نقد و بررسی گوشی موبایل گلکسی A50 سامسونگ

نقد و بررسی گوشی موبایل گلکسی A50 سامسونگ

گلکسی A50 یکی از گوشی‌های میان‌رده‌ی محبوب این روزهای بازار کشورمان است که در این بررسی به‌صورت موشکافانه به نقاط مثبت و ضعف آن خواهیم پرداخت.

بازار میان‌رده‌‌ها نه‌تنها در بازار ملتهب موبایل در کشورمان بلکه در سراسر جهان محبوبیت روزافزونی دارد ازاین‌رو بخش میان‌رده‌ها عموما شلوغ‌ترین دسته‌ محصولات در سبد کالای شرکت‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. گوشی سری A در سال‌های اخیر نمایندگان شایسته‌ای برای سامسونگ بوده‌اند و کره‌ای‌ها بخش عمده‌ای از تسلط خود بر بازار را مدیون این سری هستند. سامسونگ نمایندگان سال ۲۰۱۹ را با سیستم نام‌گذاری جدید و برخی تغییرات کلیدی مانند حذف گواهی IP و توجه بیشتر به ترندهای بازار روانه‌ی بازار کرده است؛ تا به امروز ۹ گوشی از سری A معرفی شده‌اند. چهار گوشی A10، A20، A20e و A30 اقتصادی‌های این سری هستند و گلکسی A70 و گلکسی A80 بالارده‌های آن محسوب می‌شوند؛ تناسب بین مشخصات فنی و قیمت A50 را یکی از محبوب‌ترین اعضای این خانواده‌ کرده است. ازاین‌رو ما نخست به بررسی این گوشی خواهیم پرداخت.

گوشی‌های قدیمی‌تر سری A را عموما با ۴ ویژگی‌ می‌شناسیم؛ نمایشگر باکیفیت، ضد آب بودن، شارژدهی عالی و طراحی فلزی؛ چهار موردی هستند که به‌نوعی امضای سری A محسوب می‌شدند. کره‌ای‌ها برای پیروی از ترند بازار، استفاده از شیشه را پیش گرفته‌اند و برای کاهش هزینه‌ها دیگر سراغ دریافت گواهی IP68 نرفته‌اند. سامسونگ از تراشه‌ی اکسینوس ۹۶۱۰ در گلکسی A50 استفاده کرده که نسبت به تراشه‌ی استفاده‌شده در سری M قدرت‌مند است؛ از طرفی دوربین فوق‌عریض نیز تقریبا در تمام ساخته‌های جدید کره‌ای‌ها به چشم می‌خورد. حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و رابط کاربری شسته‌و‌رفته One UI از دیگر مواردی است که در این بررسی به آن‌ها خواهیم پرداخت. در ادامه می‌توانید مشخصات فنی دقیق این گوشی را درکنار برادر ارزان‌‌ترش گلکسی A30 مشاهده کنید:

 

طراحی

گوشی‌های سری A از نظر مولفه‌های طراحی شباهت زیادی به گوشی‌های ترند بازار پیدا کرده‌اند؛ سامسونگ به‌دلیل U شکل بودن بریدگی بالای نمایشگر نام Infinty-U را برای آن درنظر گرفته و از واژه‌‌ی 3D glasstic برای معرفی جنس قاب پشتی دستگاه استفاده کرده است؛ ترکیب شیشه و پلاستیک با ایجاد بافت زیبایی در پشت دستگاه، بازتابی رنگین‌کمان شکلی ایجاد می‌کند؛ پوشش قاب پشتی مستعد خش‌پذیری است. ازاین‌رو، توصیه‌ی می‌کنیم از قاب محافظ استفاده کنید. گوشی با وزن مناسب ۱۶۶ گرمی خود و انحناهای قاب‌پشتی به خوبی در دست می‌نشیند و مشکلی از این بابت ندارد. شباهت A50 از نظر طراحی به M30قابل‌انکار نیست؛ بااین‌حال ما گلکسی A50 را در ایجاد حس کیفیت موفق‌تر می‌دانیم. بیرون‌زدگی دوربین‌های پشتی دستگاه بسیار کم‌ است و هیچ لقی محسوسی در استفاده از گوشی روی سطح صاف نخواهیم داشت.

