داود صفی خانی
مسعود پزشکیان رییس جمهوری چند ماه پیش در حاشیه سفرهای استانی گفته بود: «روزانه 8 میلیون بشکه نفت و گاز تولید میکنیم که اگر صرفهجویی ۱۰ درصدی حاصل شود، روزانه 800هزار بشکه صرفهجویی خواهد شد؛ با همین ۱۰ درصد میتوان معیشت مردم را سامان داد و زندگی مردم را درست کرد. این صرفهجویی عددی بالغ بر 16 تا 18 میلیارد دلار ارزش دارد، حال آنکه امروز برای یک میلیارد دلار چانه میزنیم!»
در همین حال اما از طرفی دیگر در گزارش اخیر بانک مرکزی آمده است که رشد نقدینگی تا پایان مرداد سال جاری به رقم بیش از 12 هزار همت رسیده است به تعبیری در طی 5 ماه سال جاری با رشد 18.2 درصد از 10 هزار همت به 12 هزار همت رسیده است.
نقدینگی (Liquidity) یکی از مفاهیم کلیدی در اقتصاد است که به میزان دسترسی یک فرد، کسب و کار یا اقتصاد به پول نقد و داراییهای نقدشونده اشاره دارد. در واقع، نقدینگی معیاری است برای تعیین سرعت و سهولت تبدیل داراییها به وجه نقد بدون افت شدید ارزش. در مفهومی دیگر نقدینگی به مجموع پول نقد در دست مردم و داراییهایی که بهسرعت و بدون زیان قابل تبدیل به پول نقد هستند، گفته میشود. این مفهوم شامل اسکناس، سپردههای دیداری (حسابهای جاری) و شبه پول (مانند سپردههای مدتدار و اوراق مالی با نقدشوندگی بالا) است. نقدینگی نقش کلیدی در اقتصاد دارد، زیرا تعیینکننده توانایی افراد و کسبوکارها برای انجام مبادلات، سرمایهگذاری و پرداخت بدهیهاست.
از منظر اقتصاد کلان، نقدینگی نشاندهنده میزان دسترسی افراد و شرکتها به پول برای انجام تراکنشهای اقتصادی است. اگر میزان نقدینگی در یک اقتصاد زیاد باشد، دسترسی به پول راحتتر شده و تقاضا برای کالاها و خدمات افزایش مییابد که میتواند منجر به رشد اقتصادی یا در صورت عدم مدیریت صحیح، باعث تورم شود. از سوی دیگر، کمبود نقدینگی میتواند موجب کاهش مصرف، رکود اقتصادی و بحرانهای مالی شود.
کنترل رشد نقدینگی در اقتصادی مثل کشور ما که بنا به گفتههای مسعود پزشکیان لنگ یک میلیارد دلار است و دولتی پرهزینه و با کسری بودجه دارد، از آن جایی مهم است که نمایانگر ریشه تورم خزنده کنونی است.
در واقع آن جنبههای مثبت رشد نقدینگی که در اقتصادهای پویا و با رشد بالا وجود دارد در کشور ما به دلیل سیاستهای اشتباه بودجهبندی انبساطی و رفتار غیر منضبط دولت، منشا تورمهای خزندهای است که سطح رفاه مردم را به گونهای پایین آورده است که تعریف بیماری اجتماعی تورم را تداعی میکند و خود منجر به شکافهای اجتماعی خطرناکی نیز شده است.
اما رشد نقدینگی در اثر سیاستهای زیر ایجاد میشود: سیاستهای پولی و مالی که توسط بانک مرکزی و دولت اتخاذ میشوند، تأثیر مستقیمی بر میزان نقدینگی دارند. سیاستهای پولی شامل تصمیماتی است که توسط بانک مرکزی برای تنظیم عرضه پول، نرخ بهره و شرایط اعتباری اتخاذ میشود.
- میزان چاپ پول و افزایش پایه پولی: یکی از مهمترین عوامل رشد نقدینگی، چاپ پول توسط بانک مرکزی و افزایش پایه پولی است. پایه پولی شامل مجموع پول در گردش و ذخایر بانکی نزد بانک مرکزی است. اگر بانک مرکزی برای تأمین کسری بودجه دولت اقدام به چاپ پول کند، مقدار پول در جامعه افزایش یافته و نقدینگی رشد میکند.
