فناوری و مشارکت سیاسی شهروندان !

عصر ارتباط – جابه جایی دولت ها ، همیشه با تغییراتی گسترده در سطوح مختلف مدیریتی جامعه همراه بوده است ، در کشور ما هم با روی کارآمدن رئیس جمهور جدید ، شاهد تغییرات گسترده در سطوح مختلف سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها خواهیم بود که فرایندهای آن ، رابطه مستقیمی بر کیفیت فعالیت و زندگی همه مردم ، خواهد گذاشت . در شرایط کنونی که در آن به سر می بریم در وضعیت موجود نقض هایی وجود دارد که ریشه در سیاست گذاری های پیشین دارد ، و همچنانکه متفکرینی مثل ارسطو و افلاطون که در واقع پدران فلسفه سیاسی  غرب محسوب می شوند ،  معتقد بودند ، این نقص ها می بایست توسط مشارکت سیاسی شهروندان برطرف شود ، ضرورتی که افلاطون و ارسطو و بسیاری دیگر چند هزار سال پیش درک کردند ، ضرورتی است که هنوز ملموس و عینی است و ضرورت آن در عصر کنونی بسی بیشتر و بارزتر در مدیریت های نوین بایستی به کار بسته شود .

در عصر کنونی قطعا با قدرت بی بدیل فناوری ، شاهد عمیق تر شدن فرایند مشارکت سیاسی شهروندان در جوامع مدرن هستیم در واقع قدرت فزاینده فناوری به طرز برجسته ای شفافیت را عمیق تر کرده است و از طرفی با ظهور شبکه های اجتماعی ، قدرت تاثیرگذاری  یا مشارکت سیاسی  شهروندان با برجسته کردن نقص ها و تلاش و مطالبه گری برای حل فوری آنها ، فرایند سیستماتیک و منظمی را ترسیم کرده است که در نهایت منجر به بهبود حکمرانی در جوامع مدرن شده است .

در کشور ما هم همپا با جوامع مدرن ، مشارکت سیاسی شهروندان در بستر فناوری و شبکه های اجتماعی در حال انجام هست ، روزانه شاهد تولید محتواهای باارزشی هستیم که با نگاهی کارشناسی نقص ها را موشکافی و راه حل هایی هم برای حل آن ارائه می شود که خود موید این است که جامعه کنونی ما این نکته مهم را دریافته است : موفقیت امری است جمعی و از آنجایی که انسان موجودی اجتماعی است و در جامعه زندگی می‌کند، با توجه به خاستگاه و جایگاهی که در جامعه دارد، اعم از خاستگاه طبقاتی، قومی، مذهبی، جنسی، اقلیتی و …، در شرایطی است  که بدون پیگیری منافع جمعی نمی‌تواند منافع فردی خود را تامین کند. به این ترتیب حتی برای تحقق منافع فردی خود نیز که شده، باید خود را به جمع پیوند زند.

از این نظر انسان باید جزء را به کل، فرد را به جمع و منفعت فرد را به منفعت جمع گره بزند. به این ترتیب، دخالت گری و کنشگری او یا عدم کنشگری او در سیاست نقش بسیار مهمی در تغییر، پیشرفت یا پسرفت جامعه خواهد داشت.

گرچه متاسفانه در دولت گذشته ، از ظرفیت عظیم این مشارکت ها که با ارائه نظرات و تحلیل های دقیق کارشناسان در حوزه های مختلف توام بود ، بی توجهی عمیق شد و سیاست گذاری های پرآسیب یکی پس از دیگری عرصه های مختلف زندگی مردم و فعالان را دچار خسارت هایی کرد اما با این وجود معمولا تغییر دولت ها امیدها را دوباره زنده می کند تا شاید این تلاشها در نهایت مسیری در حکمرانی پیدا کرده و صدای کارشناسان و بدنه مردم در عمق سیاست گذاری ها شنیده و به کار بسته شود .

از نظر نگارنده ، لزوم توجه به این بعد از مشارکت سیاسی کارشناسان ، فعالان و مردم در دولت جدید ، ضرورتی بس مهم محسوب می شود و ترسیم مسیری واقعی برای شنیده شدن و به کاربستن آنها در دایره سیاست گذاری ها ، به طور سیستمی ، بعد خردجمعی را در حکمرانی تقویت و می تواند اعتماد از دست رفته را احیا نماید .

از این جهت چکیده ای از آنچه که در مدیریت ها و سیاست گذاری های پیرامون آن از رئیس جمهور جدید و دولت آینده مطالبه  گر هستیم  توجه به 5 گنج تفکر نوین مدیریت است که آقای مهدی شامی زنجانی ، کار را آسان کرده و به زیبایی آنرا توصیف نموده است که به کار بستن آنها به یقین کلید حل بسیاری از مشکلات مدیریتی ما در کشور خواهد بود :

– تفکر سیستمی

قابلیت درک روابط متقابل میان مسائل و موضوعات پیرامونی و توان یافتن راه حل های درست پایدار برای بسته مسائل و نه تک مساله ها

– تفکر راهبردی

توان و ظرفیت خلق و تصویرسازی آینده ای مطلوب برای خود و دیگران

– تفکر انتقادی

نگرش ها و مهارت های فکری لازم برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها

– تفکر نوآورانه

نگاه متفاوت و خارج از چارچوب های خشک و تصنعی به موضوعات پیرامونی در راستای یافتن راه حل های بدیع برای آن ها

– تفکر دانش بنیان

توانایی و مهارت حداکثرسازی منافع حاصل از خلق و به کارگیری دانش و فناوری در سطح یک تیم، سازمان و یا کشور


پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نمیشود