همچنین گوشی از نظر لغزنده بودن در دست امتیاز قبولی دریافت می‌کند و نسبت به نمونه‌های شیشه‌ای عملکرد بهتری دارد؛ البته لک‌پذیری همچنان در این گوشی‌ها محسوس است. اطلاعاتی در وب‌سایت سامسونگ مبنی بر استفاده‌ی این شرکت از گوریلا گلس برای پوشش شیشه‌ی جلویی منتشر نشده؛ طبق انتظار خبری از چراغ اعلان در جلوی گوشی نیست و سامسونگ تنها به قابلیت نمایشگر همیشه روشن (AOD) برای نمایش اعلان اکتفا کرده است. حاشیه‌‌ای در طرفین و بالای نمایشگر مشاهده نمی‌شود اما بخش پایینی به مانند دیگر میان‌رده‌ها برای قرارگیری تجهیزات نمایشگر حاشیه‌دار طراحی شده؛ ۸۵ درصد بخش جلویی دستگاه توسط نمایشگر پوشانده شده است. کیفیت اتصالات بخش‌های مختلف و فریم پلاستیکی دستگاه مناسب ارزیابی می‌شود و محل کلیدهای پاور و تغییر حجم صدا نیز به خوبی انتخاب شده است. 

حسگر اثر انگشت اپتیکال با قابلیت اتکای نه چندان بالا

سامسونگ برای احراز هویت در گلکسی A50 همانند سری S به سراغ حسگرهای زیر نمایشگر رفته است؛ این حسگرها به‌صورت طبیعی با سرعت کمتری نسبت به نمونه‌های خازنی مرسوم اثر انگشت‌ را شناسایی می‌کنند و قابلیت اتکای کمتری نیز دارند. این حسگرها مدرن‌تر به نظر می‌رسند اما حتی با وجود فشار مناسب و تمیز بودن دستگاه گاهی شما را ناامید می‌کنند؛ در بررسی‌های ما با انگشت‌های متفاوت به‌طور میانگین از هر ۱۰ تلاش ۲ یا ۳ تلاش در بار اول به شکست منجر می‌شود؛ لازم به ذکر است که کره‌‌ای‌ها از حسگر اپتیکال به‌جای نمونه‌ی اولتراسونیک گلکسی اس ۱۰ در این گوشی استفاده کرده‌اند. استفاده‌ی بهینه از حسگر به زمان نیاز دارد؛ به این معنی که انگشت کاربر باید به شکل صحیح و برای بازه‌ی زمانی خاصی روی حسگر قرار بگیرد. سامسونگ همچون گوشی‌های سری M از سه جایگاه در خشاب سیم‌کارت بهره گرفته است، به این معنی که امکان استفاده‌ی هم‌زمان دو سیم‌کارت و کارت حافظه وجود دارد. 

اگر از کاربران قدیمی سری A هستید، مقاوم نبودن دستگاه دربرابر نفوذ آب برای شما یک عقب‌گرد محسوب می‌شود اما ما حذف این قابلیت را برای پایین نگاه داشتن قیمت کار چندان نادرستی نمی‌دانیم؛ تقریبا هیچ‌یک از رقبا نیز گواهی‌های IP را کسب نکرده‌اند. لبه‌ی پایینی دستگاه میزبان خروجی اسپیکر مونو، درگاه USB نوع C و جک ۳.۵ میلی‌متری صدا است. شایان ذکر است که گلکسی A50 در چهار رنگ مشکی، سفید، آبی و نارنجی روانه‌ی بازار شده است و نسخه‌ی مشکی در اختیار ما قرار گرفت.

نمایشگر و اسپیکر

گوشی سامسونگ گلکسی A50 از نمایشگری ۶.۴ اینچی با پنل سوپر امولد بهره می‌برد؛ این پنل در کمتر گوشی زیر ۳۰۰ دلار در بازار یافت می‌شود و هنوز در گذر این سال‌ها برگ برنده‌‌ی گوشی‌های سامسونگ نسبت به رقبا محسوب می‌شود. رزولوشن ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل یا همان +FHD برای یک میان‌رده‌ کافی به نظر می‌رسد و تصاویر نیز به‌لطف تراکم ۴۰۳ پیکسل در هر اینچ شارپ به نظر می‌رسند. وجود تنظیمات مربوط‌به حالات رنگ و پشتیبانی از فضاهای گسترده‌ی رنگی در این گوشی را یک نکته‌ی مثبت می‌دانیم که در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت. در بحث زاویه‌ی دید نیز گلکسی A50 نمره‌ی قبولی می‌گیرد و بازتاب نور از سطح نمایشگر نیز در حدی نیست که به تجربه‌ی کاربر لطمه بزند. 

