داود صفی خانی
رئیس سازمان امور مالیاتی اعلام کرده است که درآمدهای مالیاتی کشور در چهار ماهه نخست سال جاری به ۵۷۷ هزار میلیارد تومان رسیده است رقمی که نسبت به ۳۹۶ هزار میلیارد تومان مدت مشابه سال گذشته، رشد ۴۶ درصدی را نشان میدهد. وی این افزایش را نتیجه سیستمی شدن نظام مالیاتی دانسته و تأکید کرده است که این رشد بدون فشار بر مؤدیان تحقق یافته است.
بدون تردید حرکت به سمت نظام مالیاتی هوشمند، کاهش فرار مالیاتی، شفافیت اطلاعات اقتصادی و استفاده از سامانههای نوین، از الزامات یک اقتصاد مدرن است. کمااینکه هیچ اقتصاد توسعهیافتهای بدون یک نظام مالیاتی کارآمد نمیتواند خدمات عمومی پایدار ارائه دهد و این مهم در تمامی نظامها و اقتصادهای توسعه یافته یک اصل بدیهی و روشن است.
- رشد درآمد همیشه به معنای ثروتمندتر شدن اقتصاد نیست
اما مسئله مهمی که باید به رئیس سازمان امور مالیاتی کشور گفت این است که: «افزایش درآمد مالیاتی در یک اقتصاد تورمی را نمیتوان بهتنهایی نشانه موفقیت نظام مالیاتی یا ثروتمندتر شدن جامعه دانست.»
اقتصاد مانند یک بنگاه اقتصادی است، اگر قیمتها بالا برود، ممکن است گردش مالی افزایش پیدا کند، اما این به معنای افزایش ثروت واقعی نیست. یک فروشگاه ممکن است امروز دو برابر سال گذشته فروش ریالی داشته باشد، اما اگر قیمت خرید کالا، اجاره، دستمزد، حملونقل و سایر هزینهها نیز افزایش یافته باشد، سود واقعی آن الزاماً بیشتر نشده است.
در اقتصاد تورمی، بسیاری از متغیرهای اسمی بدون آنکه تولید واقعی افزایش یافته باشد، رشد میکنند. وقتی ارزش پول ملی کاهش پیدا میکند:
رقم فروش بنگاهها به تومان افزایش مییابد، سود اسمی شرکتها بزرگتر دیده میشود و ارزش معاملات بالا رفته و دستمزدها و هزینههای جاری نیز افزایش پیدا میکند. در نتیجه دولت میتواند از همان فعالیت اقتصادی قبلی، مالیات اسمی بیشتری دریافت کند.
مشابه روندی که رئیس سازمان مالیاتی در بالاتر هم تاکید کرده است. به عبارت دیگر، بخشی از رشد ۴۶ درصدی درآمد مالیاتی ناشی از کاهش ارزش پول ملی است، نه الزاماً افزایش توان تولیدی اقتصاد.
اگر تورم سالانه در محدوده ۳۰ تا ۴۰ درصد قرار داشته باشد، رشد ۴۶ درصدی درآمد مالیاتی از نظر واقعی فاصله چندانی با سال قبل ندارد. حتی ممکن است نشان دهد که بخش قابل توجهی از این افزایش، ناشی از تورم و افزایش قیمتها بوده است.
- تورم چگونه درآمد مالیاتی را افزایش میدهد
بنابراین سؤال اصلی این نیست که درآمد مالیاتی چند درصد افزایش یافته است بلکه باید از سازمان مالیاتی پرسید: قدرت خرید این درآمد چقدر افزایش یافته و این مالیات از چه محل واقعی ایجاد شده است؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که یکی از مشکلات اقتصادهای تورمی این است که دولت ممکن است بهصورت ناخواسته یا حتی آگاهانه، از تورم بهعنوان یک منبع درآمد استفاده کند.
در چنین وضعیتی وقتی قیمت کالاها افزایش پیدا میکند، ارزش معاملات بالا میرود و پایههای اسمی مالیات بزرگتر میشوند. اما در پشت این اعداد، ممکن است واقعیت دیگری وجود داشته باشد: یک تولیدکننده که سال گذشته مواد اولیه خود را با قیمت مشخص خریداری میکرد، امروز برای تداوم همان تولید باید چند برابر سرمایه در گردش داشته باشد. یا یک فروشنده که سال گذشته با ۵۰۰ میلیون تومان کالا در فروشگاه خود فعالیت میکرد، امروز شاید برای حفظ همان سطح موجودی به چند میلیارد تومان سرمایه نیاز داشته باشد. در واقع این افزایش ارقام، ثروت ایجاد نکرده است بلکه بیشتر نتیجه کاهش ارزش پول است.
