بانک‌‌تان را تغییر دهید، فردا تغییر می‌‌دهید و آن‌‌قدر چسبندگی وجود ندارد. رقبای دیگر (مونزو، چایم، رولوت، استالین) خیلی قوی کار می‌‌کنند ضمن اینکه کووید 19 هم مزید برعلت شد.

پیش‌‌بینی‌‌ها این است که سرعت تحولات بانکداری دیجیتال، به مدد کووید 19، از 10 سال به پنج سال کاهش پیدا کرده است. همچنین در این مدت، حساب‌‌های آنلاین نئوبانک‌‌ها در آوریل، بیش از 200 درصد رشد داشت و شش نفر از هر 10 مشتری بانکی اعلام کردند به شعب فیزیکی برنمی‌‌گردند. طبق نظرسنجی در آمریکا، حدود 93 درصد مردم، تجربه خوبی از بانکداری الکترونیک و دیجیتال دارند و از آن رضایت داشته‌‌اند. فکر می‌‌کنم مجموع این عوامل، موجب شد بانک‌‌ها به سمت بانکداری دیجیتال حرکت کنند اما شیوه آن را باید بر اساس استراتژی خودشان انتخاب کنند و می‌‌توانند همزمان دو سه استراتژی را لحاظ نمایند.

• گویا آقای دکتر رضوی به عنوان شنونده میزگرد، درباره مدل کسب‌‌وکار نئوبانک‌‌ها سوالی دارند. بفرمایید.

رضوی: سوالی دارم که آقای زادمهر و دکتر ترک‌‌تبریزی، بهتر می‌‌توانند پاسخ دهند. در بانکداری فعلی و مدل کسب‌‌وکار، 10 درصد منابع بانک‌‌ها، به شکل سرمایه است، 20 درصد، منابع جاری و قرض‌‌الحسنه که به صورت قرض در اختیار بانک‌‌هاست و حدود 70 درصد، منابع کوتاه‌‌مدت و بلندمدت است. عملا شاهد هستیم که بانک‌‌ها در زمینه منابع کوتاه‌‌مدت و بلندمدت، کاملا زیان‌‌ده هستند به‌‌گونه‌‌ای که حتی عملیات غیربانکی که در منابع قرض‌‌الحسنه و جاری انجام می‌‌دهند، نمی‌‌تواند زیان را پوشش دهد. سوال این است بر اساس مدل نئوبانک‌‌ها و بانکداری دیجیتال، چه مزیت‌‌هایی به آنها اضافه می‌‌شود که عملیات بانکی بانک‌‌ها از زیان خارج شود؟

زادمهر: البته این اعداد و ارقام، حداقل درباره بانک خاورمیانه، با توجه به شرایط و بیزینس خاص آن، مطابقت ندارد و چولگی منابع ما، بیشتر به سمت منابع جاری است اما اظهارات و اعداد و ارقام مطرح‌‌شده توسط شما را به طور کلی قبول دارم. علت اینکه در این بخش، زیان‌‌ده هستند، این است که هزینه‌‌های‌‌‌‌شان بسیار بالاست؛ یعنی بانک‌‌ها در منابع کوتاه‌‌مدت، درآمد دارند اما کاهش هزینه‌‌ها را به درستی مدیریت نکرده‌‌اند و هزینه‌‌هایی که در شعب و زیرساخت‌‌ها بابت نگهداری آن منابع ایجاد می‌‌شود، بالاست. اتفاقا اینجا، دقیقا جایی است که وقتی از یک بانکداری شرکتی یا بانکداری یونیورسال به سمت بانکداری دیجیتال حرکت می‌‌کنیم، هدف ما همین منابع کوتاه‌‌مدت است که نمی‌‌توانیم برای آنها زیاد هزینه کنیم بنابراین این مشتریان را به سمت فضای دیجیتال سوق می‌‌دهیم و سعی می‌‌کنیم از طریق کاهش هزینه‌‌ها، سودآوری را تا حدی تامین کنیم. در بخش منابع جاری و قرض‌‌الحسنه که اشاره کردید، من معتقدم باید در این زمینه، چسبندگی مشتری را بیشتر کنیم، چون از او کسب سود می‌‌کنیم. ریسک ما اینجاست که یک بانک دیگر، سرویس بهتری بدهد و مشتری از ما جدا شود. از نظر من، استراتژی برای منابع جاری این است که هزینه سوئیچ کردن مشتری را بالاتر ببریم و خدمات بهتری را ارايه‌‌ کنیم و نیاز مشتری را بهتر برآورده نماییم تا چسبندگی‌‌اش بیشتر شود. درباره منابع کوتاه‌‌مدت، استراتژی این است که هزینه‌‌ها را کاهش دهیم. اگر خدمات مختلف را بر بستر دیجیتال انجام دهیم، کاهش هزینه‌‌ها اتفاق می‌‌افتد. انتقادی که به بانکداری الکترونیک در این زمینه دارم این است که هرچند بانکداری الکترونیک به این قضیه کمک کرد اما آن‌‌قدر نتوانست پیش برود؛ یعنی هنوز شعب در زمینه منابع کوتاه‌‌مدت، درگیر هستند. تغییر رمز کارت، درخواست رمز اینتربانک، انتقال وجه و... نیازمند حضور در شعبه است. البته آمار دقیقی ندارم که چقدر از عملیات شعب، هنوز مربوط به منابع کوتاه‌‌مدت است اما احساس من این است که این رقم، بالای 40 یا 50 درصد است. آنجایی که یک بانک به سمت نئوبانک حرکت می‌‌کند، همین است که اگر بخواهد کل فرایندها را تغییر دهد تا تمام سرویس‌‌ها را دیجیتالی ارايه‌‌ کند، بسیار پرهزینه است. بنابراین یک نئوبانک ایجاد می‌‌کند و هدفش این است که هزینه‌‌هایی که در این حوزه ایجاد می‌‌شود، کاهش دهد. این امر، هم موجب ارتقای ROA می‌‌شود و همROE .

