همراه ما باشید
هفته نامه عصر ارتباط
اولیـن و پرتیـراژتـرین هفتـه نـامه ICT کشـور

نقد و بررسی بازی Hellblade: Senua's Sacrifice، شاهکاری از جنس ویدئو و گیم

ابوالفضل مناف زاده

نقد و بررسی بازی Hellblade  Senua s Sacrifice  شاهکاری از جنس ویدئو و گیم نقد و بررسی بازی Hellblade: Senua's Sacrifice، شاهکاری از جنس ویدئو و گیم

Hellblade شاید یکی از بهترین تجربه‌هایی است که بتوان به وسیله یک بازی به آن دست یافت، البته اگر قدرت غرق شدن در داستان آن را پیدا کرده و از مشکلات گیم‌پلی آن چشم پوشی کنیم. در این مقاله قصد داریم تا به بررسی این شاهکار هنری استدیو نینجا تئوری بپردازیم. با عصرارتباط همراه باشید.

 

 

 Hellblade، متفاوت‌ترین بازی سال 2017

اکنون مدت زمان نسبتاً کوتاهی از تاریخ انتشار بازی Hellblade: Senua's Sacrifice می‌گذرد و درهمین مدت کوتاه این بازی افراد بی‌شماری را شیفته خود کرده است. موضوع زمانی جالب میشود که قبل از تجربه بازی چیزهایی را در مورد وجود مشکلات متعدد در گیم‌پلی بازی خواهید شنید. این مشکلات که در ادامه با جزئیات کامل به نقد آنها خواهیم پرداخت، مشکلاتی نظیر افت فریم، باگ‌های متعدد و برخی مشکل در مکانیزم مبارزات هستند. اولین سوالات و سردرگمی‌ها در مورد بازی این لحظه شکل خواهند گرفت که «چطور میشود که چنین اشکالاتی به گیم‌پلی بازی وارد باشد، اما با چنین نمره‌های عالی از زیر تیغ تیز منتقدین خارج شده و یکی از بهترین‌ها لقب بگیرد؟».

از جمله بازی‌های ماندگار

سالیان سال است که بازی‌سازی تبدیل به یک صنعت شده است و همواره این بازی‌ها سود کلانی را برای کمپانی‌های سازنده آن‌ها به همراه دارند. هدف اولیه و مشترک در ساخت هر بازی، سرگرم کننده بودن آن است. اغلب ما بازی‌های سرگرم کننده‌ی بسیاری را تجربه کرده‌ایم که اکثر آنها درست بعد از تمام شدن بازی به دست فراموشی سپرده شده‌اند. اما در سال‌های اخیر گهگاه شاهد عناوینی از بعضی کمپانی‌ها بودیم که علاوه بر سرگرم‌کردن مخاطب، توانسته‌اند در اذهان ماندگار شوند. سازندگان چنین عناوینی می‌خواهند تاثیرات بسیار بیشتری را به نسبت یک بازی ساده بر روی مخاطب خود بگذارند. این تاثیر میتواند سیاسی و یا اجتماعی و یا هر موضوع دیگری باشد که بدون شک مخاطب حین انجام بازی درگیر آن شده و ناخودآگاه در داستان آن غرق می‌شود و بدین ترتیب چنین بازی‌هایی در ذهن مخاطبانشان تا مدت‌ها باقی خواهند ماند.

Hellblade، باید به چشم یک فیلم به آن نگاه شود!

حال وقت آن رسیده که به موضوع اصلی یعنی نقد بخش‌های مختلف بازی Hellblade بپردازیم. در وهله اول باید به این موضوع اشاره کرد که این بازی یکی از عمیق‌ترین داستان‌های بازی را داراست و یکی از همان عناوینی است که تا مدت ها در ذهن مخاطبش باقی خواهد ماند. پس نیاز است که به چشم یک بازی ویدئویی به این بازی نگاه نکنیم و فارغ از گیم‌‌پلی و ایراداتی که دارد، سعی کنیم در داستان بازی غرق شده و آن‌را دنبال کنیم.