اگر دولت از این افزایش اسمی، مالیات بیشتری دریافت کند، در عمل ممکن است بخشی از سرمایه در گردش فعالان اقتصادی را جذب کند سرمایهای که باید صرف ادامه تولید و فعالیت اقتصادی شود به خزانه سازمان مالیاتی واریز میشود.
خیلی روشن و بدیهی است که مالیات در یک اقتصاد سالم، ابزار تأمین هزینههای عمومی و ایجاد عدالت اقتصادی است. اما زمانی که اقتصاد با مشکلاتی مانند:
رشد اقتصادی پایین، کاهش سرمایهگذاری،افزایش هزینه تولید، محدودیت دسترسی به منابع مالی،کاهش قدرت خرید مردم و بیثباتی قوانین اقتصادی مواجه است. متعاقبا نیز افزایش فشار مالیاتی اثر و نتیجهای منفی در اقتصاد ایجاد میکند.
بنگاهی که با کاهش فروش واقعی، افزایش هزینهها و مشکلات تأمین مواد اولیه مواجه است، اگر با افزایش مالیات مواجه شود، ممکن است برای جبران این هزینهها: قیمت محصولات خود را افزایش دهد، نیروی انسانی خود را کاهش دهد، سرمایهگذاری را متوقف کند یا حتی از بازار خارج شود.
در نتیجه چنین شرایطی، مالیاتستانی بدون توجه به ظرفیت واقعی اقتصاد میتواند به جای تقویت درآمدهای پایدار دولت، پایههای درآمدی آینده را تضعیف کند.
- عدالت مالیاتی فقط افزایش وصولی نیست
اگرچه اصل اصلاح نظام مالیاتی کاملاً درست است. اقتصاد ایران سالها با مشکل فرار مالیاتی، فعالیتهای غیرشفاف و نبود اطلاعات دقیق اقتصادی مواجه بوده است.
اما اصلاح مالیاتی نباید به این معنا باشد که سادهترین مسیر انتخاب شود؛ یعنی افزایش فشار بر کسانی که در سیستم رسمی فعالیت میکنند.
یک نظام مالیاتی موثر باید بتواند:
- فرار مالیاتی را کاهش دهد،
- اقتصاد زیرزمینی را شناسایی کند
- درآمدهای ناشی از رانت و فعالیتهای غیرمولد را هدف قرار دهد
- از تولیدکننده و فعال اقتصادی شفاف حمایت کند و
- منابع مالیاتی را به صورت شفاف و با دخالت مالیات دهندگان هزینه و گزارش بدهد.
اگر سامانههای مالیاتی فقط باعث شوند که واحدهای رسمی، اصناف ثبتشده و تولیدکنندگان شناسنامهدار راحتتر شناسایی شوند، نتیجه آن عدالت مالیاتی نخواهد بود، بلکه انتقال فشار بیشتر به بخش مولد اقتصاد است.
از طرفی موفقیت یک نظام مالیاتی را نمیتوان فقط با میزان وصولی سنجید. ممکن است دولت در شرایط تورمی درآمد مالیاتی بیشتری دریافت کند، اما همزمان:
سرمایهگذاری کاهش یابد، تولید رشد نکند، کسبوکارهای کوچک ضعیف شوند و اشتغال کاهش پیدا کند.
در این شرایط، باید به رئیس سازمان مالیاتی گفت: «افزایش درآمد مالیاتی یک موفقیت ظاهری است، نه یک دستاورد اقتصادی پایدار.»
سوال و معیار واقعی و آن چیزی که سازمان مالیاتی باید پاسخ دهد این است که آیا همزمان با افزایش درآمدهای مالیاتی، تولید ناخالص داخلی نیز رشد کرده است؟
آیا سرمایهگذاری افزایش یافته است؟ آیا کسبوکارها توان توسعه پیدا کردهاند؟ آیا پایه مالیاتی گستردهتر شده یا فقط فشار بر مؤدیان موجود افزایش یافته است؟ و به صورت کلیتر وضعیت خدماتدهی به مردم بهبود یافته است و در نهایت رفاه مردم بیشتر شده است؟
آنچه مسلم است دولتها برای اداره کشور به درآمد پایدار نیاز دارند و مالیات یکی از سالمترین منابع درآمدی دولت است. اما مالیات زمانی پایدار خواهد بود که از یک اقتصاد مولد و رو به رشد تغذیه کند. اگر اقتصاد رشد نکند و دولت صرفاً با افزایش نرخها، توسعه سامانهها و سختگیری بیشتر، درآمد مالیاتی را افزایش دهد، در بلندمدت ممکن است همان پایه مالیاتی که امروز از آن درآمد کسب میکند، تضعیف شود.