• آقای تبریزی! هرچند ما الان نئوبانک نداریم اما صحبت از این است که به سمت نئوبانک‌‌ها حرکت کنیم. به نظر می‌‌رسد با توجه ارزیابی وضعیت بازار، تعداد نئوبانک‌‌ها در سال آینده، قطعا از یکی دو مورد بیشتر شود؛ همان‌‌طور که آقای محرمیان اشاره کرده‌‌اند و بانک مرکزی هم قرار است این اجازه را بدهد. گسترش این نئوبانک‌‌ها، می‌‌تواند برای کسب‌‌وکار بانک‌‌های سنتی خطرناک باشد. فکر می‌‌کنید بانک‌‌هایی که در این حوزه‌‌ها حرف زیادی برای گفتن ندارند، چگونه می‌‌توانند از این رهگذر، بهترین فرصت را برای خودشان ایجاد کنند. لطفا با پاسخ به این سوال، همزمان پرسش آقای رضوی را هم مدنظر قرار دهید.

ترک‌‌تبریزی: آقای رضوی درست می‌‌فرمایند. به طور کلی مدل فعلی کسب‌‌وکارهای ما زیان‌‌آور است. این امر از سال‌‌ها پیش مطرح بوده و خود بانک‌‌ها نیز به آن پی برده‌‌اند. به همین دلیل وزارت اقتصاد به دنبال این است که بانک‌‌ها به سمت بانکداری دیجیتال و بانک دیجیتال حرکت کنند. واقعیت این است که ما اعم از بانک خرد، شرکتی یا... برای همه مشتریان، سرویس‌‌های مشابه داریم و بعضا وی باید به یک شعبه مراجعه کند و رئیس آن شعبه به‌‌خاطر شلوغی، نمی‌‌تواند نیازمندی‌‌های دقیق آن مشتری شرکتی یا خرد را به درستی بشناسد و به وی سرویس موردنظر را ارايه‌‌ کند. بانک تجارت، یکی از بانک‌‌هایی است که در حوزه شرکتی بسیار خوشنام است و سرویس‌‌های مختلفی می‌‌دهد. ما می‌‌توانیم با رویکرد دیجیتالی کردن سرویس‌‌ها، هزینه‌‌ها را کاهش دهیم و از حضور مشتریان در شعبه جلوگیری کنیم و نقش مشاوره‌‌ای و وقت بیشتر برای مشتریان شرکتی داشته باشیم تا این مشتریان احساس بهتری داشته باشیم و ما نیز بتوانیم مطابق با نیاز مشتری، محصولات را تولید کنیم و همزمان با کاهش هزینه‌‌ها، سرویس‌‌های بهتر با درآمد بیشتری را به مشتریان بدهیم.

در این مدل با مشتریان خرد شرکتی هم مواجه هستیم مثلا پتروشیمی، نیروهایی دارد که باید به آنها هم سرویس بدهیم. شناختی که این امر ایجاد می‌‌کند، خوب است. از یک طرف، ارايه‌‌ سرویس‌‌های خرد با سرعت بیشتر و با هزینه کمتر به زیرمجموعه‌‌های مشتریان بزرگ، به رضایت و چسبندگی مشتری بزرگ، کمک می‌‌کند زیرا مشتریان خرد این شرکت، در بانک رسوب می‌‌کنند، چسبندگی دارند و سرویس‌‌های خوبی دریافت می‌‌گیرند و از طرف دیگر، بهتر می‌‌توانیم نیازمندی‌‌های آن شرکت را رفع کنیم. بنده قبلا هم عرض کرده‌‌ام که نیازی نیست همه شعب ما با هزینه‌‌های بالا در سرچهارراه‌‌ها باشد. اگر روزی بتوانیم حضور در شعبه را به حداقل برسانیم، شاید بتوانیم در طبقه چهارم یک ساختمان، فضایی داشته باشیم و مانند همه جای دنیا، مشتری حضور پیدا کند و در یک فضای خلوت، گفت‌‌وگو کند و نیازمندی‌‌هایش را مطرح نماید. ویزیت کردن مشتری خرد و شرکتی در یک‌‌ فضای شلوغ بانکی، بسیار مضر است و نمی‌‌توانیم نقش مشاوره‌‌ای داشته باشیم و درآمد لازم را کسب کنیم. با توجه به سابقه فعالیت در بانک‌‌‌‌های تجارت و ملت، این بانک‌‌ها، CRM  دارند و بانک‌‌ها با مشتری شرکتی گفت‌‌وگو می‌‌کنند اما این موارد باید خیلی بیشتر شود و نباید خودمان را اسیر مباحث خرد کنیم؛ خصوصا مشتری خرد که دائما قرار است به شعبه بیاید و درگیر مشکلات است و موجب بالا رفتن هزینه‌‌های بانک می‌‌شود. ما در حوزه نئوبانک‌‌ها و بانکداری دیجیتال می‌‌توانیم مشتریان جدیدی ایجاد کنیم؛ مشتریانی که با دید دقیق بررسی کرده باشیم و هزینه‌‌های بسیار پایین و درآمد بالاتر برای بانک داشته باشند. بانک تجارت، اقدامات بسیار خوبی در حوزه موبایل، وام‌‌های خرد و مانند آن انجام داده که مشتریان خرد شرکتی و سایر مشتریان، سرویس‌‌های خود را بدون مراجعه و با سرعت و چابکی بیشتر دریافت کنند و مجبور نباشند که به بانک مراجعه کنند و یا شعبه ما با 1000 پرونده کاغذی درگیر باشد و آنها را در سیستم وارد کند. این موارد، هم در بدنه بانک و هم در مشتریانی که منابع بزرگی برای بانک آورده‌‌اند و ما نمی‌‌توانیم به سرعت، به مشتریان خرد وابسته به مشتری اصلی خدمات بدهیم، واقعا موجب نارضایتی می‌‌شود. این اقدامات در حال انجام است و نتایج بسیار خوبی هم به دنبال دارد.