سنوئا، شاهکار نینجا تئوری

داستان بازی با محوریت شخصیت اصلی بازی که جنگجویی به نام سئونا است، روایت میشود. سئونا گذشته از جنگجو بودنش یک انسان عادی با مشکلات عادی است و شخصیتی است که شدیداً از لحاظ روحی مشکل دارد و از این لحاظ در شرایط بسیار سختی قرار دارد. به علاوه کمبود اعتماد به نفس، چندین و چند عامل دیگر نیز دست به دست هم دادهاند و سئونا را تا مرز فروپاشی ذهنی کشانده‌اند. شاید سئونا جنگجویی باشد که فقط در افسانه‌ها همتاهایش را می‌شود دید، اما مشکلاتی که دارد را به‌خوبی میتوان درک کرد، زیرا که مشکلاتش را به وضوح در جوامع امروزی نیز دیده می‌شود. همین تطابق باعث می‌شود که داستان بازی را به‌خوبی بتوان درک کرد و در خط آن قرار گرفت، به علاوه که داستان بازی به خوبی هرچه تمام تر روایت می‌شود. حتی شنیده شده است که سازندگان بازی برای شخصیت پردازی سئونا از کمک و راهنمایی روانشناسان بهره بردهاند و همین موضوع یکی از دلایلی است که داستان بازی چنین تاثیر گذاری بالایی دارد.

بازیکنان به عنوان کسانی که هدایت سئونا را برعهده دارند باید با او در Helheim پیشروی کنند و ضمن از بین بردن دشمنان اهریمنی‌اش، اندک اندک توانایی‌هایش را نیز ارتقاء دهند تا از پس دشمنانش برآید. شاید ظاهراً این دشمنان شیطانی هستند که در حال مبارزه با سئونا هستند، اما این موجودات همان مشکلات روانی داخل ذهن شخصیت بازی هستند که باید بر آنها چیره شود. به علاوه با پیشروی در Helheim، سئونا از نظر جسمانی قوی‌تر نخواهد شد، بلکه ذهن او است که برای مقابله با مشکلات روانی‌اش در حال قوی تر شدن است.

به علاوه داستان‌های دیگری هم هستند که بازی آن‌ها را روایت می‌کند، داستانی در مورد افسانه‌های نورس و داستان عشق سئونا به دیلیون. بازی به‌وسیله به تصویر کشیدن این عشق نشان می‌دهد که چگونه یک عشق واقعی در لحظات سخت به کمک سئونا آمده و به او انرژی مضاعف می‌بخشد تا از پس کارهایی بربیاید که در حالت عادی برایش ممکن نیست. در مجموع و برای جمع بندی داستان Hellblade، باید گفت که از شخصیت سئونا در بازی به عنوان یک نماد استفاده شده است تا به مخاطب خود بگوید که در سخت ترین لحظات باید امید داشته باشند. سازندگان بازی در ارائه یک داستان خوب و روایت آن، یکی از بهترین شاهکارهای تاریخ را طراحی کردهاند که مدت‌ها فراموش نخواهد شد.

گیم‌پلی، مبارزات

گیم‌پلی Hellblade به دو قسمت کلی تقسیم می‌شود که یک قسمت آن مربوط به مبارزات است و قسمت دیگری مربوط به بخش حل معماها و پازل‌ها. هرچند تعداد پازل‌ها و معماهای بازی از مبارزات بیشتر هستند ولی از نظرات مبارزات و اکشن بازی، این بازی اصلاً در سطح خوبی قرار ندارد. شاید تنها در مراحل ابتدایی بازی بتوان تا حدودی از مبارزات لذت برد، ولی پس از چند دقیقه همواره شاهد مبارزات با همان مکانیزم‌های تکراری در بازی هستیم.علاوه بر این روند تکراری در مکانیزم مبارزات، کمبود تنوع در اسلحه‌ها نیز یکی دیگر از مشکلات این بخش است. دشمنان اهریمنی نیز اغلب شخصیت‌هایی هستند که در ظاهر کمی با یکدیگر فرق می‌کنند، اما خصوصیات باطنی تکراری و یکسان دارند. به علاوه که دوربین بازی هم شامل ایراداتی می‌شود که حین مبارزه کمی به تجربه‌ی بازی لطمه میزند.