اقتصاد ایران نیازمند یک نظام مالیاتی هوشمند است، اما هوشمندی فقط در گرفتن بیشتر مالیات خلاصه نمیشود بلکه در تشخیص درست محل اخذ مالیات، حمایت از تولید، کاهش رانت و ایجاد انگیزه برای سرمایهگذاری و شفافیت و هزینه کرد درست منابع مالیاتی شروط اصلی است
در نهایت سوال مهمی که باید پرسید این است: آیا افزایش درآمد مالیاتی نتیجه ثروتمندتر شدن اقتصاد ایران است یا نتیجه گرانتر شدن اقتصاد ایران؟
پاسخ به این سؤال، تفاوت میان یک اصلاح واقعی مالیاتی و یک افزایش اسمی درآمد در سایه تورم را مشخص خواهد کرد.
- هشدار فریدمن درباره مالیات و رشد اقتصادی
میلتون فریدمن، یکی از مهمترین اقتصاددانان قرن بیستم، همواره بر این نکته تأکید داشت که مالیات فقط یک ابزار درآمدی برای دولت نیست، بلکه بر رفتار اقتصادی مردم، سرمایهگذاری، تولید و انگیزه کارآفرینی اثر مستقیم دارد.
فریدمن معتقد بود که هر مالیاتی در نهایت از منابعی گرفته میشود که میتوانست به شکل دیگری در اقتصاد مورد استفاده قرار گیرد یعنی در سرمایهگذاری، توسعه کسبوکار، افزایش تولید یا مصرف خصوصی.
از نگاه او، مسئله اصلی فقط میزان مالیات نیست، بلکه این است که دولت چگونه و با چه ساختاری مالیات دریافت میکند و این منابع را چگونه به اقتصاد بازمیگرداند.
در این چارچوب، افزایش درآمد مالیاتی زمانی نشانه سلامت اقتصادی است که حاصل یک اقتصاد بزرگتر، تولید بیشتر، اشتغال بالاتر و گسترش فعالیتهای مولد باشد نه زمانی که تورم باعث بزرگتر شدن اعداد اسمی معاملات و درآمدها شده است.
در همین راستا فریدمن بارها نسبت به این موضوع هشدار داده بود که دولتها ممکن است به جای اصلاح ساختار هزینهها و افزایش بهرهوری، مسیر سادهتر یعنی افزایش درآمد از طریق مالیاتگیری بیشتر را انتخاب کنند. اما این رویکرد اگر بدون توجه به ظرفیت واقعی اقتصاد باشد، میتواند انگیزه تولید و سرمایهگذاری را کاهش دهد.
از این منظر، در اقتصاد کشور ما نیز باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: افزایش درآمد مالیاتی ناشی از رشد واقعی اقتصاد با افزایش درآمد مالیاتی ناشی از تورم و کاهش ارزش پول ملی.
در حالت اول، اقتصاد بزرگتر شده و دولت از ثمره رشد اقتصادی سهم دریافت میکند. اما در حالت دوم، دولت ممکن است از افزایش اسمی قیمتها مالیات بیشتری دریافت کند، در حالی که بنگاه اقتصادی و مردم الزاماً ثروتمندتر نشدهاند.
دیدگاه فریدمن همچنین بر این اصل استوار بود که مالیات نباید به مانعی برای فعالیت اقتصادی تبدیل شود. اگر نظام مالیاتی باعث شود کارآفرین، تولیدکننده یا فعال اقتصادی احساس کند که توسعه فعالیت او فقط به معنای افزایش بار مالیاتی است، انگیزه سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند و اقتصاد به سمت فعالیتهای غیرمولد حرکت خواهد کرد.
بنابراین اصلاح نظام مالیاتی در کشور نباید صرفاً با هدف افزایش وصولیها دنبال شود بلکه باید هدف اصلی آن ایجاد یک محیط اقتصادی باشد که در آن تولید، سرمایهگذاری و شفافیت اقتصادی افزایش یابد
به تعبیر فریدمن، دولت موفق دولتی نیست که فقط منابع بیشتری جمعآوری کند بلکه دولتی است که شرایطی ایجاد کند تا بخش خصوصی بتواند ثروت تولید کند و اقتصاد از مسیر رشد واقعی، منابع پایدار برای اداره کشور فراهم کند.