ما در حال تمرین هستیم تا هم به سمت سیاست‌‌های وزارت اقتصاد پیش می‌‌رویم و هم به سمت کاهش هزینه‌‌ها. تمام بدنه بانک به این Entity توجه می‌‌کنند که فضای دیگری وجود دارد که بهتر سرویس می‌‌دهد و چابک است و فرایندهایش بهینه است و مشتری برای آنها بسیار مهم‌‌تر است. ما می‌‌توانیم در این Entity به تدریج، تغییراتی در مدل کارمزد ایجاد کنیم. بنده با توجه به میزگرد هفته گذشته شما درباره اصلاح نظام کارمزد، و جلساتی که با آقای حکیمی و آقای محرمیان داشتم، چندان امیدوار نیستم که با توجه به شرایط کشور، قادر باشیم اقدامات بزرگی در زمینه تغییر نظام کارمزد صورت گیرد و مدل جدیدی ارايه‌‌ شود. اتفاقا همگی بر این نظر هستند که با ارايه‌‌ سرویس‌‌های جدید می‌‌توانیم کارمزدی‌‌تر رفتار کنیم؛ یعنی اگر جدای از بانک بتوانیم سرویس دهیم، این بخش، می‌‌تواند سرویس‌‌های جدیدی بدهد که بر مبنای کارمزد است. ما به مشتری عادت ندادیم بر روی سرویس‌‌های قبلی کارمزد بگیریم و مشتری هم نمی‌‌پذیرد و نباید توقع داشته باشیم که مدل فعلی، تغییر کند. راهکار آن، ارايه‌‌ سرویس‌‌های جدید است.

موضوع بعدی این است که مراجع بیرونی را هم باید درنظر بگیریم. ما برای احراز هویت، اخذ استعلام، احتساب ریسک مشتری و نظایر آن، نیاز به مراجع بیرونی و حاکمیتی داریم که باید همراه باشند مانند سرویس شاهکار. ما باید امثال شاهکارها را داشته باشیم. در بخش‌‌های مختلف مانند ثبت شرکت‌‌ها، ثبت املاک و حتی راهنمایی رانندگی باید مکانیزاسیون صورت گیرد. البته نمی‌‌توانیم به طور ناگهانی، این کار را انجام دهیم بلکه با ایجاد یک موجودیت که مدام نیازمندی‌‌های خود را اعلام می‌‌کند و آمادگی بخش‌‌هایی که در بیرون از بانک هستند، بانکداری دیجیتال می‌‌تواند رخ دهد؛ همان‌‌گونه که در بخش‌‌های داخلی بانک هم باید این بلوغ شکل بگیرد تا همه احساس کنند که می‌‌خواهیم جور دیگری بانکداری کنیم. به نظر من، به‌‌تدریج باید از محصولات طاقچه‌‌ای، یعنی محصولاتی که خودمان بگوییم احساس می‌‌کنیم مشتریان ما به چنین محصولاتی نیاز دارند، فاصله بگیریم. باید محصولات‌‌مان را بر اساس نیاز مشتری تولید کنیم تا جنس ما را سریع بخرند و روی زمین نماند! این موارد، با نئوبانک‌‌ها و با فرایندهای دیجیتالی کردن به مرور اتفاق می‌‌افتد. امیدوارم بتوانیم طی دو سه سال آینده، هرچه بیشتر، فرایندها و محصولات داخلی بانک را دیجیتالی کنیم ضمن اینکه در بیرون از بانک نیز نیاز به Entity داریم. ما علی‌‌رغم اینکه دکتر جلیلی سال‌‌هاست در حوزه ریسک اعتباری سرویس‌‌های مناسبی ارايه‌‌ می‌‌دهند، هنوز جای کار داریم. هنوز نیازمند CA هستیم. البته کووید 19، برای ما بسیار برکت داشت و همه بانک‌‌ها و سایر نهادها، تلاش کردند سرویس‌‌های خود را به صورت غیرحضوری به مشتری ارايه‌‌ کنند تا مردم را از مراجعه مستقیم به بخش‌‌های مختلف حاکمیتی برحذر کنند. به قول یکی از اساتید دانشگاه، توقعات‌‌ ما باید از مراکز بیرونی بانک، هرچه بیشتر باشد و هرچه بیشتر بتوانیم نیازمندی‌‌های خود را مطرح کنیم تا محصولات دیجیتالی تولید نماییم، می‌‌توانیم هزینه‌‌ها را کاهش دهیم، احساس رضایت بیشتری در مشتریان داشته باشیم و جزء بانک‌‌های سوددهی باشیم که سرویس‌‌های کاستومایزشده به مشتری ارايه‌‌ می‌‌دهند.

• البته شما قبل از اینکه وارد هیات‌‌مدیره بانک تجارت شوید، معاون فناوری بانک ملت بودید. ما همچنان این تفاوت دیدگاه را بین آی‌‌تی‌‌من‌‌ها و بنکرها در این حوزه‌‌ها داریم. در حال حاضر که در لایه سیاست‌‌گذاری بانک حضور دارید، آیا این تفاوت را واقعا لمس می‌‌کنید یا خیر؟ خیلی‌‌ها معتقدند بنکرها، آی‌‌تی‌‌من نیستند و بالعکس. این تضاد، موجب شده، کارها به درستی پیش نرود.

ترک‌‌تبریزی: به نظر من، همگرایی و مثبت‌‌اندیشیِ نفرات اول و اعضای هیات‌‌مدیره بانک نسبت به آی‌‌تی، بسیار مهم است. خوشبختانه در بانک تجارت و بانک ملت، علاقه‌‌مندی و مثبت‌‌اندیشی نسبت به آی‌‌تی زیاد است. آی‌‌تی، بخشی از کسب‌‌وکار شده و نمی‌‌توان آن را جدا کرد. حتی کسانی که در حوزه کسب‌‌وکار فعالیت می‌‌کنند، باید میزانی از علاقه‌‌مندی و حضور در بخش آی-تی داشته باشند. سرویس‌‌ها بدون آی‌‌تی، حرفی برای گفتن ندارند و هزینه‌‌ها بدون آن، بسیار بالاست. با اینکه در حوزه بانکداری دیجیتال بیشتر در حوزه خرد حضور داریم اما در حوزه شرکتی هم حتما حرفی برای گفتن داریم اما نمی‌‌توانیم نیازهای مشتریان را مرتفع کنیم. با وجود دیتا می‌‌توانیم در تامین مالی شرکت‌‌ها نیز سودمند باشیم. بنابراین دو بال کسب‌‌وکار و آی‌‌تی، به شدت به هم نزدیک هستند و اگر از یکدیگر دور باشند، به شدت بانک را عقب می‌‌اندازند. این موضوع درباره همه بانک‌‌ها صدق می‌‌کنند. این موج، در تمام بانک ایجاد شده و حتی آنهایی که فعالیتی در حوزه آی‌‌تی نداشتند، در حال گستردگی این حوزه هستند تا ساختارهای جدید را رونمایی کنند. وزارت اقتصاد هم بسیار توصیه می‌‌کند که در هر هیات‌‌مدیره یک بانک، یک نفر که در حوزه آی‌‌تی، فعالیت داشته، حضور داشته باشد. اهمیتش این است که مزیت‌‌ها و مضرات هر مصوبه‌‌ و تصمیم حاکمیتی، می‌‌تواند در این فضا مطرح شود. این امر، همگرایی ایجاد می‌‌کند. اکنون نتایجش را در بانک تجارت می‌‌بینم و البته قبل از حضور بنده نیز این علاقه‌‌مندی وجود داشته است.