گلکسی ای 50 در آزمایش سنجش روشنایی ما در هر دو الگوی ۱۰۰ درصدی سفید و ۵۰ درصدی سفید و مشکی با ثبت حداکثر روشنایی ۶۴۰ و ۸۲۰ نیت عملکرد بسیار خوبی دارد؛ این ارقام در حالت تنظیم خودکار نور نمایشگر به دست آمده است. در حالت دستی نیز روشنایی‌ها در دو حالت مذکور به ۵۴۷ و ۶۶۰ نیست می‌رسد که باز هم رقمی عالی محسوب می‌شود؛ اگر زمان زیادی را در فضای خارجی و زیر نور خورشید سپری می‌کنید، حتما برای خوانایی بیشتر، تنظیم خودکار روشنایی را فعال کنید. ذات پیکسل‌ها در نمایشگرهای اولد دستیابی به مشکی کاملا عمیق را ممکن می‌کند؛ ازاین‌رو در عمل کنتراست نمایشگر A50 را بی‌نهایت فرض می‌کنیم: تا دو رقم اعشار نوری از پیکسل‌ها در زمان نمایش الگوی سیاه ساطع نمی‌شود. حداقل روشنایی نمایشگر نیز با محدود شدن به ۲.۳ نیت در بین بهترین‌‌‌های بازار قرار می‌گیرد؛ گوشی‌های هواوی بهترین عملکرد را در بحث حداقل روشنایی و فیلتر کردن نور آبی دارند. سامسونگ ۴ حالت کالیبره‌ی رنگ را در تنظیمات تعبیه کرده است:

 

بیشترین پوشش رنگی طبق انتظار مربوط‌به حالت Adaptive Display است که به ترتیب برای sRGB و DCI P3 به ۱۴۴.۷ و ۹۷.۹ اندازه‌گیری شد. حالت‌های AMOLED Cinema و AMOLED Photo نیز با تطابق خوبی با فضای گسترده‌ی DCI P3 دارند و پوشش ۹۵.۷ و ۹۰.۳ درصدی گواه این موضوع است. حالت Basic به در نمایش رنگ‌های اشباع و زنده طبق انتظار ضعیف‌تر عمل می‌کند؛ این حالت تنها ۷۵.۶ درصد فضای DCI P3 و ۹۳.۷ فضای sRGB را پوشش می‌دهد. در بحث خطای نمایش رنگ‌ها به ترتیب حالت‌های Cinema و Basic با میانگین ۲.۴ و ۲.۹ بهترین عملکرد را دارند و حالت Adaptive Display بیشترین خطا را ثبت می‌کند. 

تک اسپیکر A50 از نظر بلندی صدا کاملا رضایت‌بخش عمل می‌کند اما همچنان ضعف در تولید صداهای بم در آن مشهود است. دیستورشن یا اعوجاج در حد قابل‌قبولی می‌ماند اما ناتوانی اسپیکر در باز تولید برخی فرکانس‌ها مانع از تبدیل شدن A50 به یک گزینه‌ی خوب در این بخش می‌شود. هدفون‌های همراه گوشی به هیچ‌وجه دوست‌داران موسیقی را راضی نخواهد کرد. ازاین‌رو توصیه می‌کنیم از هدفون‌های بهتری استفاده کنید. در پایان این بخش لازم به ذکر است که دالبی‌اتموس (تنها در استفاده از هدفون‌) و UHQ upscaler تفاوت محسوسی در صدای خروجی ایجاد نمی‌کنند.

