حکمرانی خوب ، مدیریتی نوین !

عصر ارتباط – شاید این سوال در ذهن بسیاری از ما همواره مطرح است که رمز پیشرفت سازمان‌های

موفق دنیا دقیقا چیست؟ آنها چگونه می‌توانند در سازمان‌های خودشان فرایندی را به جلو ببرند که منجر به تحول اساسی و محرک قوی برای پیشرفت در همه زمینه‌ها با محوریت فناوری می‌شود؟

رمز موفقیت آنها دقیقا در کجاست؟ منابع قوی از نیروی انسانی، ساختارها یا فرایندهای منظم و درست؟

یافتن رمز موفقیت و پیشرفت در نظام مدیریت نوین که به طرز بسیار برجسته‌ای آمیخته با فناوری هم هست شاید خیلی پیچیده و دشوار به نظر می‌رسد .

از نظر نگارنده اما، شاید به دشواری و پیچیدگی که تصور می‌کنیم، نباشد. پشت این پیشرفت عجیب و خارق‌العاده شاید مفاهیم ساده‌ای پنهان است که زرق و برق چشم‌نواز فناوری‌، قدرت تمرکز بر مفاهیم ساده که زیر بنای این پیشرفت عظیم است را از ما می‌گیرد

مفاهیم ساده‌ای که از آن صحبت می‌کنیم در بستر حکمرانی خوب، زاییده، ساخته و بر فرایندهای سازمان‌های موفق، جاری می‌شود و این دقیقا نقطه آسیب و آفت مدیریت‌های ماست .

به این گفته‌های شامی زنجانی اگر دقت کنیم، کلیدواژه حل سوال‌های ما در آن پنهان است:

” درک درست یک مفهوم، کلید اجرای موفقیت‌آمیز آن است. ما اگر پاسخ مناسبی برای سوال چیستی یک مفهوم نداشته باشیم، قطعا نمی‌توانیم پاسخ شایسته‌ای به سوال چگونگی آن مفهوم بدهیم و نمي‌توانيم آن را به درستی مستقر و پیاده‌سازی کنیم. اگر ما ندانیم مقصد سفرمان کجاست، به هر جايی که برسیم می‌توانیم ادعا کنیم آنجا مقصد است .همین نکته ساده باعث می‌شود که بسیاری از سازمان‌های ما در حوزه تحول دیجیتال شکست بخورند، به‌طور خلاصه و جامع ما یک دامی در سازمان‌ها داریم به نام آفت صحبت حداکثری با فهم حداقلی در خصوص آن! با حرارت در مورد چیزی صحبت می‌کنند که اطمینان داریم آن را درست درک نکرده‌اند.

در واقع همان‌طور که اشاره شد، مفاهیم موفقیت آنچنان که گفتیم، پیچیدگی عجیبی ندارند، آسیب عمیق در واقع فهم نادرست آن است که باعث می‌شود خشت اولی را کج بگذاریم که این دیوار تا ثریا کج خواهد رفت.

در واقع این بستر، پایه و زیرساختی برای رویش چیزی است که آن را حکمرانی خوب می‌نامیم، حکمرانی خوب در واقع قلب تپنده و محرک قوی برای رشد و پیشرفت سازمان‌ها در تمام رده‌ها قلمداد می‌شود. اگر بخواهیم تعریف دقیقی از حکمرانی ارايه بکنیم، باز هم رجوع می‌کنیم به شامی زنجانی: حکمرانی در واقع مدیریت، مدیریت‌هاست یعنی ابرمدیریت و سیستمی است برای مدیریت یک پدیده از بالاترین سطح تا پایین‌ترین سطح ممکن! ما حکمرانی را سیاست‌ها، ساختارها، فرایندها و سازوکارهایی می‌دانیم که برای حصول اطمینان از کسب ارزش و منفعت از یک پدیده عملا کنار هم قرار می‌گیرند و قرار است که مسوولیت‌پذیر، پاسخگو و شفاف باشند. حکمرانی، کارکردهای مختلفی دارد از سیاست‌گذاری و ساختاردهی و سازماندهی تا تعیین ارزش‌ها و قوانین بازی، مدیریت، پیاده‌سازی و استقرار برای آن مفهومی که حکمرانی می‌کنیم، پایش و کنترل پیشرفت آن و در نهایت ارزیابی تحقق منافع که مهم‌ترین عامل در هر پدیده‌ای است که ما دنبال این هستیم که آیا توانستیم منافع مدنظرمان را محقق کنیم یا خیر !

از نظر نگارنده با توجه به موارد گفته شده، به طرز بارزی مشخص است که سازمان‌های ما در دوسوی مفاهیم گفته شده دچار ضعف مفرطی هستند، به‌خصوص وداشتن  درک درست از مفاهیم در بستر حکمرانی خوب که نگاهی جامع، کامل و سیستمی به فرایندهای تصمیمات داشته وخود را به ابزارهای پنج‌گانه مدیریت نوین (تفکر سیستمی، تفکر راهبردی، تفکر انتقادی، تفکر نوآورانه و تفکر دانش‌بنیان) مجهز کند، کلید حل بسیاری از مشکلات است و با جاری شدن آن بسیاری از فرایندهای پرآسیب فعلی، جای خود را به فرصتی برای پیشرفت و نوآوری در تمام حوزه‌ها خواهد داد. به یقین می‌توان گفت وضعیت نابسامان مدیریتی در کشور به‌طور عمده ریشه در فقر این مفاهیم نوین دارد .


پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نمیشود