• شاید این سوال، تکراری باشد اما برای اینکه موضوع، بازتر شود، لطفا بفرمایید آیا نئوبانک همان بانکداری باز است یا تفاوتی بین آنها وجود دارد؟ بالاخره دقیق‌‌تر شدن این واژه‌‌ها می‌‌تواند به فهم بهتر موضوع، کمک کند.

امیرشکاری: ببینید وقتی بحث، آکادمیک است، از تعریف شروع می‌‌کنیم اما زمانی که بحث، صنعت، بازار و بیزینس است و کسب‌‌وکار در آن دخیل می‌‌شود، نمی‌‌توان تعاریف آکادمیک ارايه‌‌ کرد. اتفاقا تعریف را صنعت و بازار، دیکته می‌‌کند و به مرور زمان نیز تغییر می‌‌نماید، در حالی که تعریف آکادمیک در باز‌‌ه‌‌های زمانی مختلف، ثابت است. سال‌‌ها وقت خود را برای تعریف کربنکینگ گذاشتیم اما صنعت بانکی از کربنکینگ، بانکداری باز و نئوبانک عبور کرد با این حال ما هنوز در تعاریف باقی ماندیم. بنابراین بنده خودم را محدود به تعاریف صنعتی نمی‌‌کنم و اصلا نمی‌‌توان این کار را کرد. بانکداری باز هم جزء الزاماتی است که یک نئوبانک به آن نیاز دارد. یک نئوبانک نمی‌‌تواند در عصر امروز بدون داشتن سرویس‌‌های بیرونی جذاب و بدون استفاده از تخصص‌‌هایی که در خودش وجود ندارد و بقیه باید فراهم کنند، موفق شود. امروز، بحث ما، اقتصاد مشارکتی است که الزاماتی مانند الزامات شبکه‌‌های اجتماعی را با خود دارد. در این رابطه، حوزه‌‌های کاری، تخصصی و کوچک می‌‌شوند و نهاد کوچکی، مسوول آن حوزه تخصصی می‌‌شود و نهادهایی مانند نئوبانک، تجمیع آن خدمات تخصصی‌‌شده اما کوچک‌‌شده را برعهده می-گیرند. بنابراین نمی‌‌توان گفت یک نئوبانکی داریم که صفر تا صد آن را خودمان کار کرده‌‌ایم. مونزوبنک، پی‌‌تی‌‌ام یا مانند اینها، هرکدام مجموعه‌‌ای از خدمات بسیاری از Entity پشت‌‌صحنه را در یک سوپراپ، در فضای اشتراکی دیجیتالی، ارايه‌‌ می‌‌کنند. مشتریان می‌‌توانند بیمه، لیزینگ، مبادله صرافی و... خود را از کسانی که به‌‌طور تخصصی در این حوزه‌‌ها فعالیت می‌‌کنند، دریافت کنند اما همه اینها باید نو باشند. مثلا نمی‌‌توان سراغ یک صرافی که خدمات سنتی ارايه‌‌ می‌‌دهد، رفت بلکه او هم باید هم‌‌طراز خدمات مشتری باشد. باید به سراغ فین‌‌تک برویم. همه اینها باید به سمت ارايه‌‌ بهترین و بالاترین سرویس‌‌های ارايه‌‌‌‌شده به صورت همگرا باشد. بنابراین بانکداری باز، عنصری از نئوبانک است.

• در اظهارات آقای تبریزی، مباحث مربوط به کارمزد مشهود بود. نئوبانک‌‌ها همراه با ارايه‌‌ سرویس باید عملا به سمت درآمدزایی هم باشند. با توجه به اینکه مدل کارمزدی درستی در کشور نداریم، لطفا بفرمایید درخصوص مدل کسب‌‌وکار نئوبانک‌‌ها، چگونه قرار است یک نئوبانک را به درآمدزایی برسانید.

زادمهر: نئوبانک‌‌ها بیشتر در حوزه بانکداری خرد فعال هستند. بهتر است به جای صرفا سودآوری به همان ROE برگردیم. اگر بخواهیم ROE را 15 درصد افزایش دهیم، چند اقدام می‌‌توانیم انجام دهیم. آماری که ذکر می‌‌کنم، از مقاله ای‌‌وای (Ernst & Young) است. بر این اساس، برای افزایش 15 درصدی ROE، یا باید 34 درصد کاهش هزینه داشته باشیم، یا باید 24 درصد افزایش درآمد داشته باشیم و یا 15 درصد کاهش هزینه و 10 درصد افزایش درآمد. با توجه به این موضوع، می‌‌توان گفت یک نئوبانک چگونه می‌‌تواند به افزایش ROE کمک کند. اگر بحث کاهش هزینه را لحاظ کنیم، باید گفت می‌‌توانند نئوبانک‌‌ها می‌‌توانند فرایندها را بسیار بهینه، طراحی ‌‌کنند. یکی از هزینه‌‌هایی که در این حوزه کاهش پیدا می‌‌کند، هزینه جذب و نگهداری مشتریان جدید است. چون به کمک ابزارهای جدید، می‌‌توان به‌‌راحتی آنها را جذب کرد و از طریق ابزارهای دیجیتالی، به آنها سرویس داد. اگر بحث افزایش درآمد را هم مطرح کنیم، این امر در نئوبانک‌‌ها به دو طریق مستقیم و غیرمستقیم، معنا پیدا می‌‌کند. امروز کارمزدهایی در نظام بانکی داریم که در مدل‌‌های بانکداری فعلی این کارمزدها موردتوجه نیست چون هزینه‌‌ها بسیار بالاست مانند کارمزد افتتاح حساب، تشکیل پرونده، صدور کارت، اعتبارسنجی و... که قبلا نمی‌‌شد دریافت کرد. مثلا وقتی مشتری، پنج میلیارد تسهیلات نیاز دارد، بانک‌‌ها معمولا پنچ یا 10 هزار تومان بابت تشکیل پرونده را دریافت نمی‌‌کنند و چون رقم تسهیلات بالاست، چندان به این موضوع نمی‌‌پردازند. مثال دیگر، کارمزدهای پیامکی است که طی یکی دو سال اخیر، بانک‌‌ها از مشتریان دریافت می‌‌کنند.