نرم‌افزار و رابط‌کاربری

خوشبختانه گلکسی A50 برخلاف نمایندگان سری M سامسونگ به‌صورت پیش‌فرض با اندروید پای و رابط کاربری بهینه‌شده‌ی One UI روانه‌‌ی بازار شده است؛ شباهت‌های طراحی بین Samsung Experience و One UI به‌راحتی قابل تشخیص است اما بسیاری از المان‌های طراحی نیز با هدف استفاده‌ی راحت‌تر از گوشی با یک دست به این نسخه اضافه شده است. آیکون‌ها کمی نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند و هنوز هم طیف وسیعی از پوسته‌ها و آیکون‌ها برای انتخاب در دسترس شما است. پیش از مشاهده‌ی ویدئوی بررسی رابط کاربری One UI باید اشاره کنیم که سامسونگ با این رابط کاربری پس از مدت‌ها یکی قدم بزرگ در راستای اصلاح تجربه‌ی کاربری برداشته است.

One UI و امیدهای تازه به رابط کاربری گوشی‌های سامسونگ

پنل اعلان‌ها به‌صورت تمام صفحه‌نمایش داده می‌شود و می‌توان به‌راحتی با یک‌بار سوایپ در صفحه هوم به آن دسترسی داشت. اپلیکیشن‌های اخیر به‌صورت افقی چیده شده‌اند و امکان جابجایی بین آن‌ها به‌سادگی امکان‌پذیر است. نوشته‌ها، آیکون‌ها و دیگر موارد به‌نوعی جایگذاری شده‌اند که به‌راحتی دیده و انتخاب شوند اما شاید این مسئله در ابتدا کمی برای کاربر ناآشنا به‌نظر برسد اما به مرور به این تغییرات عادت خواهید کرد. سیستم ناوبری مبتنی بر ژست‌های حرکتی همان سیستم ناپخته‌ی تجربه‌شده در گلکسی M30 و M20 است و هنوز برای تبدیل شدن به آنچه در آیفون‌ها و حتی گوشی‌های جدید وان‌پلاس تجربه کردیم، راه زیادی پیش روی دارد. 

دوربین

انتظارات از دوربین‌ گوشی‌های میان‌رده با شیب کمتری نسبت به پرچمداران افزایش یافته است؛ به همین دلیل عموما به کسانی که عکاسی موبایل اولویت مهمی برای آن‌ها محسوب می‌شود، خرید میان‌رده‌های ارزان توصیه نمی‌شود. گلکسی A50 از یک حسگر ۲۵ مگاپیکسلی IMX 576 با پیکسل‌های ۰.۹ میکرومتری و یک لنز ۲۷ میلی‌متری با f/1.7 برای ثبت عکس‌های عادی استفاده می‌کند؛ این لنز فاقد لرزشگیر اپتیکال است. همانند دیگر ساخته‌های جدید سامسونگ شاهد استفاده از یک لنز فوق‌عریض ۱۳ میلی‌متری با زاویه‌ی دید ۱۲۰ درجه و فوکوس ثابت هستیم؛ حسگر ۸ مگاپیکسلی این دوربین عکس‌هایی با رزولوشن ۳۲۶۴ در ۲۴۴۸ ثبت می‌کند. دوربین سوم و ۵ مگاپیکسلی گلکسی A50 تنها برای ثبت عمق و کمک به ایجاد جلوه بوکه استفاده می‌شود و امکان عکاسی با آن وجود ندارد. 

سامسونگ از یک حسگر ۲۵ مگاپیکسلی و لنزی ۲۵ میلی‌متری با f/2.0 برای دوربین سلفی A50 بهره گرفته است؛ به‌دلیل فوکوس ثابت بودن این دوربین، برای ثبت عکس‌های باجزئیات حتما باید چهره فرد در فاصله‌ی مناسبی از دوربین قرار بگیرد. گلکسی A50 به‌صورت پیش‌فرض عکس‌هایی با رزولوشن ۱۲ مگاپیکسل را توسط دوربین‌های اصلی و سلفی دستگاه ثبت می‌کند؛ بنابراین در صورت نیاز به ثبت تصاویر ۲۵ مگاپیکسل باید از حالت 4:3H به‌جای 4:3 استفاده کرد؛ در این صورت برخی قابلیت‌ها از جمله عکاسی HDR برای کاربر غیرفعال می‌شود. 