- رفتار بانکها در اعطای وام: بانکها نقش اساسی در خلق پول و افزایش نقدینگی دارند. هنگامیکه بانکها میزان وامدهی خود را افزایش میدهند، مقدار پول در گردش نیز بیشتر میشود. به عبارت دیگر، وقتی افراد و شرکتها با گرفتن وامهای جدید پول بیشتری در اختیار دارند، نقدینگی افزایش مییابد.
- سطح درآمد و مصرف در جامعه: رفتار مصرفکنندگان و میزان پسانداز یا هزینهکرد آنها نیز بر نقدینگی تأثیرگذار است. اگر مردم بیشتر پسانداز کنند، مقدار پول در گردش کاهش مییابد. اما اگر سطح درآمد افزایش یابد و مردم تمایل بیشتری به خرید و سرمایهگذاری داشته باشند، نقدینگی در جامعه رشد خواهد کرد.
بله همانطوریکه در عمق اظهارات مسعود پزشکیان است و او از لنگ ماندن دولت در تامین یک میلیارد دلار میگوید و تورمی خزنده که در کشور ما وجود دارد و همه ما با پوست و استخوانمان بیارزش شدن پول ملی، کاهش قدرت خرید و کاهش رفاهمان را هر روز شاهدیم، افزایش نقدینگی در کشور را نگران کننده میکند.
چرا که به طور بارز و مشخصی آثار افزایش نقدینگی به خاطر سیاستهای پولی و مالی بانک مرکزی و چاپ پول برای تامین کسری بودجه دولت است نه افزایش سطح درآمد و مصرف در جامعه! چرا که اگر علت دومی بود با دولتی با رشد اقتصادی بالا مواجه بودیم که به جای توزیع فقر در حال توزیع ثروت در جامعه بود!
از این رو رشد نقدینگی در شرایط فعلی موضوعی بسیار نگرانکننده است، خصوصا که نشانههایی از اقدامات عاجل و فوری برای تغییر سیاست گذاریها و رفتار مالی دولت دیده نمیشود، هر چند بانک مرکزی با سیاستگذاریهای غیر منسجمی مثل افزایش نرخ بهره، فروش اوراق قرضه و کنترل بانکها برای کاهش تسهیلات اعطایی و… سیاستگذاری میکند اما گزارشهایی که از وامهای کلان بانکها در رسانهها بیرون میآید غیر موثر بودن این سیاستگذاریها را نشان میدهد.
از سوی دیگر مطابق یک روال همیشگی افزایش چند درصدی بودجهبندی نهادها و سازمانها، افزایش حقوق کارکنان دولت، تورم همیشگی در بکارگیری و استخدام نیروهای دولتی نیز مواجه هستیم. کمااینکه در سطحی مثل نهاد ریاست جمهوری که خود پزشکیان اعلام کرد من الان در نهاد ریاست جمهوری 4هزار نفر نیرو دارم که شاید با 400 نفر هم قابل اداره است.
این روالی است که نشان میدهد حداقل تا زمانی که این یادداشت نوشته میشود خبری از اقدامات عاجل، فوری و موثر برای کاهش رشد نقدینگی و قدرت ویرانکنندگی تورم عملیاتی نمیشود.
از رو مسعود پزشکیان این جمله کلیدی پیتر دراکر را باید سرلوحه سیاستگذاریهای اصلاحی دشوار خود قرار دهد: «اگر به دنبال چیزی جدید هستید، مجبورید کارهای قبلی را تکرار نکنید!»
کنترل و مدیریت رشد نقدینگی مخصوصا در اقتصادهای ساکن و با رشد منفی زمانی دشوارتر میشود که افزایش رشد نقدینگی در این اقتصادها منجر به تورمی مزمن میشود و کمبود آن هم با مصیبتی دیگر رکود و کاهش سرمایهگذاری را در پی دارد.
از آنجا که مسعود پزشکیان گفته است برای بهترین شدن باید اول از خودمان شروع کنیم، از ایشان انتظار میرود تغییرات اصلاحی و توقف کارهای قبلی را از همان نهاد ریاست جمهوری شروع کند و این را با قدرت عملیاتی بالا در تمام کشور با سیاستهای انقباضی و بودجهبندی ریاضتی از نهادهای و سازمانهای تحت مدیریت دولت شروع کند.
و در پایان فونمیزس اقتصاددان اتریشی میگوید: «تورم؛ شکلی پنهان از مالیاتستانی یا بازتوزیع ثروت به سود دولت و گروههای تحت پشتیبانی آن و به زیان باقی مردم است.»