یکی از مدل‌‌های درآمدی نئوبانک‌‌ها، اتفاقا اخذ همین کارمزدهایی است که قبلا گرفته نمی‌‌شد و الان راحت‌‌تر می‌‌شود گرفت. همچنین بحث مدل‌‌های کسب‌‌وکاری جدید مطرح است. مثلا تسهیلاتی که بانک‌‌ها می‌‌توانستند بدهند و کارمزد بگیرند اما به-خاطر دردسرهای آن، عطایش را به لقایش بخشیدند. به کمک بانکداری دیجیتال مخصوصا میکروفاینانس، پوز لندینگ، مساعده و مانند آن، نئوبانک‌‌ها می‌‌توانند به سمت آن بروند و کارمزد دریافت کنند. مدل دیگر درآمد نئوبانک‌‌ها، خصوصا نئوبانک‌‌هایی که از طریق سرمایه‌‌گذاری بانک‌‌ها یا شرکت‌‌های بزرگ شکل می‌‌گیرند، کسب درآمد غیرمستقیم از طریق افزایش سطح رضایت مشتریان فعلی است؛ به تعبیر دیگر، این افزایش رضایت مشتری، موجب می‌‌شود میانگین درآمدها بانک‌‌ها افزایش یابد. مورد دیگر اینکه هزینه سوئیچ مشتری به بانک رقیب بالا برود و چسبندگی مشتری به بانک بیشتر شود و حساب‌‌های خود را یک‌‌روزه نبندد. همچنین زیرساخت-های بانکداری باز،  open APIبه نئوبانک‌‌ها کمک می‌‌کند که به راحتی‌‌، از بانکداری شرکتی به سمت بانکداری مشارکتی حرکت کنند. امروزه اقتصاد پلتفرمی، نقش عمده‌‌ای را در دنیا ایفا می‌‌کند و بسیاری از کسب‌‌وکارهای جانبی مانند خدمات پرداخت، خدمات بانکی، تامین اعتبار، تامین مالی و بیمه، تغییر شکل می‌‌دهند تا خودشان را با اقتصاد پلتفرمی سازگار کنند. کسب-وکارهای بزرگ دیجیتال‌‌محور مانند اوبر، AirBNB و آمازون در دنیا و اسنپ و دیجی‌‌کالا در ایران، نیازهای خاص خود را دارند. این نیازها را بانکداری سنتی چندان نمی‌‌تواند تامین کند. شاید نیازهای خود مجموعه را شامل دریافت ضمانت‌‌نامه، تسهیلات و ال-سی، فراهم کند اما نیاز مشتری را نمی‌‌تواند تامین نماید. بنابراین یک تعریف از بانکداری دیجیتال، ارايه‌‌ خدمات مالی و بانکی به کسب‌‌وکارهای دیجیتال است. این موضوع هم جزء مواردی است که نئوبانک‌‌ها باید تمرکز زیادی بر روی آن یعنی بانکداری مشارکتی داشته باشند یا یک مفهوم و مدل دیگر یعنی Banking as a service. ما در بانکداری باز دو موضوع را هدف قرار می‌‌دادیم. یکی AISP و دیگری PISP. در اینجا داده‌‌های بانکی را به روی کسب‌‌وکارهای خارجی باز کردیم. در واقع، نئوبانک‌‌ها، بیزینس بانکداری را به روی کسب‌‌وکارهای خارجی، باز می‌‌کنند. این مدل به کسب‌‌وکار بزرگ می‌‌گوید که ما بیزینس بانکداری را باز می‌‌کنیم و کسب‌‌وکار می‌‌تواند منابع بیاورد و از همان منابع به مرچندها، کسب‌‌وکارها و مشتریان خودش تسهیلات بدهد.  فکر می‌‌کنم در آینده، بزرگ‌‌ترین بخش مدل درآمدزایی نئوبانک‌‌ها Babnking as a service باشد و از طریق بانکداری مشارکتی می‌‌توان سودآوری خوبی ایجاد کرد.

• آقای دکتر تبریزی! جنابعالی همزمان رئیس کارگروه احراز هویت بانک مرکزی نیز هستید و مستحضرید که در نئوبانک‌‌ها این موضوع، جزء اولویت‌‌هاست و شاید بدون احراز هویت، بانک‌‌ها به جایی نرسند. لطفا آخرین وضعیت کارگروه احراز هویت و نتایج آن را بفرمایید.

ترک‌‌تبریزی: ابتدا اجازه بدهید درباره نظرات یکی از دوستان شنونده که در گروه مطرح کرده‌‌اند چرا از فین‌‌تک‌‌ها و ظرفیت‌‌های آنها استفاده نمی‌‌شود، عرض کنم اتفاقا در اول بحث ذکر کردم که بانکداری دیجیتال، با حضور فین‌‌تک‌‌ها، معنا پیدا می‌‌کند و قرار است آنها را به بانک متصل کنیم و همین فین‌‌تک‌‌ها، برای بانک، گسترش بیزینس و مشتری داشته باشند. در بانک تجارت دو اقدام بزرگ در حال انجام است. یکی از طریق شرکت تکنو تجارت که بودجه مناسبی برای تعامل با فین‌‌تک‌‌ها دارد و دیگری از طریق شرکت سیمرغ که بیشتر فعالیت خود را در حوزه کیف پول شروع کرد. هرچند در زمینه بانکداری دیجیتال، اقداماتی را شروع کرده‌‌ایم اما به دنبال این نیستیم که خودمان همه‌‌چیز و همه محصولات را تولید کنیم.