نمونه تصاویر دوربین اصلی و اولتراواید گلکسی A50

گلکسی A50 به‌صورت پیش‌فرض قادر به فیلم‌برداری با رزولوشن 4K نیست؛ به‌دلیل پشتیبانی پردازنده و حسگر کاربر می‌تواند به کمک اپلیکیشن‌های فیلم‌برداری از چنین قابلیتی استفاده کند. سامسونگ همچنین قابلیت فیلم‌برداری صحنه‌آهسته با نرخ ۴۸۰ فریم‌بر‌ثانیه و رزولوشن 720p را برای کاربران فراهم کرده است. تغییر دوربین‌های عادی و فوق‌عریض به کمک آیکون‌های درخت در صفحه‌ی اصلی نرم‌افزار دوربین قابل تغییر است؛ فیلم‌برداری با دوربین اولتراوایدد نیز امکان‌پذیر است و در هر دو حالت لرزشگیر اپتیکال برای خنثی کردن لرزش‌‌ها وارد عمل می‌شود.

سامسونگ فعال‌سازی HDR را به تنظیمات دوربین برده است و دسترسی به آن از صفحه‌ی اصلی امکان‌پذیر نیست؛ اما جابجایی راحت بین حالت‌های عکاسی و فیلم‌برداری و چینش آیکون‌ها در این بخش را یک نکته مثبت می‌دانیم. قابلیت «Scene Optimizer» به‌صورت پیش‌فرض در حالت «Photo» فعال است اما در عمل تفاوت ملموسی در عکس‌های گرفته‌شده ایجاد نمی‌کند. 

عکس‌های گرفته‌شده با دوربین اصلی دستگاه در نور کافی از نظر جزئیات متوسط ارزیابی می‌شوند؛ این مسئله در نگاه اول شاید چندان به چشم نیاید اما در زوم و کراپ ۱۰۰ درصد به‌راحتی می‌توان از دست رفتن جزئیات بافت‌ها و به اصطلاح سافت شدن آن‌ها را دید. از نظر گستره‌ی دینامیکی و رنگ‌‌ها دوربین گلکسی A50 نمره‌ی قبولی می‌گیرد؛ در برخی از سناریو‌ها شاهد فرانوردهی (Overexpusere) هستیم؛ این پدیده در بسیاری از کهشکانی‌های سامسونگ دیده می‌شود. دوربین اولتراواید نیز با وجود ثبت عکس‌هایی با گستره‌ی دینامیکی و رنگ‌های زنده، قادر به ثبت قابل‌قبول جزئیات بافت‌‌ها نیست؛ اگر سطح توقع خود را پایین‌تر بیاورید، دوربین اولتراواید این گوشی عکس‌های جذابی برای شما ثبت خواهد کرد. تفاوت زیادی بین عکس‌های ۱۲ و ۲۵ مگاپیکسلی گرفته‌شده در روز دیده نمی‌شود؛ تفاوت اندکی که در کراپ ۱۰۰ درصدی دیده می‌شود، برای بسیاری از افراد ارزش حجم ۲ برابری تصاویر را ندارد. 

نمونه تصاویر سلفی و Live Focus

متاسفانه خبری از حالت مخصوص عکاسی شب در نرم‌افزار دوربین نیست. عکس‌های گرفته‌شده باز هم جزئیات چندانی ارائه نمی‌دهند و نویز هم آنطور که باید، کنترل نمی‌شود. عکس‌های گرفته‌شده با دوربین اولتراواید عملا به‌دلیل تاریک بودن آن‌ها قابل‌استفاده نیستند؛ ازاین‌رو توصیه می‌کنیم تنها به دوربین اصلی اکتفا کنید. حالتی به نام پرتره در A50 نخواهید یافت و Live Focus برای چنین کاری درنظر گرفته شده است؛ تشخیص‌مرزها برای یک گوشی میان‌رده‌ با قیمت زیر ۳۰۰ دلار مناسب است و جلوه بوکه (امکان تغییر نوع آن وجود دارد) رضایت‌بخش پیاده‌سازی می‌شود. پس از درک درست فاصله‌ی مناسب از دوربین سلفی قادر به ثبت عکس‌های بازجزئیاتی هستید؛ حالت‌های مختلف جلوه بوکه نیز به خوبی با الگوریتم نرم‌افزاری در دوربین سلفی پیاده‌سازی می‌شوند. 