 

 

همانطور که اشاره شد تعداد بیشتر پازل‌های بازی نسبت به مبارزات نشان دهنده این موضوع است که تمرکز استدیو بازیسازی نینجا تئوری، بیشتر روی بخش معما و پازل‌های آن است. درمجموع این مسئله که این بازی یک بازی اکشن نیست کاملاً صحیح است، اما این موضوع دلیل بر آن نمی‌شود که در گیم‌پلی آن شاهد وجود چنین تناقضات و یا چنین مشکلات فنی بود و از آن‌ها چشم‌پوشی کرد.

گیم‌پلی، پازل‌ها و معماها

اما برخلاف بخش مبارزات گیم‌پلی بازی، شاهد پازل‌ها و معماهای بسیار خوبی در Hellblade هستیم که نشان‌دهنده خلاقیت بالای طراحان بازی هستند. با توجه به این‌ موضوع که بخش پازل و معما از تعدد بالایی برخوردار است، تا حدودی می‌توان مشکلات در مکانیزم مبارزات گیم‌پلی بازی را به دست فراموشی سپرد.

گرافیک بصری بی‌نظیر بازی

به جرات می‌توان ادعا کرد که از نظر گرافیک بصری، با یکی از زیباترین بازی‌های عرضه شده روبرو هستیم. گرافیک هنری بازی به گونه‌ای طراحی شده است که در هر لحظه و هر مکان و محیطی از بازی، مخاطب را مات و مبهوت خود خواهد کرد. از این نظر هیچ نقصی در Hellblade مشاهده نمی‌شود و بازیکنان تنها پس از چند دقیقه تجربه آن، مات و مبهوت مناظر اطراف خود خواهد شد. اما از نظر فنی نینجا تئوری تقریباً در حد متوسط عمل کرده و هراز چندگاهی در بازی شاهد باگ‌های عجیب و غریبی خواهیم بود. بهعلاوه در بعضی صحنه‌ها افت فریم هم خودی نشان داده و به لیست مشکلات فنی بازی اضافه خواهد شد.

صداگذاری، نقطه عطف بازی

اکثر عناوینی که در سال جاری میلادی عرضه شدهاند، از نظر افکت صوتی و صداگذاری عملکرد خوب و قابل قبولی داشتهاند. حتی عنوان ضعیفی چون Syberia 3 که به هیچ عنوان نمره قبولی دریافت نکرده است، از نظر صداگذاری عملکرد بسیار خوبی از خود به جای گذاشته است. Hellblade بدون شک یکی از بهترین‌‌ها در زمینه صداگذاری‌ است و حتی صداگذاری سنوئا در نوع خود عالی ارزیابی می‌شود. در کل این صداگذاری بینقص به کمک گرافیک هنری بازی، اتمسفری بی‌نظیر را برای مخاطب خود ساخته و پرداخته کرده تا بازیکنان به این بازی همانند یک تابلوی نقاشی جذاب نگاه کنند.

در پایان به عنوان تنها نکته‌ای بارز در مورد بازی می‌توان به این موضوع اشاره کرده که Hellblade به هدف خود یعنی ارائه یک داستان منسجم و قوی و تزریق آن به روح مخاطبان، دست پیدا کرده و بعید است کسی که آن را تجربه میکند، بهزودی آن را به دست فراموشی بسپارد.

درج دیدگاه

بررسی بازی