درخصوص کارگروه احراز هویت هم باید عرض کنم به لطف آقای محرمیان و سیاست‌‌های خوبی که داشتند، کارگروه بانکداری دیجیتال در بانک مرکزی به ریاست جناب پشمچی شکل گرفت. اقدامات این مستند انجام شده است. در این مستند، موجودیت‌‌هایی که ابزار احراز هویت در کشور طراحی کردند یا موجودیت‌‌هایی که در احراز هویت غیرحضوری تاثیرگذار هستند، دیده شده است. سال‌‌هاست روی این موضوع، صحبت شده اما به دلیل چالش‌‌ها و تنش‌‌های موجود، هنوز به نتیجه قطعی نرسیده بودیم. در این کارگروه، با برگزاری جلسات مختلف، نظرات بخش‌‌های نظارتی، فنی و حاکمیتی کشور از جمله شورای عالی فضای مجازی، پلیس، دادستانی و قوه قضائیه موردتوجه قرار گرفت. اقدامات زیادی در کشور انجام می‌‌شود اما چون نظرات گروه‌‌ها و نهادهای مختلف اخذ نمی‌‌شود، به مرحله اجرا نمی‌‌رسد. در مستند احراز هویت غیرحضوری سعی کردیم چندان به تکنولوژی وارد نشویم و مراجع حاکمیتی که دیتاهایی برای کمک به این موضوع دارند مانند سرویس شاهکار نیز دیده شوند. همچنین تلاش شده چارچوب این موضوع بر اساس سند اشتهای ریسک بانک تدوین و سریع‌‌تر ارايه‌‌ شود. بسیاری از بازیگران مختلف این کار را کرده‌‌اند اما سند بالادستی ما هنوز آماده نبود و با لطف و حضور آقای محرمیان، فکر می‌‌کنم در روزهای آینده، بانک مرکزی بتواند این سند را با همه ابعاد لازم جمع‌‌بندی کند و به تمام بازیگران از جمله بانک‌‌ها و بازیگران بیرونی ارايه‌‌ نماید. حتی این موضوع، درنظر گرفته شده که بانک بتواند سرویس احراز هویت را بفروشد. با این اقدام، یک بانک می‌‌تواند برای مشتری بانک قبلی که قصد دارد در بانک دوم افتتاح حساب کند، بدون اینکه مشتری، احراز هویت انجام دهد، تنها با اعتماد بین دو بانک، در بانک دوم نیز افتتاح حساب کند یا سرویس دیگری دریافت نماید. همچنین تلاش می‌‌کنیم امضای دیجیتال را هم راه‌‌اندازی کنیم تا هرچه بیشتر به سمت سرویس‌‌های دیجیتالی حرکت نماییم. بدون احراز هویت غیرحضوری، هنوز یک پای ما در حوزه سرویس‌‌های بانکداری دیجیتال می‌‌لنگد. با نهایی شدن احراز هویت غیرحضوری از سوی بانک مرکزی، در آینده نزدیک، گام بزرگی به سوی بانکداری دیجیتال برمی‌‌داریم.

• درباره اینکه بانک‌‌ها بتوانند اطلاعات همدیگر را برای احراز هویت در اختیار یکدیگر قرار دهند، موضوعات رقابتی مطرح می‌‌شود. آیا دیدگاه‌‌ها، تغییر کرده و مدیران بانک‌‌ها حاضرند این ریسک را بپذیرند و این اقدام را انجام دهند؟

ترک‌‌تبریزی: به‌‌نظرم بانک‌‌ها این آمادگی را دارند و ابزار این کار، وجود دارد. ضمن اینکه بر اساس مباحث رگولاتوری و قوانین و مقررات، برخی موارد، لاجرم مشتری باید به بانک دوم هم مراجعه کند اما وقتی مستند احراز هویت غیرحضوری، نهایی شود، ابزار لازم هم از طریق توکن و هم دیتای احراز هویت یک بانک وجود دارد. ضمن اینکه با توجه به تفاهم‌‌نامه‌‌های بین بانک‌‌ها، می‌‌توان این کار را انجام داد. واقعا زمان این حرف‌‌ها گذشته است و بانکداری دیجیتال، همه این بحث‌‌ها را حذف خواهد کرد.

• با توجه به اینکه بانک مرکزی اعلام کرده که از سال آینده، قرار است مجوزهای ایجاد نئوبانک را ارايه‌‌ کند، فکر می‌‌کنید رگولاتوری باید از بعد حقوقی و مقرراتی، به چه نکاتی در تاسیس نئوبانک‌‌ها توجه کند و عملا بهترین روش برای رگولاتور درخصوص این موضوع چیست؟