سخت‌افزار و عملکرد

دیدن نام اکسینوس ۹۶۱۰ شاید شما را به یاد تراشه‌های پرچم‌دار سامسونگ بیاندازد؛ اما حقیقت این است که این تراشه یکی از اعضای خانواده سری ۷ اکسینوس محسوب می‌شود؛ این تراشه‌ی میان‌رده برای نخستین بار در گلکسی A50 به کار گرفته و در ساخت آن فرایند ساخت ۱۰ نانومتری استفاده شده است. سامسونگ برای بهبود عملکرد این تراشه در پردازش‌‌های شبکه عصبی موردنیاز برای تصاویر از واحد مختص به آن بهره گرفته است. در کاتالوگ معرفی این تراشه به تأثیر مثبت این تراشه در عکاسی و تشخیص هوشمند بارها اشاره شده است اما در عمل تفاوت محسوسی را شاهد نبودیم. کره‌ای‌ها در اکسینوس ۹۶۱۰ واحد گرافیکی بهتری نسبت به تراشه ۷۹۰۴ استفاده‌شده در گلکسی M30 و M20 بهره گرفته‌اند. در ادامه می‌توانید مشخصات فنی کامل این تراشه را مشاهده کنید.

 

باتوجه‌به تعداد و نوع هسته‌ها و استفاده از واحد گرافیکی جدید در تراشه عملکرد خوبی را برای میان‌رده‌ی محبوب سامسونگ متصور هستیم اما برای اطمینان، ما بنچمارک‌های مختلفی را برای شبیه‌سازی اعمال روزانه و وظایف گرافیکی اجرا می‌کنیم. آزمون‌های گرافیکی (GFXBench و 3DMark) و آزمون پردازنده‌ی مرکزی (GeekBench) و در آزمون‌های کلی (Antutu و PCMark) میان‌رده‌‌ی جدید کره‌ای‌ها را به چالش کشیده‌ایم که در ادامه می‌توانید نتایج آن را مشاهده کنید:

 

در بنچمارک‌های مربوط‌به کاربری‌های روزمره تقریبا عملکرد مشابهی بین اکسینوس ۹۶۱۰ و اسنپدراگون ۶۶۰ استفاده‌شده در ردمی نوت ۷ وجود دارد. در آزمون‌های گرافیکی نیز عملکرد بسیار بهتر این تراشه نسبت به نمونه‌ی استفاده‌شده در M30 یعنی ۷۹۰۴ به چشم می‌خورد؛ در قیاس با اسنپدراگون ۶۶۰ عملکرد گرافیکی به‌طور فاحشی بهتر نبوده و می‌توانیم این دو تراشه را در یک کلاس قرار دهیم. گلکسی A50 سامسونگ قطعا قوی‌ترین میان‌رده‌ی بازار نیست و هنوز یک پله پایین‌تر از رقبای مجهز به اسنپدراگون ۷۱۰ و نمونه‌های جدید مجهز به ۷۳۰ قرار می‌گیرد اما کاربران عادی مشکلی از نظر اجرای بازی‌های محبوب و البته نه چندان گرافیک‌محور و انجام کارهای روزمره نخواهند داشت. Mali-G72 MP3 و پردازنده مرکزی هر دو قادر به اجرای بازی‌‌های روز هستند اما در عناوینی مانند Asphalt 9: Legends و PUBG Mobile در تنظیمات گرافیکی بالا با افت فریم رو‌به‌رو خواهید شد؛ بازی‌های این‌چنینی را می‌توان با تغییر تنظیمات روان و بدون افت فریم آزاردهنده تجربه کرد. اما با فاکتور گرفتن از عنوان‌های این‌چنینی تجربه‌ بازی‌های روز بدون مشکل چندانی با A50 امکان‌پذیر است. 

باتری

با کاهش ۱۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی ظرفیت باتری نسبت به M30 و M20 شاید عده‌ای A50 را حتی در بین برادرانش از پیش بازنده بدانند اما تراشه‌ی استفاده‌شده در این گوشی کم‌مصرف‌تر از برادران ارزان‌ترش است. باتری ۴۰۰۰ میلی‌آمپر ساعتی گلکسی ای ۵۰ نزدیک به ۲ ساعت زمان برای شارژ شدن توسط شارژر ۱۰ واتی موجود در جعبه نیاز دارد؛ البته این گوشی از شارژ سریع ۱۵ واتی نیز پشتیبانی می‌کند که شما می‌توانید با خرید جداگانه از آن بهره‌مند شوید. 

