کارآفرین ، نوآفرین یا فن‌آفرین 

داوود صفی‌خانی

کارآفرین ، نوآفرین یا فن‌آفرین 

 کارآفرین‌ها در تمام دولت‌ها همواره به عناوین مختلفی مورد توجه و حمایت هستند، به‌خصوص در دولت کنونی هم بارها از زبان مدیران مختلف دولتی لزوم توجه و حمایت ویژه از کارآفرین‌ها را شنیده‌ایم. دولت، بسته‌های حمایتی یا سیاست‌گذاری‌های مختلفی هم به عناوین مختلف در قالب حمایت از کارآفرین‌ها تدوین و اجرایی کرده است. از طرفی شاهد جنب و جوش‌های فراوانی هم در اکوسیستم‌های مختلف کارآفرینی در کشور هستیم که با سرعت زیادی در قالب‌های مختلفی فعالیت كرده و خود را زیر عنوان کارآفرینی طبقه‌بندی می‌کنند. با این روند شتابان فعالیت‌های اکوسیستم کارآفرینی و حمایت‌های مختلف دولتی‌ها اما در حوزه‌های مختلف شاهد تغییرات گسترده‌ای نیستیم و این روند شتابان که سال‌ها شروع شده است در مقایسه با کشورهای هم‌تراز منطقه‌ای، ما را وارد کانال توسعه‌ای مثل آنها نکرده است.

علت‌های مختلفی برای این روند مطرح است که شاید اصلی‌ترین و بنیانی‌ترین آن به تعریف کلی کارآفرین‌ها یا فن‌آفرین‌ها برمی‌گردد که در واقع زیر عنوان همین تعریف سیاست‌گذاری‌های مختلف تصمیم‌سازی و عملیاتی می‌شود و علت روند کند و کم‌اثر فعالیت‌ها هم به آن ارتباط پیدا می‌کند.

همچنان که محسن رنانی از صاحب‌نظران اقتصاد کشور معتقد است كه در ایران، دولتی‌ها به اشتباه هر کسي که شغل ایجاد کند را کارآفرین می‌نامند. کارآفرین معادل نادرستی برای entrepreneur است که ترجمه درستش «نوآفرین» یا «فن‌آفرین» است. در واقع فن‌آفرین‌ها کسانی هستند که یا کالای کاملا جدیدی ابداع و تولید می‌کنند یعنی خلق نیاز می‌کنند یا روی فناوری موجود نو‌آوری می‌کنند و آن را ارتقا می‌دهند (یعنی یا هزینه تولید با همین فناوری را کاهش می‌دهند یا کیفیت کالای تولید شده را افزایش می‌دهند ) و یا کلا فناوری جدید می‌آفرینند ( یعنی کیفیت و هزینه را هم بهبود می‌دهند) و یا بازارهای جدیدی کشف یا خلق می‌کنند (یعنی تقاضا می‌آفرینند) پس مدیری که همان کالای سابق را با همان فناوری و همان هزینه و همان کیفیت تولید می‌کند و فقط تعداد کارگران و حجم تولیدش را زیاد می‌کند، کارآفرین یا فن‌آفرین نیست.»

اندکی تامل در نظریه فوق به وضوح نشان می‌دهد انحراف اصلی در نهاد سیاست‌گذاری کلان دولتی در مقوله کارآفرینی از همین جا شروع مي‌شود و نتیجه حمایت‌ها و فعالیت‌ها را تحت تاثیر قرار داده و کم‌اثر می‌کند.

این تعریف کامل از کارآفرینی در سیاست‌گذاری کلان به خطا رفته است و به جای آن کارآفرینی معادل ایجاد شغل تعریف شده و بر این اساس هم سیاست‌گذاری می‌شود، پرواضح است براساس همین تعریف اشتباه ما به جای فن‌آفرین‌ها که قرار بود روی فناوری موجود، نوآوری کرده و بهره‌وری را دگرگون کنند با کارآفرینانی مواجه هستیم که خروجی‌شان توسعه شغل است و اولویت اصلی به جای بهره‌وری روی ایجاد شغل متمرکز شده است و این انحراف اساسی عامل عقب‌ماندگی ریشه‌ای در توسعه همه‌جانبه شده است.

در بستر این نوع سیاست‌گذاری، کارآفرینان بدلی ظهور پیدا می‌کنند و با جذب حمایت‌های مختلف دولتی به جای نوآوری و دگرگونی اساسی در روند بهره‌وری فرایندهای تولید و ساخت محصولات، همان کالای سابق را با همان فناوری، هزینه و همان کیفیت، تولید و وارد بازار داخلی می‌کنند. در بخش بازار هم باز سیاست‌های حمایتی دولتی دوباره به کمک این کارآفرینان بدلی آمده و با خلق سیاست‌گذاری‌های غیررقابتی با اعمال انواع محدودیت‌ها، ممنوعیت‌ها و تعرفه‌های گمرکی واردات، چرخه فروش را هموارتر و از فضای رقابتی دور می‌کند. در نهایت بهره‌وری و کیفیت که در دل رقابت حاصل می‌شود به حاشیه رانده شده و باعث می‌شود در بازارهای بین‌المللی فناوری که هر روز به شدت با استفاده از تکنولوژی و فناوری‌های مدرن در حال رقابت هستند، حرفی برای گفتن نداشته باشیم.

وقت آن رسیده است كه با سیاست‌گذاری و بازتعریف درست کارآفرینی و فن‌آفرین‌ها، به کارآفرینان واقعی اجازه دهیم در فضای رقابتی تنفس کنند و در این فضای سخت و دشوار مجبور باشند کیفیت و بهره‌وری را با دخالت دادن نوآوری و فناوری بالا ببرند و به سطح رقابتی در بازارهای بین‌المللی برسانند، از طرفی فرهنگ ضعیف کارگروهی و تیمی در کنار ضعف مفرط تجاری‌سازی ایده‌ها در ابعاد بین‌المللی از مهم‌ترین آسیب‌ها و موانع پوست‌اندازی فن‌آفرین‌ها در ابعاد کوچک و بزرگ است که به حضور موثر آنها در بازارهای بین‌المللی لطمه وارد کرده است. 

با بازتعریف مبنایی کارآفرینی و سیاست‌گذاری‌های حمایتی از کارآفرین‌ها و فن‌آفرین‌های واقعی با شرحی که گفته ‌شد، می‌توان امیدوار بود روندهای کم‌اثر فعلی بهبود یافته و در سایه رقابت شاهد رشد کیفیت و بهره‌وری در این اکوسیستم باشیم.

دورکاری، نه بیکاری

دورکاری، نه بیکاری

دیدگاه‌ها

    ارسال دیدگاه