امیرشکاری: بانک مرکزی ما علی‌‌رغم تمام نوساناتی که در دوران مدیریت مختلف داشته، قبل از اینکه بحث نئوبانک در فضای صنعت بانکی مطرح شود، مجوزی با عنوان بانک تمام‌‌الکترونیک در سال 1390 به تصویب شورای پول و اعتبار رسانده است. پیرو آن، بانک آرین و بانک امین، مجوز بانک تمام‌‌الکترونیک دریافت کردند. بانک مرکزی در آن زمان، پیشرفته‌‌تر از زمان خودش، تصمیم گرفته و این مجوز را ایجاد کرده است. در حال حاضر با توجه به اینکه نه تنها سیاست بانک مرکزی، بلکه سیاست نظام بر کاهش تعداد بانک‌‌ها و این لایسنس‌‌هاست، اینکه در شرایط کنونی اقتصادی کشور، امکان ایجاد مجوزهای جدید برای بانک‌‌ها وجود دارد و یا اینکه نظام حاکم بر کشور را متقاعد کنیم که جنس نئوبانک‌‌ها متفاوت است و حضورشان از نظر مالی و اقتصادی به نفع کشور است، یک بحث اقتصادی با کمک آی‌‌تی‌‌من‌‌ها را می‌‌طلبد. در کارگروه بانکداری دیجیتال که توسط بانک مرکزی ایجاد شده و آقای تبریزی، ریاست یکی از کمیسیون‌‌ها را برعهده دارند و بنده نیز در کمیسیون تنوع‌‌دهی به مجوزها فعالیت می-کنم، یکی از مباحث این بود که چگونه می‌‌توانیم شورای پول و اعتبار یا نظام کشور را که ترکیبی از بانک مرکزی و برخی نهادهای دیگر است، متقاعد کنیم در وضعیت فعلی کشور، بانک‌‌هایی از جنس دیگر، نه شبیه بانک‌‌های فعلی، می‌‌توانند مجوز بگیرند؛ شبیه اتفاقی که با اسنپ در صنعت حمل‌‌ونقل رخ داد. این امر، پروسه‌‌ای است که انتهای آن مشخص نیست و زورآزمایی بین نوآوران و حاکمان به عنوان کسانی است که می‌‌خواهند از این فضا، مراقبت کنند، وجود دارد. به هرحال ما موسسات مالی غیرمجاز داشتیم که دردسرهای زیادی را برای کشور ایجاد کردند یا موسسات قرض‌‌الحسنه‌‌ای بودند که نتوانستند مراقبت کافی از خودشان بکنند و در مجموع به اقتصاد کشور ضربه زدند. بنابراین باید ببینیم نتیجه این تقابل قدرت به چه سمت‌‌وسویی حرکت خواهد کرد و آیا می‌‌توانیم این مجوز را به افراد حائز شرایط خاص یا بانک‌‌هایی که قبلا شرایطی را احراز کرده‌‌اند و یا بانک‌‌هایی که در شرف ادغام و انحلال هستند، به صورتی که آن لایسنس به لایسنسی مانند بانک دیجیتال تبدیل شود، حتی در قالب محدودیت‌‌هایی، ارايه‌‌ دهیم. اینها گزینه‌‌های روی میز و در حال مذاکره است و نمی‌‌توان قول و صحبت قطعی روی آن انجام داد. به هرحال دغدغه دکتر محرمیان و نظام بانکداری الکترونیک کشور این است که به سمت نئوبانک‌‌ها پیش رویم و مجوزهای حقوقی و قانونی آنها را تهیه کنیم اما بسیاری از نهادها، فراتر از بانک مرکزی، دغدغه‌‌هایی را با توجه به سوابق موجود و اشتباهات قبلی مدیریت اقتصادی کشور دارند. اینکه این بررسی در نهایت به کجا خواهد انجامید، نمی‌‌دانم اما حداقل می‌‌توان این امید را داد که در کنار آن اتفاقات مثبتی مانند احراز هویت دیجیتال رخ می‌‌دهد. این ابزارها و برداشتن برخی محدودیت‌‌های سابق، کمک می‌‌کند تا بعضی از خدمات جدید، ایجاد و به نظام بانکی اضافه شوند. اگر به صددرصد لایسنس نئوبانک مانند کشورهای اروپایی نرسیم، حداقل می‌‌توانیم به یک‌‌سری برداشتن محدودیت‌‌ها، مدل معماری بانکداری باز، مدل Entity هایی که احراز هویت را به عنوان فین‌‌تک‌‌ها انجام دهند و مدل‌‌هایی مانند رگ‌‌تک‌‌ها که در این فضا می‌‌توانند کمک کنند، پر و بال بدهیم و آنها را تقویت کنیم تا به سمت نئوبانک حرکت نماییم.

• فکر می‌‌کنید نئوبانک‌‌ها چه جایگاهی را در حوزه بانکی کشور می‌‌توانند به خود اختصاص دهند یا به زبان ساده‌‌تر، چند درصد از سهم بازار را می‌‌توانند به خود اختصاص دهند؟

زادمهر: سهم بازار دو بعد دارد: یکی از نظر تعداد مشتری و دیگری درآمدزایی. مزیت اصلی نئوبانک‌‌ها و دیجیتال بانک‌‌ها، مشتری‌‌محور بودن آنها و تجربه جدیدی است که ارايه‌‌ می‌‌دهند اما مشتریان اصلی آنها، نسل مِلِنیال و نسل Z است؛ نسلی که پول چندانی ندارند اما به این حوزه ورود می‌‌کنند! به همین دلیل وقتی به صنعت بانکی نگاه می‌‌کنیم، تقریبا 80 درصد درآمد، از بانکداری شرکتی، بانکداری یونیورسال و بانکداری خصوصی است. بانکداری خرد، در مقابل سایر حوزه‌‌ها، امروز دیگر سود چندانی ندارد. فکر می‌‌کنم تا 20 سال آینده که سن و سال نسل جدید افزایش پیدا کند و حرفه‌‌ای‌‌تر شوند و پول به‌‌دست بیاورند، از نظر سودآوری، نئوبانک‌‌ها و دیجیتال بانک‌‌ها چندان حرفی برای گفتن ندارند. حتی اگر کل 20 درصد را بتوانند قبضه کنند باز هم 80 درصد به سمت بانکداری شرکتی و خصوصی خواهند رفت. در این بخش، ابزارهای دیجیتال هنوز نتوانسته‌‌اند ورود کنند و هزینه‌‌ها را کاهش دهند و یا تجربه کاربری را ارتقا دهند. با این وجود، اگر رگولاتور همکاری کند و یک‌‌سری قوانین را تسهیل کند، شک ندارم که بانک‌‌ها به این سمت حرکت می‌‌کنند زیرا تمایل دارند که هزینه‌‌ها را کاهش دهند و آنجایی که زیان می‌‌کنند، جلوی ضرر را بگیرند یا حداقل سربه‌‌سر شوند. بنابراین به اینکه بانکداری دیجیتال و نئوبانک‌‌ها تا 20 سال آینده، سود چندانی در حوزه بانکی داشته باشد، خوش‌‌بین نیستم اما مطمئنم استقبال زیادی به خاطر کاهش هزینه‌‌ها از آن خواهد شد و بانک‌‌ها نیز با تمام قوا حرکت می‌‌کنند اما خود نئوبانک سودآور نخواهد شد. با این همه، مدل کارمزد جدید نیز اثرگذار خواهد بود و مواردی که عرض کردم، نمی‌‌توان با قاطعیت، تایید کرد! باید دید رگولاتور به چه سمت‌‌وسویی می‌‌رود و کارمزدها را چگونه را تغییر می-دهد. چون تعداد مشتریان در نئوبانک‌‌ها بسیار زیاد است، بنابراین یک تغییر کوچک در مدل کارمزدی، می‌‌تواند تاثیر زیادی روی سودآوری بگذارد. بدبینی من به خاطر شرایط فعلی است. در سال 2000 فکر می‌‌کردیم بانک‌‌ها تا سال 2020 یا ورشکست شده یا کاملا جمع‌‌شده‌‌اند یا حضور فیزیکی در خیابان نخواهند داشت اما امروز همچنان شاهد شعب هستیم. حتی بانک‌‌های بزرگ دنیا مانند جی‌‌پی‌‌مورگان، ولز فارگو و سی‌‌تی بانک، در این سال‌‌ها، فقط چند درصد از شعب خود را کاهش داده‌‌اند. البته بانک‌‌های دیگر که روی آنها فشار بوده، تعداد شعب بیشتری را کاهش داده‌‌اند اما آن‌‌قدر که پیش‌‌بینی می‌‌شد، به سمت جمع‌‌آوری شعب نرفتند. بنابراین بنده ترجیح می‌‌دهم محتاطانه‌‌تر پیش‌‌بینی کنم. بعید می‌‌دانم تا 20 سال آینده بانک‌‌ها جمع‌‌آوری شوند یا این دیسراپشن، خیلی عمیق باشد. دیسراپشن، به شرطی می‌‌تواند به درستی اجرا شود که مدل‌‌های درآمدزایی را نیز واقعا تغییر دهد. پیش‌‌بینی‌‌هایی مطرح است که در طول سال‌‌های آینده تا 80 درصد درآمدهای شبکه بانکی تحت‌‌تاثیر قرار می‌‌گیرد اما بنده آن-قدر خوش‌‌بین نیستم که در کوتاه‌‌مدت این اتفاق، رخ دهد.