 

شارژدهی مناسب و جای خالی شارژر سریع 

سه آزمون باتری PCMark برای شبیه‌سازی کارهای روزمره، GeekBench برای سنجش شارژدهی در پردازش‌ها و GFXBench برای به چالش کشیدن باتری در وظایف گرافیکی همگی در روشنایی ۲۰۰ نیتی اجرا شده‌اند. همچنین آزمون پخش فیلم نیز با غیرفعال بودن تمام اتصالات و در روشنایی مذکور با یک ویدئو HD انجام شد که گلکسی A50 با ثبت ۱۶ ساعت و ۲۰ دقیقه عملکرد بسیار خوبی در این بخش از خود نشان می‌دهد. همان‌طور که در جدول بالا نیز مشخص است، گلکسی A50 عملکرد بسیار خوبیدر بحث شارژدهی دارد اما هنوز M30 از این نظر عملکرد درخشان‌تری ارائه می‌دهد: به‌طور میانگین گلکسی A50 یک روز شما را در استفاده‌ی روزمره همراهی خواهد کرد. طی انجام آزمون گرافیکی GFXBench، دمای دستگاه از ۳۹ درجه سانتی‌گراد فراتر نمی‌رود که رقمی کاملا مناسب محسوب می‌شود.

جمع‌بندی

با کمی تامل به‌سادگی می‌توان به این اصل پی برد که «بهترین بودن» در دنیای گوشی‌های هوشمند وابستگی شدیدی به نیاز شما دارد؛ به این معنی که عملا نمی‌توان محصولی یافت که در تمام جوانب عالی و کم‌نقص باشد؛ ازاین‌رو بهتر است پیش از هر چیز نیازهای خود را مرور کنیم. گلکسی A50 با استفاده از تراشه‌ی قوی‌تر یکی از نقص‌های بزرگ سری M را از میان برداشته و مهم‌تر از آن به‌صورت پیش‌فرض با رابط کاربری جدید کره‌‌ای‌ها یعنی One UI روانه‌ی بازار شده است. در بحث طراحی نیز با تکرار ترند این روزها یعنی بریدگی قطره‌ای رو‌به‌رو هستیم و مولفه‌ی طراحی خاصی جز حسگر زیر نمایشگر در طراحی وجود ندارد. حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر A50 در سرعت و قابلیت اتکا بودن حتی نزدیک نمونه‌های خازنی مرسوم نمی‌شود؛ اگر از القاء حس متفاوت بودن آن گذر کنیم این حسگر شما را چندان راضی نخواهد کرد. 

شارژدهی گلکسی ای ۵۰ شاید به اندازه‌ی M50 عالی نباشد اما بدون شک یکی از بهترین‌های بازار محسوب می‌شود؛ فقدان شارژر ۱۵ واتی در جعبه‌ی دستگاه آزاردهنده است. نمایشگر این گوشی نیز همان‌چیزی است که از سوپر امولدهای سامسونگ انتظار دارید؛ روشنایی بالا، خوانایی زیر نور خورشید،‌ مشکی عمیق و حالت‌های رنگی متنوع ویژگی‌های وسوسه‌کننده‌ی این نمایشگر هستند. دوربین را نمی‌توان به‌عنوان نقطه‌ی مثبت گلکسی A50 به حساب آورد و واژه‌ی متوسط برای توصیف آن کافی است؛ فقدان حالت شب و بدون استفاده ماندن دوربین واید در شب درکنار سلفی‌های خوب و عکس‌هایی با گستره‌ی دینامیکی و رنگ مناسب موارد هستند که در بخش دوربین به آن‌ها اشاره شد. 

ورود به صفحه گلکسی A50

نکات مثبت

نمایشگر اولد با روشنایی بالا و دقت خوب

رابط کاربری بهینه‌شده One UI و اندروید ۹ پای

پردازنده‌‌ی قدرتمند

شارژدهی خوب باتری

جایگاه اختصای برای کارت حافظه

دوربین سلفی توانمند در روز

نکات منفی

عملکرد نه چندان خوب دوربین در شب به‌خصوص دوربین اولترا واید

فقدان شارژر سریع در جعبه دستگاه

غیرقابل اتکا بودن حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر

استاندارد مقاومت دربرابر نفوذ مایعات برخلاف نسل‌های گذشته

فقدان چراغ اعلان

نقد و بررسی گوشی موبایل گلکسی A50 سامسونگ