• آقای دکتر ‌‌تبریزی! در انتهای میزگرد، اگر صحبتی برای جمع‌‌بندی باقی‌‌‌‌ مانده، بفرمایید.

ترک‌‌تبریزی: فقط دو جمله عرض می‌‌کنم که در حین میزگرد نیز توسط دوستان در گروه، ارايه‌‌ شد. نئوبانک، بانکی تراستی است برای حذف بوروکراسی. همچنین نئوبانک، ابتدای شکل‌‌دهی و رسیدن به بانک‌‌های مجازی آینده است. در مجموع، باید توجه کنیم کشور، شرایط خاصی دارد و شاید خیلی از سرویس‌‌هایی که بانک‌‌ها تمایل به ارايه‌‌ آن دارند، رگولاتور اجازه نمی‌‌دهد که البته حتما دلایل سیاسی و اقتصادی خود را دارد. همه باید برای حرکت ‌‌تدریجی به سمت بانکداری دیجیتال کمک کنیم. ببینیم سال 75 کجا بودیم و الان کجا هستیم. مطمئنم با توان موجود در کشور، علی‌‌رغم تمام مشکلات، همه دوست دارند به این سمت، حرکت کنند.

• متشکرم. بنده هم یک جمله از بیل گیتس عرض کنم: «ما به بانکداری نیاز داریم اما به بانک نیاز نداریم.» آقای امیرشکاری! جنابعالی هم جمع‌‌بندی خودتان را از مباحث بفرمایید.

امیرشکاری: سرویس‌‌های نئوبانک و مدل بیزنسی آن، متفاوت است. هر بانکی باید نقشه راه خود را طراحی کند و نقاط قوت خود را ببیند. با حضور در بانک‌‌ها می‌‌توان به این نقاط قوت و ضعف‌‌ها پی برد تا بر مبنای آنها، محصولات را بچینیم. در سال 2020، اشتباه است که همگی مشابه یکدیگر، محصولات را طراحی کنیم و از بانک دیگر، کپی نماییم یا از محصولی که شرکت فناوری مشترک ما و بانک دیگر، طراحی کرده، بهره‌‌برداری کنیم. دوره این اقدامات، گذشته است. اینکه نئوبانک، چه‌‌کار می‌‌کند، اتفاقا هر بانک شخصا باید به آن پاسخ دهد. به این نگاه، «شخصی‌‌سازی به صورت انبوه» گفته می‌‌شود؛ یعنی با استفاده از فناوری‌‌های جدید، آی‌‌تی و هوش مصنوعی، برای خیل گسترده‌‌ای از مشتریان، محصولاتی را تولید کنیم که به‌‌ازای هرکدام از آنها شخصی‌‌سازی می‌‌شود. اینها سرویس‌‌هایی است که صنعت را به سمت جلو حرکت می‌‌دهد. امیدوارم بتوانیم از ظرفیت‌‌های خود استفاده و به‌‌تدریج، آهسته و پیوسته اما به سمت درست، حرکت کنیم. حتی اگر استمرار در حرکت به سمت مقاصد درست، کُند باشد بهتر است از اینکه به سرعت به سمت مقاصد اشتباه برویم. اگر مدل کلان، به‌‌درستی طراحی شود و آهسته به سمت آن حرکت کنیم، موفق‌‌تر خواهیم بود.

• آقای زادمهر! نکات پایانی و جمع‌‌بندی جنابعالی را می‌‌شنویم.

زادمهر: آرزو می‌‌کنم نظام بانکی و رگولاتور، چندین مجوز نئوبانک با سهامدار غیربانک را زودتر ارايه‌‌ کند و به معنای واقعی، بتوانیم شاهد این موضوع در ایران باشیم. بانک رِوُلوت آمریکا، حدود یک ماه قبل، محصول خود را رونمایی و از لایسنس متروپولیتن کامرشیال بنک استفاده کرد. فکر می‌‌کنم این ظرفیت در ایران، در حال فراهم شدن است و امیدوارم تا قبل از سال 1400، شاهد آن باشیم.

بخش اول

تغییر رویه فرسایشی

تغییر رویه فرسایشی

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه